محفل جامعه قرآنی در خانه شهید سیدعلی نیک‌نژاد
از سجاده تا سنگر؛ آخرین روایت یک شهید

به گزارش ایکنا، در خانه‌ای که هنوز عطر تلاوت قرآن در دیوارهایش جاری است، قاب عکس پدری آرام گرفته که هر روز با صوتی دلنشین آیات الهی را زمزمه می‌کرد و حالا نامش در شمار شهیدان قرآنی این سرزمین ثبت شده است.

جمعه ۱۱ اردیبهشت‌ماه، پنجمین دیدار جامعه قرآنی با خانواده شهدای قرآنی در سال ۱۴۰۵، به منزل شهید پاسدار سیدعلی نیک‌نژاد رسید؛ شهیدی که در جریان «جنگ رمضان» به قافله نور پیوست؛ خانه‌ای که میان اشک‌های کودکانه فرزندان، صبر زینبی همسر و خاطرات مردی که قرآن، محور تمام زندگی‌اش بود، حال و هوایی آسمانی داشت. محفلی صمیمی که در آن، استادان و فعالان قرآنی کشور گرد هم آمدند تا بار دیگر یادآور شوند راه شهیدانی که با آیات الهی زیستند و با ندای ایمان به شهادت رسیدند، هرگز خاموش نخواهد شد. دیداری که در آن، عطر تلاوت با بغض دلتنگی فرزندان شهید و صبر مادرانه همسر او درهم آمیخته بود.

در این دیدار رحیم قربانی، رئیس فرهنگسرای قرآن، مهدی قره‌شیخلو، علی‌اکبر توپچی، محمدرضا پورزرگری، میثم معافی، مدیر حوزه ریاست سازمان دارالقرآن، حسن محمدی از معاونان شورای عالی قرآن و نیز برخی از معاونان فرهنگسرای قرآن حضور داشتند.

خانه شهید، خانه‌ای آرام، اما غرق در خاطره بود؛ خانه‌ای که هنوز صدای تلاوت‌های سیدعلی در آن جاری است. چهار فرزند کوچک شهید، یک پسر و سه دختر، در کنار مادرشان، میزبان مهمانانی بودند که برای ادای احترام به مقام پدرشان آمده بودند؛ پدری که به گفته خانواده‌اش، قرآن نه فقط بخشی از زندگی، بلکه روح جاری خانه‌شان بود.

آغاز این دیدار با تلاوت و ذکر صلوات بر محمد و آل محمد (ص) همراه شد و سپس رحیم قربانی در سخنانی ضمن ابلاغ سلام جامعه قرآنی کشور به خانواده شهید با اشاره به فعالیت کمیته شهدای قرآنی از سال ۱۳۹۲ افزود: این کمیته از همان زمان، شناسایی شهدای قاری، حافظ، معلم و فعال قرآنی را برعهده داشت تا فرهنگ ایثار، مقاومت و شهادت را که برگرفته از عمل به آیات است، ترویج کند. آن زمان هنوز خبری از شهدای مدافع حرم، شهدای عرصه‌های خدمت و جنگ‌های اخیر نبود، اما امروز خدا را شاکریم که همان فرهنگ ناب قرآنی در نسل جدید با شور بیشتری ادامه یافته است.

قربانی با اشاره به ویژگی خاص شهدای جنگ اخیر اظهار کرد: یکی از ویژگی‌های این شهدا این است که با رهبرشان شهید شدند و این افتخار بزرگی برای آنان است. خوشا به حال شما که شهیدتان در ماه میهمانی خدا به لقاءالله رسید.

شهیدی که هر روز قرآن می‌خواند و سرانجام با آیات خدا آسمانی شد

در ادامه این دیدار، علی‌اکبر توپچی نیز در سخنانی با بیان اینکه عظمت خانواده شهدا کمتر از خود شهدا نیست، گفت: انسان در برابر خانواده شهدا واقعاً نمی‌داند چه باید بگوید. از بیرون شاید تصور شود شهادت یک پدر برای خانواده، مسئله‌ای است که با گذر زمان عادی می‌شود، اما حقیقت این نیست. نبود پدر در خانه، سختی‌های فراوانی ایجاد می‌کند.

وی افزود: من به واسطه ارتباط نزدیک با خانواده شهدا، این سختی‌ها را از نزدیک لمس کرده‌ام. عظمت خانواده شهدا در این است که همه این مصائب را تحمل می‌کنند و با ایمان از آن عبور می‌کنند. خداوند به شما صبر، سلامتی و عزت بدهد.

شهیدان را فقط شهیدان می‌شناسند

در بخش دیگری از این محفل، محمدرضا پورزرگری، قاری بین‌المللی قرآن کریم، با اشاره به جایگاه شهدا در فرهنگ دینی گفت: ما در برابر شهدا فقط باید سر تعظیم فرود بیاوریم، چون آنان به فوز عظیم رسیده‌اند. شهدا به مرتبه‌ای رسیده‌اند که حقیقت آن را ما درک نمی‌کنیم. قرآن می‌فرماید: «بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ

وی با بیان خاطراتی از شهدا و بیان روایاتی درباره مقام آنان افزود: شهیدان را فقط شهیدان می‌شناسند. ما تنها از طریق قرآن و روایات، اندکی از مقام عظیم آنان را درک می‌کنیم. امیدواریم خداوند ما را نیز عاقبت‌به‌خیر کند و از شفاعت شهدا بهره‌مند شویم.

از سجاده تا سنگر/ آخرین روایت یک شهید قرآنی

بخش اصلی و عاطفی این دیدار، زمانی رقم خورد که همسر شهید سیدعلی نیک‌نژاد از سال‌های زندگی مشترک، انس همسرش با قرآن و لحظات آخر پیش از شهادتش سخن گفت.

او با اشاره به علاقه ویژه شهید به قرآن گفت: ایشان از نوجوانی به تلاوت علاقه داشتند. همیشه در خانه تلاوت‌های مجلسی پخش می‌کردند و بچه‌ها را تشویق می‌کردند گوش دهند. خودشان هم قرآن را با صوت می‌خواندند. حتی سوره‌ها و اذکار نماز را با دقت در تجوید و تلفظ ادا می‌کردند.

همسر شهید ادامه داد: هر روز حداقل یک یا دو صفحه قرآن را با لحن خوش می‌خواندند. صدای زیبایی داشتند و چون عربی را خوب متوجه می‌شدند، هنگام خواندن، معنی آیات را هم درک می‌کردند و همین لذت تلاوت را برایشان چند برابر می‌کرد.

وی با اشاره به فعالیت‌های قرآنی خود گفت: خودم هم مؤسسه قرآنی دارم. سید خیلی تشویقم می‌کرد که این مسیر را ادامه دهم. هر کمکی از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد. حتی وقتی وارد کار‌های آموزشی کودک شدم، همیشه همفکری می‌کرد و پشتم بود.

همسر شهید سپس با بغض، روایت آخرین ساعات حضور همسرش در خانه را بازگو کرد؛ روایتی که فضای مجلس را تحت تأثیر قرار داد و گفت: چند روز آخر خیلی حال و هوایش تغییر کرده بود. یکی از دوستانش شهید شده بود و این موضوع خیلی رویش تأثیر گذاشته بود. پنجشنبه آمده بود خانه تا کمی استراحت کند، چون شب‌ها بیدار بود و روزه هم می‌گرفت. اما جمعه حدود ساعت ۱۱ گفت باید برگردم. گفتم چند روز بمان و استراحت کن، گفت: نه، باید بروم. خودم رساندمش. در مسیر به من گفت اینجا نگو همسر منی؛ شاید خدا جایی بهتر برایت جبران کند. این جمله هنوز در گوشم مانده است.

همسر شهید با اشاره به نحوه شهادت سیدعلی نیک‌نژاد و همرزمانش گفت: وقتی موشک اصابت می‌کند، سه گروه آنجا بودند؛ حدود ۴۲ نفر. بعد از انفجار، دوستانشان تلاش می‌کردند، پیکر‌ها را بیرون بیاورند، اما دوباره همان‌جا را زدند. وقتی پیکر‌ها را بیرون آوردند، بعضی‌ها هنوز زنده بودند. حتی شنیدم پیکر‌ها هنگام شهادت همدیگر را در آغوش گرفته بودند.

وی با بیان اینکه تا یک هفته هیچ اثری از وسایل شخصی شهید به دست خانواده نرسیده بود، افزود: خیلی از آثار و یادگاری‌هایش از بین رفت؛ حتی لوح‌ها و مدارک مسابقات قرآنی‌اش. فقط خاطره‌ها برایمان مانده است.

در بخش دیگری از این دیدار، همسر شهید بیان کرد: بعد از شهادتش خواب دیدم همین‌جا نشسته و با بچه‌ها بازی می‌کند؛ خندان و آرام. حس می‌کنم هنوز در کنار ماست. حتی بعضی شب‌ها که مجبور می‌شوم برای کار مؤسسه بیرون بروم، بچه‌ها را به خودش می‌سپارم و با آرامش برمی‌گردم.

وی با اشاره به شرایط روحی فرزندان شهید گفت: چهار بچه کوچک دارم و واقعاً شرایطشان عادی نیست. مخصوصاً دختر بزرگم خیلی به‌هم ریخته است. اما از حضرت زینب کبری (س) خواستم ذره‌ای از صبرشان را به من دهند تا بتوانم ادامه دهم.

کودکان شهید، گاه با لبخند و گاه با اشک، در آغوش مهمانان قرآنی قرار می‌گرفتند و فضای خانه را حال و هوایی متفاوت فرا گرفته بود؛ خانه‌ای که هنوز صدای تلاوت پدر در آن زنده است و قاب عکسش بر دیوار.

شهیدی که هر روز قرآن می‌خواند و سرانجام با آیات خدا آسمانی شد

 

این دیدار در حالی به پایان رسید که اشک و لبخند در چهره حاضران درهم تنیده بود؛ اشک برای داغی که هنوز تازه است و لبخند به عظمت مردی که زندگی‌اش را وقف ایمان، قرآن و دفاع از مردم کرد.

 

شهیدی که هر روز قرآن می‌خواند و سرانجام با آیات خدا آسمانی شد