کد خبر: ۱۶۵۵۱۹۶
تاریخ: ۰۵ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۵:۲۷
نقش دعا در تغيير قضا و قدر در «بزرگراه» زندگی
گروه هنر: نمايش «بزرگراه» قصد دارد نگاهی به اين مساله داشته باشد كه قضا و قدر حكمی از جانب خداوند است كه با دعا و به اراده خدا میتوان آن را تغيير داد.
با توجه به اينكه نمايش «بزرگراه» با مضمونی دينی از ارديبهشت ماه در سالن اصلی تالار مولوی در حال اجراست و تا پايان خرداد نيز اجرای آن ادامه دارد، فرصت را مغتنم شمرديم و از شكوفه ماسوری كارگردان، محمد نادری و حجت كريمی از بازيگران اين نمايش دعوت كرديم تا در محل خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) ميهمانمان باشند و درباره اين نمايش به بحث و تبادل نظر بپردازيم.
«بزرگراه» بر اساس متنی از افروز فروزند به داستان اهالی گورستانی میپردازد كه در طرح احداث يك بزرگراه قرار گرفتهاند و محمد نادری، سالار دريامج، آسيه ميرحسينی، هومن خدادوست، الهه شهپرست، حجت كريمی، امير جاويد، محمد منعم و محمد عبدی بازيگران آن هستند.
در ابتدای اين نشست «شكوفه ماسوری» در مورد نشان دادن مفاهيم دينی در اين اجرا و شيوه مناسب ارائه مفاهيم دينی گفت: متن «بزرگراه» به حد مقدور و نياز موضوع داستان از نشانههای دينی و مذهبی بهره میبرد. بههرحال نويسنده متن يك فرد ايرانی با اعتقادات مذهبی و دينی است و چه ناخودآگاه و چه خودآگاه اين نشانهها در كارش انعكاس میيابد.
وی در مورد ويژگیهای مذهبی برخی از شخصيتها نظير كامل كه يك فرد نوحهخوان در سر قبرها است عنوان كرد: شخصيت اصلی نمايش آسيد مالك از مدتهای طولانی متولی و نگهبان قبرستان است و در طول نمايش متوجه میشويد آسيد مالك مورد احترام بسياری از افراد و تاثير و نقش او در اين ميان غيرقابل انكار است و حتی ارواحی هم پس از مرگ و در عالم برزخ در كنار آسيد مالك قرار دارند. كامل هم در اصل بيشتر يك مرثيهخوان محسوب میشود و اعتقادات قوی دينی دارد و مدام در سر قبر اموات قرآن میخواند.
كارگردان نمايش «زيتون» در ادامه تاكيد كرد: شخصيتهای ديگر نمايش عموماً آدمهای معمولی به حساب میآيند. آفاق زن كامل نيز كم و بيش رويكردهای مذهبی دارد. پری دختر جوانی است كه در عنفوان جوانی در 16 سالگی از دنيا رفته است. مرحب هم يك مبارز عصر رضا شاهی بوده و در كل محوطه گورستان و آدمهايش برشی از جامعه محسوب میشوند.
حجت كريمی بازيگر نقش «مرحب» در مورد حضورش در اين نمايش و ويژگیهای اين شخصيت گفت: يكی از دغدغههايم متنهايی است كه با رويكرد ايرانی نوشته شده است. در اين نمايشها ضمن روايت داستانی با هويت ايرانی و ملی جنبههای اعتقادی شخصيتها پررنگ نشان داده میشود.
وی افزود: مرحب شخصيتی مبارز و آزادیخواه بود با ويژگیهايی كه نوعی عرفان خاص در شخصيتش ديده میشد. در بخشی از نمايش از گيتار زدن پيرمرد در محيط قبرستان جلوگيری میكند و آسيد مالك را مورد مواخذه قرار میدهد كه گناهش را بيش از اين نكند.
كريمی بيان كرد: بههر حال مرحب انسانی اصولگرا و ارمانخواه است كه جانش را بر سر اعتقادش از دست داده و اين ويژگیهای شخصيتی در حضورم در «بزرگراه» خيلی موثر بود.
وی تاكيد كرد: مرحب آدم معمولی و تكبعدی نبوده است. مرحب سرشار از زلالی، پاكی و شفافيت است. او نفرينی در حق آسيد مالك كرده به اين مضمون كه او نميرد و آسيد مالك قريب به دويست سال است كه در گورستان در ميان اموات در حال زندگی كردن است.
شكوفه ماسوری در مورد نقش نفرين در باورهای دينی و اعتقادی مردم ايران گفت: در بين ما ايرانیها اين جمله معروف است كه نمیتوان قضای الهی را از بين برد و اين قضا و قدر حكمی است كه از جانب خداوند انجام شده و قابل تغيير نيست. البته تنها چيزی كه قضا و قدر الهی را از بين میبرد دعا است و اين مسئله جالبی است و درباره اين امر تحقيق و جستجو كردم و ديدم عين واقعيت است. اين كارگردان اشاره كرد: خداوند دوست دارد نامش را صدا كنند و علاقه دارد نامش را از زبان بنده بشنوند و برای همين مسئله است كه تنها چيزی كه قضای الهی را تغيير میدهد دعا است.
ماسوری افزود: در نمايش هم آسيد مالك میگويد كه مرحب دعا كرد تا من در اين دنيا باقی باشم و تاوان خيانتم را بدهم و همه دوستم داشته باشند ولی خودم از خودم به دليل خيانتم بدم میآيد. اعتقاد دارم كه مرحب دعا كرده تا نفرين انجام داده باشد. البته اين استنباط و نظر شخصی من است.
كارگردان «آدم آدم است» تاكيد كرد: گاهی مواقع نظير موقعيت آسيد مالك موقعيتی پيش میآيد كه مرگ نعمت الهی محسوب می شود و وقتی آن را از آدم بگيرند زندگی و حيات به عذاب تبديل میشود.
ماسوری در مورد ويژگیهای مرحب كه باعث شد دعايش برآورده شود گفت: در وهله اول مخاطب با ديدن ظاهر مرحب نمیتواند باور داشته باشد كه او فردی مستجابالدعا باشد. اما نبايد با ظاهر آدمها درباره آنها قضاوت كنيم و آدمهای مورد توجه حق تعالی به هيچوجه آدمهای عجيب و غريبی نيستند و غالبا جزو آدمهای معمولی محسوب میشوند.
ماسوری ادامه داد: مرحب در اصل به دليل خارج شدن مردم از دست حكومت جابرانه پهلوی اول دست به قيام زده و در اين راه جانش را از دست داده است. البته در متن اوليه نمايشنامه برخی از جملات شعاری درباره مرحب وجود داشت كه در اجرا آن را حذف كرديم.
در ادامه نشست كريمی با اشاره به اعتقاد حمايت از مظلوم در شخصيت مرحب كه به قضيه امام حسين(ع) برمیگردد گفت: حديث نبوی وجود دارد بدين مضمون كه اگر بخواهيد متوجه شويد كه شخصی چقدر محبوب خداوند است به تعداد زيارتكنندگان قبر او نگاه كنيد. مرحب چون به مردم خيلی كمك كرده مورد توجه مردم است. آدم سر به مهری است و راز بين خودش و آسيد مالك را هم بروز نمیدهد و حتی از سيد هم میخواهد كه اين اتفاق را واگويه نكند.
كريمی در پاسخ به اين پرسش كه چرا مرحب زودتر از اين دعا و نفرينش را در حق آسيد مالك برنداشته است گفت: مرحب اين دعا را به دليل عذاب آسيد مالك انجام نداده است بلكه برای نشان دادن عمل زشت خيانتش اين شرايط را به وجود آورده تا آسيد مالك آمرزيده از دنيا برود. يك رازی از مرحب توسط پری كشف میشود كه مرحب علاوه بر بخشيدن گناه آسيد مالك آن عمل را فراموش هم كرده است اما خود آسيد مالك نتوانسته آن عملش را فراموش كند.
شكوفه ماسوری نيز در ادامه افزود: بايستی به نوعی سير و سلوك فردی طی میشد تا آسيد مالك به آن غنای آخرش میرسيد و گرنه مرحب او را پيش از اين بخشيده بود در آخر هم با گرفتن دكه توسط ماموران از آسيد مالك آخرين جنبههای مادی زندگی او هم گرفته میشود و زندگی آسيد مالك در اين صد و خوردهای سال حال ديگر هيچ پيوندی با جهان بيرون ندارد.
محمد نادری بازيگر نقش آسيد مالك نيز گفت: آسيد مالك آدمی است كه باورهای ماورايی و معنوی قوی و مستحكمی دارد و آنقدر اين باورها در او قوی است كه دعا و يا نفرين مرحب را در مورد خودش قبول كرده است.
وی افزود: اگر او اين دعا را نمیپذيرفت اين اتفاقات رخ نمیداد. در زندگی روزمره خودمان هم با مجموعهای از دعاها و نفرينها مواجه هستيم منتهی كسانی اين قضيه را باور دارند و اين باور باعث میشود در جهانی كه ايجاد كردهاند باقی بمانند.
ادامه دارد