قرن دهم و يازدهم قمری دوران شكوفايی هنر اسلامی در ايران بود
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)،«سيد احمدرضا خضری» رايزن فرهنگی ايران در اسپانيا طی سخنانی در همايش نگاهی به تاريخ و تمدن ايران با عنوان«از تخت جمشيد تا اصفهان» در دانشگاه «آتونوما» ضمن بيان اين مطلب به بررسی هنر در دوره صفوی پرداخت و تصريح‌كرد:هنر همواره چهره بارز فرهنگ و تمدن ايران بوده و بی شك يكی از درخشان‌ترين اوج‌های هنر ايران در دوره صفويه پديد آمده است؛ در اين دوره تحولات عظيمی در عرصه تاريخ ايران به وقوع پيوست كه تعدد چشمگير مراكز و كانون‌های صنعتی و هنری از آن جمله است.
وی در ادامه تأكيد‌كرد: مهم‌ترين اين كانون‌ها پايتخت‌های صفويه است كه به ترتيب در شهرهای تبريز ،قزوين و اصفهان قرار داشت؛ نخستين پايتخت صفويان شهر تبريز بود؛ شهری كه اهميت سياسی و استراتژيكی بسياری در منطقه آذربايجان داشت و بر همين اساس به زودی به كانونی برای فعاليت هنرمندانی از جمله خطاطان، تذهيب كاران، نقاشان، صحافان ،معماران و هنرمندان ساير فنون و صنايع تبديل شد؛ با اين همه بزرگ‌ترين مشكل تبريز آن بود كه همواره در معرض تهديدات امپراتوری عثمانی قرار داشت.
خضری تصريح‌كرد:به همين دليل اين مشكل طهماسب دومين پادشاه صفوی، پايتخت را از تبريز به شهر قزوين در شمال ايران منتقل كرد؛ اين شهر نيز همچون تبريز دارای سابقه قابل توجهی در فرهنگ و تمدن بود از اين رو به زودی به مركزی برای ظهور انواع هنرهای ايرانی تبديل شد؛ دهها اثر تاريخی به عنوان يادگارهای عصر صفوی در اين شهر بر جای مانده كه مسجد جامع با گنبدها، صحن‌ها، ايوان‌ها و مناره‌های عظيم آن، بازار بزرگ و سرپوشيده شهر، كاخ عالی قاپو، سبزه ميدان و ده‌ها كاروان سرا از آن جمله است.
رايزن فرهنگی ايران در ادامه افزود: با اين همه ديری نپائيد كه صفويان در پی يافتن مكانی امن‌تر، استوارتر و نيرومندتر، اصفهان را به عنوان پايتخت برگزيدند و در سال 1004 عباس اول برای رهايی از درگيری‌های داخلی و چالش‌های سياسی ناشی از نفوذ درباريان، قزوين را رها ساخت و در اصفهان ساكن شد؛ اصفهان كه دارای سابقه‌ای بسيار طولانی در تاريخ بود با اقدامات شاهان صفوی به ويژه شاه عباس به زودی به يكی از درخشان‌ترين شهرهای شرق از نظر هنر و آثار فرهنگی تبديل شد و به فرمان شاه عباس نقشه جديدی برای توسعه شهر طراحی و بازارها ، كاخها، مساجد، باغها، پلها، خانه‌ها و ساير تأسيسات شهری در آن گنجانده شد.
خضری تصريح كرد: بر اساس اين نقشه در مركز شهر اصفهان ، ميدان بزرگ «نقش جهان»پديد آمد؛ اين ميدان كه در نوع خود يك ابداع در تاريخ شهر سازی ايران به شمار می‌رود ، كلكسيونی از انواع هنرهای ايرانی را در خود جای داده است؛ نمادهايی از سه نهاد مهم جامعه ايران يعنی دين، دولت و اقتصاد به صورتی آشكار و پر معنا در اطراف اين ميدان به نمايش در آمده كه مسجد امام (شاه) درسمت جنوب ، مسجد شيخ لطف الله در شرق ، كاخ عالی قاپو در غرب و و بازار قيصريه در شمال ميدان سمبل‌های اين نمايش به‌شمار می‌رود.
رايزن فرهنگی ايران افزود: در اين ميدان مكان‌های مناسبی برای برگزاری مراسم‌های دينی، دولتی و ورزشی در نظر گرفته شده كه آثار آنها هنوز پابرجاست.
خضری در بخشی ديگری از سخنان خود گفت: صفويان علاوه بر اصفهان بناهای تاريخی بسياری در ديگر شهرهای ايران پديد آوردند كه می‌توان به بخش‌هايی از آستان پرشكوه امام رضا (ع) و بقعه شيخ صفی در اردبيل اشاره كرد.
رايزن فرهنگی ايران با اشاره به اهميت و تنوع تزئينات هنری در عهد صفوی افزود: عنصر تزئين و كاربرد هنرهای ديگر در ابنيه دوره صفوی يك اصل مهم و اساسی است از همين رو بيشتر بناهای مذهبی و غير‌مذهبی آن دوره با تزئيناتی از جمله كاشی‌كاری، آئينه‌كاری، منبت‌كاری، طلاكاری، معرق و مقرنس مزين شدند‌ه‌اند.
خضری گفت:مسجد شيخ لطف‌الله ، سر در قيصريه ، عالی قاپو و مسجد امام (شاه) درميدان نقش جهان با كاشی‌های معرق مزين شده‌اند؛ آجرهای مربع كاشی منقوش معروف به آجرهای «هفت رنگ» نيز به طور گسترده دراين بناها مورد استفاده قرار گرفته است؛ نقش و نگار كاشی‌ها و رنگ‌های آنها زينت خاصی به بناهای اين دوره بخشيده است.
رايزن فرهنگی ايران تصريح‌كرد: نه تنها ديوارها، بلكه گنبدها، ايوان‌ها، طاقنماها، سر در ورودی‌ها و مناره‌ها با كاشی و موزاييك آراسته شده‌اند؛ ساخت سردرهای بزرگ با كاشی‌های شفاف و گچبری مقرنسكاری در عصر صفويه پيشرفت بسياری داشت؛ تركيب سر در بزرگ و مناره‌های طرفين آن با صحن چهار ايوانی و ساختمان‌های اطراف آن و قراردادن گنبد به گونه‌ای است كه با همه ساختمان تناسب دارد.
خضری در ادامه سخنانش گفت: در همين حال تزيينات چوبی در بناهای غيرمذهبی دارای نقش اصلی بود و در آنها از تذهيب و نقاشی‌های لاكی استفاده می‌شد؛ كنده كاری و خراطی نيز به ويژه در درها و سقفها كاربرد فراوانی داشت چنانكه نقاشی‌های ديواری (فرسك) در كاخ عالی قاپو، قصر اشرف و چهلستون و همچنين آيينه كاری به عنوان نوعی تزيين جديد دربناها، مانند آيينه خانه، مورد استفاده قرار گرفته است.
همچنين «سيد داوود صالحی» سفير جمهوری اسلامی ايران در اسپانيا، طی سخنانی در اين همايش ضمن اشاره به سوابق تاريخی روابط ايران و اسپانيا بر لزوم گسترش اين روابط تأكيد كرد.
وی گفت: باوجود روابط خوب ايران و اسپانيا و وجود اشتراكات فراوان هنوز انديشه‌ها‌ی فلسفه ايران به طور كافی به طبقه روشنفكر اسپانيا منتقل نشده است.
صالحی با اشاره به سوابق تاريخی و فرهنگ چند هزار ساله ايران زمين ، انقلاب اسلامی ايران را يك انقلاب فرهنگی برشمرد و تأكيد كرد:جمهوری اسلامی ايران با اين پشتوانه فرهنگی نيازی به سلاح كشتار جمعی ندارد.
پروفسور«خوسه ماريا بلاسكز» عضور آكادمی سلطنتی تاريخ اسپانيا و استاد برجسته تاريخ دانشگاه«كمپلوتنسه» در سخنرانی خود با عنوان «ميراث تخت جمشيد» گفت: پرسپوليس يا تخت جمشيد از برجسته ترين آثار تمدنی ايران و نشانگر نبوغ ايرانيان است؛ اين مكان برای محققان وجهانگردان خارجی اهميت بسياری دارد به نحوی كه از مهم‌ترين مناطق مورد علاقه آنان به‌شمار می‌رود؛ پرسپوليس بازتاب روح هخامنشيان به‌ويژه داريوش اول و خشايارشاه است و اين روح در نقوش برجسته تخت جمشيد كاملا مشهود است.
بلاسكز در ادامه افزود: داريوش اول يك امپراطوری بزرگ از هندوستان تا سوريه به‌وجود آورد اما امپراطوری به خودی خود مهم نيست بلكه سرشت و طبيعت آن اهميت دارد و اهميت امپراطوری هخامنشيان در آن است كه آنها اديان و فرهنگها را محو نكردند بلكه همزيستی و اختلاطی از نژاد‌ها و فرهنگ‌ها را به‌وجود آوردند و اين موضوع در نقوش برجسته ورودی تخت جمشيد ديده می‌شود آنجا كه مردمانی از سرزمين‌ها ونژاد‌های گوناگون با لباس‌های مخصوص خويش برای پادشاه هدايايی به دست گرفته و ايستاده‌اند؛ اين نقوش به روشنی همزيستی و روح آشتی و تفاهمی را كه هخامنشيان در آن روزگار در سرزمين پهناور تحت تسلط خود ايجاد كرده‌اند به‌نمايش می‌گذارد .
پرفسور بلاسكز با اشاره به آيين كهن نوروز گفت: آپادانا برای برگزاری جشن نوروز ايجاد شد اما شگفت‌آور است كه«هرودوت» به اين جشن بزرگ و مهم اشاره‌ای نداشته است.
وی افزود: ايرانيان برای هنر خود از سرزمين‌های اطرافشان تقليد نكردند و خود پايه‌گذار هنر جديد مبتكرانه‌ای شدند؛ از جمله در شهرسازی الگويی نوين و انقلابی ارائه كردند.
وی در پايان با اشاره به اين‌كه اسكندر بسياری از رسوم ايرانی را فرا گرفت و در تشييع داريوش سوم شركت كرد گفت: اين ادعا كه اسكندر تخت جمشيد را به آتش كشيده باشد معتبر نيست.
سپس پروفسور«خواكين كردبا» استاد تاريخ دانشگاه«آتونوما« در سخنان خود با عنوان«جيرفت؛ پيدايش اسطوره فرهنگی» گفت: كشفيات صورت گرفته در منطقه جيرفت گويای يكی از كهن‌ترين تمدن‌های بشری است كه به دو هزار سال قبل از ميلاد باز می‌گردد ويژگی اين تمدن در آن است كه سبك‌های هنری بسيار ظريف و استادانه ای در آن قابل مشاهده است.
وی همچنين با اشاره به كاوش‌های مرحوم«آذرنوش» در منطقه كنگاور گفت : آذرنوش در بررسی‌های خود به اين نتيجه رسيده بود كه معبد كنگاور به دوره ساسانی باز می‌گردد نكته‌ای كه مورخان عرب هم به آن اشاره داشتند به علاوه اين بنا در اصل برای استفاده به عنوان كاخ بوده است نه معبد.
پرفسور كردبا در ادامه با استفاده از تصاوير متعددی از كشفيات باستانی منطقه جيرفت به تبيين جنبه‌های مختلف هنر ايرانی در آن دوره پرداخت.
«خواكين رودريگز» پژوهشگر و ايرانشناس در سخنرانی خود با عنوان«سيرتحول ادبيات معاصر ايران» ويژگی‌های بارز و اهم تحولات تاريخی ادبيات معاصر كشورمان را از سال 1825 ميلادی يعنی از زمان اعزام نخستين دانشجويان ايرانی توسط«عباس ميرزا» به خارج از كشور تا انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار داد.
وی در بخشی از سخنان خود گفت: تحولات ادبی معاصر ايران از ترجمه آثار غربی آغاز شد كه پيشگام اين حركت ميرزا حبيب اصفهانی بود.
اين پژوهشگر اسپانيايی در ادامه با اشاره به اصلاحات اميركبير گفت: نهضت نوسازی آن مرد بزرگ تأثير شگرفی بر نثر و ادب فارسی بر جای گذاشت و رويدادهای مهمی از جمله نهضت تنباكو را سخت تحت تأثير قرار داد؛ انتشار روزنامه و نثر جديد روزنامه‌نويسی با ويژگی ساده وروان كه تحول مهم ديگری در ادبيات ايران است و انقلاب مشروطه نيز عامل اساسی و مهم ديگری در تحول ادبيات ايران به شمار می‌رود.
وی با اشاره به ظهور نيما و شعر نيمايی به عنوان انقلابی عظيم در ادبيات منظوم ايران گفت : شعر ققنوس نيما در حقيقت نماد خاكستر شدن شعر كلاسيك و سربر آوردن سبك جديد از دل ادبيات كهن است بدون آنكه گذشته را نفی كند زيرا ققنوس جديد فرزند ققنوس گذشته است.
رودريگز در زمينه ادبيات معاصر به‌ويژه شعر به نقل از جمال زاده گفت: شعر پارسی در دوره جديد حيات خود به جای خدمت به پادشاهان در خدمت به جامعه قرار گرفت؛ مدايح شاعران به هجو و اظهار محاسن پادشاهان به نماياندن معايب و كشورداری آنان تغيير يافت.
وی با اشاره به سبك ادبی جديدی كه جلال آل احمد و علی شريعتی پايه‌گذار آن بودند، نقش ادبيات انقلابی جديد را در روشنگری جامعه و مبارزات انقلابی مردم برای رهايی از سلطه ديكتاتوری مورد تأكيد قرار داد و گفت : بدون شناخت و مطالعه آثار اين دو نويسنده درك وشناخت روند انقلاب ايران ممكن نيست.
برگزاری نمايشگاهی از كتاب‌های نفيس و ارزشمند درباره تاريخ و فرهنگ ايران، نمايشگاهی از صنايع دستی و نمايشگاه عكسی از مناطق ديدنی ايران از برنامه‌های حاشيه‌ای اين همايش بود.
همايش نگاهی به تاريخ و تمدن ايران با عنوان«از تخت جمشيد تا اصفهان» به همت رايزنی فرهنگی ايران در اسپانيا 31 ارديبهشت‌ماه، در دانشگاه «آتونوما» برگزار شد.