گريزی به خاطرات همرزمان شهيد كاوه؛
چرايی اطلاق عنوان مقدس به جنگ تحميلی ايران


سربازان آمدند در چادر فرماندهی، رو كردند به محمود كاوه، گفتند: «حاجی می‌آی عكس بگيريم؟» حاجی رفت كه عكس بگيرد.


داشتيم می‌رفتيم به دنبال كاری، سربازان صدايش زدند: «حاجی با ما ميای غذا بخوری؟» كاوه رفت كه با آنها غذا بخورد.


كاوه روی موتور نشسته بود. يكی از نيروها دويد به طرفش. گفت: «حاجی من رو سوار می‌كنی؟» كاوه سوارش كرد.


كفرم درآمد. به او گفتم: «بابا كاوه جون! ناسلامتی تو فرماندهی!»


گفت: «دوست ندارم از نيروهايم جدا باشم. دوست دارم قدم به قدم با آنها باشم... كجاشو ديدی؟ صبر كن عمليات بشه!»


اين بود ويژگی فرماندهانی كه در جبهه‌های نبرد هشت سال دفاع مقدس، هم‌دوش و همراه با نيروهای گردان، گروهان و دسته‌هايشان عازم نبرد می‌شدند. آنها پيشاپيش حركت می‌كردند، برعكس بسياری از فرماندهانی كه در جنگ ميان كشورهای ديگر حضور می‌يابند؛ فرماندهانی كه عقب می‌ايستند و نيروها به جلو گلوله توپ و تفنگ می‌فرستند؛ اين است فرق دفاع هشت ساله كشور ايران در برابر عراق كه مقدس شد.