بحرانهای اجتماعی آزمونی برای سنجش تابآوری عمومی و انسجام ملی هستند. پیش از آنکه بحرانها به صحنه میدان و خیابان کشیده شوند، رسانهها میتوانند با ایجاد بستر گفتوگو، شفافیت و اطلاعرسانی مسئولانه از شعلهوری نارضایتیها جلوگیری کنند. مردم زمانی دست به اعتراض میزنند که احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود؛ بنابراین، دولت نیز باید گفتوگو و نقد را بپذیرد و با کمک از رسانهها از پیشبرد آن به سود امنیت روانی جامعه استقبال کند، آن را سیاهنمایی نشمارد و مسیر تعامل را مسدود نکند. به دیگر سخن، انسداد صدای مردمان یک جامعه، بحران را فرو نمینشاند؛ بلکه پیچیدگیها و آسیبها را افزایش میدهد.
در شرایط غیرمعمول، رسانههای مسئول میتوانند با دقت و تعهد، بحران را به فرصتی برای یادگیری، همبستگی و تقویت انسجام اجتماعی تبدیل کنند. از دیگر سو، بازتاب نادرست یا شتابزده اخبار، میتواند دامنه آسیبها را گسترش دهد. امروزه رسانههای جمعی بخشی جداییناپذیر از مدیریت بحران به شمار میآیند و نقش آنها در هدایت جامعه و شکلدهی افکار عمومی، نقشی سرنوشتساز است. رسانه مسئول، واقعیت را منعکس میکند، افقها و راهکارها را نشان میدهد و جامعه را با امید و آگاهی در مسیر حل مسئله قرار میدهد.
به نظر میرسد که شرایط غیرمعمول و غیرعادی جامعه، زمان آزمون و امتحان جامعه است؛ از صدر اسلام تاکنون، شاهد آزمونهایی در زمینه ایمان، عقلانیت، همبستگی و بهویژه آزمون رسانهها بودهایم. همانگونه که حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودهاند: «فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عُلِمَ جَوَاهِرُ الرِّجَالِ»؛ در شرایط سخت و غیرمعمول، جوهر مردان و شخصیت واقعی انسان شناخته میشود.
در شرایط عادی، رسانهها خبر میدهند، اما در شرایط غیرعادی، رسانهها میتوانند سرنوشتساز شوند و قادرند آرامش ایجاد کنند یا آشوب بهوجود آورند، امید را تزریق کنند یا یأس را گسترش دهند؛ بنابراین، قرآن کریم برای چنین شرایطی شاخصهایی مشخص کرده است.
پس از این مقدمه، در ادامه میتوانیم به نقش رسانه از دیدگاه قرآن، بهویژه در شرایط سخت، بپردازیم.
فرجادی: خرسندم که در خبرگزاری قرآن و در خصوص مباحث حول محور دین به بررسی این رویداد میپردازیم. بخشی از رسانهها در مواجهه با آنچه رخ داد دچار بهت شدند، برخی نتوانستند وظایف رسانهای خود را بهدرستی انجام دهند و بخشی نیز، مانند رسانههای جریان معارض و معاند انقلاب اسلامی، بهعنوان نیرویی مؤثر و شبهنظامی در فضای رسانهای نقشآفرینی کردند. اینکه خبرگزاری ایکنا بهعنوان یک خبرگزاری تخصصی به واکاوی این رویدادها میپردازد، اقدامی ارزشمند و ستودنی است.
یکی از جنبههایی که رسانهها نتوانستند طی حوادثی که در دی ماه رخ داد و از مرحله اعتراض فراتر رفت، به اغتشاش تبدیل شد و در نهایت به جنگ خیابانی منجر شد و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، شبهکودتا یا کودتا بود، بهخوبی به آن پرداخته و در مورد آن سخن بگویند، هتک حرمت مساجد و سوزاندن قرآنها بود.
در گذشته نه چندان دور، اگر در گوشهای از جهان، فردی غیرمسلمان به قرآن اهانت میکرد، کشورهای اسلامی واکنش نشان میدادند؛ اما در این مقطع، رسانهها نتوانستند زشتی این اقدام را بهدرستی منعکس کنند. شاید به دلیل عمق فاجعه و دردناکی آن، پردهای بر این موضوع انداخته و کمتر به آن پرداخته شد، اما نباید از کنار آن گذشت و لازم است حساسیت لازم نسبت به آن وجود داشته باشد. این مسئله باید بهطور ویژه در یک رسانه تخصصیِ قرآنمحور مورد توجه قرار گیرد؛ اینکه چرا به نقطهای رسیدهایم که عدهای به خود اجازه میدهند به مقدسترین مکانها و کتاب آسمانی مسلمانان توهین کنند؟
نکته دیگری که باید بدان بپردازیم؛ نقش سرنوشتساز رسانهها در جهتدهی به رویدادهاست. حوادث دیماه یک بزنگاه مهم بود و این بازه زمانی قابل تأمل، نیازمند بررسیهای جدی جامعهشناختی، روانشناختی و سیاسی است تا مشخص شود چه عواملی باعث شکلگیری چنین وضعیتی شد. در این میان، رسانهها قطعاً در شکلدهی به این شرایط نقش داشتهاند.

اگر بخواهیم با نگاهی سختگیرانه به موضوع بنگریم، بیتردید ترک فعلهایی از سوی برخی رسانهها رخ داده است. اینکه چرا یک شهروند بازاری برای اعتراض به خیابان میآید، بدون آنکه اعتراض او سازمانیافته و ساختارمند باشد و سپس عدهای سوءاستفادهگر از این فرصت بهره میبرند، اهداف را تغییر میدهند و موضوع را به سمت اقدامی شبهنظامی ـ نه از سوی حاکمیت، بلکه علیه هموطنان ـ سوق میدهند؛ رسانه در شکلگیری این شرایط چه نقشی داشته است؟ این پرسشی است که باید به آن پرداخته شود.
برای نمونه، مسئله غزه نیز رخدادی بزرگ بود؛ نسلکشی گستردهای که به وقوع پیوست، اما در عین حال ایمان مردم را نیز مشاهده کردیم. با این تعریف، هرگاه مسئلهای پیش میآید، باید آن را بر قرآن عرضه کنیم و پاسخ را از آن دریافت کنیم.
درباره جایگاه رسانه از منظر قرآن نیز باید گفت که در قرآن کریم واژگانی چون «رسانه» یا «وکالةالانباء» به معنای مصطلح امروزی وجود ندارد؛ با این حال، دقیقترین اصول رسانهای ـ بهویژه در شرایط غیرعادی ـ در آن ارائه شده است. برای مثال، این پرسش مطرح میشود که در خبر، سرعت مهمتر است یا صداقت؟ نخستین اصل رسانه از دیدگاه قرآن کریم «راستیآزمایی خبر» است. در سوره مبارکه حجرات آمده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا»؛ یعنی اگر فردی فاسق خبری آورد، آن را بررسی کنید. پیام این آیه آن است که: نخست، هر خبری شایسته انتشار نیست؛ دوم، هر منبعی قابل اعتماد نیست و سوم «تبیّن» ضروری است؛ یعنی بررسی، تأمل و مسئولیتپذیری.
در شرایط غیرعادی، سرعت انتشار خبر افزایش مییابد؛ اما قرآن به ما یادآوری میکند که سرعت نباید جای دقت را بگیرد. این اصل بسیار مهمی است که نباید از آن غفلت کرد؛ زیرا در منطق قرآن، شتاب هرگز جایگزین دقت نمیشود. امروزه نیز این آموزه قرآنی در ادبیات رسانهای با عنوان «Fact Checking» یا «راستیآزمایی» شناخته میشود.
بر این اساس، نخستین اصل در شرایط غیرمعمول «راستیآزمایی خبر» است و صداقت، مهمترین مؤلفه در چنین موقعیتی بهشمار میآید. خبر نادرست در این وضعیت صرفاً یک خطای ساده نیست، بلکه میتواند به آسیبی جدی در سطح اجتماع تبدیل شود. در شرایط عادی، انتشار یک خبر تحقیقیِ نادرست ممکن است پیامد گستردهای نداشته باشد؛ اما در وضعیت غیرمعمول ـ که جامعه با یک جمله میتواند به حرکت درآید ـ خبر غلط قادر است زمینهساز بحران اجتماعی شود. از این رو، قرآن کریم تأکید میکند که پیش از بازنشر هر خبر، باید آن را «تبیّن» و بهدقت بررسی کرد.

در مقابل، برخی شبکههای اجتماعی اینگونه القا میکنند که «سریعتر منتشر کن و مسئولیت برعهده مخاطب است»؛ نگاهی که از منظر قرآن مردود است. درست در همین نقطه است که میزان ایمان و تعهد یک رسانه سنجیده و روشن میشود که آیا رسانهای مانند ایکنا ـ یا هر رسانه دیگر ـ صادقانه عمل کرده است یا صرفاً در پی سرعت در انتشار خبر بوده است.
در ادامه آیه میفرماید: «إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا»، مقصود از «فاسق» صرفاً فردی با فساد اخلاقی نیست؛ بلکه میتوان آن را به منابع بیهویت، کانالهای ناشناس و صفحات جعلی نیز تعمیم داد. اینها مصادیق «فاسق رسانهای» بهشمار میآیند؛ زیرا در بسیاری از موارد، خبری که بهسرعت منتشر میشود، منبع مشخص و معتبری ندارد. بنابراین، این آموزه قرآنی بر ضرورت راستیآزمایی خبر بهعنوان اصلی مسلم تأکید میکند و امید است که به آن توجه شود.
فرجادی: با توجه به شرایط و مقتضیاتی که تجربه کردیم، رسانهها تا حد زیادی کوشیدند وظیفه خود را انجام دهند؛ نقش اطلاعرسانی خود را برعهده داشتند، به آگاهیبخشی پرداختند و همچنین با جامعه همراهی کردند. واقعاً نمیتوان ایراد بزرگی بر رسانهها وارد دانست که با جامعه همراه نبودهاند. برخلاف جریان رسانههای معارض که تلاش بر ایجاد دوگانگی و تشدید شکافها داشتند، اگر بخواهیم ارزیابی کلی داشته باشیم، رفتار رسانهها در راستای منافع ملی ایران قابل سنجش و ارزشگذاری است.
با این حال، بار دیگر تأکید میکنم که ترکفعلهایی نیز وجود داشته است. من بهعنوان یک خبرنگار، از منظر حرفهای خود به موضوع مینگرم و بر آنچه انجام نشده تأکید دارم.
کتابسوزی مغولان بهعنوان اقدامی ضدفرهنگی در تاریخ ثبت شده است. در دیماه نیز شاهد قرآنسوزی بودیم. رسانه باید این مسئله را واکاوی کند که چرا جامعه به نقطهای میرسد که عدهای به خود حق میدهند کتابی را ـ نه فقط کتاب مقدس، بلکه هر کتابی را ـ بسوزانند؟ بیتردید باید بررسی کنیم که این اقدام از سوی چه گروههای سنی و با تحریک چه افرادی انجام شده است. این موارد رویکردهای تحقیقی است که رسانه باید نسبت به آنها حساس باشد و بهسادگی از کنارشان عبور نکند.
در حوادث دیماه با پدیدهای تازه مواجه شدیم؛ نوعی «جاهلیت». ابتدا میخواستم از تعبیر «جاهلیت مدرن» استفاده کنم، اما در این رفتار، نشانی از «مدرنیته» دیده نمیشود. در رفتار مدرن و در جهان متمدن، چنین تخریب سازمانیافتهای یا کشتاری با این درجه از خشونت مشاهده نمیشود. حتی در جوامع سکولار نیز توهین به ارزشهای جامعه پذیرفته نیست. افراد میتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند و باورهای خود را بیان کنند، اما این امر محدودیتهایی دارد که در حوزه حاکمیت و دولت معنا پیدا میکند. از این رو، حتی اگر آن را «جاهلیت مدرن» بنامیم، در حق مفهوم «مدرن» اجحاف کردهایم! بنابراین، با نوعی جاهلیت مواجه هستیم و باید به این پرسش پاسخ دهیم که عوامل اصلی شکلگیری این جاهلیت چه بوده است؛ پرسشی که بهگمانم حتماً باید پاسخ آن را یافت.
شاید نخستین نکتهای که به ذهن خطور کند، این باشد که ما از «کتاب بماهو کتاب» فاصله گرفتهایم؛ یعنی دانش و آگاهی به امری صرفاً مواجههای و ظاهری در جامعه تبدیل شده است. مقصودم جامعه عام است و یکی از پیامدهای چنین وضعیتی میتواند این باشد که به نقطهای برسیم که آنچه در مکتوب آمده، دیگر ارزشمند تلقی نشود و حتی انسان به خود حق دهد آن را از میان ببرد.
یکی از موضوعاتی که رسانهها پس از این دوره حتماً باید به بررسی آن بپردازند، ریشههای همین رفتار جاهلانه است. در این زمینه، قرآن میتواند راهگشا باشد: مصادیق و شاخصهای زندگی جاهلانه چیست؟ نشانههای آن کدام است؟ جوامع پیش از بعثت پیامبر(ص) خود را جاهل نمیپنداشتند، اما پیامبر(ص) نشانههای جهل و گمراهی را آشکار ساخت و بهتدریج جلوههای ریز و درشت جاهلیت را از زندگی انسانها زدود و هشدار داد که اگر آن نشانهها بازگردد، بازگشت به دوران جاهلیت نیز رخ خواهد داد.

بزنگاه دوم، توجه به این مسئله است که بر پایه تجربه کتابسوزی بهعنوان رفتاری جاهلانه، چگونه باید علل شکلگیری و حرکت جامعه به سوی یک دوره یا دوران جاهلانه را بررسی کنیم؟ چه عواملی سبب میشود جامعه در چنین مسیری قرار گیرد؟ این موضوع نباید با اغماض بررسی شود؛ بهویژه آنکه واکنشهای مؤثر و اصلاحگرانه چندانی نیز نسبت به آن مشاهده نشد.
پیشتر اگر در گوشهای از جهان قرآنی سوزانده میشد، واکنش نشان میدادیم و در این دوره نیز واکنشهایی صورت گرفت؛ اما وقتی منِ رسانهای درباره قرآن سخن میگویم، باید در پی آن باشم که چرا واکنشها ـ نه واکنشهای صرفاً احساسی، بلکه واکنشهای مسئولیتآفرین، اصلاحگر و مسئلهگشا ـ به اندازه کافی شکل نگرفت؛ واکنشهایی که بتواند از تکرار آن رفتار جاهلانه جلوگیری کند.
بیتمشعل: مجموعهای از اصول بنیادین وجود دارد که از امهات و شالودههای اصلی هر ساختار محسوب میشوند. اینکه گفته شود «مسئولیت پس از انتشار برای برخی چندان مهم نیست» گزارهای نادرست است؛ اساساً این سخن از ابتدا خطاست و قابل اغماض هم نیست.
در پاسخ به این پرسش باید گفت، قرآن کریم توصیه میکند به شایعات توجه نکنیم؛ یعنی پرهیز از شایعهپراکنی و التهابآفرینی در سخن قرآن یک اصل و قانون اساسی است. برای نمونه، در سوره مبارکه نور، آیه ۱۵ آمده است: «إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِکُمْ مَا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَیِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمٌ». یعنی آیا چیزی را که به آن آگاهی ندارید، بر زبان میآورید و آن را بازگو میکنید؛ در حالی که آن را کوچک میپندارید، اما نزد خداوند امری بزرگ است. این اصل میتواند بسیاری از مشکلات را برطرف کند: آنچه را به آن علم نداریم، نباید به مردم بگوییم و همچنین نباید بهطور گسترده منتشر کنیم.
بیتمشعل: متأسفانه همینطور است، کسی که بدون علم نکتهای را بازگو کند، مصداق شایعهپراکن است. شایعه، اولاً دهانبهدهان میچرخد، ثانیاً بدون علم منتشر میشود و ثالثاً کوچک به نظر میرسد، اما اثر آن بسیار بزرگ است. دشمن در استفاده از این نوع شایعات استاد است و بارها شاهد اشاعه آن از سوی دشمنان ایران در رسانهها بودهایم. رسانهای که در شرایط غیرمعمول شایعهپراکنی میکند، اعتماد عمومی را از بین میبرد، ترس جمعی ایجاد و بحرانها را تشدید میکند. بنابراین یک شایعه، یک خبر نادرست یا غیرصادقانه، میتواند تبدیل به بحرانی بزرگ شود.
اکنون در شبکههای اجتماعی معمولاً گفته میشود: «هر خبری گرفتی، سریع منتشر کن»؛ این نگاه سبب انتشار شایعات میشود. بسیاری از اخبار تنها تیتر جذاب دارند، اما متن اصلی موضوع دیگری را روایت میکند؛ گاهی حتی متن را نمیخوانیم و بازنشر میکنیم. کوچک شمردن شایعه، بزرگترین خطای یک رسانه است. شایعه باید ابتدا بررسی شود و سپس بیان شود که آیا واقعیت دارد یا خیر.

از دیدگاه قرآن، رسانه مسئول احساسات عمومی جامعه است. قرآن میفرماید: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ». این آیه دستور به امیدسازی میدهد؛ اما امیدسازی آگاهانه. به این ترتیب، رسانه از منظر قرآن باید واقعیت را بازگو کند، اما افقها و راهکارها را نیز نشان دهد؛ درد را انکار نکند، اما جامعه را زمینگیر نکند.
همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، برخی بازاریان نسبت به موضوعی اعتراض داشتند، اما راهکار هم ارائه شد. رسانه مسئول، درد را نشان میدهد، اما جامعه را زمینگیر نمیکند. تفاوت رسانه مسئول و رسانه غیرمسئول ـ یا آنچه میتوان «رسانه بحرانساز» نامید ـ در نحوه روایت واقعیت است. نمونههای این رفتار شامل تیترهای آخرالزمانی، استفاده افراطی از تصاویر تلخ و بزرگنمایی شکستها بدون اشاره به راهکارهاست؛ این مصادیق همه و همه روایت یکطرفه و بحرانساز ایجاد میکنند.
قرآن مأموریت رسانه را امیدآفرینی قرار داده است؛ یکی از رسالتهای رسانه، ایجاد امید واقعی و آگاهانه در مردم است. آقای فرجادی نیز درست فرمودند که بسیاری از رسانهها واقعاً پای کار بوده و هستند.