حجت‌الاسلام زارعی در گفت‌وگو با ایکنا پاسخ داد
چگونه آئینه دل را پس از ماه رمضان هم شفاف نگه داریم

رمضانایکنا برای واکاوی لایه‌های عمیق‌تر تربیت رمضانی، فلسفه خویشتن‌داری، جایگاه بی‌بدیل مناجات و بررسی راهکارهای امتداد حال و هوای این ماه عزیز در دیگر ایام سال، به گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین علی زارعی، پژوهشگر و مبلغ دینی و استاد حوزه و دانشگاه پرداخته است که مشروح آن در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا - ماه رمضان چگونه می‌تواند فراتر از یک عمل فیزیکی، به تغییر و تحول درونی و اصلاح باورهای قلبی انسان کمک کند؟

برای پاسخ به این سوال دقیق، باید به یک اصل بنیادین در هستی‌شناسی و خداشناسی بازگردیم. ماه مبارک رمضان و این واجب الهی یعنی روزه‌داری، در کنار سایر واجبات و مستحباتی که در این ماه مطلوب است و خداوند از جان و روح ما خواسته، قطعاً تاثیرات شگرفی دارد. مبنای این تأثیرات چیست؟ مبنا این است که خداوند متعال، «حکیم» است. خدای حکیم، خدای عاقل و خدایی که خود، آفریننده عقل است، هیچ حرکتی، هیچ دستوری و هیچ تشریعی را بدون حکمت، بدون پشتوانه عقلانیت و بدون هدف وضع نمی‌کند. خداوند مهربان وقتی به من و شما امر می‌کند که روزه بگیرید، وقتی می‌فرماید در این ماه اندکی بیشتر به یکدیگر رحم کنید، وقتی سفارش مؤکد می‌کند که قرآن را بیشتر تلاوت کنید، مراقب اخلاقیات خود باشید و اندکی در خلوت به آینده و ابدیت خود فکر کنید؛ مطمئناً اهداف بسیار بلندی در پس این فرامین نهفته است. در این دنیا هیچ پدیده‌ای بی‌هدف و بی‌حکمت نیست؛ هیچ اتفاقی شانسی رخ نمی‌دهد.

با یک هندسه دقیق مواجهیم. اراده و حکمت خداوند در این عالم تجلی می‌کند؛ گویی یک مهندس بی‌نقص به نام «خدای متعال» وجود دارد که در حال مهندسی کردن زمین، زمان و روح و روان انسان‌هاست. این مهندسی الهی اقتضا می‌کند که ما بپرسیم: چه کار کنیم تا آثاری که در ذات ماه مبارک رمضان تعبیه شده، در احوالات درونی ما، در سبک زندگی، در رفتار و گفتار من و شما پدیدار شود؟ و از آن مهم‌تر، چه کارهایی را «نباید» انجام دهیم؟

به فرمایش درخشان پیامبر اکرم(ص) و امیرالمومنین علی(ع) می‌رسیم که اساس این ماه را در «خویشتن‌داری» و «وَرَع» معنا کرده‌اند. تغییر باور قلبی از همین نقطه آغاز می‌شود. خداوند به ما چشم داده است، اما سوال اساسی این است که آیا باید به هر صحنه‌ای نگاه کنیم؟ خداوند گوش مرحمت فرموده، اما آیا مجازیم هر حرفی، هر غیبتی و هر موسیقی مبتذلی را بشنویم؟ دو پای سالم به ما عطا شده، آیا حق داریم به هر مجلسی قدم بگذاریم؟ خداوند به ما نعمت بی‌نظیر فکر و اندیشه داده است، اما آیا باید دروازه ذهن را باز بگذاریم تا هر فکر مسموم و هر خطور شیطانی به مغزمان راه یابد؟ پروردگار به ما قلب داده است؛ قلبی که حرم‌الله است. آیا می‌توان این حرم را به هر بیگانه‌ای سپرد و دل را مشغول و آلوده به غیر خدا کرد؟

مهمترین دستاورد ماه مبارک رمضان، همین تقوا، خویشتن‌داری و زهد است که تماماً واژگانی با بار معنایی «قلبی» هستند. یعنی مراقب باش آلوده نشوی. مراقب باش زبانی که خدا به تو داده، در غیر مسیر الهی، در مسیر دروغ و تهمت هزینه نشود. مراقب اعصابت باش تا با بندگان خدا دعوا نکنی، بدخلقی نکنی. همه انسان‌ها بندگان خدا هستند و حرمت دارند؛ حرمت دیگران را نگه دار تا حرمت زندگی‌ات حفظ شود. اگر توانستیم این «سبک زندگی رمضانی» را در وجودمان پیاده و احیا کنیم، آن‌وقت است که دل ما نیز احیا می‌شود. در غیر این صورت، ما دل‌مردگانی بیش نیستیم. آدم دل‌مرده، بلاتشبیه، با یک باتلاق و مرداب هیچ تفاوتی ندارد؛ هر کجا که بنشیند آن فضا را آلوده می‌کند، آب او قابل شرب و استفاده نیست، بوی معطری ندارد و جز تعفن گناه، خروجی دیگری نخواهد داشت.

بنابراین، اگر بخواهیم آثار ماه رمضان در وجود ما دیده شود و روزه‌داری به یک باور عمیق تبدیل شود، باید پیش از هر چیز به این سوال پاسخ دهیم: «چه کارهایی را نباید انجام دهم؟ چه حرف‌هایی را نباید بزنم؟» اگر توانستیم به این سوالات پاسخی بدهیم که در پیشگاه محکمه الهی مستدل و پسندیده باشد، آنگاه پروردگار، حسنه دنیا و آخرت را به ما عنایت خواهد کرد.

مهمترین دستاورد ماه مبارک رمضان، همین تقوا، خویشتن‌داری و زهد است که تماماً واژگانی با بار معنایی «قلبی» هستند

باید بدانیم که انسان، موجودی است با ظرفیت‌های بسیار عجیب و خطرناک. شما امروز به وضعیت جهان نگاه کنید؛ طناب رسوایی مدعیان حقوق بشر و تمدن، از جزایر و قاره‌ها بالا زده و صدای مظلومیت از گوشه و کنار جهان بلند است. ببینید انسان رها شده از قید تقوا چه فسادهایی که نمی‌کند! این انسان می‌تواند آن‌قدر خطرناک، درنده‌خو و بی‌رحم باشد که ده‌ها هزار زن، کودک، پیر و جوان را در خانه‌ها و بیمارستان‌های خودشان تکه‌پاره و خاکستر کند و با کمال وقاحت به این جنایات وحشیانه افتخار هم بکند. اما از سوی دیگر، همین انسان ظرفیت این را دارد که چنان پاک و معصوم بار بیاید که تبدیل به اسطوره شود؛ می‌تواند بشود «سردار قاسم سلیمانی»، می‌تواند بشود جوان‌های پاک، مهذب و دختران و پسران باحیای مملکت خودمان که مایه افتخارند. فاصله بین این درنده‌خویی و آن اوج انسانیت، فقط در یک کلمه خلاصه می‌شود: «مراقبت». مراقبت، مراقبت و باز هم مراقبت، رمز پیروزی در این ماه و تمام ماه‌های زندگی است.

ایکنا - ماه رمضان چه تاثیرات انضمامی و ملموسی می‌تواند روی زندگی فردی و به تبع آن، حیات اجتماعی ما داشته باشد؟

برای تبیین این موضوع از یک مثال استفاده می‌کنم. خاصیت ذات آتش این است که می‌سوزاند. گاهی در سطح شهرها، زباله‌ها و پسماندهای عفونی را جمع‌آوری می‌کنند و برای اینکه هم چهره نازیبای آن‌ها تبدیل به پاکیزگی شود، هم بوی نامطبوعشان از بین برود و هم اثری از عوامل بیماری‌زا باقی نماند، آن‌ها را در کوره‌های مخصوص می‌سوزانند. کلمه «رمضان» نیز از ریشه «رَمَضَ» به معنای شدت حرارت و سوزاندن است. رمضان می‌آید و مانند یک آتش پاک‌کننده، خطاهای انسانیت، رذایل اخلاقی و زباله‌های روحی را می‌سوزاند و از بین می‌برد. خروجی این کوره ذوب، یک موجود جدید، منور، نورانی و فوق‌العاده مفید برای اجتماع است.

پس اولین گام برای تجلی آثار اجتماعی رمضان این است که ما به تشریع این ماه باور قطعی داشته باشیم. باید بدانیم که این روزه را خداوند جعل و واجب کرده است؛ این یک قرارداد بشری نیست

اما اگر بخواهیم این آثار در فرد و اجتماع ما زنده و احیا شود، شرط نخست آن است که «اعتقاد واقعی» به ماه مبارک رمضان داشته باشیم. متأسفانه امروز در بخش‌هایی از جامعه می‌بینیم که عده‌ای همه این مناسک را شوخی و بازی می‌گیرند. در قرآن کریم آیه‌ای داریم که بسیار تکان‌دهنده و زیباست. خداوند می‌فرماید اگر کسی اهل تعقل نباشد و از سرمایه عقلانیت خود استفاده نکند، تمامی احکام پروردگار را به مسخره خواهد گرفت. چنین فردی ماه رمضان را مسخره می‌کند، رکوع، سجود و نماز را به سخره می‌گیرد، مسجد، اذان و حتی بندگان خوب و متدین خدا را مورد استهزا قرار می‌دهد. فاجعه آنجاست که این فرد غافل، پس از این تمسخرها، پیش خود فکر می‌کند که آدم «باکلاسی» است! گمان می‌کند متمدن، مدرن، متجدد و فرهیخته است و دیگرانی که پایبند به شرع هستند را عقب‌مانده می‌پندارد.

پس اولین گام برای تجلی آثار اجتماعی رمضان این است که ما به تشریع این ماه باور قطعی داشته باشیم. باید بدانیم که این روزه را خداوند جعل و واجب کرده است؛ این یک قرارداد بشری نیست. در تمامی امت‌های پیشین نیز این حکم وجود داشته است. قرآن می‌فرماید: «کُتبَ عَلَیْکُمُ الصیَامُ کَمَا کُتبَ عَلَى الَّذینَ من قَبْلکُمْ». از زمان حضرت آدم و فرزندانش تا به امروز، روزه‌داری برای تزکیه بشر واجب بوده است. اقوام گذشته هم ماه رمضان داشتند؛ عده بی‌شماری از این فرصت استفاده کردند، رستگار شدند، آثار فردی و اجتماعی تقوا را در خود احیا کردند و با دست پُر و کارنامه‌ای درخشان از این دنیا رفتند. در مقابل، خیلی‌ها هم همین مسیر استهزا و مسخره کردن را پیش گرفتند و در نهایت با دست خالی و کوله‌باری سنگین از گناه و خطا، راهی دیار باقی شدند.

اکنون نوبت به من و شما رسیده است. ماییم و حیات فعلی؛ ماییم و میدان زندگی. باید با اختیاری که خداوند به ما داده تصمیم بگیریم. آیا می‌خواهیم با رمضان زندگی کنیم و احترام این ماه را نگه داریم؟ یا خدای ناکرده می‌خواهیم با رمضان شوخی کنیم و روزگارمان را به غفلت بگذرانیم؟ انسان مختار است و می‌تواند هر مسیری را انتخاب کند، اما آثار وضعی این انتخاب، قطعاً فرد و جامعه را درگیر خواهد کرد. جامعه‌ای که حرمت رمضان را نگه دارد، جامعه‌ای امن، اخلاق‌مدار و رو به رشد خواهد بود.

ایکنا - یکی از دغدغه‌های همیشگی و حسرت‌های مؤمنین این است که با پایان ماه مبارک رمضان، آن حال و هوای معنوی به تدریج رنگ می‌بازد. ما در طول 11 ماه دیگر سال، چقدر و چگونه می‌توانیم این اتمسفر معنوی و احترامی که به آن اشاره فرمودید را در خودمان حفظ و مدام به خودمان یادآوری کنیم؟

دغدغه بسیار به جا و مهمی است. حفظ دستاوردهای یک عمل، گاهی از اصل انجام آن عمل سخت‌تر است. برای حفظ آثار معنوی، مبارک و مفید ماه مبارک رمضان در طول سال، بنده دو راهکار اساسی و کاربردی را خدمت شما و مخاطبان عزیز عرض می‌کنم:

راهکار اول: استمرار رقیق‌شده عادات رمضانی. در ماه مبارک رمضان با برخی کارهای نیک اُنس می‌گیریم؛ مثلاً مقید می‌شویم به مسجد برویم، نمازها را اول وقت و به جماعت بخوانیم، هر روز یک جزء قرآن تلاوت کنیم، کمتر بخوریم و بیشتر به یاد فقرا باشیم. اولین پیشنهاد بنده این است که نگذاریم این پیوند در 11 ماه دیگر سال کاملاً قطع شود. اگر در ماه رمضان روزی یک جزء قرآن می‌خواندیم، در ماه‌های دیگر حداقل روزی یک صفحه بخوانیم. تمرین کم خوردن، تمرین توجه به همنوعان، تمرین چشیدن طعم گرسنگی و تشنگی، و به یاد آوردن وضعیت محرومان، نباید در روز عید فطر متوقف شود. بلکه باید با غلظتی کمتر، اما با استمرار، در ماه‌های دیگر نیز ادامه یابد. باید همواره حواسمان باشد که ما در این دنیا مسافریم و یک مسافر عاقل، باید مدام توشه برگیرد و حرکت کند.

راهکار دوم که بسیار حیاتی و کلیدی است: نشست و برخاست با انسان‌های اهل نَفَس و صادق. ببینید، حفظ دستاوردهای معنوی به تنهایی و در انزوا بسیار دشوار است. ما اگر بخواهیم این بار سنگین را به تنهایی به دوش بکشیم، حتی اگر به مقام «موسایی» هم رسیده باشیم، اما پیر و راهنمایی چون «خضر» نداشته باشیم، مطمئناً به بیراهه خواهیم رفت. انسان در مسیر سلوک و بندگی، بدون تردید در معرض لغزش است. به قول شاعر: «پیر مرا تو در خرابات / هرچند سکندر زمانی». حضرت موسی (ع) با اینکه پیامبر اولوالعزم خداست، اما باز هم نیاز به مصاحبت با حضرت شعیب (ع) دارد، نیاز به خضر نبی دارد تا حقایق را بیاموزد.

من و شما هم به طریق اولی نیاز داریم که در طول سال، اساتید اخلاق، دوستان مؤمن و همنشینان صالح داشته باشیم. باید تذکرات آن‌ها را گوش کنیم، در خودمان پیاده کنیم و به آن‌ها عمل نماییم.

پس این دو راهکار یعنی استمرار تمرین بندگی ماه رمضان با شیب ملایم‌تر و مصاحبت با صادقان و کسانی که اهل معنویت هستند دو فرمول طلایی برای رستگاری است. گوش کردن به حرف اولیای الهی کاملاً به نفع خود ماست و این دو عنصر، واقعاً مانند گوگرد سُرخ و کبریت احمر، نایاب و نجات‌بخش‌اند.

ایکنا - در متون دینی ما تاکید بسیار فراوانی بر موضوع «دعا» شده است. جایگاه دعا در منظومه فکری و عبادی ماه رمضان چیست و ما چگونه می‌توانیم با استفاده از این ابزار، بهره‌برداری معنوی بیشتری از این ماه داشته باشیم؟

این سوال، یکی از بنیادین‌ترین مباحث در دین‌شناسی است. شما اگر به قرآن کریم، کتب روایی، متون عبادی و کتاب‌های مذهبی با دقت نگاه کنید چه کتاب‌های آسمانی و چه کتب زیارات متوجه می‌شوید که «محوریت» تمام این کتب، با موضوع «دعا» است. اصلاً اگر دعا در زندگی انسان نباشد، انسان از ارزش، اعتبار و وزن وجودی می‌افتد.

باید باور کنیم که «دعا»، قوی‌ترین، بُرنده‌ترین و کارآمدترین اسلحه در دست یک مومن است. اثربخشی دعا از هر سلاح ویرانگر دست‌ساز بشر قوی‌تر است

در آیه آخر سوره مبارکه فرقان، خداوند متعال با صراحتی تکان‌دهنده می‌فرماید: «قُلْ مَا یَعْبَأُ بکُمْ رَبی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ». یعنی ای پیامبر، به مردم بگو اگر دعای شما، التماس شما و ارتباط شما با من نباشد، پروردگارتان هیچ وزن و ارزشی برای شما قائل نیست و اصلاً به شما توجهی نمی‌کند! دعا، یگانه عامل جلب توجه ویژه خداوند است. خداوند در جای دیگری می‌فرماید اگر بندگان من از من تقاضایی داشته باشند و مرا بخوانند، من قطعاً صدایشان را می‌شنوم و اجابت می‌کنم.

باید الفبای سخن گفتن با خدا را بیاموزیم. برای مثال، در «صحیفه سجادیه» که زبور آل محمد(ص) است، امام سجاد(ع) ۵۴ دعای بی‌نظیر را به من و شما یاد داده‌اند. در این کتاب، امام به ما آموزش می‌دهند که: وقتی هلال ماه رمضان را دیدید چطور دعا کنید؟ وقتی ماه رمضان در حال اتمام است و می‌خواهید وداع کنید، چگونه با خدا حرف بزنید؟ وقتی می‌خواهید قرآن بخوانید، چه بگویید؟ وقتی به فرزندانتان نگاه می‌کنید، وقتی پدر و مادرتان را می‌بینید، چگونه برایشان از خدا طلب خیر کنید؟ برای مرزداران و حافظان امنیت کشور چطور دعا کنید؟ هنگام بیماری، یا زمانی که دشمن به شما حمله می‌کند، چه دعایی بخوانید؟ ۵۴ موضوع کاربردی و حیاتی در قالب مناجات بیان شده است. همچنین کتاب شریف «مفاتیح الجنان» که خود می‌دانید چه گنجینه عظیمی از معارف عالیه و ادعیه مأثوره است.

باید باور کنیم که «دعا»، قوی‌ترین، بُرنده‌ترین و کارآمدترین اسلحه در دست یک مومن است. اثربخشی دعا از هر سلاح ویرانگر دست‌ساز بشر قوی‌تر است. اگر کسی بخواهد در این دنیا عزیز شود، اگر بخواهد عزت نفس پیدا کند، اگر بخواهد در برابر طوفان حوادث شکست‌ناپذیر بماند و اگر می‌خواهد محبوب خدا و خلق خدا باشد، راهکار انحصاری‌اش فقط و فقط دعاست. دعاهایی که در این ماه به شدت توصیه شده‌اند؛ مانند دعای والای ابوحمزه ثمالی، دعای افتتاح، دعاهای سحر و… سرمایه‌های ما هستند.

لذا در یک کلام می‌توان گفت: ماه مبارک رمضان، علاوه بر اینکه ماه نزول قرآن است، ماه صعود دعاست. ما در این ماه باید قرآن را از آسمان بگیریم تا با کلام خدا و ذات اقدس او آشنا شویم و سپس با استفاده از زبان مطهر معصومین(ع) با خدا حرف بزنیم، که این همان «دعا» است.