به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین حبیب بابایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، هشتم اردیبهشت ماه در نشست علمی «صدق و تعهد در هستیشناسی تمدن از دیدگاه آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای قدسالله نفس الزکیه»، گفت: رویه معهودی وجود دارد که ما سراغ گزارهها و فیشهای رهبری شهید به خصوص از طریق سایت ایشان برویم و اندیشه تمدنی رهبر شهید را استخراج کنیم.
وی افزود: در نسبت بین اخلاق و تمدن یک موضوع این است که جایگاه اخلاق در تمدن کجاست و تأکید میکنم اساساً تمدن چیزی جز اخلاق نیست. هسته مرکزی یک تمدن باید بر محور فضای اخلاقی استوار باشد. علامه جعفری در این باره بحث کرده که تمدن یک امر فیزیکال و سخت یا یک امر انسانی است؛ در نتیجه زوال و آبادانی یک تمدن را وابسته به اخلاق و ارزشهای انسانی آن میداند.
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: بحث دیگر که امام شهید در فرمایشات خود بر آن تأکید دارند، این است که به جای وایابی جایگاه اخلاق در تمدن، یک تفسیر تمدنی از فضیلتهای اخلاقی داشته باشیم. به جای اینکه به موضوع و رویکرد تمدنی بپردازیم، صدق و راستی را از منظر یک عالم اندیشمند تمدنی بررسی کنید. این نه به آن معناست که ایشان با این کار جای اخلاق را در تمدن دنبال نکرده است بلکه ما یک فهم تمدنی از مفهوم صدق و تعهد ارائه میدهیم.
وی افزود: خیلی از محققان و اندیشمندان اخلاق آن چنان ممحض در اخلاق هستند که به ابعاد تمدنی امر اخلاق نمیپردازند و یا تفننی نسبت به این مسئله ندارند. افراد تمدنپژوه هستند چون اساساً در کلیشه تاریخ تمدننویسان محدود شدهاند و در مسیر تحقیقشان به تاریخ تمدنی فضایل و رذایل اخلاق نمیپردازند. از این رو نه تمدنیها به اخلاق پرداختهاند و نه علمای اخلاق به تمدن، لذا فاصله زیادی بین این دو ایجاد و تعامل بین این دو سخت شده است.
بابایی بیان کرد: در مطالعات و تحقیقاتم، دنبال تاریخ فضیلتها و رذیلتها در تمدن اسلامی و غربی بودم ولی کتابی در این باره نیافتم. نه تنها کتابی در فضای علمی ما نوشته نشده است، حتی گاهی اوقات شرقشناسان به روایات نادرست از فضیلتهای اخلاقی ما پرداختهاند و مثلاً گفتهاند ایرانیان بوقلمون صفت و دروغگو هستند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی اظهار کرد: اگر بخواهیم این قصه را دنبال کنیم، در خیلی از موارد در آثار تحقیقی شرقشناسان این صفت به ایرانیان متصف شده است. اگر بخواهیم دروغ را در فرهنگ و تمدن غرب و خودمان بررسی کنیم، خواهیم دید در غرب، دروغ یک مسئله عمیقاً فلسفی و فرهنگی و الهیاتی بوده است و نه صرفاً زبانی. ما با انباشتی نظری، واقعی و عینی از مقوله دروغ در فرهنگ و تمدن غرب روبرو هستیم.
وی اضافه کرد: رهبر شهید از سادهترین شواهد، پیچیدهترین تقریرها را ارائه کردند. بنده از هوش مصنوعی از مراحل کذب و دروغ در تمدن غرب پرسیدم که مباحث نظری را در یونان باستان آورده است. در دوره یونان باستان جریان سوفسطایی یکی از نقاط مهم و بزرگ در جدایی زندگی از حقیقت است. اساساً یونان باستان، همان غرب امروز است و آتن دیروز هم بیش از آنکه آتن حقیقت باشد، آتن سوفسطائیان بوده است. در این دوره، عملاً خطابه جای استدلال و سفسطه جای بازنمایی حقیقت را گرفت.
بابایی با بیان اینکه در دوره روشنگری هم اساساً فیلسوف دنبال واقعیت انضمامی و ذهنیسازی واقعیت رفت، گفت: واقعیت چیزی شد که ما آن را میشناسیم و وقتی جلوتر آمدیم، دروغ به امری گفتمانی و نهادی تبدیل شد و نه در سطح فردی.
وی ادامه داد: امروز هم غرب به ابزار رسانه متوسل شده است و از طریق آن نفت، دلار و انرژی را بالا و پایین میکند و مناسبات سرمایهداری را تغییر میدهد. در رخدادهای اجتماعی مانند اقتصاد، تجارت و ... هم فرهنگ شدن گفتمان دروغ را در غرب میتوان یافت که نمونه بارز آن رواج مصرفگرایی است یا نگاه ماکیاولیستی به سیاست عملاً فضا را به سمت دروغ سوق میدهد.
بابایی بیان کرد: بنابراین در غرب در یک دوره، دروغ اخلاقی و فردی داریم؛ در یک دورهای دروغ الهیاتی، در یک دوره دروغ معرفتشناسی و در دورههای دیگر دروغ سیاسی و اجتماعی که ابزاری برای توسعه و پیشرفت اقتصادی است و همین دروغ، به تدریج به گفتمان تبدیل شده است. سپس دروغهای سیستمی با استفاده از فناوری هوش مصنوعی، رسانهها و ... داریم که در قالب کلان داده به دنیا ارائه میشود و بخشی از دنیا هم آن را به هر دلیل میپذیرد.
وی افزود: این مقدمه را گفتم تا تأکید کنم رهبر شهید انقلاب، وقتی در مسند تمدناندیشی مینشیند، به سادهترین مسئله، فهم و سهم تمدنی و الگوی تمدنی میدهد.
بابایی بیان کرد: بنده از هوش مصنوعی در مورد رمانها هم سؤال کردم و دیدم یکسری رمانها را تئوریزه کردهاند. مثلاً در کتاب شاهزاده ماکیاولی گفته است حاکم باید توانایی دروغ، فریب دادن و پنهانکاری داشته باشد. دروغ یک ابزار ضروری برای حفظ قدرت و ثبات است.
بابایی ادامه داد: در کتاب ولادیمیر ناواکف هم راوی اصلی، یک دروغگوی حرفهای است که دائماً روایت را دستکاری میکند. کتاب عملاً نشان داده است چگونه دروغگویی، قدرت داستانگویی را تبدیل به سلاح میکند. کتاب دیگری استفاده از پنهانکاری و دروغ را برای موفقیت در بازارهای مالی توصیه میکند و فریب و دروغ محور بقا در سیستم اقتصادی غرب تلقی میشود.
این پژوهشگر تصریح کرد: در کتب دیگر هم توصیه میشود که دروغ، کاری به نفع نجات جمعی است؛ برخی فیلمها هم این مسئله را ترویج کرده و از جمله نشان داده که فرد با دروغ توانسته است به موفقیت مالی برسد و گلیم خود را از آب بیرون بکشد. در فیلم دیگری شاهدیم که خلاقیت و دروغ، ساختارهای جامعه را شکست میدهد. روایت فیلمی دیگر، آن است که آنقدر باید دروغ گفت تا سیستم قضایی و پلیس فریب بخورند؛ بر این اساس، دروغ تبدیل به سبک زندگی میشود.
وی افزود: در منظومه رهبری شهید، مفاهیم اخلاقی از حصار توصیه و موعظه شخصی خارج و به عنوان ابرسیستم بازتعریف میشود. در این میان، مفهوم صدق، راستی و درستی صرفاً فضیلتی برای رستگاری شخصی نیست بلکه عنصر قوامبخش در یک تمدن است. بر مبنای سخنان امام شهید، صدق نه ضد دروغگویی بلکه امتداد گفتار و کردار با مسئولیتهای اجتماعی است.
بابایی در پایان تأکید کرد: صدق، وفاداری به خداوند است و کسی که بخواهد توحید الهی را در زندگی خود پیاده کند، باید صدق و وفاداری حقیقی را در یک تمدن محقق کند. صدق و راستی در مقایسه بین مسیحیت و اسلام هم در کلام ایشان وجود دارد. مفهوم صدق در ادیان ابراهیمی دیگر هم در قالب حقیقت، ایمان و ... وجود دارد.