کد خبر: ۱۷۴۶۷۹۸
تاریخ: ۰۳ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۶:۴۲
جزاير مجنون با رمز مقدس «يا رسولالله» آزاد شدند
گروه حماسه و ايثار: با فرارسيدن شب چهارم اسفند، رزمندگان اسلام با شوری خاص خود را برای عمليات «خيبر» آماده میكنند. به تمام نيروها سفارش میشود كه از درگيری با گشتیهای دشمن پرهيز كنند. زيرا در طول 30 كيلومتر مسير آبی و آن هم بدون عقبه و خاكريز، اگر دشمن خط شكنان را كشف میكرد، عمليات «خيبر» با خطر شكست مواجه میشد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه خوزستان، جمهوری اسلامی ايران پس از عمليات والفجر مقدماتی، به دليل شرايط خاص آرايش دفاعی دشمن برای ايجاد جبهه فعالی در برابر عراق و نيز برهم زدن معاملات آنان تصميم به تاكتيك جديد میگيرد. بدين منظور سپاه پاسداران با ايجاد قرارگاهی مستقل، كار روی منطقه عملياتی جديد هورالعظيم را از سر میگيرد. مهمترين دليل انتخاب هور مناسب بودن آن برای تاكتيك جنگی ايران و نامناسب آن برای جنگيدن دشمن بود.
دشمن به خاطر عقبه طولانی آبی خود تا جزيره مجنون و اطمينان از قدرت دفاعی خود، احتمال حملهای را از اين منطقه نمیداد، ديگر اينكه تصور نمیكرد رزمندگان اسلام توانايی عبور از هورالهويزه را داشته باشند.
جزاير مجنون از دو قسمت شمالی و جنوبی تشكيل شده كه مجموعا 200 كيلومتر مربع وسعت دارد. فاصله آن از شهرك «القرنه» عراق 15 كيلومتر است و بزرگراه بصره ـ العماره، يكی از گلوگاههای عراق، از غرب آن میگذرد. شهر هويزه در شمالشرقی آن واقع است و مرز ايران از آبهای هور میگذرد.
در غرب منطقه رودخانه دجله در جريان است و در جنوب آن شهرك «القرنه» و در شمال آن شهرك «العزير» واقع است. همچنين در حوالی منطقه حدود 50 روستا وجود دارد كه همه آنها دارای ساكنين بومی و غيرنظامی هستند.
قسمت اعظم سطح هور پوشيده از گياهان مردابی بهويژه نيزار است كه عبور از آن جز از مسيرهای محدود و باريك مشكل است. عمق هور به نيم متر تا سه متر میرسد.
5 سال قبل از جنگ عراق بهخاطر وجود ذخاير فراوان نفت، اقدام به خشك كردن اين منطقه و ايجاد تأسيسات نفتی میكند كه با آغاز جنگ از سوی عراق اين پروژهها متوقف میشود.
نيروهای شناسايی ايران بارها به مناطق عمقی هور نفوذ كرده و اطلاعات خود را نسبت به نحوه آرايش سنگرهای كمين دشمن تكميل میكنند. نيروهای شناسايی برای اينكه دشمن به منطقه حساس نشود، تلاش میكنند از برخورد با گشتیهای عراق اجتناب كنند. كم كم دامنه شناسايی به جزاير مجنون كشيده میشود، اما وجود سگهای ولگرد در جزيره شناسايی رزمندگان را با مشكل مواجه میكند. تا اينكه با توصيه برادران روحانی آيه 18 سوره كهف را تلاوت میكنند.
لذا سگها خاموش میشوند و كار شناسايی به بهترين نحو پيش میرود و مشخص میشود كه امكان مانور زرهی برای دشمن غيرممكن و يا حداقل است و تعداد نيروهای بعث در جزيره از چند گردان تجاوز نمیكند.
عمليات والفجر 5 و 6 برای فريب و گمراه كردن دشمن انجام میشود. نيروهای مانور آزادسازی قدس هم پس از عمليات در داخل كشور، به سرعت به سوی مناطق جنگی اعزام میشوند.
سردار رضايی فرمانده وقت سپاه در مصاحبهای میگويد: «دو هفته قبل از عمليات، فرماندهان لشكرها را برديم جاده دجله، يعنی در روز روشن چفيه زده بودند، ريشهايشان را هم به يك طريقی پوشانده بودند. اينها رفته بودند روی جاده دجله و خودشان در روز روشن برای اولين بار در طول تاريخ در سطح فرماندهان لشكرها رفته بودند و هدفهای خودشان را ديده بودند. يعنی حساب كرده بودند كه چه گردانی بيايد كجا و چهطور بشود، فرماندهان تيپهايی كه تابع اينها بودند حتی شب از جاده صاف عبور میكنند و میروند آن طرف جاده و در روز، دقيقا جاده و اطراف آن را كاملا میبينند. اين تسلط هم به اين خاطر بود كه آن برادرانی كه صادقانه آنجا ماندند و يكسال و نيم كار كردند آنچنان در شناسايی و در عمليات مسلط شده بودند كه همانجا يك بار میروند كربلا زيارت میكنند.»
در شناسايی منطقه عملياتی خيبر نيروهای اطلاعاتی مجاهدان عراق و قرارگاه اطلاعاتی نصرت سپاه نقش تحسين برانگيزی ايفا میكنند.
در منطقه عملياتی خيبر، شور و التهاب ويژه حكمفرما بود. صدها قايق استتار شده در نيزارها و باتلاقها آماده بودند تا رزمندگان را به قلب دشمنان برسانند.
غروب روز سوم اسفند فرا میرسد. با فرارسيدن شب رزمندگان اسلام با شوری خاص خود را برای نبردی ديگر مهيا میكنند. نيروهای سپاه و بسيج سوار بر قايق و بلم حركت خود را به سوی دشمن آغاز میكنند. به تمام نيروها سفارش میشود كه از هرگونه درگيری با گشتیهای دشمن پرهيز و در صورت لزوم فقط از اسلحه سرد استفاده كنند. زيرا در طول 30 كيلومتر مسير آبی و آن هم بدون عقبه و خاكريز، اگر دشمن موفق به كشف خط شكنان میشد، عمليات با خطر شكست مواجه میگشت.
در قرارگاه خاتم الانبياء(ص)، فرماندهان نظامی دست نياز و نيايش به سوی خالق يكتا بلند میكنند و با خواندن دعای توسل از خدا ياری میخواهند، در حالیكه رزمندگان اسلام لحظه به لحظه خود را به خطوط مقدم دشمن نزديك میكنند، بادی موافق حركت رزمندگان وزيدن میگيرد و حركت قايقها و بلمها را آسان میسازد. با وزش باد نیها نيز به جنبش در میآيند و با يك حركت هارمونيك ديد دشمن را كور میكنند. صدای حركت رزمندگان در ميان صدای برخورد نیها گم میشود و كمترين شك را در دشمن ايجاد نمیكند. در پی وزش باد غبار متراكمی منطقه عملياتی را فرا میگيرد و هرگونه تحركی از ديدهبانان و دستگاههای رديابی دشمن پنهان میماند.
حدود ساعت 20 و سی دقيقه در حالیكه همه آماده بودند، صدايی آشنا از بیسيمها شنيده میشود. از محسن به كليه فرماندهان قرارگاههای سپاه اسلام: بسم الله الرحمن الرحيم. لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظيم يا رسولالله يا رسولالله يا رسولالله.
سرانجام رمز مقدس «يا رسولالله» در ساعت 20 و سی دقيقه سوم اسفندماه سال 62 در منطقه عملياتی هورالعظيم و جزاير مجنون برای اجرای عمليات خيبر طنين میافكند و با اعلام رمز، عمليات با اهداف تصرف و تأمين جزاير مجنون و بخشی از هورالهويزه آغاز میشود.
رزمندگان اسلام متشكل از سپاه، بسيج و پشتيبانی ارتش با شنيدن رمز عمليات، به مواضع دشمن بعثی يورش برده و از چند محور با عبور از ميان تلههای انفجاری و بشكههای آتشزا و نيز سنگرهای كمين و ديگر موانع ايذايی، در حالیكه بعثيان در خواب غفلت بودند بر سر آنها نفوذ میكنند. رزمندگان محور شمالی منطقه عملياتی، در يك هجمه بیامان موفق میشوند چند روستای عراقی را آزاد كنند و زمينه را برای خارج ساختن جزاير مجنون از چنگال نيروهای عراقی فراهم آورند.
پاسداران و بسيجيان در مرحله مقدماتی ورود به جزاير مجنون از اصل غافلگيری و سرعت بهره گرفته و تعدادی از يگانهای مستقر در جزيره را به هلاكت میرسانند.
اين مأموريت مهم يعنی تصرف جزاير به عهده لشكرهای حماسه آفرين علی بن ابيطالب(ع) و نجف اشرف سپاه پاسداران گذاشته میشود.
نخستين نيروهای تحت امر اين لشكرهای در جزاير مجنون شمالی پياده میشوند. تعدادی ديگر از يگانهای شركتكننده در عمليات هم، پس از چند ساعت تأخير محورهای حمله را پيدا كرده و كار را شروع میكنند و نيروهای بعثی ناگهان خود را در دامی مهلك گرفتار میبينند.
جان بركفان سپاه و بسيج با سرعت و قدرت فراوان، دشمن را محاصره و پس از نبردی جانانه جزيره مجنون شمالی را آزاد میكنند، آنگاه به سمت جزيره مجنون جنوبی يورش میبرند و تلاش میكنند به هر قيمت جزاير مجنون را در همان شب كاملا تصرف كرده و امكان هرگونه عكسالعمل را از بعثيان سلب كنند. زيرا با روشن شدن هوا و با وجود عقبه آبی 30 كيلومتری مشكلات زيادی از جمله تداركات نيروهای عمل كننده ايجاد میشد. بنابراين پس از نبردی سنگين دشمن بعثی به منتهی اليه جزيره جنوبی رانده میشود و بدين ترتيب اين هدف مهم نيز تحت كنترل قوای اسلامی در میآيد.
با فشار بیامان سپاه اسلام دشمن بعثی كيلومترها به عقب رانده میشود و رودخانه دجله و فرات در مقابل پيروان حسين(ع) قرار میگيرد، جان بركفان سپاه و بسيج موفق میشوند از آب آن وضو سازند. با يك حركت حماسی رزمندگان رودخانه دجله را پشت سر میگذارند و بزرگراه بصره ـ بغداد كه از شهر العماره میگذرد، در چند نقطه قطع میشود، با اين عمل ارتباط سپاه سوم و چهارم عراق قطع میشود.
برای حمايت و پشتيبانی از قوای اسلام، هلیكوپترهای هوانيروز ارتش با تمام امكانات به پرواز در میآيند و با پروازهای پياپی رزمندگان را هلیبرد و تدارك میكنند.
نيروهای هوايی عراق با تعداد بیشماری هواپيما از آن جمله بمبافكن توپولف، ميگ، ميراژ مواضع و هلیكوپترهای ترابری ارتش اسلام را مورد حمله قرار داده تا عقبه پاسداران و بسيجيان را عقيم كند و از فشار نيروها به مواضع خودش بكاهد.
نيروی هوايی ايران نيز وارد عمل شده و به مقابله با هواپيماهای دشمن میپردازد تا حمايت و تداركات رزمندگان از هوا و هور ادامه يابد.
همزمان با اجرای عمليات يگانهای مهندسی ـ رزمی سپاه پاسداران اقدام به نصب پل فلزی شناور میكنند. در ميان حيرت دشمنان پل فلزی به طول دوازده كيلومتر زير بمباران شديد و حجم شديد آتش سنگين توپخانه عراق باسرعت روی هور نصب و عقبه رزمندگان تأمين میشود. نصب پل فلزی دشمن را به شدت غافلگير میكند. لذا با وسعت بخشيدن به دامنه آتشبازی زمينی و تهاجم هوايی تلاش میكنند اين شاهرگ حياتی و نوظهور را منهدم كنند كه هربار با اصابت پل قطعات آن به سرعت تعويض و ارتباط رزمندگان اسلام برقرار میشود.
سپاه چهارم عراق برای جلوگيری از تهاجم بیامان قوای اسلام در منطقه قلعه صالح اقدام به پاتك میكند كه بلافاصله توسط جنگندههای نيروی هوايی ارتش مورد حمله قرار میگيرد.
در حالیكه قوای عراق تلاش میكردند با گلوله باران بی وقفه و حملات هوايی سنگين خود قوای اسلام را وادار به عقب نشينی كنند، لشكرهای نيروی زمين سپاه با هجومی تحسين برانگيز پل شهرك القرنه را كه جاده بصره ـ بغداد از روی آن میگذرد، آزاد میكنند و پس از آزادسازی چند روستای ديگر در محل تلاقی رودخانه دجله و فرات استقرار میيابند.
در شمال غرب منطقه عمليات چند روستای ديگر از جمله پل العزيز و شهرك الصخره به تصرف رزمندگان اسلام در میآيد و مجموعا تعداد 26 روستا در استانهای العماره در بصره عراق آزاد میشوند و تا اين مرحله از عمليات نزديك به 2 هزار و 500 تن از بعثيان كشته و زخمی شده و عراق نيز به اسارت در میآيند.
نيروهای عراقی با به جا گذاشتن كشته و زخمی بسيار و غنايم فراوان از جمله تانك و ادوات مهندسی از جزاير مهم و حساس مجنون كه ميلياردها بشكه نفت در خود ذخيره دارد، وادار به عقبنشينی میشوند.
پس از آن رزمندگان اسلام به تحكيم و تثبيت موقعيت خود در اين جزاير میپردازند. در دومين شب حمله با كشته و زخمی شدن هزار و 500 نفر ديگر از نيروهای عراقی تعداد تلفات بعثيان به 5 هزار تن میرسد.
با روشن شدن هوا، بار ديگر يگانهايی از سپاه چهارم عراق اقدام به پاتك میكنند كه با عكسالعمل نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران مواجه میشوند.
دشمن بعثی در اطراف رودخانه دجله با جمعآوری نيروهای پراكنده خود و وارد كردن يگانهای جديد، اقدام به پاتك میكند كه با رشادت و پايمردی جان بركفان اسلام پاتكها دفع میشود و با كشته و زخمی شدن هزار و 500 تن ديگر تعداد تلفات عراق به 6 هزار و 500 تن و تعداد اسرای تخليه شده به پشت جبهه به 500 تن میرسد.
در سومين روز عمليات نبرد شديد در اطراف رودخانه دجله در میگيرد و رزمندگان اسلام با حمايت هلیكوپترهای موشكانداز كبرای هوانيروز موفق میشوند، 4 فروند هلیكوپتر دشمن را ساقط و 17 دستگاه تانك و نفربر را منهدم كنند.
در اين نبرد تعداد 10 دستگاه از ادوات زرهی و مقادير زيادی مهمات نيز به غنيمت در میآيد. همچنين در اين حمله بيش از 500 نفر ديگر از بعثيان كشته و زخمی میشوند و تلفات آنان به بيش از 7 هزار نفر میرسد.
با به اسارت درآمدن تعداد ديگری از نيروهای عراقی اسرای تخليه شده به پشت جبهه به 812 تن افزايش میيابد.
دشمن شكست خورده در همين روز در منطقه العزير و جنوب منطقه عملياتی اقدام به 3 پاتك میكند كه با عكسالعمل به موقع شكارچيان تانك مواجه میشود. سرعت عمل رزمندگان در عمليات چنان بود كه تانكهای كمكی عراق از روی تريلی ها شليك میكردند.
در شب چهارم در حالیكه خط دفاعی 10 كيلومتری ايران، فقط 4 كيلومتر خاكريز داشت و در روز هيچ جنبدهای تا 7 كيلومتری خظ نمیتوانست نزديك شود، تداركات با حداقل امكانات فقط در شب و آن هم در نهايت با 8 ماشين آيفا انجام میشد. به گفته سردار رضايی فرمانده وقت سپاه پاسداران امكانات ما در مقابل امكانات وسيع دشمن همچون چوب دستی بود.
تمام پاتكهای دشمن دفع و در اين ميان 3 دستگاه بولدوزر و لودر غنيمتی كه مأموريت زدن خاكريز را داشتند از دست میروند.
سردار محسن رضايی اوضاع جزيره را اينگونه توصيف میكند: از وقتی كه پاتكها شروع میشد در هر ثانيه 10 گلوله به زمين میخورد و جزاير با اين وسعت زياد كه دارند مانند طبلی شده بود كه 700 الی 800 قبضه توپ پشت سرهم طبل میزدند.
رژيم بعثی با به راه انداختن تبليغات و جنگ روانی از قول مقامات ايرانی اعلام میكند كه شهر القرنه عراق به تصرف ايران در آمده است و به دنبال آن خبرنگاران را دعوت میكند به اين شهر بيايند و ببينند كه اين شهر در اختيار عراق است. رسانههای غربی نيز در ادامه سياستهای كينه توزانه خود نسبت به ايران اسلامی ادعاهای عراق را در بوق و كرنا میكنند.
با فرارسيدن شب ششم اسفند، بار ديگر منطقه العزير در شمال و القرنه در جنوب شاهد حماسهآفرينی پاسداران و بسيجيان میشود.
سپاه اسلام در هفتم اسفندماه با يك يورش سريع و گسترده در منطقه جزيره جنوبی و شمال شرقی نشوه موفق میشوند دو گردان مكانيزه، دو گردان پياده از تيپ لشكر 1 عراق را بهطور كامل منهدم، بيش از هزار تن از آنان را كشته و زخمی كنند و تعدادی را به اسارت در آورند.
ماهر عبدالرشيد فرمانده معروف بعثی در يك مصاحبه رسوا كننده به خبرنگاران جهان اعلام میكند كه حتی يك سانتیمتر از خاك عراق تصرف نشده است و بهدنبال آن اين فرمانده در يك تلگراف چاپلوسانه به صدام اعلام میدارد، اگر چه نتوانسته مانع پيشروی نيروهای ايرانی بشود ولی خواهد توانست دست به يك جنگ شجاعانه بزند.
اما ژنرالهای عراق برخلاف ادعاهای سراسر كذب خود مانع بازديد خبرنگاران بی طرف از منطقه عملياتی خيبر میشوند.
رژيم مستأصل عراق در جنگ بارها ماهيت ددمنشانه خود را با به كارگيری سلاح ممنوعه شيميايی نشان داده بود. دشمن طی عمليات والفجر 2 جاده رواندوز پيرانشهر را با گاز خردل بمباران شيميايی میكند. مريوان، پنجوين، روستاهای بازی دراز، روستاهای بانه و اطراف رودخانه شيلر بارها به طور ناجوانمردانه مورد حمله شيميايی قرار میگيرند.
در پی اين حملات، ستاد تبليغات جنگ جمهوری اسلامی ايران از سازمان ملل و ديگر مجامع میخواهد كه از مناطق بمباران شده بازديد كنند كه متأسفانه اين سازمانها، هيچ توجهی به خواسته ايران نمیكنند. رژيم عراق كه هيچ مانع و رادعی از طرف مجامع بينالمللی نمیبيند، بر گستاخی و خباثت خود میافزايد و در پی هر عملياتی كه از سوی ايران صورت میگيرد در جبههها به بمباران شيميايی اقدام میكند.
در عمليات خيبر نيز با گرفتن چراغ سبز از اربابان و تهيهكنندگان تسليحات شيميايی به طور وحشتناك از اين سلاح مرگبار بهره میگيرد.
با روشن شدن هوا در هفتم اسفند شكست دشمن به طور كامل آشكار میشود. صدام حسين كه بيش از اين خفت شكستهای پياپی را بر نمیتابد، دستور حمله شيميايی را به طور گسترده صادر میكند.
دشمن در تاريخ هفتم اسفندماه 62 در منطقه العزير و القرنه و همچنين چند نقطه ار كنار هورالهويزه را چندين بار مورد تهاجم هوايی قرار میدهد، اكثر بمبارانها صبح و بعدازظهر و نزديك غروب بهوقوع میپيوست.
دشمن كه در ابتدای عمليات خيبر غافلگير شده بود میخواست با اين حملات روحيه از دست رفته خود را باز يابد و روی رزمندگان ما اثرات منفی بگذارد و در اين روز بيش از 60 راكت بمب 130 كيلويی بهسوی رزمندگان اسلام پرتاب میشود كه بعضی از آنها منفجر و بعضی ديگر سالم روی زمين میافتد و به مجرد برخورد اين راكت با زمين صدای انفجار غير معمولی شنيده میشود و ستون دود سفيد رنگ همانند قارچ شده و به اطراف خود در جهت باد پخش میشود كه بر اثر آن بوی سير تند يا ماهی خشك يا علف تازه به مشام میرسد.
ساعت 11 صبح و 2 بعدازظهر 8 اسفندماه 62 با پرتاب 70 راكت باز هم حمله شيميايی را تداوم بخشيده تعدادی از رزمندگان دچار سوختگی و خفگی میشوند كه با همان وسايل ابتدايی اقدام به مقابله با حمله شيميايی میكنند.
تعدادی از رزمندگان مصدوم به عقبه جبهه انتقال میيابند و پس از معالجه سرپايی مجددا به خطوط عملياتی باز میگردند، ولی تعدادی ديگر بر اثر جراحت شديد چشمی و تنفسی و ... به بيمارستان انتقال میيابند. در بيمارستان لبافینژاد تهران، چند تن از خبرنگاران خارجی از شيميايیشدگان بازديد میكنند و آثار سوختگی و جراحت ناشی از بمباران شيميايی عراق را با چشمان خود میبيند.
عدهای از رزمندگان بر اثر جراحت شديد به كشورهای اروپايی از جمله انگليس، سوئد، اتريش و ... انتقال میيابند و در آنجا با نظارت كارشناسان جهانی و مصاحبه آنها با مجروحان ايران، مشخص میشود كه لطمات وارد شده، حاصل از گاز سمی شيميايی خردل بوده است.
تعدادی از پاسداران و بسيجيان اسلام بر اثر جراحات شديد ناشی از گازهای شيميايی به شهادت میرسند و همگان اين جنايات عراق را میبينند و چشم بر حقايق تلخ آن فرو میبندند.
با توجه به گزارش مغرضانه كارشناسان سازمان ملل و بازگو نكردن نام كشور استفاده كننده، زمينه برای حملات شيميايی بيشتر عراق مساعد میشود.
در اين روز علیرغم حمله شيميايی عراق تيپ 27 مكانيزه از لشكر يك، تيپ 56 از لشكر 5 مكانيزه به ميزان صد درصد و تيپ 501 پياده به ميزان 80 درصد منهدم میشوند.
آمارتلفات دشمن تا عصر 8 اسفند به بيش از 4 هزار و 500 تن میرسد كه مجموعا تلفات متجاوزان بعثی از آغاز عمليات خيبر به بيش از 11 هزار و 500 تن افزايش میيابد.
رژيم بعث عراق با به كارگيری سلاح شيميايی و با استعداد چند واحد پياده و مكانيزه اقدام به بازپسگيری جزاير مجنون میكند. اين تلاش مذبوحانه عراق با پايمردی بینظير مدافعان جزيره كه سلاح مهم آنها آرپی جی هفت بود، دفع میشود و تلفات و خسارات بيشتری بر آنها وارد میآيد.
سرانجام در روز چهارشنبه 10 اسفند رژيم حاكم بر بغداد پس از چند روز سكوت اعلام میكند كه جزاير مجنون و قسمتی از هورالهويزه از دست عراق خارج شده است. اين سخنان از زبان سرلشكر هشام صباح الفخری فرمانده عملياتی جنوب اعلام میشود و حقانيت اطلاعيههای نظامی ايران اثبات میشود.
با اعتراف به شكست خود در عمليات خيبر عدهای از خبرنگاران هم مهر سكوت میشكنند و اعلام میدارند كه منطقه وسيعی از خاك عراق از دستش خارج شده است.
با فرارسيدن شب 10 اسفند سپاهيان اسلام، حمله سنگينی را تدارك میبينند و پس از عبور از ميدانهای مين و تلههای انفجاری در منطقه طلائيه تعداد ديگری از يگانهای تحت امر سپاه سوم عراق را به هلاكت میرسانند.
با ادامه تهاجم و نفوذ در عمق مواضع دشمن تيپ 93 پياده و يك گردان تانك از تيپ 16 زرهی به ميزان 60 درصد، گردان 3 از تيپ 702 پياده 100 درصدمنهدم، نزديك به هزار و 300 تن از بعثيان كشته و زخمی میشوند و عدهای نيز به اسارت در میآيند همچنين تعداد 40 دستگاه تانك دشمن توسط رزمندگان به آتش كشيده میشوند.
با افزايش حملات شيميايی دشمن و تحليل رفتن قوای اسلام از قدرت تهاجمی رزمندگان كاسته شده لذا تحكيم مواضع بر آنان تحميل و در اين ميان با مقاومت سنگين دشمن محور طلايه به طور كامل قفل میشود. عراق برای بازپس گيری مناطق از دست داده به ويژه جزاير مجنون همچنان اقدام به بمباران شيميايی وسيع میكند. از منطقه العزير فشار سنگينی متوجه رزمندگان اسلام میشود.
برای حفظ جزاير به نيروهای عمل كننده منطقه العزير دستور بازگشت به جزيره و حفظ آن داده میشود. رزمندگان در حال بازگشت بيش از صد سرباز عراقی را كه در اسارت داشتند به دليل كمبود امكانات پس از صحبتی كوتاه آزاد كرده و سفارش میكنند كه مظلوميت نيروهای ايرانی را به ديگران برسانند. دشمن بعثی پس از عقبنشينی رزمندگان با تمام نيرو به جزيره مجنون حمله میكند و بارانی از گلوله توپ و خمپاره بر روی جزاير فرو میريزد.
در زير آتشباری سنگين يگانه رزمی بعث برای بازپسگيری جزاير حركت میكنند كه با هربار با دفاع فراموش نشدنی جان بركفان اسلام مواجه میشود. دشمن سرانجام با هجومهای سنگين زرهی موفق میشود جاده بغداد ـ بصره را از كنترل و تير مستقيم ايران خارج سازد و دامنه بازپسگيری را به جزاير مجنون بكشاند.
در روز شنبه 16 اسفندماه دشمن بارديگر پس از اجرای آتش سنگين توپخانه و خمپاره دست به پاتك ديگری میزند تا به زعم خود جزيره را آزاد كند. از سوی ديگر جنگندههای عراق اقدام به بمباران مواضع ايران میكنند.
با پشتيبانی آتش پرحجمی، نيروهای زرهی بعث اقدام به پيشروی میكنند، با عكسالعمل شجاعانه شكارچيان تانك و هلیكوپترهای كبرای هوانيروز اين حركت دفع و بيش از هزار كشته و زخمی از دشمن برجای ماند و 5 تيپ و يك گردان نيز منهدم میشود.
به دنبال تلاشهای مذبوحانه عراق، آيتالله هاشمیرفسنجانی اعلام میدارد: «نيروهای ما در مواضع پدافندی خود در جزاير مجنون چون كوه ايستادهاند و هرچه عراق نيرو بفرستد نابود میكنند.»
صدام در پی ناتوانی ارتش عراق برای بازپس گيری جزاير مجنون، ماهر عبدالرشيد را تهديد میكند به هر نحو كه شده بايد اين جزيره را از دست ايرانيان خارج كند.
ژنرال ماهر عبدالرشيد علی رغم صدمات پی در پی قول میدهد برای تحقق بخشيدن به خواستهای سردار مفلوك خود، پاتك سنگينی انجام دهد.
نيروهای عراقی در روز چهارشنبه 17 اسفندماه با حمايت شديد هوايی و آتش توپخانه، سنگينترين ضدحمله را آغاز میكنند، پس از اندكی پيشروی با آتش متقابل شكارچيان تانك رزمنده و موشكهای تاو هلیكوپترهای كبری مواجه میشوند.
دشمن با ازدست دادن 35 تانك، 850 نفر از سربازان خود شكست را پذيرا و با فرار باقی نيروها به مواضع اوليه، اميد صدام را ياس كامل مبدل میسازد.
عراق به هيچ خبرنگاری اجازه بازديد از جزاير را نمیدهد. حفظ جزاير مجنون كه فقط يك سوم اهداف عمليات را حاصل كرد دريچه جديدی را برای خروج از بن بست جنگ میگشايد.
مناطق و تاسيسات آزاد شده: جزيره مجنون به مساحت 160 كيلومتر مربع دارای 50 حلقه چاه نفت، چند روستا در منطقه.
تجهيزات منهدمشده دشمن: 6 فروند هواپيما 9 فروند هلیكوپتر، 330 دستگاه تانك و نفربر و شمار زيادی از انواع سلاح سبك و نيمه سنگين.
يگانهای منهدم شده دشمن: تيپ 27 مكانيزه از لشكر 1، تيپ 56 زرهی از لشكر 5، تيپ 501 پياده، تيپ 14، تيپ 3 تحت امر لشكر 6 زرهی، 5 گردان از لشكر 1، تيپهای 3 و 16 زرهی، تيپهای 35،5،704، 702و 93 پياده.
تعداد كشته و زخمی دشمن: 15 هزار نفر
تعداد اسرا:هزار و 140 نفر