کد خبر: ۲۴۰۵۰۸۹
تاریخ: ۱۴ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۵:۳۴
ارزش و اهميت مسابقه ورزشی در ماجرای يوسف پيامبر از ديدگاه قرآن
ارزش و اهميت مسابقه ورزشی در ماجرای يوسف پيامبر از ديدگاه قرآن كه با توجه به آن می توان به اهميت بيش از پيش ورزش پی برد.
در داستان حضرت يوسف(ع) و برادرانش كه در قرآن آمده و خداوند متعال آن را نشانههای هدايت برای سوالكنندگان و مطالعهكنندگان آن معرفی میكند «لَقَد كانَ فی يوسفَ و اِخوَتِهِ اياتٌ لِلتسائلين». به نكات آموزنده فراوانی برمیخوريم. يكی از اين نكات آموزنده مساله لزوم ورزش، بازی و تحرك، به ويژه برای جوانان و كودكان میباشد. حس حسادت برادران يوسف آنقدر زياد شد كه تصميم گرفتند او را از پدر دور كنند و به قتل برسانند. برای اجرای نقشه خود نزد پدر آمده و میگويند: «اَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً یَرْتَعْ و یَلْعَبْ و اِنّا لَهُ لَحافِظون» (سوره يوسف آيه 11). او را فردا با ما به (خارج شهر) بفرست تا در چمن و مرتع بگردد و بازی كند و البته ما از هر خطری حافظ و نگهبان اوييم.
پدر از اينكه مبادا يوسف در اثر غفلت آنان طعمه گرگ شود، ابراز نگرانی میكند، پسران در پاسخ میگويند: «لَئِن اَكَلَهُ الذِّئبُ و نَحنُ عُصبَهُ اِنّا اِذاً لَخاسِرون» (سوره يوسف، آيه 12). اگر گرگ او را بخورد با اين كه ما گروه نيرومندی هستيم، ما از زيانكاران خواهيم بود (هرگز چنين چيزی ممكن نيست).
بالاخره پدر را قانع ساخته و يوسف را با خود با صحرا برده و در مخفیگاه چاه قرار میدهند. سپس نقشهای كشيدند و با صحنهسازی به پدر وانمود كردن يوسف را گرگ دريده است و برای اينكه دليل قانعكنندهای برای غفلت خود از يوسف ارايه دهند گفتند: «يا ابانا اِنّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ و تَرَكنا یُوسُف عِندَ مَتاعِنا فَاَكُلَهُ الذِّئبُ» (سوره يوسف، آيه 17). ای پدر، ما رفتيم و مشغول مسابقه شديم و يوسف را نزذ اثاث خود گذارديم و گرگ او را خورد!»
برخی نكات مهم كه از اين داستان به دست میآيند عبارتند از:
الف) نيرومندی و ورزشكار بودن يك مزيت و فضيلت است به همين دليل برادران يوسف میگويند «ما گروهی نيرومند و ورزشكاريم».
ب) بازی كردن و تحرك را، كه خود نوعی روزش است، برای كودكان لازم و ضروری میداند. به همينجهت، برادران يوسف به بهانه بازی كردن، يوسف را از پدرش كه خود يك پيامبر الهی و معصوم و دارای بينش كافی است جدا میكنند واو به اينكه بازی برای كودك لازم است، اعتراضی نمیكند.
ج) بازی، تحرك و ورزش، بهتر است در هوای آزاد، محيط باز و فضای سبز صورت گيرد نه در هوای آلوده و يا محيط بسته و تنگ و به دور از طبيعت، بدينجهت برادران يوسف به پدر میگويند: «یَرتَع و یَلْعَب» تا يوسف در چمن و مرتع بگردد و بازی كند.
د) در حالی كه برادران يوسف بزرگترين گناهان را مرتكب شده و به قول خودشان برادرشان را از روی غفلت به كشتن دادهاند، بهترين و پيامبرپسندترين عذری كه ارايه میكنند، اشتغال به ورزش و مسابقه ورزشی است و آن پيامبر هم به آنان خرده نمیگيرد كه چرا به ورزش و مسابقه ورزشی پرداختيد.
قوی بودن از نظر قرآن
با مطالعه قرآن كريم، متوجه میشويم كه هميشه قوی بودن در قرآن به عنوان يك عامل مثبت و امتياز، ارزيابی شده است. برای روشن شدن انی مطلب، به برخی از آيات قرآنی در اينباره اشاره میشود:
1-وقتی بنیاسراييل انتخاب «طالوت» را از سوی پيامبرشان «اشموييل» به عنوان رهبر، موردانتقاد قرار میدهند، وی در پاسخ میگويد: «اِنّ الله اصْطَفاهُ عَلَيكُم و زادَهُ بَسطَهً فِیالْعِلم و الْجِسم.» (سوره بقره، آيه 247) خداوند او را بر شما برگزيده و قدرت علمی و جسمی وی را از شما افزونتر قرار داده است.
2-درباره لزوم تقويت بنيه رزمی و نظامی میفرمايد: «و اَعِدّوالَهُم مَااسْتَطَعْتُم مِن قَوَّه» (آيه 60 سوره انفال). در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانايی داريد از نيرو آماده سازيد.
البته اين نيرو تنها شامل نيروی نظامی و رزمی نبوده بلكه میتواند توانايیهای اقتصادی، فرهنگی، سياسی و خلاصه هر چيزی را كه میتواند ما را در پيروزی بر دشمن ياری دهد، دربرگيرد. حتی در برخی موارد از روايات میخوانيم: «مِنهُ الخِضابُ السَّواد» يكی از مصداقهای «قوه» در اين آيه، موهای سفيد را به وسيله رنگ، سياه كردن است. يعنی اسلام حتی رنگ موها را كه به سربازان بزرگسال، چهرهای جوانتر میدهد تا دشمن مرعوب گردد از نظر دور نداشته است و اين نشان میدهد كه چه اندازه مفهوم «قوه» در آيه فوق وسيع است.
3-وقتی قرآن، سرگذشت حضرت موسی(ع) را بيان میكند او را مردی نيرومند وقوی معرفی میكند: «فَوَكَزَهُ موسی فَقَضی عَلَيه» (سوره قصص، آيه 15) موسی تنها با يك مشت به آن مرد زد و او درگذشت!
4-هنگامی كه حضرت هود (ع) میخواهد يكی از نعمتهای خدا بر قوم خود را برشمارد، میگويد: «وَزادَكُم فِیالْخَلقِ بَصْطَهً» خدا به شما قدرت فوقالعاده جسمانی و نيروی بدنی عنايت كرد.
5-خداوند متعال در آيات متعدد، خود را «قوی» مینامد. در اينجا به برخی از اين آيات اشاره مینماييم:
«عَلَّمَهُ شَديدُ الّقُوی- ذوُ مِرَّهٍ فَاسْتَوی» (سوره نجم، آيه 5 و 6).
خدا آن كسی كه قدرت عظيمی دارد او (پيامبر) را تعليم داده است- همانكس كه توانايی فوقالعاده و سلطه برهمه چيز دارد.
«لاقُوَهَ الا بِالله» (سوره كهف، آيه 39).
جز قدرت خدا قوهای نيست.
«اِنَّ رَبَّكَ هُوَالْقَویُّ الْعَزيز» (سوره هود، آيه 66).
همانا پروردگار تو مقتدر و تواناست.
«اِنَّالله قَوِیُّ شَديدُالْعِقاب» (سوره انفال، آيه 52)
همانا خداوند توانا و سختكيفر است.
«اِنَّالله هُوَالرَّزاقُ ذُوالْقُوَّه الْمَتين» (سوره الذاريات، آيه 58)
همانا روزی بخشنده خلق تنها خداست كه صاحب قوت و اقتدار ابديست.
اگر قوی بودن، صفت خوبی نمیبود، هرگز خداوند خود را به آن متصف نمیفرمود.
ويژگیهای يك ورزشكار مسلمان در قرآن
1- ايمان:
اولين خصوصيت يك ورزشكار مسلمان، ايمان و تقوای اوست. نيرومند بودن به تنهايی از نظر اسلام، ارزشی ندارد. خداوند متعال در قرآن كريم میفرمايد: «اِنَّ اَكرَمَكُمْ عِنداللهِ اَتْقكُم» (سوره حجرات، آيه 13). گرامیترين شما نزد خدا، پرهيزكارترين شماست.
انسان پرهيزگار و باايمان، هرچه قویتر و نيرومندتر باشد بهتر است. از اينرو در حديث نبوی میخوانيم. «اَلمُومنُ القَویُّ خَيرُ وَ اَحَبُّ مِن المُومنِ الضَّعيف» (صحيفه نور، ج 7، ص 48) شخص با ايمان قوی و نيرومند از شخص با ايمان ضعيف بهتر و دوستداشتنیتر است.
2- امين بودن:
ورزشكار مسلمان بايد امين باشد. در مواردی از آيات قرآنی «قوی بودن» با «امين بودن» قرين شده و گويا مكمل يكديگر دانسته شدهاند. يكی از آن موارد، داستان حضرت موسی (ع) و دختران شعيب(ع) میخواهد، حضرت موسی(ع) را برای استخدام شدن به پدر خود پيشنهاد كند، به دو ويژگی مثبت وی اشاره نموده و میگويد: «يا اَبَتِ اسْتَأجِرْهُ اِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأجَرْتَ القَویُْ الاَمين» (سوره قصص، آيه 26). پدرجان! موسی را استخدام نما، زيرا بهترين كسی كه میتوانی استخدام كنی، كسی است كه قوی و امين باشد.
مورد ديگر، داستان حضرت سليمان و بلقيس است، آنجا كه حضرت سليمان میخواهد، به سرعت تخت بلقيس را از سرزمين سبا به كاخ خود بياورد. میگويد: كداميك از شما درباريان تخت بلقيس را قبل آنكه تسليم امر من شوند، نزد من خواهد آورد؟ عفريتی از جن میگويد: «اَنَا اتيكَ بِهِ قَبْل اَنْ تَقوُمَ مِن مَقامِك» من پيش از اينكه تو از جايت بلند شوی آن را نزد تو خواهم آورد. و آنگاه اضافه میكند: «وَ اِنّی عَلَيه لَقَویُّ اَمين» (سوره نمل، آيه 39). و من بر اين كار قوی و امين هستم.
و بدينترتيب خود را قوی و امين معرفی نموده و قوت را در كنار امانت به كار میبرد.
3- دانش و بينش:
ورزشكار مسلمان بايد دارای دانش و بينش وسيع باشد. ورزشكار مسلمان، همچنان كه از نظر جسمی قوی و نيرومند است. از جهت علمی نيز بايد توانا و نيرومند باشد. در قرآن حكيم در اين خصوص چنين میخوانيم: «وَ زادَهُ بَسْطَهً فِیالْعِلْمِ وَ الْجِسمِ» (سوره بقره، آيه 247). و خداوند طالوت را در دانش و قوت جسم فزونی بخشيده است.
درباره حضرت داوود (ع) نيز كه جوانی نيرومند و باايمان بوده و به همين مناسبت توانسته بوده بزرگترين رهبر كافران را به قتل رسانده میفرمايد: «وَ قَتَل داوُدُ جالوُتَ و اتاهُ الله الْمُلكَ وَ الْحكمه و عَلَّمَهُ مِمْا یَشاءُ» (سوره بقره، آيه 251). و داوود، جالوت را كشت، و خداوند حكومت و دانش را به او بخشيد و آنچه میخواست به او تعليم داد.
همچنين دربارهی او میفرمايد: «وَ شَدَدنا مُلْكَهُ و اتَيناهُ الْحِكْمَهَ» (سوره ص، آيه 20). ما پايهی حكومت او را محكم ساختيم و به او دانش داديم.
چنانكه ملاحظه میشود، داوود (ع) از ايمان و قدرتبدنی كافی برخوردار بوده است. بنابراين لازم است كه از نظر علم و دانش هم به اندازه كافی نيرومند شود تا آمادگی رهبری را پيدا كند. خداوند اين علم و دانش را نيز به او تعليم داد. گويا از نظر قرآن، نوعی ارتباط بين كمال جسمانی و آمادگی جهت كسب دانش و بينش، حكومت و قضاوت وجود دارد. از اينرو درباره برخی از پيامبران بزرگ چنين میفرمايد: «وَ لَمّا بَلَغَ اَشَدَّهُ اتيناهُ حُكماً و عِلماً» (سوره يوسف، آيه 22). و هنگامی كه (يوسف) به مرحله بلوغ وقوت رسيد ما «حكم» و «علم» به او داديم.
«وَ لَمّا بَلَغَ اَشَدَّهُ وَ اسْتَوی اتَیْنا حُكماً و عِلماً» (سوره قصص، آيه 14). و هنگامی كه (موسی) نيرومند و كامل شد حكمت و دانش به او داديم.
4- سبقت در كار خير:
ورزشكار مسلمان بايد به مسابقه در امور خيريه و برنده شدن در آن، بيش از برنده شدن در مسابقات ورزشی اهميت بدهد. خداوند متعال در قرآن ركيم میفرمايد: «اولئك یُسارِعونَ فِیالخَيراتِ و هُم لَها سابِقون» (سوره مومنون، آيه 61). آنها در سعادت و خيرات تعجيل میكنند و اينان هستند كه به كارهای نيكو سبقت میجويند.
همچنين در توصيف پيامبرانی همچون ابراهيم، لوط، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، اسماعيل، ادريس، ذوالكفل، يونس و زكريا میفرمايد: «اِنَّهم كانوا یُسارِعونَ فِیالْخَيراتِ» (سوره انبياء، آيه 90).
5- حمايت از مظلوم:
ورزشكار نبايد به منظور زورگويی به ديگران و دست يافتن به آنچه حق او نيست ورزش كند، بلكه بايد دارای روحيه دفاع از مظلوم در برابر ظالم باشد.
حضرت موسی(ع) كه جوانی نيرومند بود، وقتی میبيند يكی از قبطيان كه از مامورين دربار فرعون بود، شخص باايمانی از بنیاسراييل را به باد كتك گرفته و او نيز قادر به دفاع از خويشتن نبوده از وی ياری میطلبد، به ياری مظلوم میشتابد، و با مشتی كه به سينه ظالم میكوبد، وی را از پای درمیآورد. وی از آنجا كه قصد كشتن او را نداشت ولی اكنون با كشتن او خود را به فتنهی فرعونيان گرفتار كرده بود، و به درگاه خدا استغفار نمود: «قالَ ربِّ اِنّی ظلمتُ نَفسی فَاغْفِرلی فَغَفَر لَهُ اِنَّهُ هُوَ الغَفور الرَّحيم» (سوره قصص، آيه 16). موسی گفت: خدايا من به خويش ستم روا داشتم، از من درگذر، خدا هم از او درگذشت، كه او بسيار آمرزنده و مهبران است.
وقتی خدا از اودرگذشت و نجاتش داد؛ موسی(ع) عرض كرد: «قالَ ربِّ بِما اَنعَمتَ عَلی فَلَنْ اَكونَ ظَهيراً لِلمُجرِمين» (سوره قصص، آيه 17). پروردگارا، به شكرانه، اين نعمت (نيرو) كه به من عطا فرمودی، من هرگز ياور بدكاران نخواهم بود.
6- پرهيز از غرور:
ورزشكار هرچند نيرومند باشد نبايد به قدرت، توان و مقاماتی كه دارد مغرور شود. او بايد بداند همه نيروها و توانها از آن خداوند قادر متعال است.
خداوند متعال نيز، همين مطلب را در قرآن مجيد تذكر داده و میفرمايد: «اِنَّ القُوَهَ لِلِّه جَميعاً» (سوره بقره، آيه 165). همه نيروها، بدون استثناء از آن خداوند است.
پس دليلی وجود ندارد كه افراد نيرومند و ورزشكار به قوت و توان خود مغرور شده، خدا را از ياد ببرند.
حضرت سليمان نيز، با اين همه قدرت و عظمت فوقالعادهای كه در اختيار داشت مغرور نشده ومیگويد: «هذا مِن فَضلِ رَبّی لِیَبْلُوَنی ءَاشْكُرِ اَمْ اَكْفُر» (سوره نمل، آيه 40). اين از فضل پروردگار من است تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را به جا میآورم يا كفران (نعمت) میكنم؟
خداوند متعال، اقوامی را به خاطر تكبر و غرورشان سرزنش نموده و میفرمايد: «فَاَما عادُ فَاسْتَكبَروا فِیالاَرضِ بِغَيرِالْحَقِّ و قالوا مَن اَشَدُّ مِنهُمْ قُوَّهً، اَوَلَمْ یَرَوا اَنَّ الله الَّذی خَلَقَهُم هُوَ اَشَدُّ مِنهُم قُوَّهً، و كانوا بِاياتِنا یَجْحَدون» (سوره فصلت، آيه 15). اما قوم عاد به ناحق در زمين تكبر ورزيدند، و گفتند چه كسی از ما نيرومندتر است؟ آيا آنها نمیدانستند خداوندی كه آنها را آفريده از آنها قویتر است با آنها (به خاطر اين پندار) پيوسته آيات ما را انكار میكردند.
يك ورزشكار بايد بداند كه قدرت بدنی دائمی نبوده و نبايد به قدرت جسمانی خود مغرور شود. چرا كه خداوند متعال در قرآن كريم میفرمايد: «خداوند همان كسی است كه شما را آفريد در حالی كه ضعيف بوديد، سپس بعد از اين ضعف و ناتوانی، قوت بخشيد، و باز بعد از قوت، ضعف و پيری قرار دارد، او هرچه بخواهد میآفريند و اوست عالم و قادر» (سوره روم، آيه 54).