حجت‌الاسلام جعفر واضحی‌آشتیانی تبیین کرد
۴ اقدام کلیدی امام صادق(ع) برای تحکیم جامعه شیعه

حجت الاسلام واضحی آشتیانیدر سالروز شهادت حضرت امام جعفرصادق(ع)، رئیس مذهب جعفری و احیاگر معارف ناب محمدی به واکاوی ابعاد گوناگون حیات پربرکت آن امام همام می‌پردازیم. ایشان که در دوره‌ای حساس و سرنوشت‌ساز از تاریخ اسلام زمامداری امت را بر عهده داشتند، با بهره‌گیری از فرصت پیش‌آمده ناشی از کشمکش‌های میان بنی‌امیه و بنی‌عباس و با اتخاذ رویکردی عاقلانه و محتاطانه توانستند دین خدا را تثبیت، احکام شرعی را ترویج و معارف اصیل تشیع را نهادینه سازند. 

امام صادق(ع) با گشودن درب‌های خانه خود به روی همه فرقه‌ها و اندیشه‌ها، جلسات علمی علنی تشکیل دادند، با سران گروه‌های فکری به مناظره نشستند و با تربیت بیش از چهار هزار شاگرد متخصص در علوم گوناگون، حوزه‌ای عظیم از علم و اجتهاد را بنیان نهادند. 

معرفی مزار مطهر امیرالمؤمنین(ع)، ترویج فرهنگ زیارت و عزاداری برای سیدالشهدا(ع) و نیز زمینه‌سازی برای تمرین ولایت‌مداری در عصر غیبت، از دیگر اقدامات ماندگار آن حضرت بود. بدین ترتیب، امام صادق(ع) نه تنها شیعه را در مسائل اخلاقی، حقوقی و اجتماعی مدیون خود ساخت، بلکه طلایه‌دار علمی شد که بشریت تا به امروز از برکات مکتب ایشان بهره‌مند است.

ایکنا در رابطه با بررسی ابعاد مختلف زندگی و سیره اجتماعی امام جعفر صادق(ع) به گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام جعفر واضحی آشتیانی، استاد حوزه علمیه پرداخته که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا ـ مهم‌ترین اقدامات امام صادق (ع) برای سازماندهی جامعه شیعه در آن دوران چه بود؟

امام جعفر صادق(ع) در دوران امامت سی و چهار ساله خود، اقدامات متعددی را در راستای تحکیم بنیان‌های دین و هدایت فکری و اعتقادی جامعه شیعی به انجام رساندند. اولین و بنیادی‌ترین اقدام آن حضرت، تثبیت دین و ترویج احکام و معارف دینی بود. با توجه به وقایع ناگوار و تلخی که از دوران پیامبر اکرم(ص) تا عهد امام سجاد(ع) رخ داده بود، بسیاری از معارف و احکام اسلامی فرصت گسترش، ترویج و نهادینه شدن در جامعه را نیافتند. این مسئولیت خطیر بر دوش دو امام همام، یعنی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) قرار گرفت. 

امام صادق(ع) طی سالهای امامت خویش روایات بی‌شماری را برای نهادینه‌سازی دین بیان فرمودند. این روایات هم پیرامون احکام دینی، مسائل شرعی و تکالیف الهی بود و هم به تبیین معارف دین از جمله توحید، نبوت، معاد و به‌ ویژه مسئله امامت و پاسخ به شبهات مرتبط با آن اختصاص داشت. ایشان با گسترش احکام و تکالیف شرعی و تبیین معارف دینی، موفق به نهادینه‌سازی دین و تشیع شدند و به همین دلیل به «رئیس مذهب جعفری» ملقب شده و مذهب شیعه به نام ایشان ثبت شد.

اقدام دوم امام صادق(ع) توجه دادن شیعیان به مسئله ولایت و امامت از طریق معرفی مزار حضرت امیرالمؤمنین(ع) بود. از آنجا که مزار آن حضرت از زمان دفن مخفی نگه داشته شده بود، امام صادق(ع) محل قبر را به مردم نشان دادند و آنان را به زیارت حضرت امیر(ع) تشویق کرده و معارف مربوط به زیارت را بیان فرمودند. 

سومین اقدام اساسی ایشان، زمینه‌سازی برای برگزاری مراسم عزاداری سالار شهیدان، امام حسین(ع) بود. امام صادق(ع) هم شیعیان را به اقامه عزای سیدالشهدا(ع) تشویق فرمودند و هم خود در منزل خویش بارها برای آن حضرت مجلس عزا برپا کردند. روایات فراوانی در باب ارزش اشک ریختن، عزاداری، هزینه کردن در مجالس عزا و برپایی سفره برای امام حسین(ع) وجود دارد که بیشتر آن‌ها از ناحیه مقدس امام صادق(ع) صادر شده است. ایشان علاوه بر برگزاری مجالس سوگواری، شاعران را به سرودن شعر در رثای امام حسین(ع) تشویق کرده، آنان را مورد لطف و هدایای خود قرار می‌دادند و برای خواندن شعر در مجلس عزا دعوت می‌نمودند. 

چهارمین اقدام آن حضرت، ترغیب مردم به زیارت قبر امام حسین(ع) بود. ایشان شیعیان را تشویق می‌فرمودند که از شهرها و منازل خود برای زیارت قبر آن حضرت خارج شوند و در مواردی حتی برخی را به دلیل ترک این زیارت ملامت می‌کردند. ایشان فرمودند هر کس به زیارت قبر جدشان حسین(ع) نرود، به اباعبدالله(ع) جفا کرده است. این تأکیدات سبب شد تا اجتماعات شیعی شکل گیرد، زمینه آشنایی و همبستگی میان شیعیان فراهم شود و رونق و جایگاه قبر امام حسین(ع) پررنگ شود. 

پنجمین اقدام کلیدی ایشان، تمرین ولایتمداری و ولایت‌محوری در عصر غیبت بود. امام صادق(ع) با پیش‌بینی دوره غیبت امام عصر(عج)، شیعیان را برای مواجهه با شرایطی که امام حاضر در میان آن‌ها نیست، آماده ساختند. ایشان به شیعیان آموختند که در چنین دورانی برای پاسخ به سؤالات و شبهات دینی و دریافت احکام شرعی باید به علما و بزرگان دین مراجعه کنند. به عنوان نمونه، ایشان به ابان بن تغلب که از شاگردان برجسته ایشان بود، فرمودند به کوفه برود و برای مردم فتوا دهد و او را نایب، جانشین و منبع مراجعه معرفی کردند. بدین ترتیب، امام صادق(ع) شیعه را برای دوران غیبت امام عصر(عج) آماده کردند.

ایکنا ـ ایشان چه رویکردی در قبال گروه‌ها و فرقه‌های فکری مختلف جامعه داشتند؟

امام صادق(ع) در عصری می‌زیستند که تثبیت دین و ترویج احکام الهی از ضروریات به شمار می‌رفت. رویکرد ایشان در مواجهه با فرقه‌ها و گروه‌های مختلف فکری اینچنین بود که زمینه را به گونه‌ای فراهم می‌کردند تا نمایندگان و اندیشمندان آن فرقه‌ها بدون هیچ‌گونه مانعی در محضر مبارک حضرت حضور یابند، سؤالات خود را مطرح کنند و اعتقادات، دیدگاه‌ها و رویکردهای خویش را نسبت به اسلام و احکام دینی بیان کنند. امام صادق(ع) نیز با آگاهی‌بخشی و ارائه استدلال‌های متقن، به رفع شبهات و تصحیح باورهای آنان می‌پرداختند. شایان ذکر است که حداقل دو نفر از روسای چهار فرقه بزرگ اهل سنت یعنی مالک بن انس و ابوحنیفه از شاگردان مکتب امام صادق(ع) به شمار می‌رفتند و از محضر علمی آن حضرت بهره می‌بردند. 

امام صادق(ع) درب خانه خود را به روی همگان می‌گشودند، بحث‌های علمی را به صورت علنی و بدون هرگونه پنهان‌کاری برگزار می‌کردند و جلسات خود را محدود و مخفیانه نمی‌ساختند. ایشان به نمایندگان فرقه‌های مختلف اجازه حضور می‌دادند و افزون بر آن با برخی از آنان از جمله ابوحنیفه و دیگر شخصیت‌هایی که اعتقادات شیعی را نمی‌پذیرفتند، به مناظره علمی می‌پرداختند. در این مناظرات حضرت با استدلال طرف مقابل را قانع می‌ساختند که برخی دیدگاه‌های نادرست، برگرفته از منابع اسرائیلی است و آنچه ایشان به عنوان امام معصوم بیان می‌کنند، حق و صواب است. 

به این ترتیب، رویکرد امام صادق(ع) در تعامل با گروه‌های مختلف رویکردی کاملا منطقی، عاقلانه و مبتنی بر تشکیل جلسات علمی و گفت‌وگوهای مستدل بود. ایشان بدون هیچ‌گونه سختگیری اجاره می‌دادند تا تمامی شبهات و سوالات از سوی همگان و پیروان هر آئین و مسلکی مطرح شده و سپس، با تکیه بر دانش الهی خود نسبت به ارائه پاسخ به آن‌ها اقدام می‌کردند.

ایکنا ـ تعامل ایشان با حکومت‌های زمان خود (بنی امیه و بنی عباس) چگونه بود؟

عصر امام صادق(ع) و امام باقر(ع) عصری بود که دو قوم و قبیله یعنی بنی‌امیه و بنی‌عباس به خاطر ریاست‌طلبی و برای به دست گرفتن خلافت با یکدیگر درگیر شده بودند. بنی‌عباس علیه بنی‌امیه قیام کردند، با آنان مقابله کردند و توانستند پیروز شوند، حکومت بنی‌امیه را براندازند و خود زمام امور را به دست بگیرند. امام صادق(ع) در قبال این جریان‌ها و حکومت‌ها تعامل محتاطانه‌ای داشتند؛ محتاطانه از این جهت نبود که حق را بیان نکنند، بلکه از این جهت که ایشان قصد داشتند از اختلافی که بین این دو خلافت و دو حکومت ایجاد شده بود و دو جریانی که میان آن‌ها اختلاف پیدا کرده بود استفاده کنند تا بتوانند معارف دین را برای شیعه تبیین کنند، احکام را ترویج بدهند و دین را تثبیت و نهادینه کنند.

اگر امام صادق(ع) می‌خواستند مستقیما وارد مبارزه و درگیری با آنان شوند، قطعا دردسرهای بزرگی ایجاد می‌شد و آن حکومت‌ها مانع می‌شدند و نمی‌گذاشتند امام(ع) وظیفه اصلی خود را انجام بدهد. اگر امام صادق(ع) این کار را انجام نمی‌دادند، پس از ایشان وضعیت اسف‌بارتر و سخت‌تری پیش می‌آمد، زیرا بنی‌عباس که بر سر کار آمدند، کار را سخت‌تر کردند و شدیدتر از بنی‌امیه جلوی ائمه(ع) را می‌گرفتند. 

به همین دلیل، امام صادق(ع) تا جایی که ممکن بود، مباحث علمی را مطرح می‌کردند و نیازهای معرفتی و شرعی جامعه شیعه را برطرف می‌ساختند. وقتی ایشان می‌دیدند آن دو جریان به خودشان و اختلافاتشان مشغول هستند، حضرت از این فرصت استفاده می‌کردند. لذا حضرت با حفظ ظواهر و تا جایی که ممکن بود، کنار می‌آمدند و سکوت می‌کردند، چون آن خلفا و حکومت‌ها در اختلافات خودشان سرگرم بودند و حضرت دیگر نمی‌آمدند یک جبهه سومی باز کنند. منطق کار نیز همین بود که اگر حضرت می‌خواستند جبهه سومی باز کنند، مثل امروز که تمام جبهه استکبار جمع شده در مقابل ما قرار می‌گیرد و مانند جنگ احزاب ناگهان هر دو جبهه بنی‌امیه و بنی‌عباس در مقابل امام صادق(ع) صف می‌کشیدند، حال آنکه امام صادق(ع) اصلا نیرویی برای مبارزه نداشتند.

امام صادق(ع) در اوج غربت فرمودند: «اگر من به تعداد این گله گوسفند یار داشتم، قیام می‌کردم». راوی می‌گوید که آن گله تعداد ۱۷ گوسفند بیشتر نبود. بنابراین، اصلا زمینه قیام برای حضرت فراهم نبوده است. لذا امام صادق(ع) چنان رفتار کردند که دشمن نیاید و جلوی حضرت را بگیرد و ایشان بتوانند شاگرد تربیت کنند و مباحث علمی مطرح نمایند. بر این اساس، حضرت با حکومت‌های زمانه خود یک تعامل عاقلانه و منطقی داشتند تا بتوانند دین و تشیع را تثبیت و نهادینه کنند که این مهم به برکت تدبیر ایشان رقم خورد.

ایکنا ـ تأکید امام صادق (ع) بر مسائل اخلاقی و حقوق همسایگی در جامعه چه تأثیری داشت؟

در کل حضرت صادق(ع) به تبع پدر بزرگوارشان به ظرافت‌ها و بخش‌های مختلف نیازهای اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی و حتی سیاسی جامعه تشیع توجه داشتند؛ چراکه فرصتی فراهم نشده بود که پیامبر اکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) این مسائل را به طور کامل بیان کنند و به خاطر مشغولیت‌های مهمتری که داشتند، این ابعاد به خوبی تبیین نشده بود. 

برای روشن شدن مطلب می‌توان به انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد که رهبری شهید و عزیز ما بیانیه گام دوم انقلاب را صادر فرمودند و بیان داشتند که این چهل سال اول برای این بوده که اصل انقلاب پذیرفته شود، اما اکنون در گام دوم باید تبیین و تثبیت صورت گیرد و چون انقلاب نهادینه شده، باید ترویج داده شود. امام صادق(ع) نیز در پی تکمیل فرمایشات پیغمبر اکرم(ص) و اهل بیت قبل از خود بودند، اما تا زمان امام سجاد(ع) به دلیل محدودیت‌های موجود نتوانستند به ابعاد اخلاقی و اجتماعی به طور کامل بپردازند و فقط تا جایی که زمینه بود، اقدامات لازم انجام شد. 

اما برای امام صادق(ع) با توجه به اینکه زمینه در زمان ایشان فراهم شد، هم امامتشان طولانی‌تر بود، هم فضا آرام‌تر بود و هم تشنگان علمی زیادی وجود داشتند. این عوامل باعث شد که امام صادق(ع) به مسائل اخلاقی یعنی به ابعاد مختلف مسائل اخلاقی، به ابعاد مختلف مسائل اجتماعی، به نیازهایی که جامعه دارد، به ریزه‌کاری‌های مسائل و به نکات دقیق و ظریف بپردازند. کتاب «حلیة المتقین» که قبلا در خانه‌ها بسیار رایج بود و امروز کتاب «مفاتیح‌الحیات» تألیف حکیم متأله، آیت‌الله جوادی آملی که در اختیار مردم قرار گرفته و به آداب مختلف بخش‌های زندگی پرداخته است، این نکاتی که در این گونه کتاب‌ها آمده، اکثرا توسط حضرت صادق(ع) و امام باقر(ع) بیان شده است. 

بنابراین، بعد از امام صادق(ع) و با توجه به اینکه قبل از ایشان، امام باقر(ع) بخشی از این معارف را بیان کرده بودند و همچنین، پیامبر اکرم(ص)، حضرت امیر(ع) و سایر اهل بیت پیش از امام باقر(ع) نیز بخش مهمی را بیان فرموده بودند، امام صادق(ع) به خاطر شرایط و سختی‌هایی که برای امامان بعد از خودشان پیش آمد، کار را تمام کردند و معارف دین را تکمیل نمودند. 

لذا شیعه در مسائل اخلاقی و حقوق اجتماعی مدیون امام صادق(ع) است و این مسئله تأثیر بسیار مثبت و عمیقی در جامعه شیعه گذاشته است. آن حضرت با مجاهدت‌های بی‌نظیر خود به ویژه در شرایطی که خونخواران اموی و عباسی به جان یکدیگر افتاده بودند، توانستند تا مبانی عمیق و دقیق اسلام ناب را در قالب مبانی تشیع در میان جامعه نهادینه کرده و زمینه را برای توسعه و گسترش عالم‌ شیعه در جهان فراهم کنند.

ایکنا ـ نقش ایشان در تربیت شاگردان و گسترش علم در میان اقشار مختلف مردم چه بود؟

یکی از کارهای مهم و برجسته‌ای که امام صادق(ع) انجام دادند، تربیت شاگردان و عالمان فراوان بود. در آن شرایط زمینه برای حضرت صادق(ع) فراهم شد که بیش از سی سال به تربیت شاگردان زیادی بپردازند. در طول این سی و چهار سال امامت، حدود چهار هزار شاگرد تربیت شدند. از میان این چهار هزار شاگرد تقریبا چهارصد نفر از آن‌ها دارای تألیفات و آثار علمی بودند. البته این گونه نبوده است که بگوییم دانشگاه امام صادق(ع) چهار هزار نفر داشتند که همان‌جا رفت و آمد می‌کردند، خیر! بلکه در طول این سی و چهار سال چهار هزار نفر در مکتب ایشان تربیت شدند. 

امام صادق(ع) چنان شاگردانی تربیت کرده بودند که در رشته‌ها و تخصص‌های مختلف علمی هر کسی که وارد می‌شد و سؤال یا شبهه‌ای داشت، حضرت او را به شاگردان خود ارجاع می‌دادند. به عنوان مثال، در زمینه‌های شیمی، ریاضیات، اعتقادات، تاریخ و احکام شرعی شاگردان مختلفی در عرصه‌های گوناگون حضور داشتند که این زمینه و فرصت برای هیچ امامی فراهم نشد، حتی برای امام باقر(ع). تنها برای امام صادق(ع) بود که این زمینه فراهم شد تا شیعیان و حتی غیرشیعیان از فرقه‌های دیگر و همچنین، مردم مسلمان و غیرمسلمان بیایند و از مکتب علمی امام صادق(ع) و از مکتب علمی شاگردان ایشان استفاده کنند. 

در برخی از منابع و روایات داریم که شخصی به محضر امام صادق(ع) می‌رسد و عرض می‌کند: «آقا من سؤالی دارم از شما». حضرت می‌فرمایند: «برو پیش این شاگرد من، مثلاً هشام بن حکم». شخص می‌گوید: «من می‌خواهم با شما بحث کنم». حضرت می‌فرمایند: «اگر تو رفتی و او را قانع کردی، من را قانع کرده‌ای و اگر نتوانست تو را قانع کند، من هم نتوانستم تو را قانع کنم». آن شخص می‌رود و از محضر هشام استفاده می‌کند و می‌بیند که هشام پاسخ کامل و قانع‌کننده‌ای به او می‌دهد و شبهه‌اش را برایش حل می‌کند. 

امام صادق(ع) در گسترش علم و علوم مختلف حقی بزرگ بر گردن تاریخ و بر گردن بشریت دارند. بسیاری از مسائل علمی توسط ایشان بنیان‌گذاری و پایه‌ریزی شد و این مسئله را کسی نمی‌تواند انکار کند. فرقه‌های مختلف اهل سنت نیز به این حقیقت اعتراف دارند که امام صادق(ع) در علم، هم در علم خودشان و هم در گسترش علم و هم در تربیت شاگرد و هم در تألیف در قله قرار دارند. امام صادق(ع) در این عرصه‌ها سنگ تمام گذاشتند و جامعه بشری در طول تاریخ پس از امام صادق(ع) مدیون زحمات علمی حضرت صادق(ع) است.