متخصص اخلاق پزشکی ضمن انتقاد از عدم برگزاری شورای عالی اخلاق پزشکی وزارت بهداشت، از عقب ماندن اخلاق پزشکی از علم پزشکی سخن گفت و خواستار توجه بیشتر پژوهشگران به اسناد بالادستی سلامت شد.
به گزارش ایکنا، باارزشترین دارایی یک انسان نه مال و اندوخته که جان اوست؛ جانی که وابسته به سلامتی جسم و روح است و وقتی ابتلا به بیماری این جسم را میآزارد، بیمار مستأصل و درمانده به امید درمان به پزشک پناه میبرد؛ حال اگر این پزشک برای درمان جسم بیمار، روح او را آزرده کند یا او را در تنگنای مالی قرار دهد، آن زمان است که بیمار ضربهای حتی سختتر از بیماری را تجربه خواهد کرد.
برای جلوگیری از بروز چنین شرایطی در طول تاریخ تمدن باشکوه ایران، اخلاق در کنار پزشکی از سوی اطباء مطرح و به پزشکان جوان آموزش داده میشده است و همین آموزههاست که از پزشکان ایرانی، انسانهایی دلسوز و پرتلاش ساخته که کارنامهای درخشان در طول تمام بحرانها و سختیها کسب کردهاند، اما مسئله اخلاق پزشکی با رشد علم پزشکی ابعاد مختلف دیگری به خود میبیند. از سوی دیگر، بروز برخی رفتارهای غیراخلاقی موجب شده این کارنامه درخشان در برخی حوزهها کمفروغتر جلوه کند. بر همین اساس ایکنا طی سلسله گفتوگوهایی به بررسی ابعاد مختلف اخلاق پزشکی میپردازد.
محسن رضایی آدریانی، متخصص اخلاق پزشکی و دانشیار اخلاق پزشکی، فلسفه و اخلاق سلامت دانشکده سلامت و دین دانشگاه علوم پزشکی قم در گفتوگو با ایکنا به تحلیل وضعیت قانونگذاری اخلاق پزشکی در ایران پرداخت و مشکلاتی که در این حوزه وجود دارد را تشریح کرد که مشروح این گفتگو را در ادامه با هم میخوانیم.
ایکنا ـ سیاستگذاری حوزه اخلاق پزشکی ایران در چه شرایطی قرار دارد؟ آیا در این زمینه موفق عمل کردهایم؟
برای تبیین این مسئله چند مسئله باید روشن شود. اول اینکه حداقلهای اخلاقی میتواند به قانون و سیاست تبدیل شود. سیاست جایی است که یک نفر سیاستگذاری میکند و قانونی را برای مصالح عمومی وضع میکند. برای مثال، سیاستگذاری میکنیم که ماده ۹۲ اجرا شود، هزینههای درمان افراد تصادفی رایگان باشد یا خدمات کودکان زیر هفت سال در بیمارستانها رایگان باشد. چرا؟ به خاطر اینکه به دنبال مصالح عمومی هستیم؛ به دنبال این هستیم که افراد جامعه نفع ببینند و ضررشان کم و درد و رنجشان برطرف شود. کمااینکه در سیاستهای کلی سلامت نیز رهبر شهیدمان فرمودند: باید به دنبال این باشیم که بیمار، غیر از درد بیماری، رنج دیگری نداشته باشد.
پس حداقلهای اخلاقی تبدیل به قانون میشود و قانون و سیاست برای این است که مصالح عمومی تأمین شود.
از دیگر وظایف اخلاق پزشکی بحث آموزش اخلاق پزشکی به دانشجویان و کارکنان نظام سلامت، کار در کارگروههای اخلاق بالینی و اخلاق پژوهش، نظارت بر اینکه در پژوهشها اصول اخلاقی رعایت و حقوق بیماران ضایع نشود، نظارت بر بیمارستانها و کمیته اخلاق بالینی تا تعاملات بین کارکنان، بیماران و گیرندگان خدمات سلامت اخلاقی باشد و حقوق بیماران ضایع نشود و حقوق کارکنان نیز ضایع نشود، است.
یکی دیگر از کارکردهای اخلاق پزشکی، بحث سیاستگذاری سلامت است. اخلاق قاعدتاً باید در سیاستگذاری حضور داشته باشد؛ چون سیاستگذاری جامعه را حرکت میدهد و نوعی ریل برای جامعه میگذارد. قانون و سیاست، جامعه را در مسیری که مشخص میکند، به حرکت درمیآورد.
بعضیها میگویند در اخلاق توصیه میکنیم و فرد خودش اگر خواست رعایت میکند و اگر نخواست رعایت نمیکند؛ ولی وقتی سیاستی میگذاریم و قانونی وضع میکنیم، لازمالاجرا میشود. یعنی ممکن است من قبول نداشته باشم که کمربند ایمنی ببندم یا ممکن است قبول نداشته باشم که هنگام موتورسواری کلاه ایمنی بگذارم، ولی وقتی قانون میشود و جریمه برای آن قرار میگیرد، مجبور میشوم کلاه سرم بگذارم و برای اینکه جریمه نشوم، کمربندم را ببندم.
پس سیاست و قانون، بهنوعی جامعه را به سمت اخلاق سوق میدهند؛ بنابراین لازم است پیوست اخلاقی در قانون و سیاستگذاری دیده شود و در ادامه، پس از اجرای قانون بررسی شود که آیا نتایج وضع قانون به نفع جامعه بوده و منجر به رعایت اصول اخلاقی شده است یا خیر.
قاعدتاً و قطعاً هر قانونی یکسری تبعات دارد و یکسری افراد از قبل آن متضرر میشوند، ولی اگر نفع عمومی از آن قانون حاصل شود، این استدلال اخلاقی ما را به اینجا میرساند که با وجود اینکه میدانیم تعدادی ممکن است بعضی از منافعشان بالاجبار قربانی شود، ولی مصالح عمومی باید تأمین شود.
پس در قانونگذاری مصلحت فرد و مصلحت عموم مطرح است؛ اگر در وضع قوانین مصلحت فرد و جامعه همزمان رعایت شود، بسیار عالی است. در برخی از موارد این امکانپذیر نیست. در این شرایط مصلحت عمومی بر مصلحت فردی پیشی میگیرد. در دنیا هم همین است و مصالح و منافع عمومی را مقدم میداند.
پس یادمان باشد در سیاستگذاریها باید ملاحظات اخلاقی دیده شود. باید بهنوعی آیندهپژوهی کنیم و ببینیم که کاری که الان انجام میدهیم، جامعه را به کجا میبرد. اگر درست اجرا شود، اینگونه میشود؛ اگر درست اجرا نشود، اینگونه میشود؛ اگر اصلاً اجرا نشود، اینگونه میشود. اگر اجرا نشود، این عوارض را دارد و اگر درست اجرا شود، این منافع را دارد. یکسری عوارض هم دارد که اگر منافع و مصالح آن برای جامعه بیشتر بود، آن سیاستگذاری، سیاستگذاری درستی است.
پس یکی از کارهایی که باید انجام شود، این است. اما الان اخلاق چقدر در این حوزه، همکاران اخلاق پزشکی در حوزه سیاستگذاری سلامت، وارد شدهاند؟ چقدر توانسته حوزه اخلاق پزشکی خودش را وارد کند؟ چقدر سیاستگذاران و مدیران بالادستی حاضرند در این میان بیایند و حرف اخلاق را بشنوند و به آن عمل کنند؟ این خود جای بحث دارد.
ایکنا ـ یعنی همچنان در این حوزه با چالش مواجه هستیم؟
بله، بسیار زیاد. هنوز در اول راه هستیم. دلیل این ادعا این است که شورای عالی اخلاق پزشکی وزارت بهداشت، چند سال است که تشکیل نشده است. کمیتهها و شوراهای اخلاق پزشکی دانشگاهها نیز عموماً تشکیل نمیشود و این مطالبه از سوی مدیران بالادستی در دانشگاهها وجود ندارد که کمیتههای اخلاق پزشکی دانشگاهها حتماً برگزار شود.
البته یکسری دانشگاهها هستند که جلسات شورای اخلاقشان خیلی خوب تشکیل میشود. نتیجهاش هم این است که وقتی در آن شورا تصمیمگیری میشود، در شورای اخلاق تقریباً همه مدیران کلان دانشگاه حضور دارند و این گفتمان اخلاقی به مدیران دانشگاه تسری پیدا میکند.
ولی در دانشگاهی که رئیس آن دانشگاه به حدی با مسائل و مشکلات مختلفی درگیر است و به دنبال رفع کمبودها، مشکلات، اقتصاد سلامت و ... است، اخلاق به حاشیه میرود و اولویت اول نمیشود.
ایکنا ـ به این موضوع اشاره کردید که حداقلها به قانون تبدیل شده است. آیا ما میتوانیم حداکثرهای حوزه اخلاقی، مثل مهربانی، همدردی، همنوایی و ... پزشک با بیمار را نیز به قانون تبدیل کنیم؟
به همکاران حوزه سلامت میگوییم خوش به حال کسی که در شرایط بسیار سخت کاری و اوج خستگی نیز خود را کنترل میکند و رفتار بسیار عالی با بیمار و همراهان آنها دارند که چنین عملکردی جای تقدیر دارد. هرچند اگر کادر درمانی در چنین شرایطی کنترل خود را از دست بدهد نیز قابل انتظار است، اما باز هم توقع ما از پزشکان این است که بالاترین حد کنترل خود را داشته باشند؛ به این دلیل است که انسان قدرت اراده و اختیار دارد.
اراده و اختیار انسان مافوق همه حرفهاست. کمااینکه آموزههایمان هم همین را میگویند. در سوره تحریم، خداوند میفرماید: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ؛ خدا براى كسانى كه كفر ورزيدهاند آن نوح و آن لوط را مثل آورده [كه] هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شايسته ما بودند و به آنها خيانت كردند و كارى از دست [شوهران] آنها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان داخل آتش شويد» (آیه ۱۰ سوره تحریم).
در خانه حضرت نوح و حضرت لوط بهترین شرایط تربیتی بود، اما در همین خانهها هم بانوانی بودند که نخواستند مثل پیامبران خدا و سایر اعضای خانواده فکر کنند و راه دیگری انتخاب کردند. در همین سوره خداوند همسر فرعون را مثال میزند که در بدترین شرایط تربیتی قرار داشت، اما نخواست مثل فرعون فکر و رفتار کند: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ؛ و براى كسانى كه ايمان آوردهاند خدا همسر فرعون را مثل آورده آنگاه كه گفت پروردگارا پيش خود در بهشت خانهاى برايم بساز و مرا از فرعون و كردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان». (آیه ۱۱ سوره تحریم).
البته تأکید بر این دارم؛ افرادی که رفتار اشتباهی میکنند، مسئولیت کارشان را بر دوش مشکلات جامعه، اطرافیان و ... میاندازند، اما این کار فرار از مسئولیت است. در بدترین شرایط هم انسانهایی بوده و هستند که درست و اخلاقی رفتار میکنند.
یک تعداد آدمهایی هستند که واقعاً دغدغه اخلاقی دارند، برایشان مهم است و حاضرند هزینه رعایت اخلاق را بدهند و به خودشان فشار بیاورند و رعایت حال بیمار را کنند. این افراد اخلاق فضیلتگرایانه دارند، اما همه افراد اینگونه نیستند. اگر بخواهیم برای عموم کادر درمان مسیر اخلاقی ترسیم کنیم و قانون اخلاقی بنویسیم، باید از پله اول شروع کنیم و افراد را کمکم در حوزه اخلاقی بابا ببریم.
ایکنا ـ اکنون در پله چندم اخلاق پزشکی هستیم؟
پله اول. برای بالا رفتن از این پله اول باید حداقلهای اخلاقی در جامعه گفتمان شود، افراد در خصوص آن بیندیشند، حداقلها ساری و جاری شود. اولویتهای اصلی اجرایی شود، بعد به سراغ اولویتهای بعدی برویم. یعنی اول باید پایبست اخلاقی را بسازیم و بعد به سراغ سایر ابعاد اخلاق پزشکی برویم.
قبلاً وقتی در گزارشهای صبحگاهی بیمارستان حضور پیدا کرده و به پزشکان توصیه میکردم با بیماران حرف بزنند و شرایط بیماریشان را برایشان شرح دهند، برخی از پزشکان مخالفت میکردند و معتقد بودند نیازی به گفتوگو با بیمار و شرح روند درمان نیست، اما کمکم متوجه اهمیت این مسئله شدند. اکنون ملاحظاتی مثل رعایت حریم خصوصی بیمار، توجه به همجنس بودن پرستار با بیمار و سایر حداقلها در حال جا افتادن است و باید به سراغ سایر مباحث اخلاقی مهم برویم.
اقدامی که باید اکنون در اخلاق پزشکی انجام دهیم، ترسیم وضع موجود است و در ادامه وضع مطلوب را ترسیم و گامبهگام از وضع موجود به سوی وضع مطلوب حرکت کنیم.
ایکنا ـ بخش مهمی از اخلاق این است که پزشک درمان علمی داشته باشد؛ یعنی برای راحتی خود به جای وضع حمل طبیعی به سراغ سزارین نرود؛ یا آزمایش و داروی اضافه تجویز نکند؛ چهقدر به این مسئله در اخلاق پزشکی توجه میشود؟
تأکید ما بر این است که هر کار غیرعلمی، حتماً غیراخلاقی است؛ در هر مقطعی علم به هر نتیجهای در درمان و مراقبت از بیمار برسد، باید آن روش توسط پزشک رعایت شود. البته ممکن است علم اشتباه کرده باشد و در آینده خلاف آن ثابت شود، اما تا زمانی که علم به ما دستور میدهد از یک دارو یا روش درمانی استفاده کنیم، باید آن را به کار ببریم و این رفتار اخلاقی است که باید کادر درمان آن را اجرا کنند.
اگر غیرعلمی عمل کردیم، قطعاً غیراخلاقی است. باید علمی عمل کنیم و علمی بودن یعنی حداقلهای اخلاقی تأمین شود.
ایکنا ـ آیا سرعت رشد مطالعات اخلاق پزشکی با رشد روشهای جدید پزشکی و علم پزشکی یکی است و با کشف روشهای درمان جدید، اخلاق مرتبط با این روشها نیز مطرح میشود؟
نیاز به انجام یک کار پژوهشی در این زمینه است تا بدانیم وضعیت کنونی ما چگونه است، اما بهطور کلی با سرعتی که نیاز بوده، در حوزه اخلاق پزشکی پیش نرفتهایم. علم پزشکی پیشرفت زیادی داشته، اما اخلاق پزشکی با همان سرعت پیشرفت نکرده است.
این مسئله چند دلیل دارد؛ یک دلیل این است که قبل و اوایل انقلاب در کشور ما پزشک پاکستانی، بنگلادشی، هندی بود. یعنی بنگلادش آن زمان به ما پزشک صادر میکرد. اما اکنون در حوزه پزشکی ما کجا قرار دارید؟ ما در حوزه سلامت و کمیت خدمات سلامت در منطقه مدیترانه شرقی اول (بر اساس تقسیمبندی سازمان جهانی بهداشت) هستیم، در حالی که در این منطقه اقتصاد اول منطقه نیستیم و اقتصاد اول منطقه عربستان است، ولی این کشور به رشد ما در حوزه سلامت نرسیده است.
اما چرا چنین رشدی محقق شد؟ به خاطر اینکه براساس قانون اساسی، یکی از حوزههایی که باید بر روی آن کار میشد، حوزه سلامت و بهداشت بود و انصافاً در این حوزه خوب کار شده است.
از واردکننده پزشک پاکستانی و بنگلادشی با تشویق و حمایت امام راحل و امام شهیدمان به قدرت سلامت اول منطقه تبدیل شدهایم، پیوندهای مختلف در کشور انجام میشود، خودمان واکسن کرونا ساختیم، یکی از مناطق اصلی تأمین واکسنهای مختلف در منطقه هستیم. در سال ۵۵، از هر ۱۰۰ هزار بچهای که به دنیا میآمدند، ۲۶۰ کودک بیمادر میشدند. یعنی مادران باردار از دنیا میرفتند. امروزه این رقم ۳۰ مادر است. تمام این آمارها از زحمات تکتک کارکنان نظام سلامت حاصل شده است.
پس در کمیت مراقبت خیلی خوب پیش رفتیم، اما همزمان در کیفیت مراقبت، که ادبیات اخلاق پزشکی است، نه؛ ما دیر شروع کردیم.
ایکنا ـ آیا دلیل این کمتوجهی، این تصور عمومی نبود که ما ایرانیهای مسلمان ذاتاً افرادی اخلاقمدار هستیم؟
بله، این مسئله نیز تأثیر داشته است، اما با توجه به اینکه حوزه پزشکی حوزهای علمی است، ما نیز باید علمیتر به اخلاق پزشکی توجه میکردیم. حتی متأسفانه این تصور اشتباه وجود داشت که هر فردی میتواند اخلاق پزشکی را تدریس کند.
این درست است که ما ایرانیها در برخی حوزههای اخلاقی از بسیاری دیگر از ملتها پیش هستیم؛ برای مثال، در کرونا و جنگهایی که پشت سر گذاشتیم، شاهد رشادت و ایثار بسیار والای همکاران حوزه سلامت بودیم. در هر جای دنیا وقتی جنگ میشود، مردم آن کشور فرار میکنند، اما برخلاف همه جای دنیا، طی جنگ مردم به کشورمان بازگشتند و این مسئله برای اصحاب رسانه دنیا تعجبانگیز بود.
این بنیانهای خوب اخلاقی را داریم، اما اگر دقت نکنیم، اگر این بنیانها را بهصورت علمی رشد ندهیم، سیاستگذاری نکنیم و نظام سلامت را جهت ندهیم، مشکلات موجود و فضای رسانهای، آرامآرام ما را به سمت عقبگرد میبرد و باید مراقب باشیم.
یعنی باید حتماً سیاستگذاری و نظارت کنیم که البته یکسری سیاستگذاریها در حال انجام است، اما من انتظار دارم که بهتر از این باشد. همه ما باید بیشتر از این تلاش کنیم، تلاش ما کم است؛ ما میتوانیم در حوزه اخلاق پزشکی نیز الگوی دنیا باشیم و باید به این سمت پیش برویم.
ایکنا ـ قدمی که اکنون برای بهبود روند سیاستگذاری در حوزه اخلاق پزشکی پیشنهاد میکنید، چیست؟
در برخی حوزهها سیاستگذاریهای خوبی داریم؛ مثل سیاستهای کلی نظام سلامت، قانون اساسی، بیانیه گام دوم انقلاب و ...؛ خواهش بزرگ من از همه همکاران، بهخصوص پژوهشگران، این است که به سیاستهای کلی نظام سلامت و اسناد بالادستی این حوزه توجه کنند و آنها را بخوانند.
قانون تعالی خانواده و جوانی جمعیت را تکتک ما باید بخوانیم. بهخصوص کادر درمان ما باید بندهایی از این قانون که مربوط به آنها است را بخوانند. اگر هم در خصوص قوانین مربوط به اخلاق پزشکی افراد نظراتی دارند، ما پذیرای این نظرات هستیم و اگر کسی متن پیشنهادی دیگری دارد، ما استقبال میکنیم.
انتهای پیام