گروه ادب: عضو هيئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به عنصر تكرار در قصههای قرآنی اظهار كرد: اگر به دقت توجه كنيم میبينيم كه هيچ گونه تكرار اصيل و ذاتی وجود ندارد، بلكه منظرها و زاويه نگاهها متفاوت است.
|
| عباس تقويان، عضو هيئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) |
عباس تقويان، عضو هيئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با اشاره به ويژگی تكرار قصههای قرآنی گفت: در قرآن كريم اين گونه نيست كه يك ماجرايی از ابتدا تا آخر با تمام جزئيات بيان شود، بلكه برش يا برشهايی از آن قصه متناسب با هدفی كه وجود داشته، بيان شده و از همين رو مسئله تكرار در قرآن قابل فهم و تبيين است.
وی افزود: برخی چرايی تكرار در قصههای قرآنی را مطرح میكنند كه بايد گفت، قرآن كريم از ابعاد مختلف از قصهای واحد استفاده و برشهای گوناگونی را با بيانهای مختلف انتخاب كرده است تا هدف مورد نظر خود را تأمين كند.
قصههای قرآنی با عبرتآموزی، موعظهگری و بيان سنتها همراه است
اين مدرس دانشگاه ادامه داد: در بيان قصه داستان بنیاسرائيل و حضرت موسی(ع) بيشترين حجم قصهگويی يا تاريخینگری در قرآن اختصاص داده شده است و گاه تكرارهايی در سورههای «بقره»، «طه» و «شعرا» وجود دارد و در سوره ديگری كه به ماجرای حضرت موسی(ع) اشاره شده است، اگر به دقت توجه كنيم میبينيم كه هيچ گونه تكرار اصيل و ذاتی وجود ندارد، بلكه منظرها و زاويه نگاهها متفاوت است.
تقويان افزود: آنجا كه در رابطه با برخورد حضرت موسی(ع) با فرعون صحبت میشود و گفتوگوهايی كه بين موسی و هارون اتفاق میافتد در چند نوبت در قرآن آمده است، اما اين بيانها با تعابير گوناگون و استفادههای هدايتی متفاوت است.
عضو هيئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به روايت كامل ماجرای يوسف نبی(ع) در سورهای با همين نام اظهار كرد: قرآن كريم قصههايی را كه مبتنی بر واقعيتهای خارجی است در برشهای گوناگون مطرح كرده كه گاهی به صورت يك بيان تام و تمام است؛ به عنوان مثال داستان يوسف نبی(ع) كه در سوره يوسف بيان شده است، روايتی كامل است و شايد تنها موردی باشد كه در قرآن كريم يك قصه به طور كامل مطرح شده و آن هم هدف خاصی مورد نظر بوده است.
| عباس تقويان: |
| داستانسرايان بشری اين گونه هستند كه اگر داستان و تراژدی مینويسند، اين موضوع مبتنی بر قدرت و قوت خيالپردازی آنهاست كه توأم با ابزارهای هنری و كلامی قوی میشود كه تأثيرگذاری آن مضاعف است. |
وی در ادامه تصريح كرد: در اين سوره میبينيم كه از آغازی كه يوسف(ع) نزد پدر است و خواب معروف خود را میبيند و بزرگتر میشود، برداران محبوبيت فرزند را نزد يعقوب ديده و به حسادت میافتند و او را با لطايفالحيل به بيابان برده و در چاه میاندازند؛ كاروانيان وی را پيدا كرده و وقايع ديگر اتفاق میافتند. در دربار عزيز مصر رشد میكند و محبوب عزيز مصر میشود، در مصر همه كاره شده و ساير اتفاقاتی كه به ترتيب رقم میخورد، قرآن كريم آنها را قدم به قدم ذكر میكند كه تك تك آيات متضمن حكمت و بيان سنتی است و در نهايت خداوند آن را به شنونده و خواننده آيات القاء میكند؛ كسی كه از سنتهای تعبيه شده در تكوين و در عالم هستی تبعيت كند به همان نتايجی كه يوسف نبی(ع) رسيد خواهد رسيد.
قصص قرآنی صورت ذهنی زيبايی را مقابل مخاطبان قرار میدهد
تقويان افزود: اگر انسان بنده خدا باشد از چاه به افلاك صعود خواهد كرد و از زمين به آسمان فراز خواهد يافت. غير از ماجرای يوسف بقيه روايتگریها را به صورت برشهايی میبينيم كه به روش عبرتآموزی و موعظهگری و بيان سنت آمده است.
وی، عنصر خيالپردازی در قصص را مورد اشاره قرار داد و بيان كرد: هر قصهگويی برای هدايت شنونده و خواننده و بيان حكمت مورد نظر قصهای را خلق میكند و برای بيان آن خود را نيازمند يك واقعيت خارجی نمیبيند. معمولاً در قصهگويی و روايتگری انسانی به اين صورت است كه قصهگويان از قدرت خيال خود استفاده كرده و آن را كم و زياد میكنند و يك روايت متصل و منسجم را از آغاز تا انجام بيان میكنند كه اين موضوع هيچ ايرادی ندارد.
تقويان در ادامه گفت: داستانسرايان بشری اين گونه هستند كه اگر داستان و تراژدی مینويسند، اين موضوع مبتنی بر قدرت و قوت خيالپردازی آنهاست كه توأم با ابزارهای هنری و كلامی قوی میشود كه تأثيرگذاری آن مضاعف است.
عضو هيئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) عنوان كرد: قرآن كريم بيان قوی و جاذبی دارد و واقعيتهايی كه در خارج اتفاق میافتد را به تصوير كشيده و ترسيم میكند و يك صورت ذهنی زيبا را مقابل مخاطبان قرار میدهد كه اين كم و زيادتها همانند تكرار، شايد به خاطر كم و زيادهای بيانی است؛ از اين رو متكلم میتواند از هنر كلامی و نگارشی خود استفاده كرده و واقعيت را در قالب واژهپردازیهای مختلف به مخاطب منتقل كند.