حج ابراهیمی، فراتر از یک مناسک عبادی، تجلیگاه شکوهمند وحدت، بیداری و بازگشت به خویشتن جمعی امت اسلامی است. در طول سالیان متمادی، رهبر فرزانه شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (مدظلهالعالی)، با نگاه ژرف و راهگشای خود، همواره این فریضه الهی را کانون توجه و رهنمودهای حکیمانه قرار دادهاند. ایشان هر سال دو سخنرانی مهم با محور حج انجام میدادند؛ سخنرانی اول در دیدار با کارگزاران حج و سخنرانی دوم در قالب پیامی به کنگره عظیم حج که در مراسم برائت از مشکرین قرائت میشد. در این صحبتها ایشان نه تنها به بیان احکام فردی و وجوب حج میپرداختند، بلکه ابعاد سیاسی، اجتماعی و تمدنی این مناسک بزرگ را نیز تبیین میفرمودند. این رهنمودها، نقشه راهی است برای تبدیل حج از یک عمل شخصی به یک قیام بزرگ برای عزت و بیداری مسلمانان در برابر استکبار و چالشهای دنیای معاصر.
ایکنا در راستای ترویج معارف ناب اسلامی و منویات مقام معظم رهبری، بر آن شده است تا سلسله گفتارهای موضوعی از بیانات ایشان درباره «حج» و مسائل پیرامون آن را منتشر کند. در این مجموعه، هر قسمت به یکی از محورهای اساسی رهنمودهای معظمله اختصاص خواهد یافت تا زائران و عموم علاقهمندان به معارف حج با درکی عمیقتر از فلسفه حج و مسئولیتهای سنگین خود در این سفر الهی، به استقبال این فریضه روند.
در بخش نخست به موضوع «بازارگردی در حج» پرداخته شده است که در ادامه با هم میخوانیم.
شهید آیتالله سیدعلی خامنهای بارها و بارها زائران حج (و عمره) را از بازارگردی نهی و دلایل این مسئله را به خوبی برای زائران تبیین کرده و در دیدار کارگزاران حج در سال 1390 فرمودهاند: «من با سوغاتی خریدن مخالف نیستم، اما با این بازارگردیها چرا؛ خیلی بد است. یک عدهای عطش بازارگردی دارند؛ اینها ملت شما را، مردم شما را سبک میکند؛ حیف است. میروند یک جنسهایی را میخرند، غالباً هم جنسهای بیکیفیت از کشورهای دوردستِ سودجو که با همان کمپانیهای داخل آن کشور میزبان بند و بست دارند.
برای حجاج جنس بدلی و بیکیفیت درست میکنند میآورند توی این بازارها میریزند، شما هم میروید این ارز خودتان را و عِرض خودتان را میریزید برای اینکه این کالاهای بیکیفیت را خریداری کنید.
امروز در کشور ما خوشبختانه کالاهای داخلی با کیفیت خوب، متنوع، زیبا، ساخته شده دست کارگر ایرانی، برادر خودتان فراوان است. بعضیها قبل از اینکه سفر مکه بروند، سوغاتیهای سفر را در اینجا میخرند ـ کار خوبی است ـ نگه میدارند؛ بعد که برگشتند، همانهائی را که در بازار شهر خودشان تهیه کردهاند، به عنوان سوغاتی میدهند. هدیه سفر است دیگر، خوب است. این کار، خیلی کار خوبی است.
بعضیها به عنوان چیز متبرک، از آنجا سوغاتی میآورند؛ تبرکی ندارد. این جانمازهایی که در سنندج و کردستانِ خودمان میبافند، به مراتب از جانمازهایی که از آنجا میآورند، بهتر است.
برادر خودتان را تقویت کنید، ساخت دست او را که هم زیباتر است، هم بهتر است، بخرید و این را به عنوان سوغاتی بدهید. این را آنجا ببرید و به افرادی که دوست دارید، سوغاتی بدهید. همه اجناس خودمان همین طور است؛ حالا من جانماز را مثال زدم که مقدسترین است. اینها را رعایت کنید».

همچنین در دیدار با کارگزاران حج در سال 1401 فرمودند: « بهجای صرف وقت در آن بازارها و آن دکانگردیها و مغازهگردیها برای آن کسی که میخواهید سوغاتی بخرید، بروید دو رکعت نماز در مسجدالحرام بخوانید».
در دیدار با کارگزاران حج در اسفند سال ۸۲ فرمودند: «آوردن هدیهاى از حج براى خانواده، خوبست اما اسراف در این کار و صرف وقت فراوان براى خرید کالا و سوغات، علاوه بر هزینه هنگفت آن، باعث جلوگیرى از توجه کامل به محتواى حقیقى حج مىشود و باید براى آن فکرى کرد».
ایشان در دیدار با کارگزارن حج در سال 1383 نیز فرمودند: «از جمله غفلتهاى احتمالى در حج، یکى این است که کسانى به جاى شرکت در نمازهاى جماعت، به جاى طواف مستحبى، به جاى حضور در فضاى معطر مسجدالحرام یا مسجدالنبى - که از دوران افتخار اسلام و دوران وحى و بعثت، این همه خاطرات در این دو محل وجود دارد - سراغ زرق وبرقهاى بىارزش و پوچ و بازارها و مغازهها بروند، براى این که جیب دولتهاى بیگانه لاابالى نسبت به منافع مسلمین را پُر کنند؛ جیب کارگر و سرمایه دارِ آنها را با پول ایرانى و با ثروت ملى شان پُر کنند. به جاى شرکت در نمازجماعت، به بازارگردى و دکان گردى بروند و اجناس را تماشا کنند. انسان متأسف مىشود وقتى بشنود هنگامى که جمعیتِ باشکوه در مسجدالحرام یا مسجدالنبى مشغول اقامه جماعتند یا به اقامه جماعت مىشتابند، تعداد معدودى حاجىِ ایرانى - یا مرد یا زن - سراغ بازارها بروند؛ کیسهها را زیر بغل بگیرند و اجناسى را که در شهر خودشان گاهى ارزانتر و بهتر از آن جا مىتوانند پیدا کنند، بگیرند بیایند. «ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون»؛ این بهتر و مفیدتر و مهمتر است که انسان به نماز، به عبادت، به ذکر، به توجه و به حضور در جماعات بپردازد؛ اینها دستاورد واقعى حج است؛ سوغات، اینهاست. سوغات، معنویتى است که شما در خودتان ذخیره مىکنید و مىآورید؛ اخلاق و روحیاتى است که با خودتان مىآورید. ما دیدهایم کسانى را که وقتى از حج برمىگردند، چهره و رفتار و کلام و ظاهر و باطن آنها انسان را موعظه مىکند و تحت تأثیر قرار مىدهد؛ این خوب است؛ این سوغات واقعى است».
ایشان در بیانات دیگری در دیدار با کارگزاران حج در سال 1385 فرمودند: «حج و فضاى آن را از انگیزههاى دنیایى و مادى، تا آن جایى که ممکن است، تخلیه کید. این خیلى مهم است؛ ... این انگیزههاى مادى را تا آنجایى که ممکن است، باید از دلها خارج کرد؛ این انگیزه بازارگردى و سوغات خَرى و اینها را باید کم کرد؛ نگاه به حج به صورت یک سفر گردشى یا خداى نکرده با یک اهداف دیگر، که دیگر آنها قابل ذکر هم نیست. ولى این نفس و هواى انسان، انسان را به خیلى جاها مىکشاند. باید اینها را مراقبت و جلوگیرى کرد. این انگیزههاى مادى باید در حج، چه در حاجى، چه در همراه، چه در کارگزار، دور شود؛ این هم یک نقطه است که اگر بخواهیم از آن ظرفیت عظیم استفاده کنیم، یکى از شرایطش این است».