یادداشت
رضا عطاران در «خواب» مسیر تازه‌ای می‌پیماید

به گزارش ایکنا، فیلم سینمایی «خواب» به کارگردانی مانی مقدم، در نهمین روز جشنواره فیلم فجر و در پردیس سینمایی ملت روی پرده رفت و به‌عنوان نخستین فیلم آن روز، آرام و بی‌هیاهو وارد میدان رقابت شد. این فیلم از همان ابتدا نشان می‌دهد که قرار نیست با اثری پر زرق‌ و برق یا متکی بر شوک‌های روایی روبه‌رو باشیم. «خواب» مسیری آرام، درونی و تأمل‌برانگیز را انتخاب می‌کند و مخاطب را به سفری ذهنی می‌برد که بیش از آن‌که بیرونی باشد، ریشه در لایه‌های پنهان روان انسان دارد. فیلم تلاش می‌کند تماشاگر را نه با حادثه، بلکه با فکر درگیر کند.
 
نکته مهم درباره «خواب» این است که بدون ادعای صریح دینی بودن، به مفهومی عمیق و ریشه‌دار در اندیشه دینی و اخلاقی می‌پردازد. فیلم از شعار دادن، نمادپردازی‌های گل‌درشت و دیالوگ‌های مستقیم پرهیز می‌کند و ترجیح می‌دهد معنا را در بطن روایت و موقعیت‌ها شکل دهد. همین رویکرد باعث شده اثر از بسیاری از کلیشه‌های رایج سینمای موسوم به دینی فاصله گیرد. محور اصلی فیلم، پرداختن به مفهوم «نفس اماره» است؛ مفهومی که بارها در آثار مختلف تکرار شده اما این‌بار از زاویه‌ای متفاوت مورد توجه قرار گرفته است. فیلم به‌جای آنکه شر را بیرونی و قابل شناسایی نشان دهد، آن را به درون انسان می‌کشاند. این انتخاب، روایت را پیچیده‌تر و در عین حال واقعی‌تر می‌کند. «خواب» به مخاطب یادآوری می‌کند که بزرگترین نبرد انسان، نه با جهان بیرون، بلکه با خویشتن است.
 
شخصیت مجتبی، مردی میانسال با گرایش‌های مذهبی، در مرکز این نبرد قرار دارد. او فردی است که می‌کوشد به فرایض دینی پایبند باشد و زندگی‌اش را براساس اصول اخلاقی پیش ببرد. با این حال، فیلم او را قدیس‌گونه تصویر نمی‌کند و از ساختن شخصیتی بی‌خطا پرهیز دارد. مجتبی، انسانی معمولی است با ترس‌ها، تردیدها و ضعف‌هایی که به‌تدریج خود را نشان می‌دهند. وسوسه‌ای که مجتبی با آن مواجه می‌شود، نه در بیداری، بلکه در خواب به سراغ او می‌آید و همین نکته، ایده مرکزی و خلاقانه فیلم را شکل می‌دهد. خواب در اینجا صرفاً یک ابزار روایی نیست، بلکه به میدان اصلی درگیری اخلاقی شخصیت تبدیل می‌شود. جایی که مرز میان آگاهی و ناخودآگاه، ایمان و میل، به‌شدت مخدوش می‌شود. فیلم از این ایده به‌درستی استفاده می‌کند تا مفهوم لغزش را پیچیده‌تر نشان دهد.
 
«خواب» تأکید می‌کند که وسوسه همیشه از مسیرهای آشنا و کلیشه‌ای وارد نمی‌شود. گاهی انسان دقیقاً از جایی ضربه می‌خورد که تصور می‌کند امن‌ترین بخش وجودش است. این نگاه، فیلم را به اثری قابل تأمل تبدیل می‌کند که مخاطب را وادار می‌سازد نسبت به اطمینان‌های ذهنی خود بازنگری کند. اثر به‌طور ضمنی می‌پرسد آیا انسان واقعاً بر ذهن و ناخودآگاه خود تسلط دارد یا تنها چنین تصوری دارد. از منظر مفهومی، «خواب» را می‌توان فیلمی دانست که به‌جای پاسخ دادن، پرسش ایجاد می‌کند. فیلم به تماشاگر نمی‌گوید چه چیزی درست یا غلط است، بلکه او را در موقعیتی قرار می‌دهد که ناچار به قضاوت می‌شود. این ویژگی، اثر را از سینمای موعظه‌گر جدا می‌کند و به آن شأنی اندیشمندانه می‌بخشد. «خواب» بیش از آن‌که حکم صادر کند، آینه‌ای در برابر ذهن مخاطب می‌گذارد. آینه‌ای که تماشای آن همیشه راحت نیست.
 
رضا عطاران در «خواب» مسیر تازه‌ای می‌پیماید
 
یکی از وجوه قابل توجه فیلم، نگاه انسانی آن به مفهوم سقوط است. سقوط در «خواب» ناگهانی و شوک‌آور نیست، بلکه آرام، تدریجی و فرساینده رخ می‌دهد. همین تدریج، تراژدی شخصیت مجتبی را عمیق‌تر می‌کند و آن را به تجربه‌ای قابل لمس تبدیل می‌سازد. فیلم نشان می‌دهد که فروپاشی اخلاقی، اغلب با انتخاب‌های کوچک آغاز می‌شود. انتخاب‌هایی که در لحظه، بی‌اهمیت به نظر می‌رسند.
 
مانی مقدم در مقام کارگردان، روایت را با احتیاط و کنترل پیش می‌برد. او به‌جای شتاب‌زدگی، به فضا و زمان اجازه می‌دهد تا معنا شکل بگیرد. میزانسن‌ها ساده‌اند اما کارکرد دارند و قاب‌بندی‌ها اغلب در خدمت نمایش انزوای تدریجی شخصیت اصلی قرار گرفته‌اند. کارگردانی فیلم شاید چشمگیر و پرادعا نباشد، اما منطبق با جنس قصه و جهان اثر طراحی شده است. با این حال، مهم‌ترین نقطه قوت «خواب» بدون تردید بازیگری آن است.
 
رضا عطاران در نقشی کاملاً متفاوت از تصویر تثبیت‌شده‌اش ظاهر می‌شود و این تغییر، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای فیلم است. او از شوخی، اغراق و تکیه‌کلام‌های آشنا فاصله گرفته و شخصیتی جدی، درون‌گرا و آسیب‌پذیر را به تصویر کشیده است. این انتخاب، جسورانه و در عین حال موفق از کار درآمده است. عطاران با بازی حساب‌شده و مینیمال، فروپاشی تدریجی مجتبی را باورپذیر می‌کند. او بیشتر با سکوت، نگاه و مکث بازی می‌کند تا با دیالوگ و همین امر به عمق روان‌شناسانه شخصیت می‌افزاید. تماشاگر به‌تدریج درگیر اضطراب و آشفتگی درونی او می‌شود و این همذات‌پنداری، یکی از نقاط قوت اصلی فیلم است. «خواب» تا حد زیادی بر شانه‌های این بازی ایستاده است.
 
در کنار عطاران، مریلا زارعی حضوری متعادل و قابل اتکا دارد. او بدون اغراق، نقش زنی را ایفا می‌کند که فروپاشی تدریجی خانواده را حس می‌کند اما توان مقابله با آن را ندارد. هدی زین‌العابدین نیز با بازی آرام و کم‌ادعا، به شکل‌گیری فضای مورد نظر فیلم کمک می‌کند. مجموعه این بازی‌ها باعث شده روابط انسانی فیلم طبیعی و ملموس به نظر برسد.
 
ریتم فیلم یکی از نقاط بحث‌برانگیز «خواب» است. هرچند کندی روایت تا حدی با جنس قصه و فضای ذهنی آن هماهنگ است، اما در برخی بخش‌ها این کندی بیش از اندازه می‌شود. این نخستین نقد منفی وارد به فیلم است؛ جایی که تکرار موقعیت‌ها می‌توانست با تدوین فشرده‌تر، اثرگذاری بیشتری داشته باشد و از فرسایش حوصله مخاطب جلوگیری کند. طراحی صحنه و موسیقی فیلم از دیگر امتیازات «خواب» به شمار می‌روند. فضاهای ساده و گاه سرد، بازتابی از وضعیت روحی شخصیت اصلی هستند و موسیقی نیز به‌جا و محدود استفاده شده است. با این حال، دومین نقد منفی فیلم به پایان‌بندی آن بازمی‌گردد؛ پایانی که اگرچه با حال‌وهوای کلی اثر همخوان است، اما می‌توانست قاطع‌تر و عمیق‌تر باشد تا ضربه نهایی فیلم در ذهن مخاطب ماندگارتر شود.
 
در مجموع، «خواب» فیلمی است که بیش از آن‌که بخواهد سرگرم کند، قصد تأمل‌برانگیزی دارد. اثری که به‌جای شعار دادن، تماشاگر را درگیر پرسش‌هایی درباره ایمان، وسوسه و کنترل نفس می‌کند. شاید فیلم در ریتم و پایان‌بندی بی‌نقص نباشد، اما جسارت آن در انتخاب موضوع و بازی متفاوت بازیگرانش، «خواب» را به اثری شریف، متفاوت و قابل اعتنا در میان فیلم‌های جشنواره فجر تبدیل کرده است.