حجتالاسلام والمسلمین مصطفی رضایی، پژوهشگر حوزه مهدویت در گفتوگو با ایکنا از قم، در دوازدهمین شماره از سلسله گفتوگوهای «انتظارپژوهی» در پاسخ به این پرسش که باور به ظهور چه تأثیری در آرامش، صبر و امید اعضای خانواده دارد، بیان کرد: اگر باور به ظهور از کانال انتظار فعال و حقیقی عبور کند، فرد را نه فقط در سطح احساسی بلکه در بنیان وجودیاش به آرامش میرساند.
وی افزود: چنین انتظاری حاصل یک پشتوانه معرفتی است؛ یعنی انسان منتظر دنیا را تنها به ظاهر محدود نمیکند بلکه آن را جزئی از نقشه الهی برای تحقق عدالت و کمال میبیند. این نگاه عمیق، اضطرابها را به یقین تبدیل میکند، نگرانیها را سامان میدهد و خانواده را در برابر طوفانهای اجتماعی و اقتصادی پایدار میکند. در این معنا، انتظار، سکینهای عقلانی و معنوی است که نه براساس خیال بلکه بر بنیان ایمان شکل میگیرد.
رضایی با بیان اینکه انتظار نه یک احساس لحظهای بلکه یک مسیر تمدنی است که از پیشینه طولانی بشری تغذیه میکند، اظهار کرد: هر مصلح، حرکت عدالتخواهانه و تلاش برای خیر، بخشی از زنجیره ظهور است، وقتی این بینش وارد ذهن و دل اعضای خانواده شود، آنان خود را بخشی از این مسیر میدانند و تماشاگر منفعل نیستند.
وی گفت: در چنین خانوادهای، پاسخ به سختیها، نه با ناامیدی بلکه با درک نقش تاریخی خود انجام میشود چون انتظار حقیقی، آگاهی از این حقیقت است که هر صبر و تلاش کوچک، میتواند قسمتی از تمدن آینده را بسازد.
رضایی افزود: شخص منتظر اهل جزع و فزع نیست چون میداند مشکلات، درسهای مسیر هستند نه مانع آن، از همینرو، خانوادهای که چنین تفکری در آن جریان دارد، در مواجهه با بحرانها عصبی، متزلزل یا ناامید نمیشود. این باور، نظام روانی خانواده را مقاوم میکند.
وی بیان کرد: در لحظههایی که بیرون خانواده آشوب و ناآرامی حاکم است، ایمان به ظهور مانند ستارهای پایدار در دل اعضا میدرخشد زیرا آنان میدانند همه دشواریها مقدمه رشد است و پایان امید نیست.
این پژوهشگر حوزه مهدویت ادامه داد: انتظار، خستگی بیحاصل نیست بلکه خستگی هدفمند است یعنی نقد انسان به وضعیت موجود نقد از ناامیدی نیست بلکه به قصد تغییر و ساخت آینده بهتر است و خانوادهای با چنین بینش، گرفتار سیاهنمایی نمیشود بلکه از دل مشکلات فرصت رشد بیرون میکشد.
وی گفت: در چنین خانوادهای پدر، مادر و فرزندان هر یک به سهم خود تلاش میکنند تا الگوی کوچک عدالت و محبت باشند چون باور دارند همین رفتارهای خرد، بخشی از آمادهسازی برای ظهور است.
این پژوهشگر مهدویت افزود: برخورداری از ایمان به آینده روشن، پیوند عاطفی میان اعضای خانواده را تقویت میکند. امید مشترک، دغدغه مشترکی میسازد که فراتر از مسائل روزمره است و این امید، جایگزین خشم، دلزدگی و سردی رابطهها میشود.
وی بیان کرد: درواقع، انتظار، انرژی مثبت جمعی را در خانواده تزریق میکند و سطح کنشهای میانفردی را از مرتبه واکنش هیجانی، به تعامل هدفمند و محبتآمیز ارتقا میدهد.
رضایی با بیان اینکه رفتار اجتماعی خانواده، بازتاب روح حاکم بر اعضاست، اظهار کرد: وقتی روح انتظار در میان آنان جاری شود، خانه به مأمنی سرشار از صبر، امید و آرامش بدل میشود، چنین خانوادهای نهتنها تنشهای درونی را کاهش میدهد بلکه در برابر چالشهای اجتماعی، الگویی از پایداری و ایمان ارائه میکند.
وی گفت: در بلندمدت، حضور خانوادههای منتظر در جامعه میتواند زمینهساز کاهش آسیبهای اخلاقی، تقویت پیوندهای انسانی و شکلگیری نسلی باشد که با معرفت و امید به آینده زندگی میکند.
رضایی تصریح کرد: باور به ظهور، هنگامی که در قالب انتظار فعال و مبتنی بر معرفت معنا یابد، نقشی ساختاری در تعالی روحی و اجتماعی خانواده ایفا میکند.
وی گفت: این انتظار، صرفاً یک امید واهی به آیندهای نامعلوم نیست بلکه یک چارچوب فکری است که به اعضای خانواده درک عمیقی از نقش تاریخیشان در پروژه بزرگ الهی میدهد. این درک، ریشه آرامش حقیقی است، چراکه تلاطمات دنیوی را در مقیاس کلان حیات میبیند و فرد را از اسارت نگرانیهای زودگذر رها میکند.
رضایی بیان کرد: در نتیجه، خانواده به جای انفعال در برابر سختیها، با تکیه بر این پشتوانه معنوی، ظرفیت صبر و تحمل خود را به طرز چشمگیری افزایش میدهد.
این پژوهشگر حوزه مهدویت افزود: از منظر روانشناختی، انتظار، موتور محرک امید هدفمند است، این دیدگاه، خانواده را از گرفتار شدن در دام یأس و بدبینی نسبت به شرایط موجود بازمیدارد.
وی گفت: اعضا به جای تمرکز بر نقایص و بنبستهای حال، به سمت ترسیم و ساختن الگویی از جامعه آرمانی در فضای کوچک خانواده روی میآورند. این تلاش جمعی برای زیستن براساس ارزشهایی چون عدالت، همدلی و گذشت، بهمثابه یک تمرین مستمر برای آیندهای مطلوب عمل میکند و از پراکندگی و دلسردی اعضا جلوگیری میکند.
رضایی بیان کرد: در نهایت، این مجموعه از صفات آرامش، صبر و امید که از باور به ظهور نشئت میگیرند، به فضای حاکم بر خانواده هویت میبخشند، خانوادهای که روح انتظار بر آن سایه افکند، تبدیل به یک کانون مقاوم و پر از انرژی مثبت میشود.
وی افزود: این پایداری درونی، نه تنها چالشهای بیرونی را کماثر میکند بلکه باعث میشود اعضای خانواده بهجای تخریب یکدیگر، به سازندگان اصلی آیندهای روشن تبدیل شوند. این تحول درونی، بزرگترین دستاورد این باور است که کلید شکوفایی اخلاقی و اجتماعی در مقیاس بزرگتر نیز محسوب میشود.