کد خبر: ۱۷۸۸۶۱۲
تاریخ: ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۵
نگاهی به مفهوم «جاهليت» در قرآن در ویژه نامه مؤسسه صبای جمكران /1
گروه انديشه و علم: مؤسسه صبای جمكران زنجان در ويژه نامه هفتگی خود به بررسی مفهوم جاهليت در قرآن پرداخته است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه زنجان در ابتدای اين ویژه نامه درباره واژه جاهليت آمده است: كلمه جاهليت كه ريشه در قرآن دارد برای اولين بار در آيات مدنی مطرح شد و در قرآن مشتقات اسمی و فعلی آن به صورتهای جاهل، جاهلون، جاهلين، جهاله، يجهلون، تجهلون و جهول به كار رفته است ولی بيشترين كاربرد اين واژه به صورت جهل است كه معانی متفاوتی دارد.
در ادامه با توجه به آياتی كه مشتقات واژه «جهل» در آنها وجود دارد، معنا و مفهوم جاهليت در قرآن مشخص شده است.
خداوند در قرآن كريم میفرمايد: «قال رب السجن احب الی مما يدعوننی اليه و الا تصرف عنی كيدهن اصب اليهن و اكن من الجاهلين» «يوسف گفت پروردگارا؛ زندان برای من از آنچه مرا به سوی آن میخوانند محبوبتر است و اگر حيله را از من بازنگردانی من به سوی آنها تمايل میكنم و از جاهلان میگردم.»
از اين آيه استنباط میشود كه گناه موجب سلب علوم خدادادی است و جهل تنها بیسوادی نبوده بلكه انتخاب لذت آنی و چشم پوشی از رضای خداوند نيز جهل محض است.
در آيه 89 سوره يوسف نيز آمده است: «قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و اخيه اذ انتم جاهلون» «(يوسف)گفت: آيا دانستيد با يوسف و برادرش چه كرديد،آنگاه كه شما نادان بوديد؟» بنابر اين جهل تنها به معنای ندانستن نيست، بلكه غلبه هوسها، بی توجهی و نوعی جهل است و انسان گناهكار هر چند عالم باشد، جاهل است چرا كه بدون توجه و تعقل آتش دوزخ را برای خود میخرد.
آيه 67 سوره بقره: «واذ قال موسی لقومه ان الله يامركم ان تذبحوا بقره قالوا أتتّخذنا هزواً قال اعوذ بالله ان اكون من الجاهلين» «و هنگامی را كه موسی به قوم خود گفت: خدا به شما دستور میدهد كه ماده گاوی را سر ببريد، گفتند آيا ما را به تمسخر میگيری؟ گفت: به خدا پناه میبرم از اين كه از نادانان باشم.»
اين تعبير بيانگر آن است كه استهزای ديگران، جز كار عناصر نادانان نيست. چون استهزا كنندگان آفرينش فرد، كردار و رفتارهای او را به سخره میگيرند و لازمه ی اين هر دو تمسخر نيست.
با اين بيان، انجام اين عمل زشت فقط توسط افراد نادان انجام پذير است و استهزا در مورد حكم و بيان شريعت، عمل نادانان است.
بنابراين در اين آيه، جهل در برابر عقل به كار برده شده نه علم، چون مسخره كردن نشانه بی عقلی است نه بی علمی كه حضرت موسی(ع) از آن به خدا پناه میبرد.
در سوره ی زمر آيه 64 شرك به خداوند را جهل معرفی كرده و میفرمايد: «قل أفغير الله تأمرونّی أعبد ايها الجاهلون» «آيا به من دستور میدهيد كه غير خدا را عبادت كنم ای جاهلان!»
در اين آيه به صراحت مسئله توحيد و در مقابل، عبادت بتها و سجده در برابر آنها و انجام اين عمل، شرك و نشانه جهل است.
خداوند در اين آيه آشكارا بت پرستان را مردمی جاهل میداند كه هم نسبت به خداوند و هم نسبت به مقام والای خود جاهل هستند.
آيه 55 سوره قصص سخنان لغو و بيهوده را نوعی جاهليت معرفی میكند: «و اذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه و قالوا لنا اعمالنا و لكم اعمالكم سلام عليكم لا نبتغی الجاهلين» «و هر گاه سخن لغو و بيهودهای بشنوند از آن روی میگردانند و میگويند اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان، سلام بر شما ما طالب جاهلان نيستيم.»
در آيه 72 سوره احزاب خيانت به امانت مصداق كامل جهل شمرده شده است: «انا عرضنا الامانه علی السماوات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه كان ظلوما جهولا» «ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم آنها از حمل آن ابا كردندو از آن هراس داشتند، اما انسان آن را بر دوش كشيد او بسيار ظالم و جاهل بود.» در اين آيه بزرگترين و مهمترين امتياز انسان بر تمام جهان خلقت بيان گرديده است، ولی افسوس كه از همان آغاز بر خويشتن ستم كرد و قدر خود را نشناخت و آنچه شايسته حمل اين امانت بود، انجام نداد.
آيه 63 سوره فرقان كبر و خودخواهی را كفر و جهالت میداند:«و عباد الرحمن الذين يمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما» «بندگان خاص خداوند رحمان آنهايی هستند كه با آرامش و بیتكبر بر زمين راه میروند و هنگامی كه جاهلان آنها را مخاطب میسازند به آنها سلام میگويند.»
آيه 6 سوره حجرات اعتماد به اخبار فاسقان را جهل میداند و میفرمايد: «يا ايها الذين آمنوا ان جائكم فاسق بنبأ فتبينوا ان تصيبوا قوما بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمين» «ای كسانی كه ايمان آورديد اگر فاسقی خبری برای شما آورد، پس جستجو كنيد، مبادا كه به قومی آزار رسانيد و بر كرده خود سخت پشيمان شويد.» در نتيجه بر اساس آيه ششم سوره حجرات برای اينكه عملی جاهلی نباشد، ابتدا بايد پيرامون آن تحقيق و تفحص و سپس اقدام كرد.
آيه ی 17 سوره نساء جهل را سرچشمه غرايز و هوسهايی دانسته است كه پايدار نباشند:«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ یَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَئِكَ یَتُوبُ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً» «جز اين نيست كه خداوند توبه كسانی را میپذيرد كه از روی نادانی كار ناشايستی كرده، سپس توبه میكنند؛ خداوند از اينان در میگذرد و خدا دانای فرزانه است.» اين آيه شرط قبولی توبه را در آن میداند كه انجام گناه از روی نادانی و بی توجهی به عواقب آن باشد. از امام صادق(ع) نقل شده: «هر گناهی كه انسان مرتكب میشود اگر آگاهانه باشد در حقيقت جهل است؛ زيرا خود را در خطر قهر الهی قرار میدهد.»
از مجموع مطالب بيان شده در اين قسمت میتوان گفت، زمان جاهلیّت مخصوص يك دوران نيست و هر زمانی كه مردم از خدا دور شوند،دوران جاهليت است.