معمای پیچیده تعیین دستمزد کارگران ‏

به گزارش ایکنا، جهان اقتصاد نوشت: کارگران بزرگترین جامعه اقتصادی کشور را تشکیل می‌دهند و از آنجاییکه هر آنچه به ایشان مربوط می‌شود، کارفرمایان، سرمایه‌گذاران و بنگاه‌های اقتصادی را نیز در بر می‌گیرد، اهمیت تصمیماتی که برای این گروه اتخاذ می شود را دو چندان می‌کند.‏
تعیین حقوق و دستمزد یکی از مهمترین تصمیمات این بخش است که همچنان از الگو و دستورالعمل خاصی پیروی نمی‌کند و هر ساله نمایندگان کارگران و کارفرمایان ماراتن سختی از مذاکرات را پشت سر گذاشته و در نهایت دولت به عنوان بزرگترین کارفرمای کشور بی‌اعتنا به ساعت‌ها مذاکره برای افزایش حقوق کارگران تصمیم‌گیری می‌کند.‏
به دلیل وجود ایرادات ساختاری جدیدر اقتصاد کشور و وجود انتظار تورمی با فرارسیدن سال جدید متعاقب افزایش چند درصدی حقوق کارمندان و کارگران، افزایش قیمت‌ها در ایران به اتفاقی مرسوم تبدیل شده‌است.‏
اما در بسیاری از دوره‌ها میان افزایش حقوق و رشد قیمت‌ها تناسبی قابل توجیه وجود داشت که از سال‌های آخر دهه ۸۰ و اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها این روند تغییر یافت و سیاست‌های نادرست دولت دهم موجب شد تا تورم مهار نشدنی با رکود فراگیر، اقتصاد ایران را به پرتگاهی خطرناک نزدیک کند.‏
این روند موجب شد تا میان دخل و خرج طبقات متوسط و ضعیف شکاف عمیقی ایجاد شود و متأسفانه دولت یازدهم نیز برای حل این مشکل نظرات کارشناسان نادیده گرفت و اگرچه در مهار تورم نمره خوبی گرفت، اما ادامه رکود همچنان اقتصاد کشور را در تنگنا نگهداشت.‏
متاسفانه اولین عیدی دولت دوازدهم برای اقتصاد کشور، عمیق شدن شکاف درآمد و هزینه خانوار و البته شکاف طبقاتی جدی بود، چراکه ناتوانی و اشتباهات مدیریتی موجب شد تا مدیریت بازار ارز به طور کلی از ید دولت خارج شود و در ادامه تورم افسارگسیخته بازار را در بر بگیرد و این همه در حالی است که همچنان سایه رکود بر سر تولید و بازار کشور سنگینی می‌‌کند.‏
در چنین شرایطی تعیین دستمزد کارگران به معمایی پیچیده‌تر از قبل تبدیل شده‌است، چراکه از یک سو باید درآمد ایشان به گونه‌ای افزایش یابد که جوابگوی هزینه‌های چند برابر شده‌باشد و از سویی بسیاری از بنگاه‌ها که قریب به یک دهه رکود گریبانگیرشان شده، توانایی پرداخت هر میزان افزایش دستمزد را ندارند.‏
این روند به این معنی است که اگر دریافتی کارگران به طور درست اصلاح نشود معیشت ایشان مختل می‌شود و اگر قرار باشد دستمزدها افزایش جدی داشته باشد، بسیاری از بنگاه‌ها توان پرداخت آن را نخواهند داشت و این یعنی توقف فعالیت یا تعدیل جمعی از نیروهای کار و افزایش تعداد بیکاران کشور که در هر دو صورت، اقتصاد کشور با مشکلاتی جدی روبرو می‌شود.‏
در چنین شرایطی تنها یک کورسوی امید وجود دارد که دولت‌مردان بپذیرند که برای انتخاب راه درست چاره‌ای جز استفاده از نظر مشاوران متخصص وجود ندارد و سفره اقتصاد را از سیاست جدا کرده و حال که برای پیشگیری به نظرات کارشناسان بی‌تفاوت بوده‌اند، لااقل برای درمان اجازه دهند، صاحبنظران و کارشناسان نسخه درست را تحریر کنند.‏