
به قلم حسین شجاعی؛ دانشآموخته دکتری علوم قرآن و حدیث
بسیاری از روایات مربوط به آخرالزمان که در مورد ایران بیان شده است شباهت بسیاری به اوضاع اخیر دارد. این شباهت تا حدی است که میتوان این روایات را بهعنوان نشانههای اتصال رویدادهای امروز ما به وقایع ظهور دانست.
روایات آخرالزمانی بخش مهمی از احادیث شیعی هستند. این روایات از ایام غیبت امام زمان(عج) و افقی که در نهایت منجر به ظهور منجی و موعود میشود سخن میگویند.
قسمت زیادی از محتوای این روایات به پیشبینیهایی باز میگردد که ائمه اطهار(ع) در مورد پیشامدهای قبل از ظهور پرداختهاند. این روایات در طول اعصار مختلف به طور جدی مورد توجه شیعیان بوده است و جامعه شیعه با تطبیق شرایط خود با این روایات همواره تلاش میکرد تا امید به آینده و منتهی شدن بحرانهای پیش روی خود به ظهور موعود(عج) را پیوند دهند.
از اینرو این جنس روایات فارغ از بررسیهای سندی و محتوایی، از حیث اجتماعی و روانی همواره در شرایط بحرانی جامعه شیعه نقشی اساسی در تحرک، امیدبخشی و قوت قلب شیعیان داشته است.
البته از این نکته نیز نمیتوان غافل بود که در بسیاری از موارد نیز پیشبینیهای این روایات به حقیقت پیوسته است و جامعه شیعه طعم پیروزیهای قبل از ظهور که در این روایات متبلور شده است را نیز چشیدهاند.
امروز نیز ما با یکی از بحرانهای ایام غیبت روبهرو هستیم. جنگ همه جانبهای که آمریکا و اسرائیل بر ما تحمیل کردهاند و همچنین شهادت غم انگیز قائد امت، جامعه شیعه را با بحران و شوکی بزرگ روبهرو کرده است. طبیعی است که در چنین فضایی برخی رویدادهای ناخوشایند باعث خواهد شد تا فضای یأس و ناامیدی در جامعه پرتوافکن شود. طرح روایات آخرالزمانی در این موقعیتهای بحرانی میتواند افق تازه و امیدبخشی را به آینده بگشاید.
جالب اینکه در صفحه 273 کتاب «الغیبه نعمانی» که منبعی معتبر در حوزه روایات دوران غیبت امام زمان(عج) است، شاهد اشارهای با جزئیات دقیق به وقایعی هستیم که امروزه در ایران شاهد آن هستیم.
حد شباهت این روایات به اوضاع اخیر تا حدی است که میتوان آن را بهعنوان چراغی روشنابخش در شرایط فعلی نگریست. این روایت که از امام باقر(ع) بیان شده است اشاره میکند که گروهی ظالم، حقی از شیعیان مشرق زمین را تضییع میکنند.
شیعیان مظلوم خواستار رفع ظلم میشوند اما حکومت ظالم درخواست آنها را قبول نمیکند. پس از رد این درخواست، برای بار دوم این مردم مظلوم درخواست رد ظلم را مینمایند که باز هم مورد قبول واقع نمیشود.
در چنین شرایطی شیعیان مظلوم سلاحهای خویش را به دست میگیرند و مشغول جنگ میشوند و همین جنگ باعث میشود تا آنچه از آنها منع شده بود به آنها داده شود اما دیگر دیر شده است و ایشان دست از پای نمیکشند و زمینه اتصال قیامشان به ظهور منجی را فراهم میآورند.
تطبیق این روایات با شرایط امروز ما به خوبی امکان پذیر است. در این روایت ایران اسلامی را میتوان آن جماعت مورد اشارهای دانست که امام باقر(ع) بهعنوان مردم مشرق زمین مورد اشاره قرار داده است.
در کنار آن، دو بار تلاش ایران اسلامی برای مذاکره و رفع تحریمهای ظالمانه نیز اشاره به همان دوبار درخواستی دارد که حضرت برای رفع ظلم از آن سخن گفتهاند. در کنار این دو تطبیق، قیام همه جانبهای که شیعیان ایران زمین برای احقاق حق خود نمودهاند را نیز همان جهادی میتوان دانست که حضرت بدان اشاره نموده است.
اما نهایت این قیام، چنانکه در این روایات بشارت داده شده است، آیندهای امیدبخش و ظفرمند است. حضرت به صراحت اشاره میکند که نتیجه این قیام دسترسی به حق تضییع شده است اما دشمنان باید بدانند که در چنین وضعیتی به دستاورد مذکور کفایت نخواهد شد و شیعیان اميرالمؤمنين(ع) نهایت تلاش خویش را برای برپایی حکومت حق در سراسر جهان و زمینه سازی برای ظهور منجی فراهم خواهند آورد.
نکته قابل توجهی که در فراز پایانی این روایت بدان اشاره شده است و ما نیز بهعنوان شیعیان آخرالزمان میبایست مد نظر داشته باشیم آن است که چنین وقایعی هر چند که با ظفر و پیروزی همراه است و حرکت در این مسیر با شهادت همراه است اما در کنار آن نباید از نظر دور داشت که حفظ جان شیعیان برای همراهی با دولت موعود امری انکار ناپذیر است.
پی نوشت:
متن روایت:
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ أَخِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ يَحْيَى بْنِ سَامٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ: كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَمَا سَأَلُوهُ فَلَا يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ.(الغیبه، 1397ق، ص273)
ترجمه روایت:
ابو خالد كابلى از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: گویى میبينم كه قومى در مشرق خروج كردهاند و خواستار حقاند اما به ايشان داده نمیشود، باز خواستار آن میشوند و به آنان داده نمیشود، پس چون چنين میبينند شمشيرهاى خود را بر گردن خويش میافكنند (آماده كارزار میشوند) پس آنچه میطلبند به ايشان داده میشود ولى ايشان از پذيرفتن آن خوددارى میكنند تا اينكه قيام نمايند و آن را به كسى باز ندهند مگر به صاحب شما، كشتگانشان شهيدند، بدانيد اگر من خود آن را در میيافتم حتما خود را براى صاحب اين امر نگاه میداشتم».
منبع:
ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، الغيبة( للنعماني)، نشر صدوق، تهران، 1397ق.