تفسير قرآن مقام معظم رهبری(20): منافقين مفسدين روی زمين هستند
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيت‌الله خامنه‌ای در جلسات تفسير قرآن به تبيين واژه‌های بنيانی كلام‌الله‌مجيد می‌پردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا به صورت سلسله‌وار نظرات معظم‌له را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد
متن ذيل تفسير ايشان از آيه يازدهم سوره بقره مبنی بر مفسد‌بودن منافقين است كه در ادامه جلسه سيزدهم تفسير ايشان بيان شده است.
واذا قيل لهم لا تفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون (11 – بقره)
در اين آيه، سخن از اين گفته می‌شود: كه كسانی به منافقين می‌گويند فساد نكنيد در زمين، اينجا قرآن با نفس بيان اين مطلب اعلام می‌كند كه منافقين دارند فساد می‌كنند، خود اين كه می‌گويد: واذا قيل لهم لا تفسدوا فی الارض (11 – بقره) وقتی كه به ايشان گفته شود فساد نكنيد، قبل از آنكه ما به جواب آنها بپردازيم، يك قضاوتی را از قرآن احساس می‌كنيم، قضاوت قرآنی اين است كه اينها دارند در زمين فساد می‌كنند، حقيقت قضيه هم اين است، كه كدام فساد بالاتر از خدعه‌ی مؤمنين و كدام فساد بالاتر از خنجر در پشت پنهان كردن برای فرود آوردن در كتف يك حركت جوان پرشتاب نورانی به سمت ارزشها و هدفهای والاست؟ از اين فسادی بالاتر نيست.
در آن روز هم اين‌طور بود، امروز هم اينطور است، هميشه هم همينطور خواهد بود، وقتی يك ملتی با اتكاء به ايمان به سمت هدف‌های والايی دارد حركت می‌كند، طبيعی است كه با زحمت دارد حركت می‌كند، چون هرگز حركت به سمت ارزش‌های والای الهی آسان و بی‌دردسر نخواهد بود، و طبيعی است كه عوامل گوناگون، چون گرگ و دزد و خار و سنگ و صخره و همه چيز سر راهش قرار می‌گيرد و او افتان و خيزان از همه‌ی اين‌ها با همت حركت می‌كند و می‌رود و با دشواری دارد اين حركت را ادامه مي‌دهد، كه اگر اين دشواری‌ها و برخورد با مشكلات نبود و بروز توانائی‌های والای انسان هم نبود، آن‌وقت يكی از پشت بيايد به اين حركت خنجر بزند، آيا هيچ فسادی از اين بالاتر هست؟
در صدر اسلام، بين كفر و جاهليت آنروز عالم، نور توحيد و نور آزادی انسان و نور قطع رشته‌های بردگی از گردن و دست‌ و پای انسان داشت و از اسلام همه‌جا را منور می‌كرد و اسلام و پيغمبر اسلام داشتند حركت می‌كردند به سمت تعالی كه يك مشت آدمهای حقير و خفاشان كوردل، خودشان را پنهان كردند تا به پيغمبر ضربه بزنند.
ضربه‌ها چگونه بود؟ ضربه‌ها اين بود، كه در جاهای متعدد قرآن هست، مسخره می‌كردند تا شايد روحيه مسلمان‌ها را ضعيف كنند، صبح ايمان می‌آوردند، شب از ايمان برمی‌گشتند. شايد اينها را مردد كنند، مدينه آن‌روز اوايل كار، شايد ده پانزده هزار نفر جمعيت بيشتر نداشته، آن‌وقت در اين شرايط چند نفر بيايند اول صبح پيش پيغمبر (ص) بگويند ما ايمان آورديم بعد وقت غروب كه می‌شود بيايند ميان اجتماعات مردم بگويند اين چه ايمانی است، اين حرفها را بيندازيد دور، برای اينكه روحيه مردم را ضعيف كنند و اين در قرآن هست، كه يكی از شيوه‌های منافقين بود، يا اينكه بروند توطئه كنند، با مركز امپراطوری روم تماس بگيرند و به آنها بگویند چرا شما نمی‌آييد حمله كنيد به مدينه، اگر شما بيائيد ما هم از داخل به شما كمك می‌كنيم و بساط اسلام را از بين می‌بريم.
فسادهای اينها اين‌جور كارها بود، كه البته طبعاً اين كارها به نتيجه مطلوب نمی‌رسيد، كما اين‌كه در جامعه خود ما هم همين‌طور بود.
از اوايل انقلاب تا امروز با مسخره كردن با تضعيف روحيه و با استفاده كردن از امكاناتی كه در اختيار آن ناباوران هست، مثل امكانات مالی، امكانات عشيره‌ای كه در آن اوايل كه تفتين و القائات و تحريكات عشايری می‌كردند يا مثلاً: امكانات هنری و امكانات علمی، كه يك نفری با اتكاء به دانشی كه دارد و تحصيلاتی كه كرده است، استفاده كند بر ضربه زدن به ايمان آن كسانی كه در اختيار او قرار می‌گيرند.
يك هنرمندی و يا يك قصه نويسی، يك شاعری، يك نقاشی، يك فيلم‌ساز، يك هنرمندی از هر شكلش از هنر خودش برای ضربه زدن به روحيه مردم استفاده كند، كه همه‌ی اينها توطئه و فساد است، برای اين‌كه يك حركت صحيح خوش‌يمن و خوش‌عاقبتی، بر مبنای توحيد و بر مبنای ارزش‌گذاری بر روی انسان، براساس ارزش‌های الهی و براساس يك نظام درست ارزشی يك حركت را به سمت يك اهدافی آغاز كرده‌اند و اين‌ها دارند با اين ابزارهايی كه گفته شد و با انگيزه‌ای كه قبلاً به آن اشاره شد مقابله می‌كنند، اين فساد است.
پس آيه قرآن از آغاز می‌گويد: واذا قيل لهم لا تفسدو فی الارض وقتی كه به اينها گفته می‌شود در زمين فساد نكنيد،‌ قبل از اينكه ما بپردازيم كه آنها چه جواب دارند و خدا چه قضاوت كرده است؟ قضاوت قرآن را از همين آيه می‌فهميم كه دارند فساد می‌كنند. آنها در جواب وقتی به ايشان گفته می‌شود در زمين فساد نكنيد چه می‌گويند؟ اين‌است كه: قالوا انما نحن مصلحون ما داريم اصلاح می‌كنيم و حالا، قبل از اينكه من بپردازم به تشريح پاسخ آنها كه گفتند ما اصلاح می‌كنيم، چه اصلاحی مورد نظر آن‌هاست كه ادعايش را می‌كنند.
اين نكته را عرض بكنم اين‌كه، در آيه قرآن گفته می‌شود: واذا قيل لهم و چون به آنها گفته شود، معلوم نيست كه حالا حتماً اين اتفاق افتاده باشد و اين‌را كسانی به آنها گفته باشند لا تفسدوا فی الارض ممكن هم هست گفته باشند، اما اين به آن معنی نيست كه ما تصور كنيم در صدر اسلام كه منافقين بوده‌اند، يك عده‌ای می‌رفتند به آنها می‌گفتند: لا تفسدوا فی الارض فساد نكنيد در زمين، گرچه ممكن هم هست كه كسانی چنين گفته باشند، كه اگر چنين چيزی اتفاق افتاده باشد، يا از مسلمان‌هايی بودند كه اين‌ها را می‌شناختند، می‌رفتند می‌گفتند چرا اين‌قدر فتنه راه می‌اندازيد و اين چه فسادی است كه شماها راه انداختيد؟ شما هم بيايد بين مردم و كار آنها را بكنيد، يا اينطور بوده است، به اينها می‌گفتند اينقدر فساد نكنيد.
‌اين چه كاری است كه ما داريم با اين مردم انجام می‌دهيم و با انواع و با اشكال توطئه‌ها ذهن آنها را منحرف و خراب می‌كنيم؟ كه كسی اين‌طور به اين‌ها می‌گفته، يا ممكن است هيچ‌كدام از اينها نباشد بلكه يك خطاب طبيعی است در تاريخ به اين‌ها، يعنی اگر فرض كنيد صاحب دانشی و خردی و وجدان بيداری پيدا شود به اين‌ها بگويد شما چرا اينطور فساد می‌كنيد؟ چه می‌خواهيد از جان يك ملتی كه دارد در يك راه درستی با اين اخلاص و صفا حركت می‌كند؟ چرا شما می‌خواهيد برای خاطر قدرت خودتان كه حكومت دست شما باشد، يا برای خاطر آن سياست مطلوب خودتان كه می‌خواهيد با فلان قطب، مثلاً: با روم آن روز دنيا، يا با آمريكای امروز می‌خواهيد پيوند داشته باشيد يا در آن دورانی كه گروه‌های چپ در ايران نفاق می‌ورزيدند و مخالفت می‌كردند، كه می‌خواستند مثلاً فرض كنيد با امپراطوری سوسياليستی آن‌روز كه از هم پاشيده و نابود شد، می‌خواهيد با او پيوند داشته باشيد.
چرا به خاطر اين‌ها می‌آييد فساد می‌كنيد در ميان اين مردمی كه حالا طبق ميل شما حركت نمی‌كنند؟ اين خطابی است كه هميشه ممكن است به يك عده منافق بشود، چه داعيه‌ای داريد؟ چه مرضی داريد؟ چرا مردم را اذيت می‌كنيد؟ چرا جلوی اين ملتی كه راهی را شناخته و فهميده و دارد حركت می‌كند، مانع می‌گذاريد و فريب‌گری و اغواگری می‌كنيد، داعيه شما چيست؟ چه انگيزه‌ای داريد؟ چرا فساد می‌كنيد؟
اگر اين سئوال بشود آن‌وقت انها در جواب می‌گويند قالوا انما نحن مصلحون (11 - بقره) اين فساد نيست كه ما داريم می‌كنيم ما داريم اصلاح می‌كنيم و كارهای خراب را درست می‌كنيم. يعنی با همه‌ی اين خرابكاري‌ها، داعيه‌ی اصلاح‌گری هم دارند، كه حالا انگيزه‌ای اين داعيه و متن معنای اين داعيه را انشاء‌الله در هفته آينده عرض خواهم كرد.
« والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته »