یادداشت
اتصال اراده‌ها در شب‌های پایانی سال

به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا عابدینی

اتصال اراده‌ها در شب‌های پایانی سال

حضور میدانی نباید به یک واکنش هیجانی و زودگذر تقلیل یابد. رویکرد اصیل در کنشگری، الگوگیری از سیره پیامبر اعظم(ص) در شبکه‌سازی و ایجاد آرایش منظم نیروهاست. تقلیل این حضور به کارهای پراکنده، اثرگذاری راهبردی آن را مخدوش می‌کند.  

بر این اساس، مهم‌ترین مأموریت کنونی جریان انقلاب، تشکیل و تقویت «هسته‌های خدمت و مقاومت» است. این دوران، یک «دوره آموزشی» است تا هر محله و شهری به نقطه‌ای از خودکفایی برسد که حتی در صورت قطع ارتباطات سراسری، بتواند مأموریت خود را پیش ببرد. ما اکنون در مرحله حساس ساخت «جامعه اسلامی» هستیم و این جامعه‌سازی جز با نهادینه‌کردن این هسته‌ها و گره زدن حل مسائل به مشارکت واقعی مردم محقق نخواهد شد.

حضور میدانی هوشمند؛ بازدارندگی از جنس موشک‌های نقطه‌زن  

در مقاطع حساسی چون شب‌های پایانی سال (چهارشنبه‌سوری)، دشمن همواره به دنبال سوءاستفاده از ساعات خلوت و ایجاد التهاب است. در چنین شرایطی، انفعال یا ماندن در خانه‌ها خطاست؛ بلکه نیاز به گشت‌های منظم (حتی به صورت ماشینی و موتوری) و نشان‌دادن آمادگی است.  

این حضور میدانی پررنگ، یک قدرت بازدارنده است که جرأت و جسارت را از دشمن سلب می‌کند. وقتی مردم به شکل سازمان‌یافته در میدان حاضر باشند، این حضور کارکردی شبیه به «موشک‌های آخرین رده» پیدا می‌کند که تمام تجهیزات و محاسبات دشمن را در هم می‌شکند. دشمن باید بداند که ملتی که امامش به شهادت رسیده، «جنسش از خون است» و تهدیدات، تنها شور و مقاومت او را شعله‌ورتر می‌سازد.

اتصال اراده‌ها و شکل‌گیری روح جمعیِ نزول ملائکه  

کنشگری در میدان نباید با نگاه جزیره‌ای و فردی تحلیل شود. بزرگ‌ترین آفت کار تشکیلاتی این است که چند نفر در یک محله، خود را تنها و بی‌اثر بپندارند.  

اتصال اراده‌ها در شب‌های پایانی سال

حقیقت آن است که تمام این اجتماعاتِ به‌ظاهر کوچک در شهرها و محله‌های مختلف، به یکدیگر پیوند خورده و یک «روح جمعی» مقتدر را می‌سازند. همین اتصال اراده‌های مؤمنین در سراسر کشور است که زمینه را برای نزول امدادهای غیبی و ملائکه الهی فراهم می‌کند. هیچ کنشگری در هیچ نقطه‌ای تنها نیست؛ او بخشی از یک پیکره واحد و یک شبکه ملی است.

قطب‌نمای ولایت؛ تمسک به «محکمات» در فضای غبارآلود  

در بزنگاه‌های اجتماعی و میدانی، همواره با پدیده‌های مبهم و مشکوک مواجه می‌شویم. راهبرد جریان مؤمن در این شرایط، پناه بردن به مفاهیم «محکم» و پرهیز از اقدام عجولانه بر اساس «متشابهات» است.  

بیانات رهبر معظم انقلاب، خطوط ترسیمی امام راحل و مسیر امامِ شهید، همان «محکمات» ماست که راه را روشن کرده است. اگر در شیوه‌نامه‌ای یا نحوه کنشگری در ایامی خاص شک کردیم، باید صبر کنیم تا تکلیف از سوی این محکمات روشن شود. مهم‌ترین وظیفه ما در این مسیر، شکرِ عملیِ نعمت ولایت است؛ شکری که نباید در اثر عادت از دست برود، بلکه باید به گونه‌ای در میدان عمل کنیم که رهبری با اتکا به این حضور، تصمیمات قاطع‌تری اتخاذ نمایند.

تجدید بیعت معنوی؛ سلاح پنهان کنشگران میدانی  

حضور فیزیکی در میدان، اگر با پشتوانه معنوی گره نخورد، در درازمدت دچار فرسایش می‌شود. کنشگر تراز انقلاب، میدان عمل را با محراب پیوند می‌زند.  

میراث معنویِ به‌جامانده از امام شهید برای این روزها، یک بسته عملیاتی کوتاه اما عمیق است: قرائت «سوره فتح»، زمزمه «دعای توسل» و خواندن «دعای چهاردهم صحیفه سجادیه» پیش از آغاز برنامه‌ها.

اتصال اراده‌ها در شب‌های پایانی سال

این حلقه معنوی ۲۰ دقیقه‌ای، صرفاً یک مستحبِ حاشیه‌ای نیست؛ بلکه یک «بیعت مجدد» است که نشان می‌دهد ما دستورات و مسیر آن شهید را فراموش نکرده‌ایم و برای جلب رضایت امام زمان (عج) و خدای سبحان به میدان آمده‌ایم.