کد خبر: ۲۵۶۹۲۰۳
تاریخ: ۰۹ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۴
من ای كوفه كنم از تو شكايت/نكردی حال مولا را رعايت
گروه ادب: شعر «كوفه» عبدالمجيد فرائی، شاعر آيينیسرا به مناسبت فرا رسيدن سالروز شهادت امام علی(ع) و ماه مبارك رمضان منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، عبدالمجيد فرائی، شاعر آئينیسرای كشورمان، شعری با عنوان «كوفه» را به مناسبت فرا رسيدن سالروز شهادت امام علی(ع) و ماه مبارك رمضان سروده است كه در ادامه بخشی از اين شعر را زمزمه میكنيم.
«من ای كوفه كنم از تو شكايت
نكردی حال مولا را رعايت
علی(ع) همواره با تو راز میگفت
حديث قصه پرواز میگفت
عروج خلق را آواز میداد
خلايق را، پر پرواز میداد
ولی تو گوشها را بسته بودی
اسير نفس خود پيوسته بودی
علی(ع) انديشه در انديشهها داشت
ز بند تن، علی(ع) جانی رها داشت
علی(ع) با رمز هستی آشنا بود
علی(ع) آئينه جان خدا بود
خداباورترين، انسان هستی
ز خود بيخود ز شوق حقپرستی
علی(ع) همكاسه جام محمد(ص)
علی(ع) پيوسته همگام محمد(ص)
علی(ع) با حقپرستان، الفتی داشت
علی(ع) در سينه خود، آيتی داشت
علی(ع) كانون علم و عشق و هستی
خداخواهی، به دور از خودپرستی
علی(ع) ايتام را مثل پدر بود
ز درد درمندان، او نياسود
شبانه نام و خرما حمل میكرد
مگر رنگی دهد بر چهره زرد
علی(ع) نانآور بيچارگان بود
علی(ع) را درد مسكينان به جان بود
علی(ع) تفسير آيات خدا بود
علی(ع) از روز اول پارسا بود
ندانستی، چرا قدر علی(ع) را
چه سودی دارد ای كوفه، دريغا
تو با مولا وفاداری نكردی
علی را، ذرهای ياری نكردی
وفاداری، ترا معنا ندارد
وفا، در مسلك تو جا ندارد
ترا در آزمايش، خام ديدم
ترا ای كوفه، بدفرجام ديدم
علی(ع) را شربت حرمان چشاندی
تو بذر غم به جان او نشاندی
(قطام) آن دلفريب فتنهپرداز
چو شيطان كرد اغوا، ناز طناز
اسير مكر زن چون شد مصمم
خبيث هر دو عالم(ابن ملجم)
چو مومی نرم شد در دست شيطان
سيه كردار، ابله مرد نادان
به خواهشهای آن زن گفت: آری
نصيبش شد دو عالم، شرمساری
به تيغ تيز كين زهرآلود
علی(ع) شد رستگار و او نياسود
علی(ع) در خانهای كوچك بسر برد
علی(ع) افتادهای، هرگز نيازرد
علی(ع) ساده، به نيكی زندگی كرد
علی(ع) با پارسائی، بندگی كرد
هنوز آن خانه، دل، باز برجاست
تماشا كن، در آنجا نور مولايت
هنوز آن خانه، دلها میربايد
دل شيدا، علی(ع) را میستايد
بنای عشق، ويرانی ندارد
خدائی شد، پريشانی ندارد
ولی كاخ ستم، ويرانه گشته
كلاغ و جغدها را لانه گشته
(عبيدالله)، در آنجا ظلم میكرد
در آنجا بخش میشد، ماتم و درد
بنای ظلم، از اول خراب است
پی كاخ ستم، بر روی آب است»