کد خبر: ۲۵۳۵۸۱۰
تاریخ: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۸:۱۹
گزارشی از زندگی آيتالله سيد عزالدين زنجانی
گروه سياسی: از آقای رستگار مقدم - از اساتيد دانشگاههای مشهد- نقل شده كه آيتالله خامنهای از مسجد امام صادق(ع) كه پيش از انقلاب محل اقامه نماز آيتالله زنجانی بود، به عنوان يك كانون خيلی مهم برای جوانان مشهد نام بردهاند.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله العظمی خامنهای، آيتالله سيد محمد عزالدين زنجانی در سال ۱۳۰۰ شمسی در خطه زنجان و در خاندانی معروف به معرفت و سياست ديده به جهان گشود. پدرش «آيتالله سيد محمود حسينی زنجانی» امامجمعه زنجان و از علمای برجسته اين شهر بود. او كه نماينده مردم زنجان در مجلس مؤسسان تغيير سلطنت قاجاريه به پهلوی هم بود، در اثر مخالفتهايش با سلطنت رضاخان پهلوی، مدتی را در حصر گذراند.
مهاجرت به قم
سيد محمد عزالدين زنجانی در جوانی دروس مقدمات و سطح و كمی از درس خارج را در زنجان فراگرفت و سپس در ۲۰ سالگی برای تكميل تحصيلات حوزوی خود به قم مهاجرت كرد. در آن سالها كه انگليسیها حكومت را از رضاخان گرفته و به فرزندش محمدرضا سپردند، محدوديتها عليه روحانيون كمی كمتر شده بود و حوزهی علميه اندك فرصتی برای بازسازی پيدا كرده بود. ايشان حدود ۱۴ سالی را كه در قم اقامت كرد، از تدريس اساتيدی همچون آيات عظام سيد محمد حجت كوهكمری (به مدت ۱۴ سال)، سيد حسين طباطبايی بروجردی (۱۰سال)، سيد صدرالدين صدر، سيد احمد خوانساری و ميرزارضی زنوزی بهره برد. همچنين حكمت متعاليه را نزد حضرت امام خمينی رحمةاللهعليه، علامه سيد محمدحسين طباطبايی و شيخ مهدی مازندرانی فراگرفت. وی در درس اسفار هر سه استاد فوق شركت میكرد.
رابطه او با علامه طباطبايی بسيار صميمی و عميق بود. وقتی برای ادامه تحصيل تصميم به مهاجرت به نجف گرفت، موضوع را با علامه طباطبايی در ميان گذاشت. علامه به او گفته بود: «كجا میرويد؟ در نجف خبری نيست. نجف برای شما تحصيلِ حاصل است.»۱ حجتالاسلام محمدباقر زنجانی -فرزند آيتالله زنجانی- در اين باره میگويد: با اين حال پدرم چند ماهی به نجف رفت و در آنجا از درس آيات عظام سيد ابوالقاسم خويی، سيد محسن حكيم و سيد عبدالهادی شيرازی استفاده كرد.
ماجرای عيادت امام خمينی رحمهالله
رابطه آيتالله سيد محمد زنجانی با امام خمينی رحمةاللهعليه نزديك و صميمی بود. حضرت امام خمينی توجه خاصی به اين شاگرد خود داشتند. آيتالله زنجانی تعريف میكرد كه يك بار سخت بيمار بوده و ظاهراً حصبه گرفته بوده. پزشكان اما اشتباه تشخيص داده بودند و داروی اشتباه تجويز كرده بودند. بيماری آنقدر شديد شده بود كه وی نمیتوانسته از حجره پا بيرون بگذارد. امام رحمهالله در درس اسفار، متوجه غيبت شاگرد خود شدند و از حاضران سراغش را گرفتند. دوستانش گفته بودند كه كسالت دارد. فردای آن روز حضرت امام برای عيادت از اين شاگردشان به حجره او رفتند.
آيتالله زنجانی خودش تعريف میكرد: «امام آمدند و نشستند، از من عيادت كردند و چون ديدند من حال مساعدی ندارم، به خادمی كه همراهشان بود، فرمودند از ايشان بايد بيشتر مراقبت و پرستاری شود. حتی دستور دادند رختخواب مرتبی را از منزلشان در خيابان يخچال قاضی قم به حجرهی من بياورند.» علاوه بر آن، برای ايشان پزشكی را آوردند و مقدمات انتقال به بيمارستان را هم فراهم كردند.
آيتالله زنجانی میگفت: در آن شرايط گاهی حتی از درد بيحال میشدم. چشمانم را كه باز میكردم، میديدم حضرت امام رحمهالله بالای سر من نشستهاند و داروهای مرا به من يادآوری میكنند.
علی شاكری -از شاگردان نزديك آيتالله سيد عزالدين زنجانی- در اين باره میگفت ايشان در حالی كه اشك میريخت، اين ماجرا را تعريف میكرد.
ترويج مرجعيت امام خمينی و مبارزه با شاه
پس از رحلت آيتاللهالعظمی بروجردی در فروردين ۱۳۴۰، گزينههايی برای مرجعيت شيعه مطرح بودند. از ميان فضلای حوزه، هر يك به سمت يكی از علمای برجسته میرفتند. در اين ميان، آيتالله سيد عزالدين زنجانی به همراه برخی ديگر به ترويج مرجعيت حضرت امام خمينی رحمهالله همت كردند. روحانيون زنجانی بهخوبی در ياد دارند كه ايشان با جديت بحث مرجعيت امام رحمهالله را در اين شهر ترويج میكردند و به خاطر نفوذی كه در ميان مردم داشتند، پس از رحلت آيتالله بروجردی، جمعيت قابل توجهی از مردم زنجان، مقلّد حضرت امام خمينی شدند.
وقتی پدر آيتالله زنجانی در سال ۱۳۳۴ دار فانی را وداع گفت، آقای زنجانی پس از حدود ۱۴ سال اقامت در قم، برای اقامهی نماز جمعه و جماعت در مسجد سيد زنجان -كه از سالها پيش تصدی آن در دست خانوادهی او بود- راهی زنجان شد. امامت جمعه در زنجان بر خلاف بسياری ديگر از شهرها كه منصبی حكومتی بود، از اوامر حكومتی مجزا مانده بود و دليل اين امر، وجود حوزهی علميهی قوی اين شهر و مردم متدين آن بود. آيتالله زنجانی با مراجعت به زنجان، تدريس درس خارج فقه را هم در اين شهر آغاز كردند.
همزمان با شروع مبارزات امام خمينی عليه نظام شاهنشاهی، شاگردان ايشان و از جمله آيتالله زنجانی به صورت جدی با اين حركت همراهی كردند. پس از ماجرای مدرسهی فيضيه در سال ۴۲ و به تبع آن دستگيری حضرت امام، آيتالله زنجانی در يك سخنرانی در شهر زنجان بهشدت عليه شاه سخنرانی كرد و در حين سخنرانی اشك ريخت. آيتالله زنجانی از اين منبر كه پايين آمد، دستگيرش كردند و ۴۵ روز به زندان شهربانی تهران انتقالش دادند. ايشان در تهران با برخی ديگر از مبارزان همسلّول بودند؛ افرادی مانند آقايان مرتضی مطهری، محمدتقی فلسفی، سيد حسين هاشمینژاد و ناصر مكارم شيرازی.
سال تبعيد به مشهد
فعاليتهای سياسی-اجتماعی آيتالله زنجانی سالها در زنجان ادامه داشت تا اينكه در سال ۱۳۴۹ محمدرضا پهلوی به اجلاس اوپك رفت. پس از بازگشت از اين اجلاس، آيتالله زنجانی پس از سخنرانی شديدالحنی عليه شاه و سخنان او در اين اجلاس، دستگير شد و حبس خانگی ايشان به دستور رئيس ادارهی اوقاف زنجان و با هماهنگی ساواك آغاز شد. آيتالله زنجانی پس از مدتی در سال ۱۳۵۱ به ۵ سال تبعيد در مشهد محكوم شد و زنجان را اجباراً ترك كرد.
ايشان در مشهد هم با وجود محدوديتها، به فعاليت علمی و مبارزه ادامه داد و مشغول به تدريس دروس خارج فقه و اصول و تفسير در حوزهی علميهی مشهد شد. در سال ۱۳۵۴ اولين رسالهی عمليهی آيتالله زنجانی انتشار يافت. رسالهای كه بر خلاف بسياری از مراجع كه بيشتر، تعليقاتشان بر كتاب «عروةالوثقی» است، تعليقات او بر كتاب «وسيلةالنجاة» سيد ابوالحسن اصفهانی است. از اين جهت به رسالهی عمليهی حضرت امام رحمهالله كه تعليقات بر «تحريرالوسيله» است، شباهت دارد.
آيتالله زنجانی در تظاهرات و در جلساتی كه برای رهبری قيام و ارتباط با امام خمينی و انتقال خواستههای ايشان به مردم تشكيل میشد، حضوری جدی و فعال داشت. ايشان در روشنگری حركت انجمن حجتيه در مشهد نيز نقش فعالی ايفا كرد، زيرا معتقد بود آنها يك حرف صحيح را مستمسك اشتباهات خود قرار دادهاند تا خودشان را مطرح كنند و به اين افراد نبايد اعتماد كرد.
آيتالله خامنهای، شهيد هاشمینژاد و آيتالله واعظ طبسی از محورهای برجسته مبارزه سياسی عليه دستگاه پهلوی در آن زمان در مشهد بودند. اين چند نفر جلسات مستمری را با علمای برجستهی مشهد مانند آيات عظام: شيرازی، قمی، ميرزا جوادآقای تهرانی،مرواريد و البته حسينی زنجانی برگزار میكردند و برای پيشبرد مبارزات انقلاب مشورت میگرفتند. در اين جلسات برای اقداماتی از قبيل راهپيمايیها، تظاهرات،صدور اعلاميه و آگاهكردن مردم مشهد نسبت به شرايط سياسی برنامهريزی میشد.
تحريم جشنهای نيمهی شعبان سال ۱۳۵۷، تهديد دولت ايران و عراق در پی محاصرهی منزل امام خمينی در نجف توسط دولت عراق و اعلام عزای عمومی در پی دو ماجرای شهادت حجتالاسلام والمسلمين سيد مصطفی خمينی و شهادت جمعی از مردم در تجمع دیماه مشهد، از جمله اقدامات گروهی از علمای آن زمان بود كه آيتالله زنجانی در آنها نقش داشت.
حكم امام برای بازگشت به زنجان
امام خمينی در ۱۲ بهمن ۵۷ به ايران بازگشتند، از اوضاع شهرهای مختلف سراغ گرفتند. ايشان گمان میكردند كه آيتالله زنجانی در زنجان است، اما وقتی متوجه شدند كه در مشهد است، ناراحت شدند و گفتند: «چرا ايشان زنجان را رها كردند؟» درخواستهايی هم از طرف مردم زنجان به امام خمينی برای بازگشت آيتالله زنجانی به اين شهر صورت گرفت. همزمان امام خمينی با آيتالله زنجانی تماس تلفنی گرفتند و با ايشان در اين باره صحبت كردند. امام فرموده بودند من به شما حكم میكنم كه به زنجان برگرديد. آيتالله زنجانی هم در پاسخ گفته بودند چون شما مجتهد و استاد من هستيد و حكم میكنيد، من میروم. شما هم برای من چيزی بنويسيد كه اگر دشمن در آنجا كاری كرد و ظلمی صورت گرفت، بتوانم اقدام كنم. امام خمينی متنی را خطاب به اهالی زنجان مینويسند و در آن ذكر میكنند كه «با ايشان مذاكره شد و قرار است انشاءالله تعالی به زنجان بازگردند. اميد است به خواست خداوند، تحت رهبری معظمله به مبارزهی خود عليه ظلم و استبداد ادامه دهيد.» بعدها با پيروزی انقلاب اسلامی و تغيير شرايط، ايشان به مشهد مقدس بازگشتند و به تعبير خودشان به آستان امام هشتم عليهالسلام پناهنده شوند و تا آخر عمر در اين شهر بمانند.
فلسفه تقليدی نيست
آيتالله زنجانی در مدت حضورش در مشهد به فعاليتهای گوناگون علمی و فرهنگی مشغول بود. اقامهی نماز در مسجد امام صادق عليهالسّلام، توجه به قشر جوان و بهويژه دانشجويان و طلاب در برنامههای فرهنگی مسجد، ارتباط چهرهبهچهره با تودهی مردم و تلاش برای حل مشكلات آنان، انجام امور مرجعيت، پاسخگويی به استفتائات، تدريس درس خارج فقه و اصول، تبليغ و سخنرانی و تدريس نهجالبلاغة از اهم فعاليتهای فرهنگی ايشان در مشهد بود. از آقای رستگار مقدم -از اساتيد دانشگاههای مشهد- نقل شده كه آيتالله خامنهای از مسجد امام صادق عليهالسّلام به عنوان يك كانون خيلی مهم برای جوانان مشهد نام بردهاند.
آيتالله زنجانی به فقه سياسی هم علاقهمند بود. ايشان كتابالجهاد از جواهرالكلام را يك دوره قبل از انقلاب و دو دوره بعد از انقلاب تدريس كرد كه در حاشيهی آن به مباحث فقه سياسی نيز میپرداختند. مبانی فقهی او همان مبانی فقهی امام خمينی رحمهالله و در واقع تقرير سخنان امام بود.
جلسات درس خارج فقه آقای زنجانی تركيبی از مباحث عقلی و نقلی و اصولی و فلسفی بود. ايشان به عرفان و ادبيات عرب و ادبيات فارسی تسلط خوبی داشت. همچنين درس تفسير ايشان آغشته به درايةالحديث، بحث رجال و نيز اخلاق و عرفان بود. ظاهراً آيتالله زنجانی در مجموع چهار دوره خارج فقه و چهار دوره خارج اصول در زنجان و مشهد تدريس كردند كه متن مبنای آنها كتاب جواهرالكلام بود و گاهی هم كتاب مكاسب.
آيتالله زنجانی با اينكه در بحث فلسفه متأثر از مرحوم علامهی طباطبايی رضواناللهتعالیعليه بود، اما نقدهايی را هم بر مباحث ايشان وارد میدانست. مثلاً نسبت به تفسير سورهی توحيد در الميزان نقدهايی داشت. به طور كلی ايشان در مباحث فلسفی، حتی در مباحث مرحوم صدرا متوقف نبود و بحثهايی را دربارهی آنها مطرح میكرد. اساساً آيتالله زنجانی فلسفه را امری انديشهای میدانست كه تقليد در آن روا نيست. بنابراين طرح مباحث فلسفی به شيوهی تقليدی را نقض غرض میپنداشت.
اما مرحوم علامه طباطبايی اعتماد بالايی به اين شاگرد خود داشت. ايشان در يك گفتوگوی تلويزيونی كه در اواخر عمرشان انجام دادند، در پاسخ به اين پرسش كه شما در بين شاگردانتان چه كسانی را تأييد میكنيد، پس از شهيد مطهری، مرحوم آيتالله زنجانی را معرفی كردند.
توصيه رهبری به آيتالله زنجانی
در كنار همهی فعاليتهای فوقالذكر، آيتالله زنجانی هيچگاه از شركت در مراسمهای سياسی و انقلابی غافل نبود. نزديكان او روايت میكنند كه ايشان مقيد به حضور در راهپيمايیها، تظاهرات و انتخابات بود و در سخنرانیهای خود هميشه مردم را به حضور در اين عرصهها دعوت و بر حمايت از رهبری تأكيد میكرد.
پس از رحلت مراجع بزرگ مشهد، رهبر معظم انقلاب تأكيد بسياری داشتند كه اِعلام مرجعيت آيتالله زنجانی علنیتر باشد و ايشان دفتری داشته باشد و حتی بعثهای هم به مراسم حج بفرستد تا به اين وسيله مركزيت علمی مشهد در بين حوزههای علميه از بين نرود. به همين دليل هم بود كه آيتالله زنجانی در سال ۸۴ رسماً دفتر خود را افتتاح كرد.
آشنايی دو خانواده زنجانی و خامنهای به خيلی قبل برمیگردد. آيتالله سيد محمود حسينی زنجانی -پدر آيتالله سيد عزالدين زنجانی- هرگاه به مشهد میرفت، با آيتالله سيد جواد خامنهای -پدر رهبر انقلاب- ديدارهای منظمی داشتند. در طول سالهای پس از انقلاب هم هرگاه رهبری به مشهد میرفتند، با آيتالله زنجانی ديدار میكردند. محتوای جلسات قبل از انقلاب اگرچه سياسی بود، اما بعد از انقلاب اغلب ادبی، عرفانی، تاريخی يا علمی بود. مثلاً درباره علما، فقها و بزرگان اطلاعاتی رد و بدل میشد. آيتالله زنجانی نيز دربارهی وقايع تاريخی مانند دوره رضاخان مسائل جالبی را برای رهبری تعريف میكردند. حجتالاسلام محمدباقر زنجانی میگفت در يكی از اين جلسات كه او هم حضور داشت، در مورد «سيدعلی خان شيرازی» -عالم بزرگی كه رهبری نسبت به او بسيار اظهار شگفتی مینموده- صحبت شد و رهبر انقلاب جويای اطلاعاتی درباره ايشان بوده است.
محتوای برخی از اين جلسات هم ادبی و عرفانی بود. به گفتهی فرزند آيتالله زنجانی، در يكی از ملاقاتهای اخير كه در تهران برگزار شد، دربارهی مولوی صحبت به ميان آمد. آيتالله زنجانی نظر رهبر انقلاب را دربارهی مثنوی جويا شدند. رهبری هم به آنچه مولوی در ديباچهی مثنوی آورده، اشاره كردند و گفتند نظرشان همان است كه خود مولوی میگويد؛ «هو اُصولُ اُصولِ اُصولِ الدّين فی كشف اَسرار الوصول و اليقين».
در جلسهی ديگری دربارهی شعرای ممتاز معاصر صحبت شد و آيتالله خامنهای از اميری فيروزكوهی و رهی معيری سخن گفتند و از اينكه پيش از انقلاب با آنها مراوده داشتند و در بعضی موارد به آنها مراجعه میكرده و اشعار آنها را درخواست مینمودهاند. آيتالله زنجانی هم در چنين مواردی اگر اطلاعاتی دربارهی اين شعرا داشتند، دربارهی آنها صحبت میكردند.
اين عالم برجسته پس از سالها تلاش علمی و انقلابی، در سن ۹۲ سالگی دار فانی را وداع گفت. در پيام تسليت حضرت آيتالله خامنهای به مناسبت رحلت مرحوم آيتالله زنجانی آمده است: «اين بزرگوار كه از عالمان برجسته و ذیفنون به شمار میرفتند، از زنجان و نيز دوران اقامت طولانی در مشهد مقدس، كانون توجّه فرزانگان و اصحاب انديشه و هنر نيز قرار داشتند و محفل گرم هدايت و افادهی ايشان محل حضور طبقات گوناگون بود.»
پینوشت:
۱. يكی از مفاهيم عرفانی است كه به معنای به دست آوردن چيزی كه از قبل موجود بوده است.