به بهانه روز حافظ
پاسخ به شبهات عرفان حافظ/ لسان‌الغیب چگونه با ما سخن می‌گوید

خواجه اهل راز، حافظ شیرازی را به عنوان یکی از شاعران بزرگ پارسی‌گوی که عارف مسلک بوده است، می‌شناسند. انس و الفت دیرینه حافظ با قرآن و استفاده از استعاره‌های قرآنی در دیوان غزلیاتش مشاهده می‌شود، اما با این وجود با توجه به اینکه اشعار حافظ دارای ابعاد مختلفی است، گاهی اوقات ممکن است شبهه‌ها و یا حتی انتقاداتی از عرفان حافظ در میان افراد مختلف مطرح شود.

در این راستا و به مناسبت فرا رسیدن 20 مهرماه، روز بزرگداشت حافظ گفت‌وگویی با زرین‌تاج واردی، استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز که تخصص اصلی ایشان در بحث ادبیات عرفانی است، داریم تا پاسخی به این شبهات یا سؤالات مطرح شده داشته باشیم.  

استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنای فارس، گفت: در باب عرفان حافظ بر  محورهایی مثل عشق، ترک تعلقات دنیایی و سایر مباحثی که محور اصلی عرفان اسلامی ـ ایرانی تلقی می‌شود، صحبت‌های بسیاری شده است و شاید بیان این مسائل تکرار مکررات باشد، اما نکته‌ای که در بحث عرفان حافظ شاید کمتر به آن توجه شده، این است که بسیاری از منتقدان عرفان حافظ را در بسیاری از موارد عرفانی می‌دانند که از جنس شریعت نیست و احساس می‌کنند که این عرفان با مباحث دینی و مطالبی که در شریعت و مذهب مطرح می‌شود، مغایرت دارد. با یک نگاه دقیق‌تر این را دریافت می‌کنیم که اتفاقاً عرفان حافظ بر اساس شریعت مبتنی است منتها یک استنباط نو و جدیدی از شریعت و مذهب با نگاهی دور از تعصب ارائه می‌کند.

واردی با تأکید بر اینکه حافظ پیوند بسیار نزدیکی با قرآن و مباحث دینی داشته است، گفت: این پیوند با قرآن هم در موضوعات محتویات کلام حافظ منعکس شده و هم در ساختار کلام حافظ بازتابانده و تجلی پیدا کرده و هم در عرفان موجود در اشعار حافظ است.

وی با بیان اینکه حافظ در موضوع و محتویات بسیار زیبا و منطبق با آیات قرآن از آفرینش و خلقت انسان و تجلی صحبت می‌کند، افزود: در ساختار و صورت کلام حافظ بازتاب قرآن را می‌بینیم؛ به‌ویژه در بحث حروف و واژگان بحث مفصلی را در حیطه زیباشناسی باز و مطرح و فتح باب کرد که مشخص می‌شود حافظ چگونه از زیبایی‌های سوری و کلامی و بیانی قرآن تأثیر پذیرفته است و واقعاً این گستره قابل تأملی است.

واردی ادامه داد: وقتی‌که به اشعار حافظ ورود پیدا می‌کنیم می‌بینیم که دقیقاً و مانند هماهنگی موزونی که در انتهای آیات وجود دارد، حافظ از ردیف استفاده می‌کند و کاربرد فوق‎‌العاده‌ای که در نزدیک 70 الی 80 درصد اشعار مشاهده می‌شود می‌توان گفت برگرفته از وزن و کلمات موزون در قرآن است البته قبل از حافظ استفاده از ردیف معمول و متداول بوده است اما حافظ شاعری است که در بحث ردیف به تبعیت از واژگان موزون آخر آیات قرآن توجه کرده است.

این استاد ادبیات عرفان یادآور شد: بحث توزیع حروف و چگونگی استفاده از حروف و آن خاصیت القای روان‌شناسی که حروف دارند، در قرآن مشهود است و دقیقاً می‌بینیم که همین در کلام حافظ باز تابانده شده است که حروف گاهی اوقات می‌توانند یک حس روانی و عاطفی خاص در یک شرایط شادی، غم، دنیا، آخرت، ثواب و عقاب به مخاطب القا کنند. این‌ها از وجوه زیبایی‌شناختی قرآن است که در کلام حافظ هم راه پیدا کرده است.

نگاه حافظ به تسلیم و رضا

وی بیان کرد: در عرفان حافظ که شاید نیاز است با دید دیگری بدان پرداخته شود یکی از محورها قضیه تسلیم و رضا است که درست مطابق با مباحثی است که در دین مطرح می‌شود منتها با یک نگاه نو و استنباط جدید. این قضیه در قالب یک عرفان صوفیانه مطرح می‌شود آن جا که خواجه شیراز می‌فرماید: «بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند / پیر ما هر چه کند عین عنایت باشد» در واقع آن سرسپردگی و تسلیمی است که در شرع هم بر روی آن تأکید و به آن اشاره شده است.

واردی گفت: نکته دیگری که در عرفان حافظ وجود دارد و مکرر هم بر روی آن بحث شده این است که حافظ سعی کرده مباحث عرفانی را که مبتنی بر عرفان اسلامی است با اسطوره‌ها و شخصیت‌های ایران باستان گره بزند و بین آن‌ها پیوند ایجاد کند. شخصیت‌هایی که معمولاً به عنوان فردی می‌بینیم که هدایت‌کننده و هادی هستند، در غزلیات حافظ شخصیت‌هایی هستند که با یک تحول در واژگان از اسطوره‌ها و یا از آن شخصیت‌های ایران باستان به وام گرفته شده است، به عنوان مثال چهره پیر مغان یا تعابیری که درباره اسطوره‌ها دیده می‌شود، بسیار قشنگ باعث شده که حافظ بتواند پیوندی بین عرفان اسلامی و اندیشه‌های عارفانه‌ای که در ایران قبل از اسلام وجود داشته است، برقرار کند.

استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز با اشاره به انس و الفت ایرانیان با اشعار حافظ اضافه کرد: علت ارتباط ایرانی‌ها با غزلیات حافظ همین است که حافظ توانسته معیارها و ریشه‌هایی که در ایران قبل از اسلام در حافظه قومی ما وجود داشته به گونه‌ای با اندیشه‌های عرفانی اسلامی تلفیق کند که تقریباً بعد از قرن دوم هجری یعنی دو قرن بعد از اسلام در ایران شاهد هستیم. واژه‌ها و تعابیر متعددی که حافظ به‌کار می‌برد، تحولاتی که در این واژگان مثل واژه پیر مغان و رند ایجاد می‌کند به گونه‌ای باعث شده است که ما بتوانیم ارتباط بیشتری با غزلیات حافظ داشته باشیم، چون این غزلیات آیینه ذائقه قومی به اضافه اندیشه‌های دینی به اضافه بیانی هستند که ذوق ملی ما بوده است.

واردی با بیان اینکه ایرانی‌ها علاوه بر اینکه به دلیل عرفان و استنباط نویی که از شریعت در غزلیات حافظ نهفته است به سراغ غزل‌هایش می‌روند، گفت: نکته جالب در بحث تفألی است که به دیوان حافظ مطرح می‌شود و تعداد بسیاری هم به آن معتقد هستند و این هم جدا از ساختار بیانی سوری قرآن نیست.

وی اضافه کرد: در قرآن کریم مکرر می‌بینیم که خداوند در یک سوره به موضوعات مختلفی اشاره کرده است، مثلاً سوره‌ای که یک آیه آن درباره آخرت، یکی درباره دنیاست و دیگری درباره قوانین معامله است و وقتی به سراغ این سوره می‌رویم می‌توانیم مضامین مختلفی از آیات دریافت کرده و اطلاعاتی را کسب کنیم، دقیقاً آنچه که در غزلیات حافظ اتفاق می‌افتد، این است که در محور عمودی غزلیات، وحدت موضوع نمی‌بینیم و در بسیاری از غزل‌ها این اتفاق می‌افتد یعنی در غزل 12 بیتی، درباره عشق، آخرت، دنیا و احکام و شرایط وقت سیاسی اجتماعی می‌گوید و این عدم ارتباط موضوعی در محور عمودی غزلیات حافظ آموزه‌ای است از آنچه که حافظه قومی و ذائقه ملی و اندیشه دینی ما بوده و باعث شده است هر مخاطبی با هر نیتی سراغ هر کدام از غزل‌های حافظ که می‌رود بتواند به نحوی جواب خود را بگیرد.

این استاد ادبیات عرفان در پایان یادآور شد: اصلاً درصدد اثبات یا نفی این باور یا این سنت شیرین در میان مردم خودمان نیستیم بلکه می‌گوییم حافظ از مؤلفه‌هایی استفاده کرده است که با زیباترین شکل و با ژرف‌ترین نوع محتوایی توانسته در اندیشه و نفوذ ایرانیان جایگزین شود و در لحظات اضطراب و شادی به آن‌ها جواب دهد.