
حمیدرضا مهاجرانی، مترجم رمان «پاپیروسهای شمعون مصری» که به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر چاپ شده، در گفتوگو با ایکنا درباره این کتاب گفت: وقتی به روایتهای تورات یا همان عهد عتیق مراجعه کنیم و آنها را کنار آیات سورههای بقره و مائده قرار دهیم، به فصول مشترک گویایی میرسیم که در این متون نهفته است. این همنشینی، ساختار و شاکلهای مشترک از روایت و زیستنامه را پیش چشم ما میگذارد.
وی افزود: نویسنده «پاپیروسهای شمعون مصری»، پروفسور اسامه عبدالروف شاذلی، ارتوپد و یکی از برجستهترین جراحان زانو در جهان عرب است که بهطور مستمر برای انجام جراحی به کشورهای مختلف دعوت میشود. با این حال، در کنار تخصص پزشکی، در حوزه تاریخ تمدن و بهویژه تاریخ طب شرق نیز دانش عمیق و دانشگاهی دارد. شاذلی در دانشگاه عینالشمس قاهره، در گروه تاریخ تمدن، به تدریس مشغول است.
مترجم کتاب «ناقوسهای سهگانه» در ادامه گفت: آشنایی من با این رمان، بهواسطه یکی از اندیشمندان و نواندیشان دینی مصر، دکتر یوسف زیدان، رقم خورد که نسخه اصلی را در اختیارم قرار داد.
مهاجرانی گفت: «پاپیروسهای شمعون» در ظاهر رمانی حجیم است و ۱۴۰ پاورقی برای آن نوشتهام که آن ها را در قالب نمایه در انتهای کتاب آوردهام؛ اما به جرئت میگویم خواننده، از همان صفحات نخست، با متنی پرکشش روبهرو میشود. رمان در چهار کتاب تنظیم شده و هر بخش کنجکاوی تازهای برمیانگیزد. یکی از نقاط قوت اثر، پیوند هنرمندانه روایت خروج بنیاسرائیل از مصر فرعونی بهسوی ارض موعود با حرکت پیروان ادیان بنیاسماعیل است؛ حرکتی که در آن، زمان با آیین زیارت پیوند داشته است. نویسنده با کنار هم نشاندن این دو روایت، نوعی گفتوگوی عمیق، بین ادیان خلق کرده است.
وی افزود: پروفسور شاذلی برای نگارش این اثر، به منابع دستاول تاریخی ـ اعم از کتب آسمانی، منابع تاریخی، ژئوپلیتیکی و جغرافیایی ـ مراجعه کرده و نام مکانها را با دقت و وسواس علمی ذکر کرده است. البته اثر، صرفاً گزارشی خشک و علمی نیست و از عنصر خیالپردازی و داستانسرایی نیز بهره میبرد. همانطور که میدانیم، تاریخ را میتوان به دو شیوه روایت کرد، یکی روایت صرفاً علمی و گزارشمحور و دیگری روایت ادبی که در کنار وفاداری به واقعیت، از زبان، تخیل و روایت هنری بهره میگیرد؛ همانگونه که در «تاریخ بیهقی» و داستان حسنک وزیر شاهد آن هستیم.
این مترجم گفت: «پاپیروسهای شمعون مصری» رمانی تاریخی است که خواننده آن احساس میکند پای روایت پندآموز و ژرف تاریخ نشسته است. در این اثر، شخصیتهایی چون ابنعابدین و یوشع بن نون در کنار شخصیت محوری شمعون، فضایی میآفرینند که شمعون همچون شاگردی در مدرسه سه دین بزرگ، با آموزههای ادیان مختلف مواجه میشود و از هر یک، والاترین و انسانیترین وجوه را درمییابد. پیام نهایی اثر هم بهروشنی از این قرار است که در نهایت، برترین مذهب، مذهب عشق است.

مهاجرانی در ادامه گفت: این رمان، با وفاداری به تاریخ، از عناصر خیالپردازی استفاده میکند. از منظر تاریخی به واقعیت وفادار است؛ چون بیش از ۹۸ درصد روایتها با منابع تاریخی و مذهبی انطباق دارند. البته چند خطای جزئی یا به تعبیر من اشتباهات تاکتیکی هم در آن دیده میشود که آنها را با نویسنده در میان گذاشتم و ایشان هم پذیرفت. به هر حال این اتفاق در رمانی نزدیک به ۷۰۰ صفحه با حدود ۲۰۰ شخصیت، امری طبیعی است.
مترجم کتاب «تانکی زیر درخت کریسمس» همچنین گفت: نمادها و تمثیلهای مصر باستان در کنار روابط انسانی موجود در رمان، بیش از آنکه گزارش واقعیت باشند، نماد و تمثیلاند. شخصیت دختر در داستان، نماد مهر، لطافت و عشق است و نویسنده از طریق او میکوشد نشان دهد انسان، حتی در دل رنج، خشونت و تاریخ خونبار، میتواند به آرامش برسد؛ آرامشی که ریشه در عشق دارد. استفاده گسترده از نمادها ـ از الهگان مصر باستان گرفته تا بتهای سرزمین یمن و آرامشی که در چهره پیروان ادیان مختلف دیده میشود ـ هم به یک حقیقت مشترک اشاره دارند؛ اینکه سرچشمه این آرامش، یکی است. همان حقیقتی که محیالدین ابن عربی از آن با عنوان مذهب عشق یاد میکند.
وی در پایان گفت: نویسنده «پاپیروسهای شمعون مصری» تلاش کرده مخاطب را به این باور برساند که حقیقت، فراتر از مرزهای ظاهری ادیان، در عشق نهفته است؛ عشقی که انسان را به انسان، و حتی انسان را به همه موجودات، پیوند میدهد.