یک دانشیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در نشستی بررسی کرد
مرز میان معنویت اصیل و شبه‌معنویت مدرن

ارسال/ دین را با زبان مشترک معنویت به میان مردم ببریم

به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد غفاری، دانشیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، هفتم اردیبهشت‌ماه در نشست علمی «آینده‌پژوهی رشته مطالعات معنویت در ایران» که از سوی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، به چالش‌ها، موانع و مزیت‌های آینده‌پژوهی مطالعات معنویت در کشور پرداخت. مشروح سخنان را در ادامه می‌خوانیم:

امروزه به‌شدت شاهد سانسور علمی در جهان هستیم و تبادل علم به‌ راحتی رخ نمی‌دهد و دلیل قطعی آن استعمار است. کشورهای استعمارگر دانش را نیز استعمار می‌کنند و تا جایی که بتوانند از آن بهره می‌برند. دخالت این اراده در ترسیم آینده‌پژوهی بسیار بیشتر خواهد شد و تلاش خواهند کرد تا چنین آینده‌ای را ترسیم کنند.

فارغ از درستی یا نادرستی نظریه گلوبالیزیشن یا جهانی‌شدن، تصویری که این نظریه ایجاد می‌کند، تصویر ارتکازات مدرنیته است نه ارتکازات دینی و وحیانی و این مسئله را نباید در آینده‌پژوهی نادیده بگیریم، زیرا مطمئناً خواسته یا ناخواسته بر آینده‌پژوهی علوم و معنویت اثر خواهد گذاشت.

براساس وضعیت اکنون، در مورد آینده سخن می‌گوییم و البته گزیر و گریزی از آن نیست. ما به ناچار باید در مورد آینده سخن بگوییم و اگر وضع کنونی را درست ترسیم و تصویر کنیم، فردا را می‌توانیم آینده‌پژوهی کنیم.

بدون تردید آینده در وضع امروز ما تأثیر دارد و بالعکس، زیرا تفکر در مورد آینده سبب می‌شود تا ما چیدمان راهبردی داشته باشیم. ممکن نیست شخصی بدون برنامه برای آینده، امکان موفقیت داشته باشد.

ما به روش‌شناسی علم به‌صورت عام کم‌توجه بوده‌ایم و این مسئله در آینده‌پژوهی معنویت نیز وجود دارد. مواجهه ما با مطالعات معنویت انفعالی بوده است و ما در برابر مکاتب غربی خود را ناچار دیدیم که وارد این عرصه شویم. قدمای ما هم گویا روش‌شناسی را مسلم و غیرقابل بحث دانستند؛ در حالی که روش علم بسیار مهم است. در اینجا این پرسش مطرح است که کارآمدی گزاره‌های علمی آیا می‌تواند به‌عنوان روش علمی لحاظ شود، در حالی که به ما انگ کارکردگرا هم نزنند؟

به مسئله روش‌شناسی آینده‌پژوهی معنویت حتماً باید دقت لازم را داشته باشیم. در اینجا جنبه وحیانی، امدادگر خوبی برای ما می‌باشد تا افق آینده آشکارتر شود. البته مبتلا به یک‌سری مواضع خطی و شتاب‌زده در مطالعات کنونی معنویت هستیم.

استنباط از وحی یک شرط اساسی به نام اشراف بر وحی دارد. ما همیشه باید خانواده‌ای از گزاره‌های وحیانی را مورد مطالعه قرار دهیم تا بتواند افتراقات و اشتراکات را تبیین کند و هیچ‌وقت نباید نگاه خطی به سوژه مورد نظر داشته باشیم. آفت خطی‌انگاری در مطالعات وحی، آسیب بزرگی است؛ مثلاً یک آیه می‌تواند یک جریان را زیر سؤال ببرد، اما اگر مجموعه آیات را کنار هم بگذاریم، تصویر دیگری ایجاد خواهد شد.

آفت خطی‌نگری در مطالعات معنویت

این آفت، آفتی جدی در جامعه ماست و نباید به‌راحتی از آن عبور کنیم. در جامعه کنونی، مبتلا به مطالعات جامد دینی هستیم؛ یعنی مطالعاتی معطوف به دین که هیچ انعطافی به خرج نمی‌دهد، در حالی که انعطاف موجود در دین را می‌بیند اما از آن بهره نمی‌برد. این جمود فهمی در برخی استان‌ها آسیب‌های جدی وارد می‌کند.

اکنون باید ببینیم در رشته مطالعات معنویت ـ که اساساً این رشته به‌طور کامل وجود ندارد ـ چه وضعیتی داریم؟ اگر امکانات کنونی را به‌صورت واقع‌بینانه مطالعه کنیم، به این حقیقت می‌رسیم که معنویت، با اینکه گوهر دینداری است، مورد کم‌توجهی قرار گرفته است. از هر کسی بپرسیم، خواهد گفت که معنویت امر روشنی است؛ اما حتی واژه معنویت در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت محل مناقشه قرار گرفت. یعنی قائد شهید ما بر لزوم کاربرد این واژه تأکید فرموده بودند، اما برخی می‌گفتند ما در اسلام اخلاق و... داریم، ولی واژه معنویت نداریم.

معنویت نیازمند التفات و ابتهاج است. برای مثال، کسی که فردی راستگوست، این راستگویی را از خانه فرا گرفته است؛ اما انسان معنوی، انسانی است که نسبت به دروغ نگفتن و سایر رفتارهای درست، بینش عمیق دارد و آگاه است. از این‌رو، معنویت می‌تواند یک جریان اجتماعی باشد. ما می‌توانیم بی‌شمار انسان معنوی داشته باشیم، اما نمی‌توانیم بی‌شمار عارف داشته باشیم.

موانع مطالعات معنویت در ایران

 

تعریف رابطه عدالت و معنویت

ارتباطات منطقی معنویت باید با عدالت تعریف و نسبت این دو با هم سنجش شود. این مسئله زمانی بغرنج می‌شود که ما به مسائل میدانی عدالت توجه کنیم. اگر تعریف عدالت را قراردادن هر چیزی در سر جای خودش بدانیم ترامپ هم مدعی است که من عادلم اما جای هر چیزی کجاست را چه کسی باید تعیین کند؟ امروز همه در جامعه در مورد مذاکره نظر می‌دهند یا در مورد صلح و جنگ.

شهید صدر فرموده است ارائه رأی عادلانه مشروط به مجوزهای واقعی است و ما وقتی مجوز واقعی نداریم و خودمان به خودمان مجوز می‌دهیم از عدالت بیرون می‌رویم. بدین تردید مسئله معنویت با عدالت گره خورده است و نمی‌توان گفت انسانی معنوی داریم که عادل نیست. جامعه‌ای که عدالت در آن کمرنگ است چقدر معنویت در آن واقعی است؟ در جامعه‌ای که فاصله طبقاتی بسیار وجود دارد یعنی عدالت کم است و بدون عدالت نمی‌توان توقع معنویت داشت؟ 

پیشتازی خودکشی در جوامع مدرن

امروز چالش جهان کنونی مسئله خودکشی در جوامع مدرن است و جوامع پیشرفته آمار بالایی در این زمینه نسبت به جوامع کم برخوردار دارند لذا تاکید دارند که باید از رکن فردگرایی فرار کرد که منشا این خودکشی است. 

ما در رشته مطالعات معنویت باید ببینیم برای چه مخاطبی بحث می‌کنیم؟ آیا مخاطب ما همان انسانی است که ملکیان تعریف می‌کند یا خیر. سروش در کتاب مدارا و مدیریت می‌گوید اگر امروز پیامبر(ص) زنده بودند آیات ربا را از قرآن بر می‌داشتند زیرا دیگر در جامعه امروز کسی این ایات را نمی‌پذیرد. این نوع متفکران می‌گویند باید فکر تغییر جامعه و فرد را کنار بگذاریم و این مسئله با تفکر مقابل او تفاوت زیادی دارد. 

نکته دیگر لزوم مطالعات معنوی بومی است؛ در بحث پیشرفت در مرکز الگو فراوان با این چالش مواجه شدیم؛ برخی معتقد بودند بومی‌نگری آفت مطالعات معنویت است، زیرا اسلام خلائی دارد که جغرافیا قرار است آن را برطرف کند که بنده معتقدم این ناشی از سوء برداشت است. 

اگر همسر در یک خانواده طلبه جامعه الزهرا باشد مشکلات الهیاتی بسیار کم است ولی اگر کسی یک همسر مسیحی داشته باشد که تازه مسلمان باشد مسلما این خانواده جغرافیایی شکل خواهد داد که متفاوت از جغرافیای خانواده قبلی است. 

امت اسلامی واحده است ولی فرهنگ ایرانی و عراقی قطعا با فرهنگ مسلمان آمریکایی یکی نیست. مثلا ما وقتی یادی از مردگانمان می‌کنیم می‌گوییم خدا او را رحمت کند ولی در فرهنگ یک مسلمان آمریکایی این موضوع وجود ندارد با اینکه او هم مانند ما به پیامبر و دین و قرآن بارو دارد. مسئله‌ها و سطح معنویت در جوامع اسلامی با هم متفاوت است و ما نمی‌توانیم برای جوامع مختلف توصیه معنوی یکسانی داشته باشیم.

غیرت بی نظیر ایرانیان

ما غیرت و غیوربودن جامعه ایرانی را نمی‌توانیم نادیده بگیریم با اینکه مردم تحت فشار اقتصادی زیادی هستند و این فشار بیشتر هم شده است و این نشان می‌دهد مردم وقتی می‌بینند ناموس و آب و خاکشان در خطر است هر چیزی را فراموش کرده‌اند، لذا مطالعات معنویت در ایران متفاوت از مطالعات معنویت در کشورهای دیگر است. 

در مطالعات معنویت چند تلقی وجود دارد؛ اول اینکه باید نسخه بومی از دانش معنویت ارائه دهیم؛ من این را خیلی درک نمی‌کنم که چگونه می‌شود یک دانش را بومی کرد زیرا دانش اقتضائات خود را دارد؛ تلقی دوم این است که به دانشی توجه کنیم که مسائل بومی را نشان دهد و این به نظر بنده بیشتر قابل فهم است.

تلقی سوم هم این است که ما ممکن است مسائل و پرسش جدید بومی نداشته باشیم ولی اقتضائات زیست محیطی خاصی داریم. مثلا اگر کسی در هند و یا چین بخواهد تجویز معنوی داشته باشد پیشنهادات معنوی باید متناسب با ده‌ها هزار فرقه معنوی داشته باشد در حالی که مثلا برای جامعه 5 میلیونی بوسنی ارائه توصیه معنوی خیلی راحت‌تر است به خصوص اینکه امروز همین جامعه دو میلیون مهاجر به بیرون دارد و جمعیت کنونی سه میلیون نفر بیشتر نیست. لذا باید اقتضائات بومی را ملاحظه کنیم.  

مسئله خطرناک دیگر در مطالعات معنویت، وادادگی و تعامل منفی با مدرنیته است لذا شاهد پژوهشگری خواهیم بود که تجویزات معنوی او با یک پژوهشگر غربی تفاوتی ندارد. انزوا یا خلسه ممکن است تجویز یک پژوهشگر غربی باشد ولی نمی‌تواند از سوی یک روان‎شناس مسلمان تجویز شود.

وادادگی در برخی مطالعات معنویت

الان کتبی تالیف می‌شود که متاسفانه ادبیات وادادگی در آن مشهود است. مثلا در موردی دیدم که نوشته بود وطن‌دوستی خیلی خوب است و یک صهیونیست هم می‌تواند وطن‌دوست باشد و اصلا این وطن‌دوستی صهیونیستی است که صهیونیست‌ها را در فلسطین نگه داشته است. این در حالی است که براساس برخی آیات قرآن اگر کسی در سرزمینی مورد استضعاف قرار گرفت می‌تواند هجرت کند.