مدير مركز سعدی‌شناسی
همخوانی مضامين سعدی با ارزش‌ها منجر به ماندگاری آثار وی شده است

گروه انديشه:‌ همخوانی مضامين و موضوعات آثار سعدی با مصاديق ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی از قبيل توجه به زندگی فردی، عشق و عرفان، دين و سياست، تهذيب فردی و جمعی و ...منجر به ماندگاری آثار وی در دوران معاصر و ‌ميان قشرهای مختلف اجتماعی شده است.


به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه فارس، كوروش كمالی‌سروستانی، مدير مركز سعدی‌شناسی امروز يكشنبه، اول ارديبهشت‌ماه در نشست علمی شانزدهمين يادروز سعدی در شيراز با ارائه مقاله «بازگشت به سعدی در روزگار ما» گفت:‌ سعدی شاعر بزرگ ايران با خلق آثار ماندگاری چون گلستان، بوستان، غزليات، قصايد و مجالس در قرن هفتم هجری قمری توانست جايگاهی در ادب فارسی به‌دست آورد كه به باور برخی تاريخ ادبيات فارسی را می‌توان به پيش و پس از سعدی تقسيم كرد.


وی با بيان اينكه گنجينه آثار سترگ شيخ نامی، سعدی شيرازی از سه منظر زبان‌شناختی، محتوايی و انديشگی و هنرمندی و نبوغ شاعرانگی قابل بررسی است، گفت: تلفيق اين سه عنصر بنيادين در ساختار كلی آثار سعدی؛ منجر به پيدايش و خلق آثاری شده كه از زمانه پرآشوب شاعر تاكنون، همچنان مركز توجه همگان است.


كمالی‌سروستانی تصريح كرد: كليات وی علاوه بر طرح مسائل اجتماعی در دوران شاعر، لبريز از مضامينی است كه به‌‌نوعی برخاسته از مسائل فطری و درونی بشر در دوران متفاوت عمر و همساز با خواسته‌ها و نيازهای طبيعی اوست.


مدير مركز سعدی‌شناسی اظهار كرد:‌ سعدی با شناخت دقيقی كه از بشر، خواسته‌ها و آرمان‌هايش داشته، در آثار خود طرحی می‌اندازد تا مطابق خواسته‌های طبيعی و منطقی بشر حركت كند، از اين روست كه با دو ساختار كلی در خلق آثارش روبه رو هستيم.


وی ادامه داد: نخست اينكه واقع‌گرايی يا رئاليسم كه در آن با جهان داشته‌ها و واقعيت‌های موجود در آن و تنوع و فراوانی اطلاعات اجتماعی مواجهيم و از منظر تحليل‌های علّی و معلولی با وقايع و حوادث و نتايج حاصل از آن روبه رو می‌شويم كه خود از منظر جامعه شناختی اهميت بسيار دارد.


كمالی‌سروستانی اضافه كرد: دوم نيز اينكه آرمان‌خواهی و ايده‌آليسم كه به واقع همان جهان مُثلی افلاطونی است كه مسايل و پديده‌ها در آن آغاز می‌شوند و به سوی مُثل آسمانی يا حقيقت و جاودانگی به پيش می‌روند و به جهت فرا‌زمانی بودن و جهانی بودن، می‌تواند تصويری از جامعه آرمانی به دست دهد.


اين مدرس دانشگاه گفت:‌ بر اين اساس و با توجه به كمال‌گرايی فطری بشر، آثار سعدی می‌تواند بخش قابل توجهی از انتظار انسان‌ها را در هر دو عرصه برآورده سازد و اين امر بيان‌گر همان نكته‌ای است كه ويكتور هوگو از آن با عنوان «طنين صدادار» گروه و يا جمع نام می‌برد و معتقد است كه موفقيت نويسنده و شاعر در درون گروه اجتماعی خود به همين طنين صدادار اجتماعی او بستگی دارد؛ از اين‌رو است كه در روزگار ما بار‌ديگر سعدی و آثارش مقبوليت عام و خاص می‌يابد.


وی با تصريح اينكه تنوع حضور لايه‌های مختلف اجتماعی در آثار سعدی از پادشاه تا درويش، گروه‌های سنی مختلف، شخصيت‌های گوناگون اساطيری، پهلوانی، تاريخی، ايرانی و اسلامی، باورها و عقايد متفاوت، اقوام و قبايل مختلف و .... از نكاتی است كه آثار او را فرا‌زمانی و فراسرزمينی كرده است، گفت: توجه قشرهای مختلف اجتماعی را بدو جلب و سليقه‌های مختلف را قانع و راضی كرده است كه البته اين امر برخاسته از تجربيات مختلف سعدی در هم‌زيستی و شناخت طبقات گوناگون اجتماعی است كه گاه او را به كار گِل می‌كشاند و گاه به اندرز پادشاهان.


كمالی سروستانی بيان كرد: تناسب ساختارهای ذهنی مردم و ساختار و مضامين آثار سعدی و ارتباط اين اثر با فرهنگ ايرانی و اسلامی و همخوانی مضامين و موضوعات آن با مصاديق ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی از قبيل توجه به زندگی فردی، عشق و عرفان، دين و سياست، اقتصاد، آموزش و پرورش و تهذيب فردی و جمعی و ...منجر به ماندگاری آثار وی تا دوران معاصر و در ميان قشرهای مختلف اجتماعی شده است.


وی هم‌چنين ضمن بررسی تاريخچه سعدی‌پژوهی افزود: اما به‌راستی دليل سعدی‌گرايی امروز چيست، بی‌ترديد سه دهه گذشته برای ايرانيان فرصت مناسبی در بازخوانی هويت ملی، دينی و فرهنگی خود بوده است.


مدير مركز سعدی‌شناسی خاطرنشان كرد:‌ اگر نسل اولِ تجددخواه، مقهور و ذوق‌زده غرب بود و نسل دوم مقهور نگاه چپ، برخی از روشنفكران امروز خردگرايانه و منصفانه، و با تكيه بر داشته‌های گذشته و كنونی به تبيين جايگاه ايران و سعدی پرداخته‌اند، انديشمندان و فرهنگوران ايرانی امروز واقع بينانه‌تر و دقيق‌تر و مطمئن‌تر از گذشته با سنت‌ها و ارزش‌ها و آثار ادبی و هنری خود روبه‌رو می‌شوند.


وی افزود:‌ آن‌ها با شناخت انديشه‌های اصيل تحولات اجتماعی در غرب و جهان و نيز تئوری‌های نوين نقد ادبی و جامعه‌شناسی به سعدی و ديگر مفاخر ادبی و هنری می‌پردازند.


كمالی‌سروستانی بيان كرد: اگر در اوايل قرن بيستم «گلستان» به‌عنوان مهم‌ترين و معروف‌ترين اثر سعدی بهانه‌ای برای ستيز با سعدی بود در اواخر قرن بيستم «گلستان» بهانه‌ای برای سرآمدی او و جذب انديشمندان و روشنفكران می‌شود و اين حكايت بار ديگر اين نظريه را تأييد می‌كند كه هيچ متنی معنای مطلقی ندارد و معنای هر متن عارضی است يعنی تابعی از فرهنگ حاكم بر زمان قرائت و نيز انديشه،‌ نيت و توان خواننده.