اصول آموزش مجازی مؤثر/ ۳
چالش‌های حل‌نشده آموزش مجازی
2در عصر تحول دیجیتال، آموزش مجازی دیگر فقط یک ابزار کمکی نیست، بلکه به ستون فقرات نظام‌های یادگیری تاب‌آور تبدیل شده است. این شیوه نوین تعلیم و تربیت، با بهره‌گیری از فناوری‌های ارتباطی، مرز‌های فیزیکی کلاس‌های سنتی را درمی‌نوردد و امکان یادگیری مستمر، سیار و شخصی‌سازی‌شده را برای هر فرد در هر مکان و زمانی فراهم می‌کند.
 
وقتی کرونا همه‌گیر و مدارس غیرحضوری شد، کسی تصور نمی‌کرد که بتوان آموزش دانش‌آموزان را از طریق فضای مجازی پی گرفت، اما این امکان با همه سختی‌ها و مشقت‌هایش فراهم شد و این شیوه یادگیری در کشورمان رایج‌تر شد. ارزش راهبردی این نظام آموزشی زمانی عیان‌تر می‌شود که جامعه دستخوش بی‌نظمی‌ها و اختلالات گسترده‌ای مانند جنگ، بحران‌های امنیتی یا ... می‌شود.
 
در چنین شرایط دشواری که مدارس تخریب یا تعطیل می‌شوند یا به هر دلیلی امکان برگزاری حضوری کلاس‌های درس فراهم نیست، آموزش مجازی همچون پلی نجات‌بخش، تداوم جریان علم و آگاهی را ممکن می‌کند. اهمیت این مسئله فراتر از حفظ برنامه درسی است؛ آموزش در بحران، به کودکان و نوجوانان حس عادی‌بودن، هدفمندی و امید به آینده می‌دهد، از افت تحصیلی و بحران هویت جلوگیری می‌کند و بنیان‌های بازسازی فکری جامعه را در دوران پسابحران استحکام می‌بخشد. بنابراین، پرداختن به چیستی، چگونگی و ضرورت به‌کارگیری آموزش مجازی دانش‌آموزان در شرایط جنگی، نه یک بحث فنی صرف، که ضرورتی انسانی و ملی برای حفظ سرمایه‌های فکری و فرهنگی نسل آینده است.
 
در همین راستا خبرگزاری ایکنا بنابر رسالت آگاهی‌بخشی، مجموعه درس‎‌گفتارهایی را تهیه کرده است تا خانواده‌ها با آگاهی بیشتری نسبت به این آموزش‌ها، مسیر علم‌آموزی و آگاهی فرزندان خود را هموارتر کنند. مرتضی مجدفر، دکترای مدیریت آموزشی و پژوهشگر و مؤلف آثار آموزشی در این درس‌گفتارها به بیان نکات مهمی پرداخته است. در قسمت سوم درباره «کرونا، بیم‌ها و امیدها» می‌خوانیم.
 

کرونا، بیم‌ها و امیدها

 
تقریباً از اوایل اسفندماه سال ۱۳۹۸، مسلم شد که ویروس کرونا در ایران همه‌گیر شده است. محدودیت‌های گوناگون، فاصله‌گذاری‌های اجتماعی، سخت‌گیری در مراودات و ارتباطات انسانی و رعایت بسیاری از پروتکل‌های بهداشتی ضروری شمرده شد. با گزارش نخستین آمار‌ها از کشته‌شدگان ناشی از کرونا در ۳۰ بهمن‌ماه، همه چیز و همه جا در محاق فرو رفت و ترسی وهمناک همگان را دربرگرفت. ارتباطات و رفت‌وآمد‌ها کاهش یافت، حضور مردم در اجتماع کمتر شد، کسب‌وکار‌ها رونق خود را از دست دادند و سکوتی عجیب بر فضا حاکم شد. طبیعی بود که در این میان، مدارس، دانشگاه‌ها و دیگر نهاد‌های آموزشی نیز تحت تأثیر کرونا قرار گیرند و به تعطیلی کشیده شوند؛ از این رو، تمامی نهادهای آموزشی از جمله مدارس از نخستین هفته اسفند به طور کامل تعطیل شدند. کسی گمان نمی‌کرد این تعطیلی طولانی‌مدت شود، اما چنین شد.
 
باوجود شعار‌ها و طبل‌های توخالی که در باب شناخت آموزش‌های مجازی و ضرورت انجام این آموزش‌ها از طریق اینترنت نواخته می‌شد، به جز معدودی از مدارس(که اغلب آنها غیردولتی بودند و پیش از این به فکر زیرساخت، انتخاب نرم‌افزار و شیوه حضور در فضای مجازی افتاده بودند و اقدامات اولیه، هرچند مختصر، انجام داده بودند)، اکثر مدارس عملاً کاری نکردند، در برابر وضعیت پیش‌آمده تسلیم شدند و منتظر اقدام متمرکز و کشوری از بالا بودند.
 
تقریباً دو دهه نخست اسفند به بلاتکلیفی گذشت. هنگامی که زمزمه‌های راه‌اندازی «شبکه شاد» (شبکه ارتباطی دانش‌آموزان) مطرح شد، باز هم همه چیز در هاله‌ای از ابهام قرار داشت. شبکه راه افتاده بود، اما گلوگاه‌های فراوانی داشت و مدارس به راحتی نمی‌توانستند از آن استفاده کنند. البته ناشی و تازه‌کار بودن معلمان نیز بی‌تأثیر نبود. مشکل اساسی، آشنا نبودن اغلب معلمان با آموزش‌های مجازی و چگونگی حضور در فضا‌های مجازی الکترونیکی و یکی انگاشتن این شیوه با روش تدریس کلاسیک بود. برای مثال، بیشتر معلمان نمی‌دانستند که در این روش تدریس، باید محتوای آموزشی به لقمه‌های قابل هضم ۱۰ تا ۱۵ دقیقه‌ای و حداکثر ۲۰ دقیقه‌ای تبدیل شود. کسی به معلمان یادآوری نکرده بود که حداکثر زمانی که یک دانش‌آموز برای حضور در کلاس مجازی تاب‌آوری دارد، مبتنی بر آستانه تحمل کودکان، بین ۱۲ تا ۲۰ دقیقه است؛ ۱۲ دقیقه برای دانش‌آموزان مستعد دوره ابتدایی و ۲۰ دقیقه برای سرآمدان دوره متوسطه. چه برسد به سایر دانش‌آموزان که «باتری» توجه آنها زودتر از دست می‌رفت.
 
معلمان، مدیران و تیم‌های مدیریتی مدارس، علاوه بر شبکه شاد، به آزمون و خطا مشغول بودند، اما هر سامانه‌ای را که به کار می‌گرفتند، چالش‌های خاص خود را داشت. در این میان، دشواری‌های مدارس دولتی بیشتر بود، چرا که مدارس غیردولتی نرم‌افزار‌ها و درگاه‌هایی مانند اسکای‌روم، اسکای‌میت، مایکروسافت تیمز، اسکایپ، ادوبی کانکت، الوکام، واتساپ، گو‌تو‌میتینگ، نابو، زوم، جیتسی‌میت و ... را می‌شناختند و با توجه به پولی یا رایگان بودن نرم‌افزار‌ها و امکاناتی که در اختیار داشتند، روش بهینه خود را جست‌و‌جو، پیدا و انتخاب می‌کردند. به هر حال، دوره پُرتلاطم و پُرچالشی بود که باعث شد در مدت زمانی کوتاه، پیش از آنکه سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۳۹۸ به پایان برسد، معلمان و به همین ترتیب خانواده‌ها و دانش‌آموزان ورزیده‌تر شوند، به طوری که در مهرماه ۱۳۹۹، هرچند کرونا هنوز رخت برنبسته بود، معلمان و کادر مدارس مشکلات کمتری داشتند. ضمن اینکه مشکلات شبکه شاد نیز کاهش یافته بود، اما باز هم مدارس ترجیح می‌دادند از نرم‌افزار‌های دیگری که بهتر و انعطاف‌پذیرتر بودند استفاده کنند.
 

معلمان و خانواده‌ها آموزش می‌خواستند

 
کلاس‌های ضمن‌خدمت سنتی پاسخگوی نیاز‌های جدید نبود و آموزش‌وپرورش به شدت در این زمینه عقب مانده بود. از این رو، دوره‌های جدیدی تعریف شد و بخش خصوصی به اجبار به همکاری فراخوانده شد. این بخش در زمینه‌های گوناگون از جمله راه‌اندازی سیستم LMS اختصاصی، پشتیبانی از سیستم و آموزش معلمان، دانش‌آموزان و خانواده‌ها اقدامات گسترده‌ای انجام داد که تا آن زمان در آموزش‌وپرورش سابقه نداشت. استمرار این کار و خوشبختانه پس از خاموشی و رخت‌بربستن کرونا، شرایط بی‌نظیری را ایجاد کرد که زمینه‌ساز رشد شگرف آموزش‌وپرورش در حوزه آموزش مجازی شد. به طوری که معلمی که تا روز اول اسفند ۱۳۹۸ چیزی از مفاهیم، اصطلاحات و کاربرد‌های آموزش مجازی سر در نمی‌آورد، در مدت هفت ماه به کارشناسی عملگرا و خبره تبدیل شد که آموزش‌ و پرورش می‌توانست به عنوان سرمایه اجتماعی به آن ببالد. در چنین موقعیتی می‌توان گفت، هرچند کرونای منحوس هزاران خانواده را داغدار کرد، اما در زمینه آموزش‌های مجازی در ایران سبب خیر نیز شد.
 
«برد گوستاوسون» در کتاب «رهبری نوکیش، ساختن مدارس نوآور برای دانش‌آموزان عصر دیجیتال» (ترجمه دکتر حیدر تورانی، انتشارات مرآت دانش) معتقد است کرونا تحولات آموزشی جهان را به آنچه قرار بود در سال ۲۰۵۰ رخ دهد، پرتاب کرده است. مشاهدات این روز‌ها که کودکان و معلمان در خانه‌های خود می‌نشینند و آموزش به راحتی صورت می‌پذیرد، تصدیق‌کننده همین ادعای گوستاوسون است.
 
البته در این میان، نباید چالش‌های موجود در زمینه آموزش مجازی در کشورمان، چه در زمان کرونا و چه اکنون، را از نظر دور داشت. نبود اینترنت یا قطعی مطلق و قطع و وصل مکرر آن، پهنای باند نامناسب، نداشتن وسایل ارتباطی مانند تلفن همراه، تبلت و لپ‌تاپ مستقل برای همه دانش‌آموزان در اقصی نقاط کشور، به‌ویژه در مناطق محروم، از جمله چالش‌هایی است که هنوز حل نشده است، اما باید اتفاقات رخ داده را به فال نیک گرفت.
 

من آنلاین هستم

 
هنگامی که در اسفند ۱۳۹۸ آشفتگی و سردرگمی معلمان را در زمینه به‌کارگیری آموزش‌های مجازی دیدم و نیز متوجه شدم که آنها علاوه بر کاستی‌های فناورانه، کمبود‌های فرهنگی گسترده‌ای در زمینه کاربرد فناوری اطلاعات برای تدریس، تربیت و یادگیری دارند، در ایام عید ۱۳۹۹ کتابی جمع‌وجور و ساندویچی تألیف کردم که در اردیبهشت ۱۳۹۹ منتشر شد و در مدتی کمتر از سه ماه با تیراژ‌های پنج‌ هزار تایی، چاپ چهارم را پشت سر گذاشت. 
 
این کتاب حاوی ۴۰ نکته در قالب پاراگراف‌های مستقل، کپسولی و ساندویچی بود و در زیر عنوان آن نوشته شده بود؛ «۴۰ نکته برای حضور اثربخش مدیران، معاونان، معلمان و کارکنان مدارس در فضا‌های آموزشی مجازی».
 
به این ترتیب، بخش‌های مرتبط با تاریخچه آموزش در شرایط بحران خاتمه می‌پذیرد و از درس گفتارهای بعدی وارد مصداق‌ها می‌شویم.