کد خبر: ۱۹۲۱۷۱۱
تاریخ: ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۷
واكاوی دعا در آيات و روايات/6
تفهيم درست قضا و قدر جايگاه دعا را مشخص میكند
گروه انديشه: به باور آيتالله زابلی، قضا و قدر درست تفهيم نشده و تصور میشود؛ چون هركس دارای سرنوشتی است پس دعا تأثيری ندارد، در صورتی كه خداوند در قرآن كريم میفرمايد: «همه چيز در نزد ما دارای اندازه است.» پس اگر دعا نباشد از نعمتها در سطح عام استفاده میشود.
آيتالله سيدمحمدعلی حسينی زابلی، استاد اخلاق حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، درباره اهميت دعا در آيات و روايات گفت: همچنان كه قرآن میفرمايد: «قُلْ مَا یَعْبَؤُاْ بِكمُْ رَبىِّ لَوْ لَا دُعَاؤُكُمْ؛ پروردگارم براى شما ارجى قائل نيست اگر دعاى شما نباشد» و در روايت اينگونه داريم كه «الدعا مخ العباده؛ دعا اساس عبادت است.» اين خود نشاندهنده اهتمام خداوند و اهل بيت(ع) به مسئله دعاست.
وی در تبيين بيشتر اهميت دعا افزود: دعا؛ يعنی درخواست، و تمام موجودات بر اساس درخواست آفريده شدهاند، جنس و انس و وحش و همه موجودات بر همين اساس آفريده شدهاند، خود دعا يكی از مقدرات است. يك پذيرايی عمومی است كه زمين سفره عام اوست، برای خان نعمات؛ چه دشمن چه دوست؛ مثلا وقتی چند مهمان به جايی میروند،ميزبان يك پذيرايی عمومی میكند و چای و شربت و شكلات میآورد، ولی اگر يكی از آنها به طور خاص درخواست نهار هم كرد از او با نهار پذيرايی میكند.
وی تأكيد كرد: همينطور است وقتی كه كسی، شب جمعه و يا شب نيمهشعبان و شب قدری احيا میگيرد و درخواست دارد و دعا میكند، خداوند به ملائكهاش امر میكند كه حاجت او را برآورده سازيد كه بدين ترتيب خود دعا جزء يكی از مقدرات زندگی انسانها قرار میگيرد.
وی در تعريف قضا و قدر الهی به آياتی استناد كرد و گفت: به طور اجمال بايد گفت كه درست است هر كسی دارای سرنوشتی است، ولی در تبيين جايگاه قضا و قدر الهی بايد گفت كه قضا به معنای حكم مسلم و قطعی خداوند است و قدر به معنای اندازه آن، كه چه مقدار بايد به چه كسی داده شود و آيه شريفه: «وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ» به اين معناست كه اين حكم و قانون و فرمان و دستور خداست و اينكه همه بايد خدا را ستايش كنند قضای الهی است.
اين استاد اخلاق حوزه و دانشگاه در مورد مقدرات نيايش و عبادت الهی گفت: مقدرات عبادت خدا كه يكی از قضاهای الهی است؛ مثلا «اقيموا الصلوة» است؛ يعنی نماز را به پا داريد، «آتوا الزكاة» است كه يعنی زكات بپردازيد، «لله علی الناس حج البيت» يعنی از برای خداست بر ذمه مردم كه حج خانهاش را به جا بياورند، يا روزه گرفتن كه با آيه شريفه «فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ» مقدر شده است.
وی ضمن اشاره به مرگ به عنوان يكی از قضاهای الهی در عالم تكوين، گفت: عبادت خدا در عالم تشريع مطرح بود و آيه «كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ» در عالم تكوين مطرح است؛ يعنی تمام جانداران بايد بميرند مرگ و طعم مرگ را بايد بچشند، اين قضای حتمی الهی است، اما اينكه آيا در زلزله میميرد يا در تصادف و يا در سنگر شهيد میشود و يا اينكه در بستر میميرد اين از مقدرات مرگ حتمی است كه به دست خود انسان نيست.
حسينی زابلی در توجيه رابطه دعا با قضا و قدر الهی گفت: در پاسخ به اين سؤال كه هركس قضا و قدری دارد ديگر دعا چه نقشی دارد؟ بايد گفت كه نقش دعا اين است كه خودش يكی از مقدرات است كه عرض شد: «قُلْ مَا یَعْبَؤُاْ بِكمُْ رَبىِّ لَوْ لَا دُعَاؤُكُمْ» اگر دعا نباشد از همان نعمتهای الهی در سطح عام استفاده میشود، ولی اگر دعا باشد پذيرايی خصوصی است.
اين استاد اخلاق در اهميت شناخت قضا و قدر تصريح كرد: متأسفانه قضا و قدر درست برايمان تفهيم نشده و تصور میشود؛ چون هركس دارای سرنوشتی است پس دعا تأثيری ندارد در صورتی كه خداوند در قرآن كريم میفرمايد: «وَكُلُّ شَیْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ» همه چيز در نزد ما دارای اندازه است، الان چشم و گوش و مغز و سر و پای من دارای سرنوشت است، همه اعضا و جوارح من دارای سرنوشت است.
زابلی به مثالی استناد كرد و گفت: مانند تشخيص پزشك برای مريضهای يك بيمارستان كه زمانی در ترافيك معطل میشود، میگويد كه تا من بيمارستان برسم چند آزمايش از مريضها بگيرند، وقتی پزشك میرسد دو صفحه آزمايش به دست او میدهند و تصميمات لازم را میگيرد و يكی را جواب میكند و ديگری را مرخص، اگر سؤال شود شما كه هنوز مريض را نديدهايد چگونه قضاوت میكنيد؟ میگويد با توجه به همين برگه آزمايش نظر میدهم.
وی افزود: تمام وجود انسان مقدرات و سرنوشت و عدد و اندازه است؛ مثلا گلبول قرمز فلان عدد، گلبول قرمز رقمش آنقدر است، قند و چربی و كلسترول و ديگر مواد تشكيل دهنده بدن اندازهاش نشان داده شده است و براساس آن تصميم گرفته میشود و تمام اين تصميمگيریها بر اساس عدد و قدر است اين قدر و اعداد هرچقدر تغيير كند وضع ما نيز عوض میشود.
وی تأكيد كرد: انسان هر قدر با مقدرات عالم هستی آشناتر باشد بيشتر به اهميت دعا پی میبرد، معنای سرنوشت اين نيست كه هرچه هست ديگر از دست ما خارج است، بلكه نفس دعا هم يكی از سرنوشتهاست، مقدر شده است كه اگر كسی دعا كرد به او بدهيد و اگر دعا نكرد همان پذيرای عمومی كافی است.
وی برای واضح شدن مطلب ضمن اشاره به مسائل تكوينی گفت: در قرآن میخوانيم كه كشتی در دريا به فرمان خدا حركت میكند در صورتی كه كشتی و هواپيما و ماشين و دستگاههای ديگر را مهندس میسازد و همچنين، اين با تدبير و مديريت و اكتشاف و صنعت مديريت مرتبط است، ربطی به خدا ندارد. پس اينكه كشتی در دريا با فرمان خدا حركت میكند يعنی چه؟
وی در پاسخ گفت: اين به اين معنی است كه تمام عالم وجود دارای سرنوشت است، اين سرنوشت يك قضای الهی و حكم خداست، اگر آب مادهای دارای سيلان و ميعان نباشد كشتی حركت نمیكند، اگر نفت ماده قابل اشتعال نباشد آيا سيلندر به حركت درمیآيد؟ بنابراين چنانچه ما میخوانيم كه «الْفُلْكَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ» كشتی در دريا به فرمان خدا حركت میكند؛ يعنی آقای مهندس میسازد، ولی اين مهندس از قضا و قدرهای الهی استفاده كرده است، ما چيزی جز قضا و قدر نداريم، تمام عالم وجود دارای قضا و قدر است و خود دعا هم يكی از مقدرات است.