بررسی ويژگی‌های علمی و اخلاقی استاد عطاردی (8)
بررسی روايات امام جعفر صادق (ع)‌ در تفسير قرآن بر اساس مسند الامام الصادق (ع)
متن فوق بخشی از مقاله حجت‌الاسلام والمسلمين سيد «محمدعلی ايازی» است كه به مناسبت گراميداشت استاد عزيزالله عطاردی در تالار شيخ صدوق واقع در جوار حرم مطهر حضرت عبدالعظيم حسنی ارائه شده و در نخستين جلد از گرامی‌نامه «استاد عطاردی» به چاپ رسيده است. متن كامل اين مقاله بدين شرح است:
از معصومان در تفسير و توضيح آيات قرآن، روايات فراوانی به دست ما رسيده است. در اين ميان، روايات منسوب به امام جعفر صادق (ع) در مقايسه با ديگر معصومان (ع) از تعداد بيشتری برخوردار است.
نويسنده اين مقاله، با استفاده از مجلدات ششم و هفتم و هشتم كتاب مسند الامام الصادق (ع) اثر استاد عزيزالله عطاردی به بررسی اين روايات و گونه‌های آن پرداخته است و روايات تفسيری امام صادق (ع) را تحت ده عنوان تقسيم‌بندی كرده است كه عبارت‌اند: شرح واژگان، شرح مفاد كلمه، شرح جمله و مفاد كلمه، زدودن شبهه و تصحيح بدفهمی نسبت به قرآن، تأويل آيات، تعيين مصداق و مصاديق، تبيين معارف اعتقادی، توجه به پيام و اهداف تربيتی، توضيح قصص قرآن، توجه به لايه‌های باطنی.
از امام صادق (ع) روايات فراوانی از طريق منابع حديثی شيعه درباره تفسير قرآن نقل شده است. كافی است كه به مسند الامام الصادق (ع) محقق معاصر عزيزالله عطاردی جلد ششم، هفتم و هشتم مراجعه شود كه بخش قرآن و تفسير اين مسند را تشكيل می‌دهد تا معلوم شود كه تعداد اين روايات در مقايسه با روايات منقول از ديگر معصومان از چه حجمی برخوردار است.
درباره منابع و طريق‌های ديگر چون كتاب‌های عرفانی و گردآوری‌های مستقل منسوب به امام جعفر صادق (ع) سخن‌های بسيار است، به عنوان نمونه می‌توان از دو كتاب ظاهرا تفسيری منسوب به ايشان ياد كرد، يكی تفسير جعفر الصادق كه توسط علی زيعور گردآوری و تحقيق و توسط موسسه عزالدين للطباعه و النشر چاپ شده است و ديگری تفسير جعفر الصادق به تحقيق پول نويا كه ظاهرا گردآوری شده از اصل حقائق التفسير ابو عبدالرحمن سلمی (325- 412ق) است و سلمی با تعبير ترديدآميز نقل می‌كند: «ذكر أنها عن جعفر بن محمد» و به صورت مرسل گزارش شده است.
البته پيش از پل نويا، لوی ماسينيون نخستين مستشرقی است كه آثار تفسيری امام صادق در كتاب حقائق التفسير را جسته و درباره منابع آن سخن گفته است اما اخيرا گردهارد باورينگ تفسير سلمی و زيادات حقائق التفسير را تحقيق و روايات منسوب به امام صادق را در اين تفسير كه 211 نقل تفسيری است مورد توجه قرار داده است.
محمدكاظم رحمتی بر آن است تا نشان دهد كه حداقل بخشی از آنچه به نام تفسير امام صادق در متون عرفانی، مخصوصا آثار ابو عبدالرحمن سلمی مشهور است، تحريری از اثر شيعی مشهور به نام صحيفة الرضا به شمار می‌رود. شيخ صدوق (م 381 ق) اين صحيفه را در كتاب عيون اخبار الرضا آورده است.
گفته شده اين روايات، از طريق علی‌بن موسی الرضا به امام جعفربن محمد صادق منتهی می‌شود نكته پايانی كه از اين محقق آورده آن است كه روايات صوفيانه امام صادق (ع) پيش از «سلمی» در محافل صوفيانه عراق تداول داشته و كاری كه وی انجام داده انتقال اين روايات به محافل صوفيانه خراسان بوده و با وجود آن‌كه عالمان امامی به طريق‌های ديگر روايت اين كتاب، آشنا بوده‌اند ظاهرا هيچ‌گاه از تحرير صوفيانه اين اثر كه به دست «سلمی» تدوين نهايی يافته بهره نبرده‌اند.
از سوی ديگر، تفسير نعمانی و در برخی تغييرها رساله محكم و متشابه كه علامه مجلسی آن را در جلد نود بحارالانوار آورده و به صورت مستقل هم چاپ شده رواياتی است كه به امام جعفر صادق (ع) نسبت داده شده است.
به هر حال با چنين نوشته و سخن‌هايی از تفسير امام صادق (ع) مواجه هستيم و آن‌چه مدنظر اين نوشته است رواياتی است كه در مجامع روايی شيعه نقل شده و آقای عطاردی با ترتيب رايج با عنوان كتاب تفسير در مسند الامام صادق نقل كرده است.
اين روايات شامل مطالبی است كه به طور مشخص آن حضرت از پيامبر (ص) و امام علی (ع) و امام باقر (ع) نقل كرده يا حضرت بدون اسناد، آن را بيان می‌كند، اين روايات شامل سه بخش است: رواياتی كه در باب جايگاه و فضليت قرآن رسيده و مسلمانان را به تحفظ، انس و تدبر قرآن تشويق می‌كند و اهميت قرآن را در زندگی نشان می‌دهد؛ رواياتی كه در موضوعات علوم قرآنی مانند ناسخ منسوخ، محكم و متشابه، اسباب نزول، جمع قرآن و خواص قرآن رسيده است و دسته آخر، رواياتی است كه در تفسير آيات رسيده و به ترتيب سوره‌ها و آيات طبق مصحف شريف تنظيم شده است.
نويسنده در اين مقاله بر آن است تا ميراث تفسيری آن حضرت را توصيف و تحليل كند و ويژگی‌ها و گونه‌های تفسير امام صادق (ع) را شرح دهد و در هر قسمت نمونه‌ای از روايات تفسيری را نقل كرده و اهميت آن را در توسعه مفهومی و بازكردن فضای كشف معانی ذكر كند پيش از ورود در سخن لازم است نكاتی كلی يادآوری شود.
آنچه در اين مجموعه مطرح شده، تفسير مأثور است؛ يعنی آموزه‌های پيامبر (ص) و امامان (ع) در توضيح و تفصيل و پرده‌برداری از معانی و معارف قرآن گزارش شده و همه ويژگی‌های تفسير مأثور را دارد و در برابر تفسيرهای ديگر چون تفسير اجتهادی و عقلی و متكی به منقولات صحابه و تابعين است و بر فرض صحت و إتقان سند، از حجيت خاص خود برخوردار است.
اين روايات از منابع گوناگون نقل شده و از نظر دقت ضبط، اسناد و تاريخ ضبط روايت و روايانی كه آن‌ها را نقل می‌كند چندگانگی دارند برخی از اين روايات در مجامع معتبر روايی شيعه چون الكافی، تهذيب الاحكام و من لايحضره الفقيه نقل شده و يا چون كتاب المحاسن برقی و عيون اخبار الرضا صدوق و معانی الاخبار آمده، اما برخی روايات از كتاب‌هايی چون تفسير عياشی و بصائر الدرجات و احتجاج طبرسی و تفسير قمی نقل شده كه درباره آن سخن‌ها است.
برخی از منابع آن، كتاب‌های حديثی اهل سنت مانند مصنف ابن ابی شيبه، تاريخ بغداد، تفيسر سفيان ثوری و شواهد التنزيل از منابع حديثی و تفسيری اهل سنت است و برخی از منابع آن را منابع دست دوم به حساب می‌آيد، مانند بحارالانوار مجلسی.
بررسی و سخن درباره روايات تفسير امام صادق (ع) در قلمرو تفسيرپژوهی و گونه‌شناسی است و مباحث سندی اين روايات مدنظر نبوده و نيست و كار مستقلی را می‌طلبد و در تحليل و ارزيابی محتوای آن از اين جنبه لحاظ نشده است به همين دليل گاهی برای استناد و استدلال به روايتی از رساله محكم و متشابه، روايات تفسير علی‌بن ابراهيم و تفسير فرات استناد شده است بدون آن‌كه اشكالات سندی و حجيت آن‌ها مورد غفلت قرار گيرد همچنين برخی از اين روايات به صورت مرسل نقل شده مانند روايات مرسلی كه طبرسی در مجمع البيان نقل می‌كند و منابع آن‌ها مشخص نيست، يا در تفسير عياشی آمده و اسناد آن حذف شده است و يا مجلسی از منابعی نقل می‌كند كه جای چون و چرا دارد.
در طرح و بررسی اين روايات، آسيب‌های تفسير اثری مورد توجه بوده و در آن‌جا كه جنبه ساختگی آن روشن بوده چون روايات اسرائيلی، روايات مشتمل بر غلو و خرافات در بحث گونه‌شناسی مورد استناد قرار نگرفته‌‌اند و چون در اين مقاله در مقام معرفی اين آثار به صورت كلی بوه نيازمند اين وارسی‌ها نيست و تنها در صورتی جای توجه دارد كه بنابر استناد به يك روايات خاص باشد، اما بدون شك در تفسير مأثور يكی از مشكلات كه همچنان باقی می‌ماند و لازم است مانند روايات فقهی نقد و بررسی و پالايش شوند، روايات اسرائيلی، روايات مشتمل بر غلو و خرافات و دخيل است كه اين كار هر چند در اين اواخر و دير هنگام انجام گرفته، گران‌قدر است.
بنابراين با توجه به اين نكات، روايات تفسيری امام صادق (ع) مورد بررسی قرار می‌گيرد و انواع و دسته‌بندی و گونه‌ها و موضوعات اين روايات معرفی می‌شوند.
با پذيرش اين نكته كه از امام صادق (ع) در تفسير آيات، روايات گوناگونی نقل شده كه چندگونه هستند، می‌توان اين چندگانگی را در ابعاد زير تقسيم‌بندی كرد:
1ـ شرح واژگان:
گونه‌ای از اين روايات در شرح واژگان و معانی لغوی كلمات قرآنی رسيده است. تفسير لفظی و لغوی قرآن و به طور خاص تفسير غرائب قرآن از هنگام نزول قرآن مورد توجه صحابه بوده است آنان هرچه كه به واژه‌ای بر می‌خورند كه ناآشنا به نظر می‌رسيد، از پيامبر (ص) می‌پرسيدند و يا به ديوان اشعار شاعران مراجعه می‌كردند و يا به استعمال آن در ميان اهل باديه می‌رفتند نمونه اين مراجعه را می‌توان در كتاب «مسائل» نافع بن ازرق از ابن عباس ديد كه روايت‌های گوناگونی از آن شده است.
اين شيوه تبيين واژگان، تفسير قرآن نيست، امام (ع) مقدمه‌ای برای فهم و كشف پيام الهی را تشكيل می‌دهد. امام صادق (ع) در اين روايات در توضيح واژگان به دو جنبه از شرح واژه پرداخته‌اند گاهی تبيين واژه جنبه ظاهری و لفظی دارد و در جهت آگاه كردن شيوه محاوره عرب و استعمال آن است، و گاهی در جهت تفسير كلمه و توجه دادن به معنايی خاص است، مثلا در روايتی در ذيل آيه «و لا تجعل يدك مغلولة إلی عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا» (سوره مباركه اسراء، آيه شريفه 29) «محسور» و «احسار» را كه به معنای حسرت‌زده ترجمه می‌شود و معنايش اين است كه در انفاق كردن چنان گشاده دستی منما كه ملامت شده و حسرت زده بر جای مانی،‌ حضرت به برهنگی و عريانی معنا می‌كنند و در نتيجه معنای آيه چنين می‌شود كه در انفاق كردن چنان گشاده‌دستی منما كه دچار برهنگی و درماندگی شوی و املاق را در آيه «و لا تقتلوا اولادكم خشية إملاق» (سوره مباركه اسراء،‌ آيه شريفه 31) را فقر و گرسنگی.
اما تفاوتی كه ميان اين دو نوع لغت‌شناسی وجود دارد، در اولی تفسير واژه است چون محسور به همان معنای حسرت‌زده است اما حضرت به تفسير واژه است، چون محسور به همان معنای حسرت‌زده است اما حضرت به علت حسرت توجه داده كه يكی از آن‌ها می‌تواند بخشش تا حد برهنگی و عريان شدن باشد، در صورتی كه حسرت‌زدگی مصاديق ديگری هم می‌تواند داشته باشد چون فقر و گرسنگی، درماندگی، فشار محدوديت، ملامت همسر و فرزندان.
اما در كلمه «املاق»، اگر تنگدستی معنا كنيم، يا فقر و گرسنگی، شرح الفاظ و توجه دادن به واژگان است و تفاوتی ميان لغت با حديث نيست و حضرت به همان معنای لغوی توجه می‌دهند.
نمونه ديگر از موارد شرح لفظی نقل شده از امام در توضيح كلمه «توسم» در آيه «إن فی ذلك لآيات للمتوسمين» (سوره مباركه حجر، آيه شريفه 75) است. قال: المتفرسون. متوسم در لغات به معنای هوشياران معنا شده است اما حضرت به افراد زيرك معنا كرده‌اند كه ميان زيركی و هوشياری تفاوت چندانی نيست، اما نكته قابل توجه بيان اين‌گونه از تفسيرهای واژه‌شناسی است.
نمونه ديگر از اين‌گونه شرح واژگان، فروغ اللغه ياد كرد، تفاوت ميان دو واژه نزديك به هم است. فروغ اللغه، يكی از گرايش‌های ديرين واژه‌شناسی است به عنوان نمونه دو كلمه فقير و مسكين معنايی نزديك به هم دارد اما چون در قرآن با هم آمده است «إنما الصدقات للفقراء و المساكين» (سوره مباركه توبه، آيه شريفه 60) اين پرسش مطرح است كه تفاوت ميان اين دو كلمه چيست؟ حضرت می‌فرمايند: فقير كسی است كه به مردم اظهار نياز نمی‌كند و مسكين كسی است كه حالش از فقير سخت‌تر باشد و از مردم سئوال و درخواست می‌كند.
ذكر اين تفاوت هم جنبه تفسيری دارد تا روشن شود كه در قرآن مترادف به كار نرفته و معانی مختلفی در نظر است. جنبه فقهی هم دارد كه اگر امر دائر ميان فقير و مسكين شد بايد نوعی ترتب در پرداخت زكات، رعايت شود. نمونه ديگر بيان تفاوت ميان سر و خفی در آيه «يعلم السر و أخفی» (سوره مباركه طه، آيه شريفه 7) از آن حضرت است كه می‌فرمايد: سر، آن چيزی است كه در درون خود پنهان كنی و خفی، آن چيزی است كه به ذهن تو می‌رسد و فراموش می‌كند.
البته گاهی شرح واژگان، در مقام بيان مصداق است، چنان‌كه از آن حضرت درباره آيه «انفروا خفافا و ثقالا» (سوره مباركه توبه، آيه شريفه 41) كه معنايش اين است كه سبكبار و گرانبار كوچ كنيد، پرسيده می‌شود كه معنايش چيست؟ حضرت می‌فرمايد: «شباباً ‌و شيوخاً؛ چه جوان باشيد يا پيرمرد، برای جهاد فی سبيل الله كوچ كنيد» بی‌گمان سبكباری به معنای جوانی نيست؛ اما می‌تواند مصداق اين واژه باشد. همچنين گرانباری و ثقيل بودن، يكی از مصاديقش پيری، كهلوت و ضعف و سستی است.
2ـ شرح مفاد كلمه:
گونه‌ای از روايات امام صادق در تبيين مفاد كلمه است حضرت در اين دسته از روايات در مقام بيان لغت نيست. كلمه را شرح می‌دهد، مثلا در قرآن دو بار كلمه طوفان آمده است. طوفان و طيفون از يك ريشه است و به هر چيزی كه فراگير شود، گفته می‌شود و معمولا برای باران‌های سخت و سهمگين و تشكيل امواج هولناك به كار گرفته می‌شود، اما وقتی از امام صادق (ع) درباره طوفان و مفاد اين كلمه می‌پرسند، حضرت می‌فرمايد: هو طوفان الماء و الطاعون؛ يعنی به مفاد لغوی كلمه توجه می‌دهد و شامل بيماری‌های فراگير و كشنده هم می‌داند و از معنای رايج كلمه فراتر می‌رود.
نمونه ديگر از شرح مفاد كلمه، معنای: «يوم التناد» در آيه «إنی أخاف عليكم يوم التناد» (سوره مباركه غافر، آيه شريفه 32) است. معنای كلمه روز ندا دادن مردم به يكديگر است اما حضرت شرح بيشتری می‌دهد و می‌فرمايد: «و نادی اصحاب النار اصحاب الجنته أن أفيضوا علينا من الماء» روزی كه اهل جهنم بهشتيان را ندا می‌دهند كه بر ما، آبی افاضه كنيد؛ يعنی عينيت روز قيامت و ويژگی آن را بيان می‌كنند.
در روايات امام صادق (ع) اين‌گونه از بيان شرح كلمه كه فراتر از معنای لغوی پيش رفته بسيار است و در حقيقت تفسير لغوی قرآن می‌باشد.
3ـ شرح جمله و مفاد كلمه:
گونه‌ای ديگر از تفسيرهای منقول از امام صادق (ع) مواردی است كه به جای بيان واژگان و تفسير لغوی، در شرح جمله و برداشتن اجمال و ابهام در كلام است مانند چندين روايتی كه از حضرت در شرح جمله «الرحمن علی العرش استوی» (سوره مباركه طه، آيه شريفه 5) رسيده است كه می‌فرمايد: «استوی من كل شی فليس شی هو أقرب إليه من شی؛ خدای رحمان از هر جهت، بر عرش استيلا دارد، پس چيزی نيست كه نزديك‌تر به او باشد.»
نمونه ديگر در تفسير اين جمله است «و الذن يؤتون ما ءاتوا و قلوبهم وجلة أنهم إلی ربهم راجعون» و كسانی كه آن‌چه را دارند، می‌دهند در حالی‌كه دل‌هايشان ترسان است و می‌دانند كه به سوی پروردگارشان باز خواهند گشت. طبق روايات برقی در المحاسن، امام صادق «يؤتون ما ءاتوا» را به يعلمون ما عملوا من عمل و هم يعلمون انهم يثابون عليه، تفيسر می‌كند، دادن را به انجام دادن چيزهايی كه شرايط برای آن‌ها فراهم شده می‌داند، در حالی‌كه اين گروه می‌دانند كه كارهای آنان پاداش داده می‌شود و خشيت و نرمی به خاطر علم آنان به عاقبيت كار و آينده روشن است.
4ـ زدودن شبهه و تصحيح بدفهمی نسبت به قرآن:
بی‌گمان يكی از مسئوليت‌های اهل بيت (ع) پاسخگويی به شبهات بوده است‌ آنان با تمام سختی و دشواری و شكنندگی انزوا، افزون بر روش ايجابی در بيان آيات، به تصحيح حركت تفسير و زدودن شبهات از آيات برآمده‌اند آنان با مخالفت با تفسيرهای غلط و شيوه‌های مخالف با قواعد تفسير، مانند تفسير به رأی و تقطيع كردن‌ آيات و بی‌توجهی به آيات ناسخ و منسوخ و حمله بر نقل و داخل كردن اسرائيليات در روايات، راه تفسير صحيح را هموار ساختند بخشی ازاين روايات از امام صاق رسيده كه نشان می‌دهد يكی از جايگاه‌های انحصاری آنان در هدايت به تفسير و تصحيح بدفهمی نسبت به قرآن است نهی امام صادق (ع) از تفسيرهايی كه به سياق آيات توجه نشود، يا از قياس خاص (دستيابی علل واقعيه احكام شرعی از طريق عقل برای معيار قرار ددن صحت نصوص شرعی) يا به محكم و متشابه آن توجه نشود، نمونه‌ای از راهنمايی‌های حضرت نسبت به تصحيح حركت تفسير است، چنان‌كه جهت فهم صحيح و پيشگيری از بدفهمی معانی كلمات، احد، صمد، هدايت و ضلالت، مفهوم كرسی، صراط، ابتلای به كلمات، معنای رجس و غيب و شهادت و ده‌ها كلمه قرآنی در اين جهت تفسير شده‌اند.
نمونه ديگر، در تفسير آياتی است كه شبهه جبر در آنها آمده مانند: «من يهد الله فهو المهتدی» و آيه «و من يضلل الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء» و آيه «و ما توفيقی إلا بالله» است.
5ـ تأويل آيات:
گونه‌ای ديگر از روايات امام صادق تأويل آيات و راه بردن به معانی‌ غير از ظاهر الفاظ و توجه دادن به فراسوی معانی است. در تأويل، يكی از لايه‌های چندگانه نص، كشف می‌شود و كشف بخشی از حقايق و فرجام سخن از طريق تأويل فرصتی است برای كاوش متن كه علم آن به بشريت ارمغان داده شده و به تدريج به آن برسد و فراخی ذهن در حوزه معارف دينی پيدا كند. اين‌گونه نيست كه فقط خداوند بداند و بس و ديگران در مرتبه‌ای از آن بی‌بهره باشند و گرنه نزول قرآن و قصد آن معانی لغو می‌شود و توجه بر لايه‌های زيرين حاصل نمی‌شود آن‌چه در آيه هفتم سوره آل عمران بيان شده و از آن نهی شده تنها تأويل قرآن نيست، تأويل آيه به انگيزه فتنه‌جويی و ضرب قرآن به قرآن به جای شاهد آوردن قرآن به قرآن است.
با آن‌كه معنای درست آن را می‌دانند و می‌توانند كشف كنند. واژه «ابتغاء الفتنه»، در اين آيه، گويای اين نكته است كه تأويل كنندگان خود می‌دانند تأويلشان با مراد خداوند مغاير است، اما اين عمل را برانگيزه باطل تغيير می‌دهند.
به هر حال، يكی از وجود تفسيری امام صادق (ع) كه موارد ‌آن هم كم نيست، تأويل جمله‌ها و آيات است وقتی امام صادق (ع) بر طبق وروايت كلينی آيه شريفه «هل أتی علی الإنسان حين من الدهر لم يكن شيا مذكورا» راتفسير می‌كند «شيئا مذكورا» را به «كان مقدرا غير مذكور» تأويل می‌برد ومعنايش چنين می‌شود انسان آن هنگام از روزگار، چيزی تقدير شده بود اما در خور ياد كردن نبود يا در تفسير آيه «و الذين يصلون ما أمر الله به أن يوصل»، «يصلون» را در تفسير ظاهری آن به صله رحم و پيوند خويشاوندی آن ارجاع می‌دهد و اما در ذيل روايت می‌فرمايد: «و غاية تأويلها صلتك إيانا؛ و نهايت تأويل آيه، پيوند تو به امامت و ما اهل بيت (ع) است» در اين‌جا لفظ، تحمل معنای گسترده‌ای را دارد تا شامل اهل بيت پيامبر (ص) ‌بشود، اما اين نهايت تأويل آيه است.
نمونه ديگر در تأويل آيه «و إن من شی إلا عندنا خزائنه» است كه حضرت به نقل از پدران خود می‌فرمايد: در عرش خدا، تمثال همه آفريده‌های دريايی و خشكی است و اين معنا تأويل آيه است.»
البته موارد تآويل آيات به اهل بيت (ع) فراوان است مانند آن‌چه عبدالعظيم حسنی به اسناد خود از امام صادق روايت می‌كند درباره آيه «و ألو استقاموا علی الطريقة لأ سقيناهم ماء غدقا» و اگر در راه درست پايداری ورزند، قطعا آب گورايی بديشان نوشانيم، حضرت اين راه درست را، راه اوليای خدا و اوصيای پيامبر (ص) می‌داند و بر اين معنا تأويل می‌برد. هر چند ظاهر آيه درباره جن آمده و سخنان آنان درباره انسان‌ها و در حيات پيامبر (ص) و در شهر مكه است.
6ـ تعيين مصداق و مصاديق:
يكی ديگر از گونه‌های تفسير در اين روايات، نشان دادن نمونه‌های عينی و بيرونی و در تطبيق با حقايق و اشاره‌هايی قرآنی است. در تفسير، توجه به مصداق و آوردن نمونه، برای تصور ذهنی كامل از مفهوم استفاده می‌شود. نشان دادن مصداق، هم قلمرو معنا را تعيين می‌كند وهم به كلام عينيت می‌بخشد و از ابهام در می‌آورد. در سخنان مردم گاهی از مفاهيم ارزشی سخن می‌رود، می‌گويند ايثار، و بعد به موردی در خارج اشاره می‌كنند كه كاملا مفهوم را نشان می‌دهد و مثل اعلای آن می‌شود: شهادت، تواضع و اخلاص. در اين موارد، ذكر مثال‌ها به اين معنا نيست كه آن مفهوم در آن مثال خلاصه شده اما ياد كرد مثال، در جلوه كردن آن ارزش، سهم به سزايی دارد. روايات بسياری از امام صادق (ع) در نشان دادن مصداق يا مصاديق آيات رسيده و گاه چنان تعبير شده كه گويا در انحصار همان مصداق است، با آن‌كه مفهوم كلام كلی و شامل مصداق‌های فراوان است. به عنوان نمونه، طبرسی از امام صادق (ع) در ذيل آيه «رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله» نقل می‌كند آن‌ها كسانی هستند كه در هنگام نماز، تجارت و خريد و فروش خود را رها و به نماز مشغول می‌شوند.» روشن است كه «ذكرالله» مفهوم عام دارد و شامل مصداق‌های فراوان می‌شود يا درباره آيه «و المستغفرين بالأسحار» امام می‌فرمايد: كسی كه پس از ركوع نماز و تر هفتاد بار اسغفار كند از استغفار كنندگان در سحرها است.
اما گاهی مسأله از اين بالاتر است و ذكر مصداق از قبيل جری و تطبيق است؛ يعنی كشاندن مفهوم به موضوعاتی است كه به ظاهر از كلام استفاده نمی‌شود و آيه ظاهرا در موردی نازل شده كه گويا تنها ناظر به آن حادثه است ولی امام صادق (ع) گستره پيام را روشن می‌كند و تصور ديگری به مصداق می‌دهد. اين‌كه اهل بيت پيامبر (ص) در سخنان خود از مفهوم به مصداق‌های گوناگون راهنمای كرده‌اند ترديدی نيست و در بررسی‌ روايات اين‌كه به خوبی آشكار می‌شود به عنوان نمونه در روايت فضيل‌بن يسار از امام باقر (ع) آمده است، نمی‌تواند آيه‌ای از قرآن باشد كه برای آن افزون بر ظاهر، لايه‌ای ديگر نباشد، در نهايت برخی از آن‌ها درباره اموری است كه زمان آن گذشته و برخی از آن‌ها درباره چيزهايی است كه هنوز وقت آن فرا نرسيده است و مانند جريان خورشيد در بستر حركتش.
در روايتی ديگر از آن حضرت در فلسفه جری و تطبيق آمده است: «و لو أن الآية إذا نزلت فی قوم ثم مات اولئك القوم ماتت الآية، لما بقی من القرآن شی؛ اگر آيه‌ای درباره مردمی نازل شد و آنان مردند، ديگر جايی برای مصداق خارجی نداشته باشد، آيه مرده است و در آن صورت ديگر از قرآن چيزی باقی نمانده است.
به همين دليل روايات بسياری از امام صادق (ع) در جری و تطبيق؛ يعنی كشاندن مفهوم به موضوعات جديد عينی و نشان دادن مصداق‌های پديد آمده رسيده است و گويی به مخاطب اين روش را تعليم می‌دهند كه خيلی به مصداق‌های كهنه و قديمی خود را محدود نكنيد، می‌توانيد اين مفاهيم را به عصر و زمان خود تطبيق دهيد.
7ـ تبيين معارف اعتقادی:
از آن‌جا كه يكی از جايگاه‌های اهل بيت (ع) مرزبانی از اعتقادات قرآنی و نظارت بر روند انديشه دينی در جامعه مسلمانان بوده يكی از گونه‌های تفسيری امام صادق (ع) تبيين اين معارف بلند در حوزه مسائل اعتقادی است در اين‌گونه از روايات گاه ديده می‌شود با استناد به آيات، عقيده‌ای تصحيح و عقيده‌ای تبيين می‌شود. از اين‌رو می‌توان مبارزه آن حضرت با مرجئه، قدريه، جبريه، انديشه تشبيه و تجسيم ديگر نحله‌های فكری را در روايات تفسيری اهل بيت (ع) مشاهده كرد. معمولا بيشتر اين دسته از روايات، جنبه استنادی دارد تا پرده‌برداری و كشف معنا، هر چند در جاهايی كه احتمالات گوناگونی در كلام مطرح است مانند آن‌چه امام در آيه «وسع كرسيه السماوات و الارض» (سوره مباركه بقره، آيه شريفه 255) در توضيح كرسی می‌فرمايد: مراد از آن علم پرودرگار است كه بر آسمان‌ها و زمين سيطره دارد و در تفسير «يمحوا الله ما يشاء و يثبت» (سوره مباركه رعد، آيه شريفه 39) درباره محو و اثبات الهی كه چه چيزی را از بين می‌برد و چه چيزی را بر جای می‌گذارد، حضرت می‌فرمايد: «و هل يمحو الله إلا ما كان و هل يثبت إلا ما لكم يكن؛ آيا جز آن‌چه ثابت بوده، محو می‌شود؟ و آيا جز آن‌چه نبوده اثبات می‌شود.» در اين‌باره كافی است كه به كتاب «التوحيد صدوق» مراجعه شود تا معلوم شود كه حجم اين دسته از روايات چه بسيار است.
8ـ توجه به پيام و اهداف تربيتی و هدايتی:
بی‌گمان نگرش قرآن به عنوان كتابی كه هدايت‌گر است و مهم‌ترين پيام آن مسائل هدايتی و تربيتی است كه از آن بينش جامع و كامل و سازنده استفاده می‌شود، بينشی كه روح حركت و مسئوليت و ايجاد هويت مستقل معنوی برمی‌آيد اين جهت تفسيری در عهد بنی‌اميه و بنی‌عباس مغفول مانده بود و حتی با طرح مباحث حاشيه‌ای چون تأكيد فراوان به قرائت و وجوه ادبی و قصه‌پردازی اسرائيلی فضای گرايش به قرآن منحرف شده بود يكی از گام‌های مهم اهل بيت (ع) تأكيد بر هفدف‌مندی نزول قرآن و اولويت دادن به طرح مسائل اخلاقی و تربيتی و پررنگ كردن ابعاد هدايتی قرآن بود. امام صادق (ع) كه فرصتی پيدا كرده بود تا بتوانند ناگفته‌ها را بگويند، در تفسير آيات، هدف اصلی قرآن را در جهت ساخت شخصيت روحی مخاطبان خود بيان می‌كنند و با طرح مباحث اخلاقی و تطبيق آن به قرآن و يا برجسته كردن اين نكات، فضای ديگری از مسائل سير و سلوكی و عرفانی به وجود آوردند اگر استناد روايات ابو عبدالرحمن سلمی را در حقايق التفسير به امام صادق (ع) را ترديد كنيم، اما وجود «صحيفة الرضا» منقول از امام صادق در كنار عيون اخبار الرضا شيخ صدوق را نمی‌توانيم انكار كنيم همچنين حجم انبوهی از رواياتی كه در همين كتاب مسند الامام الصادق رسيده و توجه به پيام و اهداف تربيتی و هدايتی را نشان می‌دهد، و افزون بر تفسير كلمه، نكته‌های پيام و آموزه‌های آن را شرح می‌دهد به عنوان نمونه حضرت در ذيل آيه شريفه «تلك الدار الآخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقين» (سوره مباركه قصص، آيه شريفه 83) بحثی درباره جايگاه دنيا و چگونگی استفاده از آن را مطرح می‌كند و در حال گريه می‌فرمايد: به خدا سوگند آرزوها و آمال با اين آيه ا زبين رفته است به خدا نيكان سعادتمند شدند.»
آنگاه حضرت بالحنی تربيتی و عرفانی نكات آيه را بيان می‌كنند و قلمرو زهد از دنيا را شرح می‌دهند و در پايان به مهم‌ترين فراز آيه «علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقين» اشاره و بزرگ‌ترين آفت انسان در دنيا؛ يعنی قدرت‌طلبی و زنبارگی اشاره می‌كنند و بر اين جمله تطبيق می‌دهند.
نمونه ديگر، شرح آيه «مثل الذين حملوا التوراة ثم لم يحملوها كمثل الحمار يحمل اسفار» (سوره مباركهجمعه، آيه شريفه 5) كه امام به مقايسه حمار با انسانی كه می‌داند و عمل نمی‌كند، می‌پردازد و در پايان به نقل از امير مومنان (ع) می‌فرمايد:‌ «يا ايها الناس كل امری ملاق فی فراره ما منه يفر و الأجل مساق النفس إليه و الهرب منه موافاته؛ ای مردم، هر كسی از آن چيز كه می‌گريزد، به سر وقتش می‌آيد و اجل به سوی او سوق داده می‌شود و فرار كردن از آن رسيدن به آن است.»
9ـ توضيح قصص قرآنی:
بخش گسترده‌ای از آيات قرآن را قصه‌های اقوام پيشين و زندگی پيامبران الهی تشكيل می‌دهد و در آن مفهوم و اهداف و فلسفه تكرارها و توضيح و تفصيل داستان‌ها و مرزبندی اخبار صحيح از غير صحيح از سوی امام صادق (ع) مطرح شده است آن حضرت در مورد بسياری ضمن تبيين قصص قرآن اشاره به نكته‌ها و تفسيرهای ويژه‌ای كرده و به طور محسوس در بيان اهداف قصه و توضيح و تفصيل آن داستان‌ها پرداخته و برای تكميل صورت و جهت حوادث، گاهی با عنايت به واژه‌ای، اين آيات را شرح می‌دهند، اما اغلب در تفصيل وقايع در پی ذكر جزئيات و توصيف حال شخصيت‌های داستان، به دنبال ترويج پيام و ذكر هدف داستان برای ترويج حق يا تأييد اصول اعتقادی و گاهی تطبيق آن با شرايط و احوال مسلمانان است.
تفصيل و توضيح در اين روايات امام صادق (ع) گاهی در قالب گفت‌وگو و زمانی در قالب رفع ابهام و هشدار نسبت به آيندگان و تكرار حوادث و ضرب‌المثل و تطبيق با مسلمانانی است كه حيات پيامبر اسلام را تجربه كرده‌اند و هم اكنون حوادث بنی‌اسرائيل، يعقوب و يوسف، موسی و هارون با فرعون تكرار می‌شود.
به عنوان نمونه محمدبن قاسم از امام صادق (ع) به مناسبت تفسير آيه 53 سوره حجر به گفت‌وگوی ساره با ابراهيم (س) و نداشتن فرزند اشاره می‌كند و درخواست آنان از خداوند و زمان استجابت دعا و فاصله ميان به دنيا آمدن اسحاق و يعقوب را اشاره می‌كند و اين شيوه در داستان موسی و خضر، قصه ذی القرنين، و قصص ديگر در ابعاد مختلف ديده می‌شود.
10ـ توجه به لايه‌های باطنی:
راهيابی به معانی باطنی و شناخت گستره ابعاد پيام در لايه‌های زيرين كلام، يكی ديگر از گونه‌های تفسيری امام صادق (ع) است.
اشاره به بطن، نوعی اهتمام برای برگرداندن ظاهر به چيزی است كه به نظر اهل بيت (ع) بخشی از مقصود كلام و لايه ديگری از مراد گوينده است. گرايش به باطن، ريشه در خود قرآن دارد وجود آن در روايات بسياری تأكيد شده است و در جاهايی ديگر مانند حقايق هستی و بيان احكام آمده است در روايات اهل بيت (ع) باطن عمدتا در برابر تنزيل و تفسير استعمال شده و از اين جهت وجود متمايزی دارد و معنايی جز ظاهر آيه و تنزيل آن قصد كرده‌اند؛ يعنی باطن، ناظر به سبب نزول و از مقوله توضيح مفاهيم و مدلول و شرح كلام نيست؛ مثلا در آن‌جا كه امام صادق (ع) طبيعت و اشيای خارجی را بر علم و انسان تطبيق می‌دهد و در آيه شريفه «شراب مختلف الوانه» آن را به «العلم الذی يخرج منا إليكم» معنا می‌كنند، و عسل را به علم بر می‌‌گرداند، لايه‌ای ديگر از كلام حق را نشان می‌دهند.
در تفسير آيه «ليقضوا تفثهم و ليوفوا نذورهم»، كه درباره انجام دادن مناسك حج و به جا آوردن نظافت و ناخن گرفتن، كوتاه كردن شارب‌ها و وفای به نذر آمده و در فقه اين امور يادآوری شده است، امام صادق (ع) طبق رواياتی آن را به لقای امام تفسير می‌كند و می‌گويد: مراد ملاقات با امام پس از تهذيب و سير و سلوك و زدودن ارجاس و اخباث معنوی است. با آن‌كه در روايتی ديگر به همان معانی ظاهری و ذكر برخی مصاديق آن اشاره شده است.
و در روايتی ديگر در پاسخ به پرسش محمدبن سنان كه آن معنا چگونه است، می‌فرمايند: إن للقرآن ظاهرا و باطنا.
از اين روايات در اين مسند و مجامع روايی بسيار است و بخش عظيمی از روايات اهل بيت (ع) و امام صادق (ع) تفسير امور طبيعت مانند آب و آسمان، سايه، بهشت و جهنم به معانی خاص اشاره دارد حتی می‌توان آن را در مورد اشخاص به ويژه اهل بيت (ع) و دشمنان و مخالفان آنان ديد. شيوه آنان در بيان باطن و برگرداندن آيات به فضايل اهل بيت (ع) شيوه اقتباسی و استنادی دارد و اگر به اين دليل كه در كتب اصلی شيعه كمتر ذكر شده ـ هر چند برخی از اين روايات در كتاب‌هايی چون كافی نقل شده ـ‌اما حجم انبوه آن‌ها را نمی‌توان انكار كرد و اگر در گروهی از اين روايات به دليل ضعف سند ترديد شود، اما عده‌ای از آن‌ها را نمی‌توان انكار كرد.
البته ممكن است بگوييم بيان باطن، نوعی تأويل است اما نمی‌توان ترديد كرد كه در روايات باطن و تأويل هر دو به كار رفته است، كه شايد در جاهايی با هم انطباق داشته باشد.
اين بود خلاصه‌ای از گونه‌های تفسيری امام صادق (ع) براساس مسند، كه البته گونه‌های ديگری می‌توان از روايات امام صادق (ع) برشمرد و ذكر اين نمونه‌های به عنوان نمونه‌های انحصاری نيست، چنان‌كه درباره شيوه و روش تفسيری و ويژگی‌های آن فرصت ديگری می‌طلبد كه اين نوشته مجال آن را ندارد.*
-----------------------------------------------------------------------------
*كتاب‌نامه:
1- اعجاز بيانی قرآن، عايشه بنت الشاطی، ‌ترجمه حسين صابری، مشهد، بنياد پژوهش‌های آستان قدس رضوی.
2- الاتقان فی علوم القرآن، ‌جلال الدين سيوطی، تحققق محمد ابوالفضل ابراهيم، قم، انتشارات رضی، چاپ اول، 1382 س، 2 ج.
3- الاعجاز البيانی و مسائل ابن ازرق، عايشه بنت الشاطی، قاهره، دارالمعارف بمصر، 1971 م.
4- بحار الانوار، ‌محمدباقر مجلسی، بيروت، دارالوفاء 1400 ق، 111 ج.
5- البرهان فی تفسير القرآن، هاشم‌بن سليمان بحرانی، ‌موسسه الاعلمی، ‌مقدمه مرآة الانوار، چاپ اول، 1419 ق،‌8 ج.
6- بصائر الدرجات، ‌محمدبن حسن صفار، تحقيق ميرزا محسن كوه باغی، قم، مكتبه آيت‌الله مرعشی، 1404 ق.
7- تفسير القمی، علی‌بن ابراهيم قمی، بيروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1412ق، 2 ج.
8- تفسير عياشی، محمدبن مسعود عياشی، قم، موسسه بعثت، چاپ اول، 1421ق 3 ج.
9- تفسير قرآنی به زبان عرفانی پل نويا، ترجمه اسماعيل سعادت، تهران مركز نشر دانشگاه، چاپ اول 1373.
10- تفسير مجمع البيان، تحقيق رسولی محلاتی، افست از چاپ اسلاميه ايران.
11- توحيد، محمدبن علی‌بن بابويه صدوق، تحقيق علی‌اكبر غفاری، قم، انتشارات اسلامی، افست از نشر صدوق.
12- حقائق التفسير، محمدبن حسين سلمی، ‌تحقيق سيد عمران، بيروت، ‌دارالكتب العلميه، چاپ اول، 1421 ق.
13- دانش‌نامه جهان اسلام، تهران، موسسه دايرة المعارف اسلامی، (تاكنون 1385 ـ 9 ج).
14- دعائم الاسلام، تحقيق عارف تامر، بيروت، دارالاضواء، چاپ اول، 1416ق، 2 ج.
15- صحيح بخاری، ابوعبيدالله بخاری، بيروت، دارالمعرفه، با حاشيه سندی، افست از چاپ بولاق، بی تا، 4 ج.
16- فرهنگ معين، محمد معين، تهران، اميركبير، چاپ پنجم، 1368 ش.
17- قرآن و اهل بيت، سيد محمدعلی ايازی، آماده چاپ.
18- كافی، محمدبن يعقوب كلينی، تحقيق علی‌اكبر غفاری، تهران، اسلاميه.
19- كتاب ماه دين، شماره 70-71 .
20- كنز العمال، علاءالدين متقی هندی، بيروت موسسه الرساله 1399 ق.
21- مجموعه آثار ابو عبدالرحمن سلمی، نصرالله پورجوادی، تهران، مركز نشر دانشگاهی، چاپ اول 1369 ش.
22- المحاسن، احمدبن محمد برقی، تحقيق مهدی الرجائی قم، المجمع العالمی لاهل البيت (ع) 1371 ش، 2 ج.
23- مسند الامام الصادق، عزيزالله عطاردی، تهران: عطارد، چاپ اول 1384، وزيری.
24- معانی الاخبار، صدوق، تصحيح علی‌اكبر غفاری، بيروت، موسسه دارالمعرفه، چاپ اول، 1399 ق ـ‌1979 ق.
25- معجم غريب القرآن المستخرج من صحيح البخاری، تحقيق محمد فواد عبدالباقی، بيروت: دارالمعرفه، چاپ دوم، افست از چاپ اول، 1950 ق.
26- مفردات الفاظ القرآن، حسين‌بن محمد راغب اصفهانی، تحقيق صفوان عدنان داودی، بيروت، دارالقلم،‌ چاپ اول 1421 ق.
27- مكتب تفسير اشاری، سليمان آتش، ترجمه توفيق سبحانی، تهران، دفتر نشر دانشگاهی،‌1380 ش.
28- نورالثقلين، علی‌بن جمعه حويزی، قم، مطبعه حكمت، چاپ اول،‌1382 ق.