سرمايه سياسی انتخابات و اعتمادهای شش‌گانه
به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای، يادداشت زير به قلم ابراهيم برزگر، استاد علوم سياسی و عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی درباره تأثيرات انتخابات ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ بر سرمايه سياسی در جمهوری اسلامی ايران است.
واقعه انتخابات ۲۴ خرداد ۱۳۹۲، حادثه‌ای عظيم، پربركت و تاريخ‌ساز برای ايران اسلامی است. چيستی و چرايی اين واقعه، عوامل مؤثر بر آن، فرآيند و پيامدهای آن مهم‌ترين پرسش‌های اين پژوهش است. هنوز تماميت واقعه بر بازيگران و سازندگان اين واقعه به مثابه يك امر انسانی آشكار نشده، زيرا حجاب معاصرت مانع از آن است. بايد مدتی از حادثه فاصله بگيريم تا بتوانيم تماميت آن را مشاهده كنيم و امكان تحليل سياسی آن را به دست آوريم.
۱. انتخابات و سرمايه سياسی
سرمايه سياسی از آن نوع سرمايه‌های قلمرو سياست است كه مربوط به قلمرو سياستمداران، نظام سياسی و نگاه معطوف به آن از سوی حكومت‌شوندگان است. اين سرمايه نيز همچون ديگر سرمايه‌های ملموس اقتصادی يا اجتماعی می‌تواند در هر نظام سياسی و به‌ويژه معطوف به هر سياستمداری، همواره در نوسان كاهشی يا افزايشی باشد. سرمايه سياسی با مشروعيت سياسی در ارتباط است و به نوعی وجه ملموس‌تر مشروعيت سياسی و در واقع پايه ذهنی ثبات سياسی حكومت‌ها يا وجه ثابت سياست‌، يعنی نظام سياسی و نيز وجه متغير سياست، يعنی دولت‌های چهارساله است. سرمايه سياسی می‌تواند معطوف به ديگر كشورها نيز باشد.
انتخابات همواره می‌تواند به منزله‌ شارژكننده سرمايه سياسی هر نظام سياسی باشد. انتخابات می‌تواند با هوشمندیِ معماران و كارگزاران آن و نيز بازيگران سياسی -كه مردم باشند- به توليد انرژی برای نظام سياسی تا اطلاع ثانوی بپردازد. سرشت محذور محور انتخاب‌ها و تصميمات سياسی به گونه‌ای است كه همواره ناراضی‌تراشی می‌كند. سرمايه سياسی سياستمدار منتخب در آغاز انتخابات به‌تدريج ريزش می‌كند، مگر آن‌كه بتواند به طور مستمر و مدبرانه و كارآمد، به بازتوليد سرمايه سياسی خود بپردازد.
اختلافات و شكاف‌ها به‌تدريج بر سر ارزش‌های كمياب سياسی مرتباً توليد می‌شود و افزايش می‌يابد و سرانجام، اولويت‌ها و ترجيحات سياسی و اقتضائات جديد در سياست‌ داخلی و خارجی بروز می‌كند. يك انتخابات خوب به مثابه يك سوپاپ تخليه نارضايتی‌های انباشته شده است و نوعی تخليه روانی برای مردم فراهم ‌می‌كند. يك انتخابات خوب، اختلافات احزاب، جناح‌ها و قطب‌های سياسی موجود در جامعه بر سر موضوعات گوناگون را حل و فصل می‌كند. حل و فصل اين اختلافات بر مبنای آراء مردم و منطق «اكثريت» صورت می‌گيرد و اختلافات را مرتفع و سرمايه سياسی توليد می‌كند. اين همه در انتخابات ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ رخ داد.
انتخابات به مثابه يك شركت سهامی عام و فراگير است كه سرمايه سياسی را افزايش می‌دهد. هر فرد ايرانی يك سهم در اين شركت سهامی دارد. رأی و سهم هر فرد با ديگران برابر است. هر فرد هر چند برجسته يا عادی، فقط يك رأی دارد. تراكم قطره‌های آراء تك‌تك مردم سيل سرمايه سياسی را راه می‌اندازد. كاری كه يك قطره نمی‌تواند انجام دهد، يك سيل كه انباشت همان قطره‌ها است، می‌تواند انجام دهد. با سرمايه سياسی كه اعتماد سياسیِ شارژشده نظام سياسی است، می‌توان كارهای عظيمی را به سرانجام رساند.
۲. بازپرداخت بدهی و ذخيره منفی
بازپرداخت ذخيره منفی از ديگر دستاوردهای سرمايه‌ی سياسی انتخابات است. نتايج انتخابات ۲۴ خرداد ۱۳۹۲، جبران «ذخيره منفی» خرداد ۱۳۸۸ است. در آن انتخابات، سرمايه سياسی حاصل از مشاركت ۴۰ ميليونی مردم و آن پس‌انداز به يكباره طی چند ماه فتنه‌ی پس از انتخابات از بين رفت و حتی به صورت منفی و بدهی درآمد. اين ذخيره منفی در انتخابات ۹۲ در سه جلوه جبران شد:
اول آن‌كه برخی از آحاد طبقه‌ی متوسط و غير آن، ادعای دروغين «تقلب در انتخابات» را به مثابه‌ يك امر محقق پذيرفتند. بنابراين اعتماد سياسی آنان خدشه‌دار شد. برخی افراد تصور كردند در انتخابات ۱۳۸۸ يك تقلب در مقياس جابه‌جايی ۱۱ ميليون رأی اتفاق افتاده است! با انتخابات ۱۳۹۲ به طور كلی اين تصور غلط اصلاح شد و ذخيره منفی به سرمايه سياسی مثبت تبديل شد. اين اقشار دوباره جذب نظام شدند و اعتماد سياسی آنان بازپروری شد.
دوم آن‌كه انتخابات ۹۲ دلخوری‌ها و زخم‌های كهنه و چهارساله برخی سياستمداران عالی‌رتبه را نيز ترميم كرد. انتخابات مدبرانه به‌خوبی مانند يك پل بر شكاف‌ها و اختلافات سطوح عالی كاركرد پيدا كرد. تقريب ديدگاه‌ها در مقياس حكومت‌كنندگان نيز نوعی «سرمايه سياسی مضاعف» را برای نظام به ارمغان آورد.
سوم آن‌كه انتخابات ۹۲ با مشاركتی در تراز عالی ۷۳ درصدی، بلوغ سياسی ايرانيان را به رخ جهانيان كشيد و تأثيرات مخرب و ذخيره‌ی منفی انتخابات ۸۸ را خنثی كرد.
پس از تسويه بدهی و كسری اعتماد سياسی گذشته، سرمايه سياسی اضافی را دست‌مايه يك سياست خارجی مؤثر قرار داد. انتخابات ۸۸ به دليل پيامدهای منفی آن، نوعی علامت منفی به غرب داد كه می‌توان بر روی شكاف درونی كار كرد و با فشار فزاينده و تحريم‌های به‌اصطلاح فلج‌كننده و جنگ نرم، اعتماد سياسی مردم به نظام سياسی را از بين برد و آنان را عليه نظام برانگيخت. اما مردم ايران با نبوغ سياسی شگفت‌آور خود و به شيوه‌ای ماهرانه، سرمايه‌گذاری چهارساله دشمنان را در يك روز به باد داد و با مشاركت حماسی خود، سرمايه سياسی عظيمی فراهم آورد.
انتخابات ۷۳ درصدی نگاه ناظران و كارگزاران رقيب و مخالفان بی‌غرض به‌ويژه در اروپا را نسبت به ايران تغيير داد. بنابراين در صورتی كه كارگزاران سياست خارجی، تاجران خوبی باشند، می‌توانند با اين سرمايه سياسی به صورت هوشمندانه و در چهارچوب حفظ اصول تغييرناپذير و منافع ملی و اسلامی، تحريم‌ها را در مسير شيب منفی هدايت و به طور تدريجی كمتر و كمتر كنند. سرشت پرونده‌ی هسته‌‌ای ايران بر بی‌اعتمادی سياسی متقابل استوار است. حال انتخابات ۷۳ درصدی ايران نظريه‌ی بيهودگی تلاش‌ها و هزينه‌های چندساله آنان را به اثبات رساند، زيرا «فشار» آنان به نتايج معكوس و خلاف انتظار آنان انجاميده است.
۳. اصلاح يك انگاره اجتماعی
انتخابات ۹۲ بار ديگر انگاره چند هزار ساله و بدبينانه مردم به حاكمان و نظام سياسی را تا اطلاع ثانوی از كار انداخت. در طول چند هزار سال نظام پادشاهی جابرانه به دليل عملكرد حاكمان اعم از قتل، تجاوز، تبعيض و ديكتاتوری و جز آن، در «ضمير ناخودآگاه جمعی ايرانيان» يك «بدبينی مزمن» و يك «بی‌اعتمادی سياسی» از سوی مردم نسبت به سياستمداران و هر نوع نظام سياسی شكل گرفت. اين ضمير ناخودآگاه بعد از انقلاب اسلامی با تجربه حكومت عارفانه و سياستمدارانه مهذبی نظير امام خمينی از كاركرد افتاد. اما همواره با تحريكات مهندسی‌شده -مثل ادعای تقلب در انتخابات- بيدار می‌شود و عمل می‌كند. اما تجربه انتخابات ۹۲ چنان سيل خروشانی از سرمايه سياسی راه انداخت كه تمام ذهنيت‌های منفی را از بين برد.
نتايج انتخابات ۲۴ خرداد ۱۳۹۲، جبران «ذخيره‌ی منفی» خرداد ۱۳۸۸ است. در آن انتخابات، سرمايه سياسی حاصل از مشاركت ۴۰ ميليونی مردم به يكباره طی چند ماه فتنه‌ پس از انتخابات از بين رفت و حتی به صورت منفی و بدهی درآمد. اين ذخيره منفی در انتخابات ۹۲ جبران شد.
۴. سرمايه سياسی انتخابات ۹۲ و اعتمادهای شش‌گانه
سرمايه سياسی كسب‌شده در انتخابات ۹۲ بر شش اعتماد سياسی مبتنی است:
۴-۱. اعتماد سياسی خداپايه: اين نوع اعتماد ناشی از توكل و اتكال رهبری و مردم به خداوند است. باورهای توحيدی و تنفس در جهان مؤمنانه، نوعی اعتماد خاص در مؤمنان می‌آفريند. حسن ظن به خداوند به طور فزاينده اين اعتماد سياسی در جامعه مؤمنانه را شعله‌ور می‌سازد و زندگی گوارا و دوست‌داشتنی در جهان عقلی و معنویِ مؤمنانه شكل می‌گيرد.
۴-۲. اعتماد سياسی رهبرپايه: معمار بزرگ انتخابات ۹۲ و توليدكننده‌ی اعتماد سياسی آن، رهبری است. نقش پدرانه ايشان برای ميدان‌دادن به همه‌ی سليقه‌ها در درون قاب قانون اساسی، جلوگيری از مصادره‌ی رأی رهبری و مهار شايعه‌پراكنی بر نيت رهبری به سوی نامزدی خاص، باز كردن راه جديدی برای به ميدان كشيدن عنصر ايرانيت فارغ از نظام جمهوری اسلامی برای اولين‌ بار، نظريه‌پردازی خلاقانه در باب «رأی مردم به مثابه‌ حق‌النّاس» و به مثابه‌ «امانت» و ... قطعاتی از پازل اعتمادسازی فزاينده رهبری در انتخابات ۹۲ است. ولايت‌فقيه نه‌تنها پاسدار «اسلاميت» نظام، در مواردی تنها حافظ سازوكار «جمهوريت» نيز هست.
۴-۳. اعتماد سياسی فردپايه: اعتماد سياسی در انتخابات ۹۲ در دو سطح تحليل رهبری و سطح تحليل شهروندی چهره‌نمايی كرد. انتخابات ۹۲ جشن بلوغ سياسی مردم ايران بود. شواهد آن بيشتر ارائه شد. اعتماد به نفس بعد از اعتماد و اتكال به خداوند، توليدكننده سرمايه سياسی است. مردم ايران با «انقلاب اسلامی» خود را باور كردند و به قدرت اراده‌های متحد خود به عنوان تجلی اراده الهی پی‌بردند.
۴-۴. اعتماد سياسی مردم‌پايه: اين نوع ديگر اعتماد سياسی توليدكننده‌ سرمايه سياسی در انتخابات ۹۲ در نظام جمهوری اسلامی است. امام خمينی رحمه‌الله به مردم ايران باور داشت و آنان را از مسلمانان صدر اسلام هم برتر می‌پنداشت. امام رحمه‌الله هيچ‌گاه نگران ادبار و پشت‌كردن مردم به نظام و اسلام نبود. رهبر معظم انقلاب نيز بارها از اين تجربه مكرر و اعتماد عميق خود به مردم سخن گفته‌اند. در منظومه اعتمادی، صدق نيت و رفتار و گفتار آنان با خود، با خداوند و با مردم و حسن ‌ظن به خداوند، چنين سرمايه‌ای را فراهم ساخته است.
۴-۵. اعتماد سياسی رقيب‌پايه: سياست همواره در كنش و واكنش متقابل و در جنگ اراده‌ها تعريف می‌شود. سياست همواره در عمل و عكس‌العمل معطوف به رقيب يا دشمن هويت می‌يابد. ثبات بر صراط و مسير مستقيم انسانی و اسلامی، با نشانه‌های قرآن و عترت و وجود شخصيت رهبری، خود، اعتماد سياسی معطوف به رقيب توليد می‌كند. رقبا و دشمنان معمولاً بر انگيزه، انرژی، هويت و اعتماد سياسی می‌افزايند. تحريم‌های كم‌نظير اقتصادی، به‌رغم همه محدوديت‌ها و فشارها بر مردم، در انتخابات ۹۲ در اعتماد سياسی و به صحنه آمدن مردم، به طور ناخواسته نقش‌آفرينی كرد و آنان را متوجه انرژی متراكم خود كرد.
۴-۶. اعتماد سياسی عملكرد پايه: اين نوع از اعتماد معطوف به كارآمدی، تدبير و نشان‌دادن عقلانيت اداری و اجرايی رئيس‌جمهور منتخب و تيم وی است. اكثريت مردم با رأی دادن به رئيس‌جمهور منتخب، اعتماد اوليه خود را به ايشان نشان دادند و گويی «گواهينامه رانندگی» را به ايشان داده، ماشين دولت را در اختيارش گذاردند، اما اين رانندگی هوشمندانه، آرام‌بخش و مناسب ايشان است كه «اعتماد سياسی ثانويه» برای او توليد می‌كند و مانع ريزش و زوال سرمايه سياسی او می‌شود.
البته ميان اين اعتمادهای سياسی شش‌گانه تعاملاتی نيز وجود دارد. مثلاً می‌توانند هم‌افزايی داشته يا مكمل يكديگر باشند. بايد ميان سرمايه سياسی «دولت‌های چهار ساله» و «نظام سياسی جمهوری اسلامی» تمايز گذاشت. سرمايه سياسی دولت‌های چهارساله می‌تواند زوال‌پذير باشد و وجه متغير سرمايه سياسی است. سرمايه سياسی نظام جمهوری اسلامی اما همواره ماندگار و وجه ثابت اين سرمايه است.
جابه‌جايی دولت‌های چهارساله يا هشت‌ساله موجب می‌شود كه نارضايتی‌ها از وضع موجود و از عملكردها و ناكارآمدی‌ها فروكش كند و التيام يابد و آسيبی به سرمايه سياسی ثابت، يعنی نظام سياسی جمهوری اسلامی و ولايت و اسلام وارد نشود. به همين دليل، امام خمينی رحمه‌الله در تنها انتخاباتی كه رأی خود را آشكار كردند، انتخابات و رفراندوم نظام سياسی بود. ايشان قبل از انتخابات گفتند: رأی من «جمهوری اسلامی» است. رهبری معظم هم همين مسير را ادامه داده‌اند و رأی خود به اشخاص را مخفی نگهداشته‌اند تا سرمايه سياسی ثابت برای هويت‌های متغير و اشخاص هزينه نشود.