تبيين چگونگی سازگاری جاودانگی قرآن و نسبت داشتن آن با فرهنگ زمانه
به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، كتاب «پژوهشی در نسبت ميان قرآن و فرهنگ زمانه» نوشته حيدرعلی رستمی، كتابی است كه با هدف تأمين منبعی برای مطالعات قرآن‌پژوهی برای عموم محققان به ويژه دانشجويان مقاطع تحصيلات تكميلی در رشته‌های الهيات تدوين شده و توسط انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به انتشار رسيده است.
مطالب عرشی قرآن به فراوانی با آن چه در زمان و مكان نزولش می‌گذرد و وجود دارد، پيوند می‌خورد و ارتباط می‌يابد به گونه‌ای كه شناخت فرهنگ زمانه در شناخت درست و دقيق آن چه در آيات بسياری از قرآن مجيد به چشم می‌خورد مؤثر است و در مواردی فهم پيام الهی بدون شناخت فرهنگ معاصران نزول قرآن ممكن نيست. اما اين پيوند با فرهنگ زمانه چند پرسش مهم و اساسی را نيز ايجاد می‌كند.
ديدگاه قرآن درباره اين فرهنگ، هدف از بازتاب اين فرهنگ در قرآن، ميزان ضرورت طرح و بازتاب فرهنگ زمانه برای بيان حقايق آسمانی و يا به تعبير ديگر ميزان ضرورت گره‌زدن پيام جاودانه با زمان و زمين نزول آن، اشكالی كه در صورت پذيرفتن چنين گره‌خوردگی‌ای، در مورد جاودانگی قرآن مطرح می‌شود و راه رهاندن قرآن از اين اشكال مهم‌ترين مباحثی است كه در اطراف اين مسئله مطرح است.
پندار اثرپذيری قرآن از فرهنگ زمان گرچه همان گونه كه از آيات قرآن و تاريخ اسلام بر می‌آيد، ابتدا از سوی مخالفان و غيرمسلمانان طرح شد، اما پس از ارتحال پيامبر(ص) و پايان يافتن وحی قرآنی، بنا به دلايلی از سوی مسلمانان نيز با انگيزه و خاستگاه‌های متفاوتی از سرخيرخواهی يا غرض‌ورزی مطرح شد و مستشرقان و به ويژه قرآن‌پژوهان آنان نيز در يكی دو قرن اخير، فرضيه اثرپذيری قرآن از فرهنگ زمانه را فرضيه مناسبی برای پيشبرد مقاصد مغرضانه خود دانستند.
نويسنده «قرآن و فرهنگ زمانه» در بيان هدف خود از نگارش كتابش با اشاره به اين كه با وجود بی‌پاسخ نماندن شبهه‌پراكنی‌ها در اين زمينه، اين مباحث پاسخی مستقل و درخور دريافت نكرده است، نوشتار خود را عهده‌دار اين هدف دانسته و بيان كرده است كه تلاشش آن است كه اگر نه همه مباحث مربوط، كه آن چه را ارتباط و پيوند بيشتری با عنوان تحقيق و اهداف آن دارد، مطرح كند و به بحث بنشيند.
در نخستين فصل از اين نوشتار، سخن به كليات اختصاص يافته و در فصل دوم ويژگی‌های فرهنگ زمانه بررسی شده و در فصل سوم، ديدگاه كلی قرآن درباره فرهنگ زمانه بيان شده است. نويسنده در فصل چهارم به اين مهم می‌پردازد كه هدف از پراختن قرآن به فرهنگ زمانه و بازتاب آن در قرآن چيست؟ و در فصل پنجم به تفصيل درباره چگونگی برخورد قرآن با فرهنگ زمانه سخن گفته است.
در فصل ششم نيز به تفصيل درباره فرضيه اثرپذيری بحث شده و اثرگذاری قرآن بر فرهنگ زمانه به اثبات رسيده و از طرف ديگر بر عليه فرضيه اثرپذيری قرآن از فرهنگ زمانه ـ چه اثرپذيری دينی و چه اثرپذيری غير‌دينی ـ استدلال شده است.
نويسنده در فصل هفتم خاستگاه فرضيه اثرپذيری قرآن از فرهنگ زمانه را مطرح كرده و روشن نموده است كه چگونه اين فرضيه تحت تأثير علل و عوامل ديگری و برای برون‌رفت از مشكلات ديگری مطرح و مورد قبول قرار گرفته است؛ علل و عوامل و مشكلاتی كه با برطرف شدن آنها، فرضيه اثرپذيری خود به خود از بين می‌رود و زمينه‌ای برای طرح آن باقی نمی‌ماند.
در فصل پايانی يعنی فصل هشتم اين اثر نيز مسئله مهم چگونگی سازگاری ميان جاودانگی قرآن با پرداختن اين كتاب مقدس به فرهنگ زمانه مورد بررسی قرار گرفته و اثبات شده است كه حقانيت آموزه‌های قرآنی حلقه وصلی است كه قرآن را می‌تواند از سويی به فرهنگ زمانه مرتبط بنماياند اما در واقع فرهنگ زمانه تنها در مرحله الفاظ و ظاهر قرآن مجيد حضور و بروز دارد حال آنكه حقيقت قرآن معانی والای آن است كه رها از اين محدوديت، همه مكان‌ها و زمان‌ها را در بر می‌گيرد.
يادآور می‌شود، «پژوهشی در نسبت ميان قرآن و فرهنگ زمانه» تأليف حيدرعلی رستمی، به همت پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در 397 صفحه با قيمت 102 هزار ريال به شمارگان 1000 نسخه منتشر شده است.