رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم گفت: مشکل جهان استکبار و غرب یعنی آمریکا و اروپا با ایران، مشکل ژئوپلیتیک ایران است. به عبارت دیگر، مشکل صرفاً جمهوری اسلامی یا یک نظام سیاسی خاص نیست؛ بلکه مشکل، «ایران مقتدر» است.

به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام والمسلمین احمد واعظی، رئیس
دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ششم بهمن ماه در نشست فصلی کارکنان دفتر تبلیغات اسلامی به تحلیل شرایط جهانی، منطقه خاورمیانه و ایران پرداخت و گفت: منطقه خاورمیانه، هم به لحاظ برخورداری از منابع غنی انرژی و هم به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک، از نقاط مهم و حساس جهان به شمار میرود که از گذشته میدان رقابت قدرتهای جهانی بوده است و غرب در دهههای اخیر و مشخصاً پس از جنگهای جهانی اول و دوم، تمرکزی ویژه بر این حوزه جغرافیایی دارد.
وی افزود: نکته بعد آن که، اسرائیل و رژیم غاصب صهیونیستی از منظر غرب، کشوری در عرض سایر کشورهای خاورمیانه محسوب نمیشود؛ بلکه اسرائیل بخشی از جغرافیای فرهنگی و تمدنی غرب است که نقشی محوری در اعمال سلطه و هژمونی آن ایفا میکند. به بیان دیگر، اگر غرب بخواهد بر منابع و موقعیت ژئوپلیتیک خاورمیانه مسلط شود، بازو، اهرم و عنصری که این هژمونی، سلطه و اعمال قدرت را محقق میسازد، همین رژیم جعلی است.
واعظی بیان کرد: «خاورمیانه با محوریت اسرائیل» یک آرمان و به اصطلاح، یک طرح کلان برای غرب محسوب میشود؛ طرحی که آشکارا از آن با عنوان «خاورمیانه بزرگ با محوریت اسرائیل» سخن میگویند. نباید تصور کرد که این طرح تنها برای آمریکا اهمیت دارد؛ بلکه برای اروپا نیز حائز اهمیت است. به یاد بیاوریم جملهای را که صدراعظم آلمان در بحبوحه کشتار غزه به کار برد؛ تعبیر وی این بود که: «اسرائیل در حال انجام کار کثیفی برای ماست.»
رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم اضافه کرد: این جمله بدان معناست که آن رژیم مأموریت دارد و آن کشتارها، آن سبعیت و جنایتی که در غزه به شهادت بیش از 70 هزار زن و کودک و انسان بیگناه و نابودی کامل آن منطقه منجر شد، در راستای انجام مأموریت غرب بوده است. آدمکشی، ویرانگری، بمباران خیمهها و بیمارستانها «کاری کثیف» است، ولی این کار کثیف را برای ما انجام میدهد.
وی افزود: همچنین یکی دو هفته اخیر، نخستوزیر سابق فرانسه مطلبی گفت که مضمونش این بود: «اسرائیل دژی برای اروپاست که اگر سقوط کند، اروپا لطمهای جدی خواهد دید»؛ این اظهارات نشان میدهد که منافع جهان غرب، اعم از آمریکا و اروپا، به این حوزه جغرافیایی گره خورده و عامل اعمال سلطه و هژمونی غرب در خاورمیانه، اسرائیل است.
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) بیان کرد: نکته بعدی آن است که مشکل جهان استکبار و غرب ـ یعنی آمریکا و اروپا ـ با ایران، مشکل ژئوپلیتیک ایران است. به عبارت دیگر، مشکل صرفاً جمهوری اسلامی یا یک نظام سیاسی خاص نیست؛ بلکه مشکل، «ایرانِ مقتدر» است. هنگامی که در خاورمیانه کشوری با وسعت یک میلیون و ۶۴۸ هزار و 195 کیلومتر مربع، ۹۰ میلیون جمعیت، منابع غنی، موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد و چنین عظمت و قدرت نظامی و امنیتی وجود دارد، هرگز و هرگز اسرائیلی که وسعتش کمتر از یکپنجاهم ایران و به اندازه یک استان ماست، نمیتواند آن نقش محوری را بهعنوان محور خاورمیانه ایفا کند، لذا این ژئوپلیتیک نباید باقی بماند؛ کشوری به این وسعت، با این اقتدار و جمعیت، نباید وجود داشته باشد. این کشور همچون خورشیدی است که در حضور نور آن، هر پروژکتور قدرتمندی نیز تلألؤ و درخشش خود را از دست میدهد.
لیبیسازی ایران؛ راهبرد اصلی دشمنان
وی افزود: از این رو، از بین بردن حجم این ژئوپلیتیک، درهم شکستن این اقتدار، نابودی انسجام این کشور، تجزیه و به اصطلاح «لیبیسازی» یا «سوریهسازی» ایران، جزء اهداف راهبردی آنان است. شما در جریان حوادث و فتنه اخیر مشاهده کردید که یک مقام اسرائیلی گفت: «اگر این جریان آشوبها در ایران به فروپاشی نظام جمهوری اسلامی منجر شود، ما همان کاری را که در سوریه کردیم و تمام زیرساختهای آن را نابود ساختیم، با ایران نیز خواهیم کرد و تمام زیرساختهایش را نابود میکنیم.»
واعظی اظهار کرد: شما در سوریه دیدید که حتی به دو فروند هلیکوپتر هم رحم نکردند؛ یعنی به محض آن که نشانههایی از فروپاشی نظام اسد پدیدار شد، آمدند و تمام پایگاهها، قدرت نظامی، هواپیماها و زیرساختها را بمباران و نابود کردند زیرا بناست که اقتدار شکسته شود و کشوری با این مشخصات ژئوپلیتیک باقی نماند.
وی با بیان اینکه این راهبرد، یعنی «خاورمیانه به محوریت اسرائیل» و «از بین بردن اقتدار ژئوپلیتیک ایران»، یک راهبرد درازمدت است، اضافه کرد: این راهبرد امروز و دیروز بر روی میز استراتژیستهای آمریکا قرار نگرفته، بلکه چندین دهه است که آن را دنبال میکنند. اما اتفاقی که اکنون رخ داده و بنده آن را تا حدودی تحلیل میکنم، رویدادی است که در چند سال اخیر به وقوع پیوسته است. همانگونه که مقام معظم رهبری از چند سال پیش چندین بار تکرار فرمودند، جهان در آستانه یک «پیچ تاریخی» قرار دارد.
وی ادامه داد: معنای این سخن، آن است که نظم جهانیِ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، یعنی نظمی که در دهه ۹۰ میلادی پس از فروپاشی شوروی و تخریب دیوار برلین شکل گرفت و جهان غرب دست برتر را یافت و نظم نوین جهانی به محوریت آمریکا ایجاد شد، در حال فروپاشی است. آمریکا در یک یا دو دهه، کاملاً نقش رهبری این نظم جهانی و رهبری ارکستر جهان غرب را بر عهده گرفت و به اصطلاح، یکجانبهگرایی (Unilateralism) را حاکم کرد. شما دیدید که در مواردی لشکرکشی و به عراق و مناطق دیگر حمله میکرد، بدون آن که از شورای امنیت مجوز بگیرد یا سایر کشورها رأی موافق داده باشند.
فروپاشی گام به گام هژمونی آمریکا
استاد دانشگاه باقرالعلوم (ع) گفت: آن یکجانبهگرایی حاکم بود و آمریکا رهبر ارکستر و رهبر نظم جهانی شد. اما اکنون، این نظم جهانی به محوریت آمریکا گامبهگام در حال فروپاشی است و قدرتهای دیگری در حال ظهور هستند و جهان به سمت یک ساختار چندقطبی، مشتمل بر چند قدرت بزرگ، حرکت میکند.
رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه با بیان اینکه آمریکا این واقعیت را درک کرده است و درک کرده که نظم تکقطبی به محوریت آن، گامبهگام در حال از بین رفتن است، اظهار کرد: چین، روسیه و اقتصادهای بزرگ نوظهوری مانند برزیل، هند و اندونزی در حال رشد و قدرتگیری هستند و آن حالت رهبری ارکستر در حال زوال است. آمریکا احساس میکند که یک «پنجره نجات» یا «نقطه گریز» در اختیار دارد و چنانچه بتواند در این بازه زمانی کوتاه از این فرصت بهرهبرداری کند، قادر خواهد بود هژمونی و سلطه جهانی خود را حفظ نماید.
راهبردهای آمریکا برای حفظ هژمونی
واعظی اظهار کرد: برای آنکه آمریکا از این پنجره فرصت کوتاه و نقطه گریز استفاده کند و فاصله خود را نسبت به دیگر کشورهای مقتدر افزایش دهد، دو راهبرد اصلی در پیش گرفته است. راهبرد نخست را بنده «ناسیونالیسم امپریالیستی» مینامم. منظور من از ناسیونالیسم امپریالیستی این است که دولت ترامپ، همانطور که مشاهده میکنید، تمام توجه خود را به قدرتمند ساختن داخل آمریکا معطوف کرده است؛ یعنی آمریکا دیگر حاضر نیست برای جهان غرب هزینه کند.
وی افزود: گویی یک نوع ملیگرایی یا ناسیونالیسم با شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم»، حاکم شده است؛ یک نگاه ناسیونالیستی را نمایندگی میکند. این نگاه، در عین حال، امپریالیستی نیز هست. اگر در گذشته، آمریکای امپریالیست، تجاوز، تعدی به حقوق دیگر کشورها، چپاول و غارت را با شعارهای فریبندهای همچون «ارزشهای جهان آزاد» یا شعارهای لیبرالیستی بزک میکرد، اکنون بسیار صریح و روشن میگوید: «ما نفت ونزوئلا را میخواهیم»، «ما مکزیک را میخواهیم تا به ایالت پنجاهودوم آمریکا تبدیل شود»، «ما گرینلند را میخواهیم».
استاد دانشگاه باقرالعلوم (ع) اضافه کرد: به عبارت دیگر، یک امپریالیسم عریان را به نمایش میگذارد. پس راهبرد نخست، راهبرد ناسیونالیسم امپریالیستی است که با ابزارهایی مانند وضع تعرفه عمل میکند. در اینجا این نکته را نیز عرض کنم که تصور اینکه این سیاستها در حال قوی کردن اقتصاد آمریکاست، اشتباه است؛ این راهبردها در حال قدرتمند ساختن «الیگارشی سرمایهداری» در آمریکا هستند. زیرا تعرفههایی که وضع میشود، به گرانسازی و افزایش هزینههای زندگی برای بدنه جامعه منجر میشود.
وی افزود: به عنوان مثال، هنگامی که مکرون از شرکت در «شورای صلح غزه» که در واقع تلاشی برای ساختن یک سازمان ملل دستساز و جدید برای آمریکاست ابا میکند، پاسخ این است که تعرفههای برخی کالاهای فرانسه ۲۰۰ درصد افزایش مییابد. این افزایش تعرفه، هزینه را برای مصرفکننده داخلی بالا میبرد و هزینه زندگی او را افزایش میدهد. بنابراین، این ناسیونالیسم امپریالیستی در خدمت تقویت الیگارشی سرمایهداری آمریکاست.
واعظی با بیان اینکه راهبرد دوم، بازتولید سلطه و هژمونی آمریکا از طریق کسب «برتری علمی و تکنولوژیک» است، تأکید کرد: اگر به سند استراتژی امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۲۵ مراجعه کنید، در آنجا آشکارا نوشته شده است که آمریکا باید به برتری علمی و تکنولوژیکِ بلامنازع در دنیا دست یابد. تمرکز این راهبرد نیز بر حوزههایی مانند هوش مصنوعی، محاسبات و علوم اطلاعات کوانتومی (رایانش کوانتومی)، نیمههادیها و تراشهها، میکروالکترونیکهای پیشرفته، فناوریهای فضایی و مراکز داده مداری است. یعنی آمریکا سعی میکند نقطه گریز برای حفظ هژمونی و سلطه خود را از طریق ایجاد برتری در چند حوزه فناوری بسیار پیشرفته (High-Tech) ایجاد نماید.
وی افزود: در این سند استراتژیک امنیت ملی، دو نکته جلب توجه میکند. نکته اول، تأکیدی است که در این سند بر این موضوع شده که این برتری تکنولوژیک، صرفاً به دنبال قواعد و منافع اقتصادی نیست، بلکه در پی کسب عواید و برتری نظامی نیز هست. به بیان دیگر، این برتری و فاصله گرفتن علمی و تکنولوژیک، علاوه بر برتری اقتصادی، برای دستیابی به برتری نظامی نیز دنبال میشود.
تغییر رویکرد آمریکا
وی با بیان اینکه نکته دوم که در این سند جلب توجه میکند، یک تغییر رویکرد بنیادین است، افزود: معمولاً در اسناد استراتژیک و مرتبط با امنیت ملی آمریکا در گذشته، یکی از مضامین پرتکرار، «همکاری بینالمللی» بود؛ چرا که آمریکا خود را رهبر ارکستر و راهبر نظم جهانی میدانست و از همین رو بر عنصر همکاری بینالمللی تأکید فراوان داشت. در حالی که در این سند جدید، ما شاهد یک تغییر حالت و تغییر تعبیر هستیم و در آن، «سلطه یکجانبه» برجسته میشود. به این معنا که در حوزه رشد علمی و تکنولوژیک، آمریکا دیگر به دنبال رشد جهانی نیست، بلکه منحصراً به دنبال رشد علمی و تکنولوژیکِ خود بهمنظور کسب همان هژمونی سیاسی ـ نظامی و برتری جهانی است.
وی افزود: این، تصویری از شرایط جهانی است که ما در آن به سر میبریم. در چنین شرایطی که جریان حاکم بر آمریکا، ناسیونالیسم امپریالیستی است، اتفاقی که در قبال خاورمیانه و ایران رخ میدهد، کاملاً مشخص است. این سیاست به شکل آشکاری در قبال کشورهای عربیِ نفتخیز خلیج فارس دنبال میشود و به صراحت به آنها گفته میشود که باید در آمریکا سرمایهگذاری کنید.
واعظی بیان کرد: آن سفری که انجام و هدایایی که دریافت شد، تماماً بر این محور استوار بود که کدام کشور یک تریلیون دلار و کدام کشور 500 میلیارد دلار به آمریکا بیاورد تا به قول خودشان، اقتصاد آمریکا را قوی کنند؛ همان تعبیر معروف «گاوهای شیرده».
چالش وجودی ایران و راهبرد مقاومت
استاد حوزه بیان کرد: اما در مورد ایران، با توجه به قدرتی که دارد، انسجام نیروهای نظامی، امنیتی و انتظامی، رهبری خردمندانه و یکپارچگی ملی، راهبرد دشمن، راهبرد «لیبیسازی» و «سوریهسازی» ایران است و فتنه اخیر نیز در چارچوب همین راهبرد طراحی شده بود.
وی تصریح کرد: مسئله جنگ 12 روزه نیز در ارتباط با همین راهبرد قابل تحلیل است. این شرایط نشان میدهد که مقاومت ما در قبال آمریکا و واکنش ما نسبت به تهاجمات و فتنههای اسرائیل و آمریکا، باید یک «مقاومت وجودی» باشد؛ یک «جنگ وجودی».
وی بیان کرد: چالش ما دیگر از فضای امنیتی فراتر رفته و به «چالش وجودی» تبدیل شده است. یعنی خصم و دشمن آشکار ما، موجودیت ایران، حجم این موجودیت و یکپارچگی کشور ما را هدف قرار داده است. بنابراین، ما صرفاً با یک چالش امنیتی مواجه نیستیم، بلکه با یک چالش وجودی روبرو هستیم.
رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ادامه داد: آنها میخواهند ایران ما را نابود کنند، زیرساختهای ما را از بین ببرند و یکپارچگی کشور ما را در هم بشکنند. آشکارا از تجزیه ایران سخن میگویند و اپوزیسیون دستساز آنها در خارج از کشور نیز صراحتاً دم از تجزیه ایران میزند. شرایط اینگونه است.
چالش وجودی مقاومت وجودی میخواهد
وی تأکید کرد: پس ما چالش امنیتی، نظامی یا اقتصادی نداریم؛ بلکه با چالشی فراتر از اینها، یعنی چالش وجودی مواجهیم. لذا مقاومت ما باید مقاومتی وجودی و جنگ ما باید جنگی وجودی باشد و ما باید چنین حسی نسبت به وضعیت کشور داشته باشیم.
واعظی با بیان اینکه البته «باطلالسحر» فتنههای آنها و این خوابها و رؤیاهایی که برای ایران دیدهاند، چند امر است، اضافه کرد: در درجه اول، اتکال به خداوند متعال. همانگونه که امام راحل (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی بارها میفرمودند، رمز پیروزی انقلاب اسلامی، «وحدت کلمه» و «اتکال بر خداوند متعال» است. باید به قدرت لایزال الهی و ریسمان الهی چنگ بزنیم، وحدت و انسجام خود را حفظ کنیم و حول محور رهبری حرکت نماییم. این، باطلالسحر حقیقی است.
وی بیان کرد: نکته بعد، مسئله رسیدگی به محرومان و مستضعفان جامعه است. این انقلاب اسلامی، انقلاب مستضعفان و محرومان بود و متأسفانه طی سالیان متمادی، برخی سیاستهای نادرست و همچنین تحریمها و فشارهایی که هدف اصلی آنها تضعیف بنیه اقتصادی کشور بود، دست به دست هم دادند و محرومیت اقتصادی در کشور ما افزایش یافته است.
واعظی گفت: این مسئلهای است که واقعاً باید برای آن تدبیری اندیشیده شود. البته مسئولان مشغول به کار هستند و رهبری نیز بر این نکته تأکید داشتهاند. روایات نیز در این زمینه بسیار است؛ امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «مَا ضَرَبَ اَللهُ أَحَداً بِسَوْطٍ أَوْجَعَ مِنَ اَلْفَقْرِ» (خداوند هیچکس را با تازیانهای دردناکتر از فقر نزده است). فقر بسیار سخت است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «کَادَ اَلْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْراً» (نزدیک است که فقر به کفر بینجامد) و در کلام دیگری از امیرمؤمنان آمده است: «اَلْفَقْرُ اَلْمَوْتُ اَلْأَکْبَرُ» (فقر، مرگ بزرگتر است).
وی تاکید کرد: این موضوع باید وجهه همت همه مسئولان و سیاستگذاران کشور قرار گیرد تا انشاءالله فقر از کشور ما رخت بربندد و به داد محرومان رسیدگی شود. اینکه چه باید کرد، چه شد و ضعفها و نقصهایمان کجا بود، خود داستان مفصلی دارد. ما به علت آن که از نهادهای علمی خوبی، چه در دانشگاه و چه در پژوهشگاه برخورداریم، عزیزان باید روی این مسائل تفکر و کار کنند و اگر پیشنهادات راهبردی مناسبی دارند، در اختیار مراکز تصمیمگیر و تصمیمساز قرار دهند.
آفت «اداری شدن» و ضرورت حفظ روحیه جهادی
رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه بیان کرد: این وظیفهای کلی است ولی در دفتر تبلیغات، با توجه به تحلیلی که ارائه کردم، بهعنوان یک نهاد علمی و فرهنگی چه وظیفهای بر عهده داریم؟ وقتی با چشمان خود در همین چند روز فتنه اخیر دیدیم که نیروهای نظامی، امنیتی، انتظامی و بسیج چگونه جانفشانی کردند، در آتش کینه دشمنان، زندهزنده در آتش سوختند و چه جنایات فجیعی در حقشان اعمال شد و با این حال، انسجام و وحدت خود را حفظ کردند. ما بهعنوان طلبه، انسان متعهد و بهعنوان یک فعال فرهنگی، واقعاً چه وظیفه و رسالتی داریم؟ آفت و چالش بسیار مهمی برای ما که در نهادهای حوزوی، انقلابی و فرهنگی فعالیت میکنیم، «اداری شدن» است.
وی تأکید کرد: این یکی از آفتهای بسیار خطرناک و مهم است؛ یعنی ما از یک نیروی متعهد، بسیجی، جهادی، با انگیزه خدمت به دین خدا و خدمت به مردم و با انگیزههای الهی، خدای ناکرده به کارمندی مبدل شویم که صرفاً سر وقت حضور یابد، ساعتی را ثبت کند و سپس برود؛ فردی که از نداشتن کار و عدم ارجاع مسئولیت استقبال کند و به قدر کفاف به انجام وظیفه بپردازد، خلاقیتی به خرج ندهد، دلسوزی نداشته باشد و خود را در صحنه دفاع از کلیت کشور نبیند و نسبت به این اتفاقات احساس مسئولیت نکند.
واعظی تصریح کرد: ما به عنوان یک ایرانی باید حقیقتاً برای آن چه رخ داد، گریان و نالان باشیم؛ برای هر دو طرفی که کشته شدند. یعنی هم آن جوان و نوجوانی که جو زده شد و با شستوشوی مغزی به میدان آمد و کیان کشور را به خطر انداخت و آسیب دید، و هم آن نیروی انتظامی، پلیس فداکار و بسیجی جانبرکف. هر دو طرف ایرانی بودند و این فتنه بود که این خونها را ریخت.
وی افوزد: این فریفته شدن، فریب اپوزیسیون خائن را خوردن، فریب بوقهای امپریالیسم خبری را خوردن و آن شستوشوی مغزی که جوان و نوجوان ما دچارش شد، برای ما دردآور است. هر خونی که ریخته شد، هر جوانی که از اینسو یا آنسو بر زمین افتاد، به هر جهت ایرانی بود و ما متأسفیم. ما باید تلاش کنیم که این اتفاقات به حداقل برسد و تکرار نشود.
واعظی بیان کرد: ما باید خلاقیت به خرج دهیم، ابتکار عمل داشته باشیم، به میدان برویم، مدارس، جوانان و نوجوانان را دریابیم و بیش از گذشته احساس مسئولیت کنیم.