سیدمحسن موسویبلده، پیشکسوت قرآنی کشور، در گفتوگو با خبرنگار ایکنا به واکاوی ریشههای انحراف مشاریالعفاسی و اظهارات اخیر وی در مورد ایران طی جنگ تحمیلی سوم پرداخت و با نگاهی تحلیلی از نسبت ظریف میان تلاوت، نیت و وسوسههای پنهان سخن گفت.
این مدرس قرآن با اشاره به یکی از مهمترین لغزشگاههای قاریان قرآن اظهار کرد: قاری، هنگامی که در اوج زیبایی و تأثیرگذاری تلاوت قرار میگیرد، در معرض وسوسهای پنهان قرار دارد؛ وسوسهای که در گوش جانش نجوا میکند: «این تویی که برگزیده شدهای، این تویی که مورد نظر خدایی.» همین زمزمه، بذر غروری خاموش را در دل او میکارد. قاری، کمکم میپندارد همانگونه که مردم شیفته صوت او هستند، در دیگر عرصهها نیز سخنش نافذ و مقبول است و اینجاست که پای ریا، تظاهر و میل به خودنمایی به میان میآید و او را به ورود در هر موضوعی، ولو خارج از شأن و تخصصش، سوق میدهد. این مسیر یکی از ریشههای اصلی انحراف این قاری کویتی است.
نویسنده کتاب حلیهالقرآن افزود: گاه تلاوت قرآن، بهجای آنکه پلی برای تقرب به خدا باشد، به ابزاری برای نزدیکی به قدرت و حاکمیت بدل میشود. همانگونه که در میان هنرمندان یا حتی برخی عالمان دیده میشود که دانش یا هنر خویش را نردبان تقرب به اصحاب قدرت میکنند، در میان قاریان نیز چنین آفتی ممکن است رخ دهد. در این حالت، قاری بهجای آنکه بپرسد «خدا چه میخواهد»، به این میاندیشد که «حاکمیت چه میخواهد» و مسیر خود را با آن تنظیم میکند.
این پیشکسوت قرآنی با تأملی در سنت آغاز تلاوت قرآن به نکتهای بنیادین اشاره کرد و گفت: اینکه قاری پیش از آغاز تلاوت، از شر شیطان به خدا پناه میبرد، خود حامل پیامی عمیق است. شیطان در جایی حضور مییابد که آن عمل، اثربخش و خطرناک برای او باشد. کارهای بیاثر، مجالی برای وسوسه شیطان فراهم نمیکنند. بنابراین، همین مقدمه کوتاه نشان میدهد تلاوت قرآن تا چه اندازه ظرفیت هدایت دارد که شیطان برای انحراف آن به میدان میآید. از همین رو، نخستین حمله شیطان متوجه نیت قاری است؛ او میکوشد جهت تلاوت را از «تقرب به خدا» به «نمایش هنر در برابر مردم» تغییر دهد.
موسویبلده ادامه داد: خطر، تنها در سطح نیت باقی نمیماند؛ گاه وسوسه تا آنجا پیش میرود که حتی فهم قاری از آیات نیز دچار انحراف میشود. قاری ممکن است کلام الهی را با پیشفرضها و اغراض نادرست تفسیر کند. از اینرو، شرط نخست تلاوت صحیح، پالایش درون از وسوسههای شیطانی است؛ باید دل را از اغیار تهی کرد تا قرآن در آن جای گیرد و تلاوت، رنگ خدایی گیرد.
وی سپس با تطبیق این مبانی بر ماجرای اخیر قاری کویتی، آن را نمونهای عینی از همین فرآیند دانست و گفت: وقتی به این اتفاق نگاه میکنیم، میبینیم تمام این نشانهها در آن جمع است؛ شهرت برخاسته از صوت زیبا، جلب توجه عمومی و در نهایت، ورود به موضعگیریهایی که ریشه در وابستگیهای بیرونی دارد.
وی در ادامه با نقل داستانی آموزنده از سیره امیرالمؤمنین (ع) گفت: در روایتی آمده است که شبی حضرت علی (ع) و کمیل در کوچههای کوفه عبور میکردند. صدای تلاوتی دلانگیز، کمیل را شیفته کرد تا آنجا که آرزو کرد کاش جزئی از وجود آن قاری بود. اما حضرت، بیدرنگ دست کمیل را کشید تا او را از آن فضا دور کند. سالها بعد، در میدان نبرد نهروان، همان قاری در صف دشمنان قرار داشت. این روایت، به روشنی نشان میدهد که زیبایی صوت، بدون جهتگیری حق، نه تنها فضیلت نیست، بلکه میتواند در خدمت باطل قرار گیرد؛ لذا براساس این فتوای عملی که داستان آن را نقل کردم، اگر روشن شود قاریای با حقیقت اهلبیت (ع) سرِ ستیز دارد، شنیدن تلاوت او نمیتواند بیمسئله تلقی شود.
وی با تفکیک دقیق میان جریانهای فکری افزود: نمیتوان همه اهل تسنن را در این دایره قرار داد. بسیاری از قاریان برجسته مصری اهل سنت هستند و ارادتی عمیق به اهلبیت(ع) دارند و آثارشان همواره مورد استفاده و احترام بوده است. اما جریان وهابیت که بهصورت علنی در تقابل با شیعه قرار میگیرد، از این قاعده مستثنا هستند.
موسویبلده با اشاره به مواضع پیشین مشاری العفاسی در جریان جنگ عربستان و یمن تصریح کرد: در آن مقطع، برخی بر این باور بودند که دیگر نباید به تلاوتهای این قاری گوش سپرد، اما من در پاسخ گفتم نخست آنکه وی ظاهراً در زمره وهابیان قرار نمیگیرد؛ چراکه وهابیها به مدح و نشید نمیپردازند، حال آنکه این فرد چنین آثاری را در کارنامه خود دارد و از این رو نمیتوان او را وهابی دانست. افزون بر این، این احتمال نیز وجود داشت که اقدام او به توصیه یا تحت فشار حاکمیتی که ماهیتی دیکتاتورگونه دارد صورت گرفته باشد؛ چه آنکه در چنین فضاهایی، اگر قاری قرآن در برابر خواست حاکمیت مقاومت کند، حتی جان او نیز در معرض تهدید قرار میگیرد.
وی در ادامه افزود:، اما پس از اظهارات و اقدامات این شخص در قبال جنگ تحمیلی سوم که تجاوز رژیم صهیونیستی به یک کشور مسلمان رخ داد، دیگر ماجرا صورتی متفاوت یافت. این رفتار، بهروشنی از وابستگی عمیق او به قدرت و حاکمیت و دور شدن از پیامهای قرآن پرده برمیدارد و چنین فردی را در زمره کسانی قرار میدهد که استماع تلاوتشان حرام است. قاری کویتی با این اقدام، نهتنها بخش قابلتوجهی از مخاطبان و علاقهمندان خود را از دست داده، بلکه با موجی از واکنشهای منفی نیز مواجه شده است. این نیز از سنتهای الهی است که ناخالصیها را بهدست خود افراد آشکار میسازد. بهگمان من، فشاری که اکنون در جهان اسلام علیه او شکل گرفته، شاید زمینهای برای بازگشت و تأمل دوباره در رفتار و مواضعش فراهم آورده باشد.
موسویبلده در پایان تأکید کرد: نخستین گام در مواجهه با چنین مواردی، مسئولیت رسانههای قرآنی است؛ باید از ترویج و بازنشر آثار اینگونه افراد خودداری شود. در کنار آن، آگاهیبخشی در محافل قرآنی نیز ضروری است تا مرز میان «صوت زیبا» و «مسیر حق» برای مخاطبان روشنتر شود.