مجاهده علمی؛ شليك گلوله‌ای به قلب دشمن
يكی از مهم‌ترين دغدغه‌های رهبر معظم انقلاب مربوط به مسائل و چالش‌های عرصه علمی است؛ چه آن زمانی كه مشكل جامعه بی‌سوادی خيل عظيمی از مردم بود و چه امروز كه نخبگان و دانشمندان جمهوری اسلامی دوشادوش انديشمندان جوامع پيشرفته حركت می‌كنند، نگاه به مقوله علم و توجه به عرصه علمی از جمله تأكيدات رهبر معظم انقلاب به مسئولان، نخبگان، انديشمندان و فعالان عرصه علمی بوده است.
«برادران و خواهران نهضت سوادآموزى بدانند كه در حال جهادند». «حركت توليد علم و نگاه مجاهدت‌آميز به كار علمى و تلاش علمى در كشور كه از همان حدود ده دوازده سال قبل آغاز شده است تا امروز، نه فقط متوقف نشده است، بلكه رو به عمق و توسعه پيش رفته». جمله اول رهبر معظم انقلاب كه در سال 69 در ديدار مسئولان دفاتر نهضت سوادآموزی مطرح شد را بايد در كنار بيانات ايشان در ديدار اساتيد دانشگاه‌ها كه در سال جاری عنوان شد، مد نظر قرار داد.
رسيدن به قله‌های پيشرفت علمی در عرصه‌های مختلف محصول و نتيجه توجه نظام جمهوری اسلامی به نهضت سوادآموزی به عنوان يكی از گام‌های ابتدايی جمهوری اسلامی در عرصه علمی است.
در همان سال -1369- معظم‌له توجه به مقولات علمی را بر اساس آموزه‌های دينی و بر اساس تجربيات صدر اسلام مطرح كردند. انقلاب اسلامی با شعار احيای مبانی اسلامی و با نگاه به آموزه‌های دينی و قرآنی به پيروزی رسيد و نگاه به تجربيات ارزشمند صدر اسلام نيز ضروری بود. «در صدر اسلام، مبارزه با بى‌سوادى و تحريص و تحريض به علم و دانش، جامعه اسلامى را حدود هفت، هشت قرن از همه دنياى متمدنِ آن روز جلوتر برد»؛ هر چند دنيای اسلام مدت مديدی به عقب بازگشت، اما «حالا مى‌توانيم دوباره شروع كنيم. دوباره انقلاب شد، دوباره اسلام سر كار آمد و حالا ديگر بى‌سوادى معنى ندارد»، چرا كه «اسلام عزيز بزرگ‌ترين مشوّق علم است» (1387)
انقلاب اسلامی برای تحقق اهداف متعالی خود و پايداری‌اش نياز به نگاه به همه ابعاد داشت و علم و مجامع علمی به عنوان پشتوانه‌ای غنی برای حال و آينده نياز به توجهی جدی داشت بر همين اساس «انقلاب اسلامى، جهت‌گيرى دانشگاه را يك‌سره دگرگون كرد و خودباورى، و ابتكار، و استقلال، و پايبندى به ارزش‌هاى اسلامى، و جهاد علمى، و آزادى از اسارت و تبعيت، را جهت اصلى آن قرار داد» (1378)
الگوهايی كه در اين وادی از سوی معظم‌له معرفی و تبيين شده‌اند، نمونه‌های خاص و جالب توجهی است؛ از شيخ مفيد تا ابراهيم نبی(ص)؛ «تأكيد اصلى بر اين است كه تلاش علمى ممتاز و درخشان شاگرد برجسته شيخ مفيد يعنى سيد مرتضى علم الهدى (متوفى در ۴۳۶ ه) و اوج قله رفيع همين سلسله در عهد شيخ‌الطائفه محمّدبن‌الحسن‌الطوسى (متوفى در ۴۶۰ ه) در واقع ادامه جريانى است كه سرچشمه و مؤسس آن محمّدبن‌محمدبن‌النعمان المفيد بوده است. براى تبيين اين نكته لازم است نقش مؤثر و تعيين‌كننده مفيد در تثبيت هويت مستقل مكتب اهل بيت (ع)، در بنيانگذارى شكل و قالب علمى صحيح براى فقه شيعه و در آفرينش شيوه جمع منطقى ميان عقل و نقل در فقه و كلام تعريف شود.» (1372). حركت جهادگونه حضرت ابراهيم (ع) و مقابله با جريان فكری آن دوره در حالی‌كه آن حضرت همراه و هم‌پيمانی نداشت، می‌تواند برای افردی كه گمان می‌كنند بدون پشتوانه نمی‌توان پيشرفتی داشت، بسيار مفيد و قابل توجه است. «مجاهدت فكرى ابراهيم (ع) كه يك نفر بود در برابر يك دنيا، شروع شد. نكته، اينجاست. يك دنياى ظلمانى در برابر ابراهيم (ع) بود؛ كه در آن قدرت‌هاى پرتلألؤ مادّى بودند، ثروتمندان درجه يك بودند، داعيان و گويندگان تابع قدرت بودند و او تنها بود. اين، درس است. يك ملت وقتى‏كه در مقابل يك دنياى مخالف قرار مى‏گيرد چه حالى دارد؟ امروز شما به ملت ايران نگاه كنيد! ملت ايران حرفى مى‏زند كه هيچ‏يك از قدرت‌هاى جهانى آن را دوست نمى‏دارند. (1373)
ويژگی حركت جهادگونه شهيد آيت‌الله سيدمحمدباقر صدر نيز از زبان رهبری منحصر به‌فرد است: «توفيق و مدد الهى، آميختگى اين فضيلت‌هاى بزرگ را با رتبه والاى جهاد فى‌سبيل‌اللَّه رقم زد. در هنگامى كه حوزه كهن نجف در بوته آزمايش مواجهه با امواج بيدارى اسلامى و انقلابى قرار گرفت، اين شخصيت بيدار و آگاه قدم در راه مجاهدتى علمى و سياسى نهاد و درخشش معنوى خود را مضاعف ساخت، بينش عميق او نياز زمان را حس كرد و در راهى كه اجداد طاهرينش به روى پيروان و جانشينان خود گشوده بودند، گامى استوار نهاد و چه زود پاداش اين فداكارى عظيم، يعنى محنت و سپس شهادت در راه خدا را دريافت كرد». (1379)
ورود فرهنگ جهادی به عرصه علمی در كنار ورود اين فرهنگ به ساير عرصه‌ها طی سال‌های گذشته به مرور صورت گرفت و سال‌ها شاهد شكوفايی علمی فرزندان برومند انقلاب اسلامی بوده‌ايم. اين حركت‌ها مورد حمايت صريح رهبر معظم انقلاب بوده و بارها در ديدار نخبگان و انديشمندان اقدامات و حركت‌های آنها را ستوده‌اند؛ در كنار تشويق‌های مكرر، رهبری نقشه راه نيز در پيش پای نخبگان قرار داده‌اند: «اگر مى‌خواهيد كشور ايران آباد شود، رفاه و رونق اقتصادى، پيشرفت همه‌جانبه، عزّت سياسى، امنیّت اجتماعى، امنیّت شغلى، دانش و پيشرفت تحقيقات از يك طرف، و معنويت از يك طرف اين كشور را روشن و نورانى كند، دو چيز را بايد در نظر بگيريد ... يكى اين‌كه در سازندگى كشور، همه بايد با هم شركت كنند. دوم اين‌كه در سازندگىِ نَفْس خود كوشش كنند» و پس از اين است با تأكيد بر نقش مهم سازندگی برای رسيدن به آبادانی، تذكر می‌دهند «مبادا كسى خيال كند كه مملكت بدون فعّاليت و تلاشِ سازندگى - فقط با ذكر خدا گفتن - آباد خواهد شد؛ ابداً. بايد تلاش كرد، بايد مجاهدت كرد؛ هم مجاهدت علمى، هم مجاهدت عملى» (1374).
اين مجاهدت علمی در كنار مجاهدت عملی، جامعه را تنبلی و تن‌آسايی و اكتفا كردن به اقل‌ها دور می‌سازد. «ما هر چه كه عرض می‌كنيم، با اين پيش‌فرض‌ها بايستى ملاحظه بشود. ما چند پيش‌فرض داريم. يكى اين است كه پيشرفت علمى، ضرورت حياتى كشور در علوم مختلف است ... پيش‌فرض دوم اين است كه اين پيشرفت علمى، اگرچه كه با فراگيرى علم از كشورها و مراكز پيشرفته‌ترِ علمى حاصل خواهد شد - بخشى از آن بلاشك اين است - اما فراگيرى علم يك مسئله است، توليد علم يك مسئله‌ى ديگر است. نبايد ما در مسئله علم، واگن خودمان را به لوكوموتيو غرب ببنديم ... سوم اينكه اين پيشرفت علمى بايستى با خودباورى اولاً؛ اميد به موفقيت ثانياً؛ حركت جهادگونه ثالثاً؛ همراه باشد. چون ما فرض را بر اين گذاشتيم كه پيشرفت علمى، بايستى با نگاه بومى و با تكيه به فرهنگ خودمان باشد ... و چهارم اينكه در اين حركت، تنبلى و تن‌آسایى و محول كردن كار به يكديگر جايز نيست؛ حركتِ جهادگونه بايد كرد». و در تعريف جهاد تصريح می‌كنند: «جهاد فقط در ميدان جنگ نيست، در ميدان علم هم مثل بقيه ميادين زندگى، جهاد لازم است. جهاد يعنى تلاش بى‌وقفه، همراه با خطرپذيرى - در حد معقول البته - و پيشرفت و اميد به آينده». (1387)
معظم‌له در پيامی كه در سال 78 به مناسبت بازگشايی دانشگاه‌ها صادر كردند، مهم‌ترين مسئوليت جوانان را جد و جهد برای عبور از گردنه‌های علم و معرفت دانستند و افزودند: «ايران عزيز براى رسيدن به هدف‌هاى بزرگى كه به‌بركت انقلاب اسلامى در برابر او ترسيم شد، چشم به تلاش جوانان در عرصه علم و معرفت دوخته است، و بدون آن، فروغ خودباورى و استقلال ملى كه در طول دو دهه از انقلاب همواره راهگشاى ملت و دولت ما در گذرگاه‌هاى دشوار بوده است، به ضعف خواهد گراييد». يكی از گذرگاه‌های دشوار ملت ايران، عبور از توطئه‌ها و نقشه‌های شوم دشمنان برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی است. هرچند دشمن سعی در القای استفاده جنگ‌طلبانه ايران از انرژی هسته‌ای دارد، اما رهبر معظم انقلاب بر اين امر تأكيد كرده‌اند كه سلاح ملت ايران از جنس آتش و خون نيست. گلوله ايران در برابر تهاجم اغيار، تلاش علمی جوانان اين مرز و بوم است. «هر گامى كه شما براى ارتقاى علمى و عملى و اخلاقى خودتان برداريد، مثل گلوله‌اى است كه به سمت دشمن شليك مى‌كنيد. اين جنگ و اين رزم، جهاد بزرگى است». (1382)
با توجه به اينكه جهاد در بيان رهبر معظم انقلاب دو وجه دارد كه يكی جهاد مسلحانه و ديگری جهاد غير مسلحانه است، بنابراين همان‌طور كه ميدان كارزار عرصه دفاع مقدس به دست جوانان به نفع جمهوری اسلامی رقم خورد، اين بار نيز جوانان دانشگاهی و حوزوی هستند كه در خط مقدم جهاد غير مسلحانه علمی قرار گرفته‌اند كه هر يك وظيفه معينی بر عهده دارند. «امروز درس خواندن، علم‌آموزى، پژوهش و جديت در كار اصلى دانشجویى، يك جهاد است». (1391)
و حال كه قله‌های علمی دور از دسترس جمهوری اسلامی نيست، رهبر معظم انقلاب تداوم حركت‌های پيش‌رونده و رو به جلو را گره‌گشا برای ساير عرصه‌ها عنوان می‌كنند. «چنانچه ما توانستيم در عرصه علمى، پيشرفت‌هایى را كه تا امروز بحمدالله به دست آمده است، با همين سرعت دنبال كنيم، هم در زمينه مشكلات اقتصادى، هم در زمينه مشكلات سياسى، هم در زمينه مشكلات اجتماعى، هم در زمينه مسائل بين‌المللى، مطمئناً گره‌گشایى‌هاى بزرگى خواهد شد. علم مسئله بسيار مهمى است. در اين حدود ده سال، يازده سال گذشته، در اين زمينه خيلى كار شده؛ ليكن بعد از اين هم بايد كار شود؛ كار مضاعف شود. من عقيده‌ام اين است كه كار علمى در دانشگاه و در كشور بايد جهادى باشد؛ كار علمىِ جهادى انجام بگيرد» (1392)
پيشرفت‌های علمی بر اساس حركت‌های جهادی از سوی نخبگان علمی كشور غير قابل انكار است و حتی بسياری از جوامع هم‌سو و غير هم‌سو با نظام جمهوری اسلامی نيز بر آن اذعان می‌كنند اما «يك سؤالی در اينجا مطرح است: آيا حالا كه ما اين پيشرفت‌هاى علمى را در زمينه‌هاى مختلف در كشور مشاهده می‌كنيم، يك نفس راحتى بكشيم، بنشينيم سر جايمان؟ خب، پيدا است كه پاسخ منفى است؛ نه. ما هنوز از خط مقدم علم عقبيم، هنوز در بسيارى از دانش‌هاى مورد نياز زندگى دچار عقب‌ماندگى‌هاى مزمن هستيم؛ با همه اين پيشرفتى كه در بخشى از دانش‌ها داشته‌ايم. پس چون دچار عقب‌ماندگى هستيم، بايد كار كنيم. وانگهى كاروان علم در دنيا متوقف كه نمی‌شود؛ دارند با سرعت حركت می‌كنند. ما نه فقط بايد جايگاه فعلى‌مان را حفظ كنيم، بلكه بايد جلو برويم؛ اينها همه‌اش تلاش لازم دارد، مجاهدت لازم دارد. لذا اولين حرف ما به دانشگاههاى كشور و دانشمندان كشور و نخبگان كشور اين است كه نگذاريد اين حركت از دوْر بيفتد، نگذاريد حركت علمى كشور متوقف شود». (1392)