
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، نشست خداباوری از منظر عالمان علوم تجربی معاصر، امروز دوشنبه، 21 اردیبهشتماه با حضور مهدی گلشنی، عضو شورای انقلاب فرهنگی و استاد دانشگاه صنعتی شریف از سوی دفتر هماندیشی استادان و نخبگان دانشگاه شهید چمران اهواز برگزار شد.
این استاد دانشگاه در ابتدای سخنان خود گفت: مسئله خداباوری از منظر دانشمندان مسئلهای قدیمی است؛ یعنی از دوره تمدن اسلامی که شروع کنید اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان خداباورند و کار علمی را یک بخشی از فعالیت دینی خود تلقی میکنند. وقتی به علم جدید میرسیم از کپلر، نیوتن، لایب نیتس و ... آنجا هم همین تفکر حاکم است و علم را بخشی از کار دین میدانند.
وی ادامه داد: وقتی که به قرن 18 میرسیم فلاسفهای مثل هیوم ظهور میکنند که در برخی امور تشکیک میکند. در قرن 19 آگوست کنت، داروین و فروید ظاهر میشوند و توفیقات روزافزون علم، علما را به این نتیجه میرساند که نیازی به خدا نیست و علم همه چیز راحل میکند. این تفکر تا نیمه اول قرن بیستم حاکم است. از نیمه دوم این قرن به بعد، سوءکاربرد علم و نابودی حاصل از جنگهای جهانی اول و دوم از یک طرف و ظهور مکاتب مختلف فلسفه علم از طرف دیگر باعث شد تغییر وضعیتی در زمینه حاصل شود.
عضو شورای انقلاب فرهنگی در ادامه با اشاره به باور و سخنان برخی از دانشمندان و فیلسوفان در مورد ظهور و بروز قدرت خداوند در جهان طبیعت، گفت: غالب بنیانگذاران علم جدید خداباور بودند و مطالعه علمی را وسیله آشنایی با آثار صنع خداوندی و به نوعی عبادت تلقی میکردند.
گلشنی با بیان اینکه پیدایش مکاتب تجربی علوم دینی را تضعیف کرد، توضیح داد: تجربهگرایان معتقد بودند که تنها دانشی برای ما محل اعتبار است که ریشه در حس داشته باشد. وقتی جلوتر آمدند به این نتیجه رسیدند که فقط علم، محل اعتنای علوم تجربی است و چون خدا باتجربه حس نمیشود باید کنار گذاشته شود.
این استاد دانشگاه صنعتی شریف با بیان اینکه از نیمه دوم قرن بیستم تشکیکات به این نگاه شروع شد، اظهار کرد: از این زمان به بعد، دیدگاههایی ظهور کردند که مطابق آنها روشن شد علم بدون مفروضات فوق علمی نمیتواند کار کند و متوجه شدند نمیتوانند پاسخ همه سؤالات را از علم بگیرند. از طرف دیگر در این مقطع زمانی عالمان دینی تلاش کردند علوم جدید را بفهمند. از نیمه دوم همین قرن علمای دینی به سراغ علوم جدید رفتند؛ چراکه از هم جدا شده بودند.
وی با بیان اینکه امروزه پیرامون رابطه علم و دین چند دیدگاه مطرح است، گفت: دیدگاه اول، قائل به عدم تعارض میان علم و دین است. صاحبان این دیدگاه معتقدند علم و دین دو حوزه متفاوت، با سؤالات مختلف هستند. علم با چگونگی و دین با چرایی سروکار دارد. دیدگاه دوم، قائل به وجود تعارض میان علم و دین است. این تفکر اواخر قرن 19 به وجود آمد که دین مانع پیشروی علم است. اینان مادیون حسگرا هستند که معتقدند ما فقط با ماده سروکار داریم. برخی علما به علت وجود این تعارضات ترجیح میدهند بعد دینی خود را مخفی نگهدارند. اینان حداکثر به همزیستی مسالمتآمیز علم و دین قائلند.
گلشنی ادامه داد: دیدگاه سوم عدهای هستند که علم و دین را مکمل هم میبینند که با یکدیگر جهانبینی منسجمی به دست میدهند. در این دیدگاه علم و دین یک زوج مرتبط را تشکیل میدهند که در آن عامل وحدتبخش خدا است. مطابق این دیدگاه همه پدیدههای طبیعی حاکی از وجود خداست لذا پژوهش علمی یک نوع عبادت تلقی میشود.
عضو شورای انقلاب فرهنگی در ادامه به تبیین موضوع اعتقاد به خدا میان عالمان معاصر پرداخت و گفت: برخی از آنها خدا را با همین قوانین طبیعت تطبیق میدهند و مجموعه قوانین طبیعت را خدا میدانند. ولی اکثریت معتقدان به خدا او را موجودی متعال و فوق طبیعت تلقی میکنند. در مورد این نظریه سه دیدگاه وجود دارد؛ منکران وجود خدا، افراد ظاهرا بیتفاوت و معتقدان به وجود خدا.
این استاد دانشگاه صنعتی شریف توضیح داد: دیدگاه اول مربوط به منکران وجود خداست. اینان معتقدند برای اثبات خدا راهی وجود ندارد. مدعی هستند که علوم به تنهایی قادر به پاسخگویی به سؤالات ما هستند. از جمله ادعای دیگرشان آن است که جهان طبیعت خودکفا است و نیاز به ماوراء طبیعت ندارد. اینها حتی ایده خدا را مانع پیشروی علم میدانند.
وی پارهای از استدلالات منکران وجود خدا همچون نظریه کوانتوم پرداخت و گفت: اینان معتقدند جهان از یک خلأ کوانتومی یعنی از هیچ به دست آمده و نیازی به وجود خدا نیست. مطابق این دیدگاه معتقدند با نفی حدوث زمانی جهان، آن را از خدا بینیاز میکنند.
گلشنی افزود: دیدگاه دوم که متعلق به اکثریت عالمان تجربی است افراد ظاهراً بیتفاوت را شامل میشود که منکر وجود خدا نیستند؛ در نوشتههایشان به خدا اشارهای نمیکنند اما گاهی اعتقاد به خدا را ابراز میکنند. در این دیدگاه برخی تا آنجا پیش میروند که میگویند معماری جهان را سازگار با دخالت یک شعور میدانند.
عضو شورای انقلاب فرهنگی ادامه داد: دیدگاه سوم متعلق به معتقدان به وجود خداست که به براهین فلاسفه از جمله برهان کیهانشناختی و برهان نظم برای اثبات وجود خدا استدلال میکند. مطابق این دیدگاه، نظم متقنی در جهان وجود دارد که نیاز به ناظم دارد. این برهان در قرن 18 مورد حمله هیوم قرار گرفت و در سخنان خود به اصل علیت تشکیک کرد.
وی اظهار کرد: فلاسفه اسلامی معتقدند جهان از نظر زمانی شروعی ندارد ولی جهان مخلوق خداوند است؛ خلقت همواره بوده و استناد آنها به این است که خداوند فیاض علیالاطلاق است. پاسخی که فیلسوفان غرب و شرق به منکران وجود خدا دادهاند آن است که جهان مبدأ زمانی داشته یا نداشته باشد حاکی از عدم وجود خدا نیست و خلقت تنها حاکی از وابستگی وجودی جهان به خالق است.
این استاد دانشگاه با اشاره به سخنان برخی عالمان تجربی در خصوص نیاز به نوعی تبیین مذهبی یا متافیزیکی در خصوص مسئله مبدأ گفت: برخی علما خدا را صرفاً از طریق تجارب شخصی پذیرفتهاند. در این دیدگاه عدهای با ملاحظه زیباییهای طبیعت و شگفتیهای خلقت به احساس عرفانی دست یافتند که انیشتین به چنین دیدگاهی دست یافته است.
گلشنی اظهار کرد: برخی از فیزیکدانان اصرار بر نفی آغاز زمانی جهان دارند، به امید اینکه خدا را نفی کنند. پاسخ این دسته از دانشمندان را چنین دادهاند که آموزه خلقت درباره آغاز زمانی نیست؛ بلکه درباره رابطه اساسی جهان و خدا است. هر قدر علم پیش رود توضیحات غیرقابل جوابی باقی میماند. به همین دلیل است که در سالهای اخیر کتب متعددی توسط زیستشناسان و فیزیکدانان درباره سؤالاتی که علم نمیتواند جواب دهد، نوشته شده است.
این عضو شورای انقلاب فرهنگی در جمعبندی سخنان خود گفت: توانایی بشر در پاسخ به همه سؤالات مورد تردید قرار گرفته است و گفتهاند به سطحی بالاتر از علم تجربی نیاز است. منکران وجود خدا به نظریههایی متوسل شدهاند که به شدت قابل مناقشه است. به گفته علما اطلاعات ما درباره وضعیت جهان بزرگ بسیار ناقصتر از آن است که به ما اجازه دهد بر مبنای نظریهها و مدلهای موقتی فیزیک تکلیف مبدأ و منتهای جهان را تعیین کنیم.
این استاد دانشگاه صنعتی شریف در پایان گفت: در حوزه فیزیک دانشمندان بسیاری سخن گفتهاند که همه کتب آنها به زبان فارسی ترجمه شده است. تمام حرفهای آنها نیز از سوی دانشمندان دیگر جوابیه داده شده که این جوابیهها متأسفانه ترجمه نشده و هیچ یک در محیط ما منعکس نشدهاند. در این زمینه دریایی از کتب و مقالات در جهان غرب ظاهر شده است لذا میطلبد محققان و دانشجویان برای این موارد بیشتر جستجو و تفحص کنند. نکته مهم آن است که اکثر زیستشناسان و فیزیکدانان لاادریگرا هستند ولی بسیاری از فیزیکدانان درجه اول به شدت خداباورند و کار علمی خود را به نوعی عبادت تلقی میکنند.