یک نویسنده و پژوهشگر قزوینی گفت: اهل سنت به امام کاظم(ع) بهعنوان یک عالم دینی احترام زیادی میگذاشتند، این احترامگذاری صرفا برای منش، رفتار و شخصیت والای حضرت در نزد اهل سنت است، مردم اهل سنت و علمای اهل تسنن با وجود خفقانی که در دوران خلافت عباسیان ایجاد شده بود، بهشدت به امام کاظم(ع) احترام میگذاشتند، تا آنجا که علمای اهل سنت به امام کاظم(ع) متوسل میشدند.
فاطمه میری، پژوهشگر قزوینی در گفتوگو با ایکنا از قزوین اظهار کرد: امام موسیبنجعفر(ع) در سال ۱۲۷ هجری قمری به دنیا آمد و در سال ۱۸۳ قمری به شهادت رسید. ایشان معروف به امام موسی کاظم و ملقب به کاظم و بابالحوائج بوده و هفتمین امام شیعیان ۱۲ امامی هستند. حضرت در سال ۱۲۷ یا ۱۲۸ قمری همزمان با آغاز قیام ابومسلم خراسانی، داعی بنیعباس در دوران خلافت امویان به دنیا آمده و در سال ۱۴۸ قمری پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام صادق(ع) به امامت رسیدند.
وی ادامه داد: دوران امامت
امام موسی کاظم(ع) ۳۵ سال بود که با دوران خلافت منصور، هادی، مهدی و هارون عباسی همزمان بود. ایشان چندین بار توسط مهدی و هارون عباسی زندانی شدند و در سال ۱۸۳ قمری در زندان سندیبنشاهک به شهادت رسیدند.
گسترش سازمان وکالت در دوران امام کاظم(ع)
این نویسنده عنوان کرد: از جمله رفتارهای اجتماعی امام موسی کاظم(ع) گسترش سازمان وکالت به منظور جمعآوری شیعیان و ارتباط با شیعیان در اقصی نقاط بلاد اسلامی بود. امام کاظم(ع) جهت ارتباط با شیعیان و تقویت توان اقتصادی آنان سازمان وکالت را که پایههای آن در زمان امام صادق(ع) پیریزی شده بود، گسترش دادند.
وی بیان کرد: ایشان برخی از اصحاب خود را بهعنوان وکیل به مناطق مختلف در اقصی نقاط بلاد اسلامی میفرستادند؛ از جمله اصحاب ایشان میتوان به فرزندان حضرت نیز اشاره کرد. در منابع مختلف از ۱۳ وکیل ایشان یاد شده که در برخی از منابع علی بن یقطین و مفضلبنعمر در کوفه، عبدالرحمنبنحجاج در بغداد، زیاد بن مروان در قندهار، عثمانبنعیسی در مصر، ابراهیمبنسلام در نیشابور و عبداللهبنجندب در اهواز بهعنوان وکلای حضرت آمدهاند.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: با وجود بیان منابع مختلف از نامهای این وکلا و همچنین تنوع و گستردگی جغرافیایی مناطق حضور وکلا میتوان به اهمیت سازمان وکالت امام موسی کاظم(ع) پی برد. گزارشهای مختلفی در منابع آمده است که شیعیان در اقصی نقاط جهان اسلام خمس خود را به امام کاظم(ع) و یا نمایندگان ایشان در شهرهای خود میرساندند.
وی تأکید کرد: جریان واقفیه اهمیت سازمان وکالت را بیان میکند. جریان واقفیه را شیخ طوسی بهدلیل همین سازمان وکالت میداند که بعد از شهادت امام کاظم(ع) بهدلیل تصاحب اموال برخی از وکلا جریان واقفیه راه افتاد و برخی وکلا از مسیر اصلی منحرف شدند و در صدد تصاحب بسیاری از این اموال بودند که شیعیان به دست آنان رسانده بودند.
این فعال اجتماعی تصریح کرد: شخصی به نام علیبناسماعیلبنجعفر گزارشی به هارون داد و در این گزارش میزان گستردگی سازمان وکالت را بیان کرد. این گزارش منجر به زندانی شدن امام کاظم(ع) شد. در این گزارش اینطور بیان شده بود که مالهای فراوانی از شرق و غرب برای امام کاظم(ع) فرستاده میشود و دارای بیتالمال و خزانهای است که سکههای مختلف به حجم بسیار در آن یافت میشود.
وی افزود: در این گزارش منظور از سکههای مختلف، سکههای مختلفی بود که در شهرهای مختلف بلاد اسلامی ضرب میشد و منظور فقط یک نوع سکه نبود و حتی در مصر و دیگر شهرها سکههایی را جهت پرداخت خمس را برای امام کاظم(ع) میفرستادند.
شیوههای مختلف نامهنگاری در زمان امام کاظم(ع)
میری عنوان کرد: در خصوص شیوههای نامهنگاری میتوان گفت که امام کاظم(ع) به طرق مختلف با وکلای خود در مناطق مختلف ارتباط میگرفتند و نوع ارتباطگیری ایشان حتی برای امروز نیز نوعی درس و جهاد تبیین است تا ما بدانیم در هر شرایطی میتوان به یک سازمان منسجم با افکار و اعتقادات درست رسید و همچنین ارتباط شیعیان در مناطق مختلف را به نوعی از این رفتار امام کاظم(ع) الگوبرداری کنیم.
وی بیان کرد: یکی از مسیرهای ارتباطی امام کاظم(ع) با یارانشان روش مکاتبه و نامهنگاری بود. این نامهنگاری میان شیعیان، وکلا و امام(ع) صورت میگرفت و فقط اینطور نبود که امام(ع) به وکلا نامه بنویسند، بلکه شیعیان به امام(ع)، شیعیان به وکلا، امام(ع) به وکلا و وکلا به امام(ع) نامه مینوشتند.
این فعال فرهنگی خاطرنشان کرد: مواردی که در خصوص محتوای مکاتبات بیان شده اینطور است که محتوای مکاتبات مربوط به مسائل فقهی، اعتقادی، وعظ، دعا و مسائل مربوط به وکلا بوده است، نصب و عزل برخی از وکلا نیز در همین نامهنگاریها اتفاق میافتاده است. همچنین نقل شده امام کاظم(ع) از داخل زندان نیز برای اصحاب خود نامه مینوشتند و نامه ایشان به اصحابشان منتقل میشد.
توسل علمای اهل سنت به امام کاظم(ع)
وی تأکید کرد: یکی دیگر از موارد مهم در طول زندگانی امام موسی کاظم(ع) شأن و شخصیت ایشان در بین مردم اعم از شیعیان و اهل سنت بوده است، به نوعی که در بسیاری از موارد آمده است که عالمان اهل سنت بسیار به امام(ع) احترام میگذاشتند.
میری تصریح کرد: اهل سنت به امام کاظم(ع) بهعنوان یک عالم دینی احترام زیادی میگذاشتند، این احترامگذاری صرفاً برای منش، رفتار و شخصیت والای حضرت در نزد اهل سنت است، مردم اهل سنت و علمای اهل تسنن با وجود خفقانی که در دوران خلافت عباسیان ایجاد شده بود، بهشدت به امام کاظم(ع) احترام میگذاشتند و جذب ایشان شده بودند.
وی اظهار کرد: برخی از بزرگان اهل سنت نیز علم و اخلاق امام کاظم(ع) را ستوده و از بردباری، سخاوت، کثرت عبادت و دیگر ویژگیهای منحصر به فرد اخلاقی حضرت سخن گفتهاند. مواردی از بردباری و عبادت امام کاظم(ع) در منابع اهل سنت هم گزارش شده است.
این نویسنده عنوان کرد: نکته جالب و قابل توجه متوسل شدن برخی از علمای اهل سنت به امام کاظم(ع) است، علمای وهابی این توسل را شرک میدانند، در صورتی که علمای اهل سنت به این توسل اعتقاد داشتند، این در حالی است که اکنون زمانی که شیعیان وارد مدینه منوره میشوند بهشدت برای این مسئله تحت فشار هستند و در قبرستان بقیع تابلوهایی به زبانهای مختلف نصب شده که توسل جستن شما به ائمه بقیع و پیغمبر شرک محسوب میشود. اینجا رد ادعای آنان ثابت میشود.
وی بیان کرد: از نمونههای تاریخی این مسئله میتوان به سمعانی تاریخنگار، محقق و فقیه شافعی قرن هشتم هجری اشاره کرد که به زیارت مرقد امام کاظم(ع) میرفته و به حضرت متوسل میشده است. شخص دیگری بهنام ابوعلی خلال از علمای اهل سنت در قرن سوم هجری بوده که او هم در کتب مختلف بیان کرده هر گاه برایم مشکلی پیش میآمد به زیارت قبر موسیبنجعفر(ع) میرفتم و به او متوسل میشدم و مشکلم برطرف میشد. از امام شافعی از علمای برجسته اهل تسنن و از فقهای چهارگانه اهل سنت نیز نقل شده که قبر امام کاظم(ع) داروی شفابخش است.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: امام کاظم(ع) در روز جمعه ۲۵ رجب سال ۱۸۳ قمری در بغداد به شهادت رسیدند و محل دفن ایشان در کاظمیه است. این خبر در کتاب صدوق و عیون اخبار الرضا نیز آمده است. اما شیخ مفید در کتاب الارشاد خود روز شهادت حضرت را ۲۴ رجب همان سال میدانند.
وی تأکید کرد: امام کاظم(ع) روزهای پایان عمر مبارک خود را در زندان سندیبنشاهک سپری میکردند و به دستور هارونالرشید و به دست سندی مسموم شده و سه روز پس از مسمومیت به شهادت رسیدند و این مطلب را شیخ مفید در جلد دوم کتاب الارشاد آورده است.
میری یادآور شد: سندیبنشاهک پس از شهادت امام موسی کاظم(ع) برای جلوه دادن شهادت امام(ع) به مرگ طبیعی، پیکر حضرت را به عدهای از فقها و سرشناسان بغداد نشان داده تا آنان ببینند بدن حضرت بدون جراحت است. به دستور او پیکر امام(ع) را روی پل بغداد قرار دادند تا همه اینطور تصور کنند که امام(ع) به مرگ طبیعی از دنیا رفته است تا مانع شورشهای شیعیان آن حضرت شود، این مطلب را هم شیخ مفید در جلد دوم کتاب الارشاد آورده است.