کد خبر: ۱۷۸۸۹۰۵
تاریخ: ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۹
بررسی اهميت زبان و بيان در قرآن كريم
در قرآن كلمه زبان در معانی گوناگونی بهكار رفته است كه به آن اشاره خواهم كرد. در اين نوشتار به بررسی اهميت زبان و بيان و گناهان آن در قرآن كريم پرداخته میشود.
در قرآن كلمه زبان در معانی گوناگونی بهكار رفته است كه به آن اشاره خواهم كرد. در قسمتی از اين نوشتار به گناهان مربوط به زبان اشاره مختصری خواهم داشت. «زبان» چيزی كه ما به راحتی از كنار آن میگذريم و مرتب از آن استفاده میكنيم، دنيايی بسيار پر رمز و راز دارد كه هر چه بيشتر در مورد آن مطالعه میكنيم، بيشتر به حساسيت آن پی میبريم.
زبان همچون ديگر اعضای بدن، هديه الهی به بشر است كه يكی از مهمترين راههای شكرگذاری برای اين نعمت، استفاده درست كردن از آن است. كاش به جايی برسيم كه زبانمان باعث بهدست آوردن دل ديگران شود نه اينكه با زخم زبان، باعث رنجش ديگران شويم.
زبان يكى از مهمترين ابزارهاى ارتباطى ميان ما و جهان پيرامونمان است كه براى برداشتى اصولى و درست از مناسباتمان به آن نيازمنديم. چنين ارتباطى خود، مىتواند يكى از مهمترين كاركردهاى زبان قلمداد شود. ما به وسيله زبانمان است كه مىتوانيم فرهنگمان را به جهان عرضه كرده و حتى از آن دفاع كنيم.
زبان وسيله بيان تفكر است و غالبا برای انتقال فكر كسی به ديگری به كار میرود. اين انتقال ممكن است به وسيله گفتن، نوشتن، اشاره و يا لمس انجام شود، پس هر چه وسيله انتقال فكر، يعنی زبان از طرفی ساده و از طرف ديگر دقيقتر باشد، عمل انتقال فكر دقيقتر و راحتتر صورت خواهد گرفت.
يكی از اختلافات بارز بين حيوان و انسان آن است كه انسان حيوانی ناطق است و قدرت تكلم انسان جزو پارامترهای مهمی است كه باعث برتری انسان بر حيوان میشود. زبان وسيله برقرار كردن ارتباط انسانها با يكديگر است.
در اشعار بسياری از گذشتگان بر رعايت كم حرفی تأكيد شده است، چرا كه صحبت كردن زياد باعث فوت وقت و عدم تفكر لازم است. هر چند در مواقعی صحبت كردن يك وظيفه فردی، اجتماعی، شرعی و غيره است. زبان ارگانی گوشتی است كه به هر سمتی آنرا بچرخانيم به همان سمت میرود و بر ماست تا بر آن كنترل لازم را داشته باشيم.
اسلام هرگونه عملى را كه لطمه به آبرو و شخصيت افراد جامعه باشد، تحريم كرده و آنرا از بزرگترين گناهان میشمارد. در قرآن و سنت بر اين امر بسيار تأكيد شده است تا آنجا كه احترام مؤمن از خانه خدا بيشتر قلمداد شده است.
به همين دليل غيبت، دروغ، توهين، تحقير، سخنچينى، افشاگرى، استهزا، سرزنش، زخمزبان، دشنامگويی، دهنكجى، دست انداختن و مسخره كردن ديگران، شهادت كذب و غيره أكيدا حرام است، حتى اگر كسى اجازه بدهد كه از او غيبت كنند، باز غيبت از او روا نيست، زيرا آثار مخرب خود را داراست. در مقابل معمولا زبان نرم و منطقی میتواند مشكلات فراوانی را از سر راه بردارد، چه بسا جوانی كه با سخنی خردمندانه، دچار تحول روحی غير قابل توصيف شود. زبان نيكو میتواند باعث پيوند دو قلب رنجيده از هم شود.
در قرآن، بالغ بر ۲۰ مرتبه از كلمه «لسان» و مشتقات آن كه در عربی به معنای زبان است، استفاده شده است، البته كلمه «قال» كه در عربی به معنای گفتن است و در گفتن معمولا از زبان استفاده میشود، بسيار زياد در قرآن آمده است كه در اين مختصر مجال پرداختن به آن نيست.
قرآن در بعضی جاها از زبان به عنوان عضو و ارگانی در بدن انسان ياد میكند و در جايی از آن بهعنوان وسيلهای جهت هدايت انسانها و يا از تنوع زبان بهعنوان نشانه الهی كه باعث شناخت است و در معانی ديگری كه بهمناسبت به آن پرداخته میشود ياد شده است.
در سوره قصص به تأثير نفوذ كلام اشاره میكند، آنجا كه آمده است: «و برادرم هارون از لحاظ بيان و فصاحت كلام بر من برتری دارد، پس استدعا دارم او را برای تصديق و تأييد من همراه من بفرست، چون كه بيم دارم كه مرا تكذيب كنند و من از عهده پاسخگويی بر نيايم.»(قصص/ ۳۴)
در بعضی آيات به اين اشاره شده كه در واقع صحبت كردن به زبان مردم، باعث فهم بيشتر میشود و در قرآن آمده است كه علت نزول قرآن به زبان عربی كه زبان معمول مردم آن زمان بوده است، آن است تا آنرا فهميده و در جملات آن به تفكر بپردازند.
«(ای پيامبر) ما قرآن را به زبان مادری تو (كه زبان عربی است) بيان فرموديم تا آسان باشد و مردمان معانی را درك كنند و پند بگيرند.» (دخان/ ۵۸) «و پيش از آن، كتاب موسی(ع) كه هدايت و رحمت بود و اين قرآن مصدق تورات است و به زبان عربی ساده بيان فرموده شده و مقصد آنست كه ستمكاران را هشدار و نيكوكرداران را بشارت دهد.» (احقاف/ ۱۲)، «ما هيچ پيامبری را جز اينكه به زبان قومش تكلم كند به پيامبری مبعوث نكرديم تا بتواند حقايق و مطالب دين را برای آنها به خوبی شرح دهد. پس خداوند هر كس را مصلحت بداند در گمراهی وا مینهد و هر كس را مصلحت بداند هدايت میفرمايد و اوست آن بیهمتا قدرتمند منشأ حكمت.»(ابراهيم/ ۴)
همچنين در آيه 103 سوره نحل آمده است كه ما كاملا اطلاع داريم كه آنها میگويند: بشری او را تعليم میدهد. زبان مادری شخصی كه چنين نسبتی به او میدهند، زبان بيگانه است و اين قرآن (به زبان خود پيامبر يعنی) به زبان عربی است كه برای عرب زبانها واضح و روشن و قابل فهم است.» و (قرآن) به زبان عربی ساده و قابل فهم بيان شده است.(شعرا/ ۱۹۵)
در سوره قيامت به پيامبر(ص) هشدار داده شده كه از صحبت كردن با عجله و بدون فكر و قبل از اين كه كلمات وحی به اتمام رسد، بپرهيزند. «(ای پيامبر) وقتی كه آيه دارد نازل میشود شتابزده آنرا بر زبان جاری نكن (بگذار مطمئن شوی كه آيه را بطور كامل شنيدهای)(قيامت/۱۶)
در آيهای از زبان بهعنوان عضوی از بدن ياد شده است.(بلد/ ۹)، (آيا ما برای انسان) يك زبان و دو لب نيافريديم؟، در آيهای از زبان بهعنوان وسيلهای برای بشارت دادن و همچنين انذار ياد كرده شده است.»، «پس (ای پيامبر) ما اين قرآن را به زبان قوم تو آسان بيان كرديم تا بدان پرهيزگاران را بشارت ببخشی و مردمان بیاعتقاد و مجادلهگر را بيم دهی.»(مريم/ ۹۷) برای گشودن گره از زبان و تأثيرگذاری آن بايد از خداوند طلب استعانت كنيم چرا كه در قرآن آمده است: «و گره زبانم را بگشای» (طه/۲۷)، (از طرفی) قلبم فشرده و میشود و زبانم لكنت دارد، پس(برادرم) هارون را نيز با من ارسال فرما كه دستيارم باشد.(شعرا /۱۳)
خداوند در جايی از قرآن تأكيد میكند كه همانگونه كه آفرينش آسمانها و زمين از جمله آيات و نشانههای قدرت الهی است، به همان اندازه هم آفريدن تعداد زيادی زبان و لهجه هم جزو آيات خداوندی محسوب میشود. «و از نشانههای قدرت خداوند، آفرينش آسمانها و زمين و نيز اختلاف زبانها و رنگهای شما انسانهاست و به تحقيق در همه اينها نشانههايی از حكمت الهی برای دانشمندان نهفته است.» (روم/۲۲)
در جايی از اين كه گفتار ما بدون علم و از روی نادانی بوده و يا چيزی را به زبان بگوييم كه به آن ايمان نداريم، شديدا نهی شدهايم. «زيرا شما آن تهمت افواهی(زبانی) را پذيرفتيد و نيز از دهانهايتان سخنانی خارج شد كه كمترين علم و اطلاعی بدانها نداشتيد و چنين كاری را امری سهل و بیاهميت شمرديد در حالیكه نزد خداوند گناهی سنگين بود.»(نور/ ۱۵)
«بهزودی عربهای نا فرمان باديهنشين، بهانه آورده به تو (ای پيامبر) میگويند: نگهداری از مال و زن و فرزند ما را گرفتار كرده بود و نتوانستيم در خدمت تو باشيم برای ما طلب آمرزش كن، آنها به حرفی كه میزنند قلبا اعتقاد ندارند تو در جواب به آنها بگو: در برابر مجازات الهی هيچكس نمیتواند از شما دفاع كند، اگر خداوند اراده به مجازات يا بخشش شما داشته باشد هيچكس را يارای جلوگيری از امر و اراده او نيست و او به اعمال شما آگاهی جامع دارد.» (فتح/۱۱)
در قرآن در جايی از استفاده زبان برای حرفهای نيشدار و تلخ ياد شده است كه يك علت آن حسودی است. (احزاب ۱۹) آنها نسبت به شما حسودند، اما چون خطری نزديك شود چشمانشان از ترس مانند كسی كه مرگ به سراغش آمده در حدقه میچرخد و به تو (ای پيامبر) برای كمك نگاه میكنند و چون خوف خطر دور شود با زخم زبان به شما مؤمنان حمله میكنند و آنها بر مال دنيا حريص هستند و آنان كسانی هستند كه ايمان نياوردهاند و خدا اعمالشان را تباه گردانيده و اين كار بر خداوند بسی آسان است.»
«آنها اگر بر شما دست يابند خصمانه با شما رفتار میكنند و دست و زبان به دشمنی عليه شما میگشايند و خيلی مشتاقند كه شما را به كفر و كافری بكشانند.» (ممتحنه/۲)
در آيه ذيل خداوند از احتمال اين كه رهبران دينی برای منافع خويش حرفهايی زده و آنها را كلام وحی عنوان كنند، خبر داده است كه اين خود نوعی دروغ بستن بر خداوند و تحريف است. «و از ميان آنها (يعنی علمای يهود) گروهی هستند كه (ضمن قرائت دستنوشتههای خود) زبان خويش را به شيوهای ماهرانه می پيچانند (كه شبيه تلاوت تورات باشد) تا گمان رود كه آنچه تلاوت میكنند از جانب خداوند است و میگويند: اينها از جانب خداست، در حالیكه چنين نيست، آگاهانه بر خداوند دروغ میبندند و خودشان هم از اين دورغگويی خويش مطلع هستند.» (آلعمران/ ۷۸)
برخی از يهوديان كلمات را (به قصد تغيير معنی) به عمد تحريف میكنند، (مثلا) میگويند: شنيديم و نافرمانی كرديم و نيز ( به پيامبر) میگويند: بشنو كه كاش نشنوی و از روی استهزاء میگويند: رعايت حال ما را بكن، ولی آنها به قصد طعنه زدن به اسلام(با لهجه عبری) و با پيچاندن زبان میگويند: ما را تحميق كن، ولی اگر میگفتند: شنيديم و فرمان برديم و رعايت حال ما را بكن، تند نخوان تا معنی را بفهميم، قطعا برای آنها بهتر و درستتر بود. خداوند آنان را به واسطه كفرشان، لعنت فرموده و در نتيجه جز تعداد كمی از ايشان ايمان نمیآورند.» (نسا/۴۶)
همچنين در آيه 62 سوره نحل آمده است: «آنها آنچه را برای خود نمیپسندند آن را خاص خداوند قرار میدهند و نيز زبانشان به دروغ میگويد: آن چيز خوب(يعنی بهشت) از آن آنهاست. نه چنين نيست، سرانجام بدون شك آتش جهنم از آن آنهاست و مقدم بر ديگران به سوی آن روانه خواهند شد.»
در آيه ذيل خداوند از اين كه كسانی هستند كه به دروغ از بعضی چيزها بهعنوان حلال و از برخی بهعنوان حرام با زبان خويش استفاده میكنند، خبر میدهد.
از گفتن حرفهايی بیاساس كه زبانهايتان عامل شيوع آن هستند اجتناب كنيد و نگوئيد اين حلال است و آن حرام تا حكمی نادرست را به خداوند نسبت دهيد، كسانی كه بر خداوند دروغ میبندند روی رستگاری را نخواهند ديد.» (نحل/۱۱۶)
از آنجا كه بنا به اعتقاد مسلمانان مردم در قيامت برای بازپرسی اعمال خويش در حضور الهی ظاهر میشوند، خداوند به ما هشدار میدهد مه مراقب اعمال خود باشيم در روزیكه حتی زبان، دست و پا هم برای اعمال ما شهادت میدهند.»، «در آن روز كه زبانها، دستها و پاهايشان عليه آنان درباره اعمالی كه مرتكب شدهاند گواهی میدهند.» (نور/۲۴)
«آنهايی كه از قوم بنیاسرائيل كافر شدند،(به امر خداوند) به زبان داوود(ع) و عيسی(ع) پسر مريم(س) لعنت شدند، اين مجازات به سزای نافرمانی (از امر خداوند و پيامبران) و تجاوزگری مصرانه آنها مقرر فرموده شد.»، «و از رحمت خاص خود به آنها بخشيديم و برای آنها مقام عالی و نام نيكو مقرر فرموديم.» (مريم/۵۰) و «و برای من در بين آيندگان نام نيكو و ذكر خير نصيب فرما.» (شعرا/۸۴)*
*نويسنده: حسين قاسمنژاد