
به گزارش ایکنا به نقل از روابط عمومی دانشگاه تهران، احسان شاهقاسمی، عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران در مقالهای که در آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد، استدلال میکند که آنچه در ظاهر رقابتی تجاری میان شرکتهای بزرگ تکنولوژی به نظر میرسد، در اصل رقابتی معرفتی است؛ یعنی رقابت بر سر اینکه چه کسی تعریف میکند «دانش» چیست و کدام روایت از جهان در ذهن میلیاردها انسان جای میگیرد. این تمایز، محور اصلی مقاله است و نویسنده با تکیه بر دادههای تجربی، نظریههای انتقادی، و تحلیل ساختار بازار، آن را با دقت پرورش میدهد.
نقطه آغاز پژوهش شاه قاسمی، آمار و ارقامی است که ابعاد واقعی این تحول را آشکار میکنند. براساس پژوهش مرکز «پیو» در سال ۲۰۲۵، نزدیک به دو سوم نوجوانان آمریکایی از دستیارهای هوش مصنوعی مولد استفاده میکردهاند و جستجوی اطلاعات و کمک در تکالیف درسی از رایجترین کاربردها هستند. این روند به نسل جوان محدود نمیشود؛ در میان بزرگسالان آمریکایی نیز سی و یک درصد در سال ۲۰۲۵ گزارش دادند که روزانه چندین بار با این ابزارها تعامل دارند، در حالی که این رقم در اوایل ۲۰۲۴ تنها بیست و دو درصد بود.
در بخشی از مقاله آمده است: در مقیاس جهانی، چت جی پی تی هفتهای حدود هشتصد میلیون کاربر دارد و در مجموع نزدیک به یک میلیارد نفر در جهان از این نوع ابزارها بهره میگیرند. مهمتر از همه، در سال ۲۰۲۶ پنجاه و پنج درصد از کاربران اینترنت ابزارهای گفتگوی هوش مصنوعی را بهعنوان ابزار اصلی پژوهش معرفی کردند. این ارقام، در کنار هم، از یک دگرگونی ژرف در زیرساخت معرفتی زندگی روزمره حکایت دارند؛ امروز برای بخش روزافزونی از بشریت، اولین و اغلب آخرین نقطه تماس با اطلاعات، یک مدل زبانی بزرگ است.
شاهقاسمی سپس به ساختار بازار پرداخت و تصویری نگرانکننده ارائه داد. به گفته وی شرکتهای توسعهدهنده مدلهای پایه در سال ۲۰۲۵ موفق به جذب هشتاد میلیارد دلار سرمایهگذاری شدند که چهل درصد کل سرمایهگذاری جهانی در این حوزه را تشکیل میدهد. «آنتروپیک» و «اوپن آی» به تنهایی نزدیک به هشتاد درصد بازار ابزارهای گفتگوی مبتنی بر هوش مصنوعی را در اختیار دارند.
وی افزود: این تمرکز به معنای آن است که آنچه صدها میلیون نفر بهعنوان «پاسخ» دریافت میکنند، توسط تعداد بسیار محدودی از شرکتهای خصوصی تعیین میشود که پاسخگویی عمومی اندکی دارند و نه ترکیب دادههای آموزشی خود را فاش میکنند، نه شیوههای تنظیم مدلهایشان را.
نویسنده در اینجا به تفاوت کیفی مهمی اشاره کرد: «موتور جستجو به منابع اشاره میکرد، اما هوش مصنوعی مولد، اغلب جای آن منابع را میگیرد. کاربر به جای آنکه با چشماندازی از ادعاهای رقیب روبرو شود، یک پاسخ واحد دریافت میکند که مکانیزمهای شکلگیریاش عمداً پنهان نگه داشته شده است.
شاهقاسمی در این پژوهش برای تحلیل ریشههای این وضعیت از دو چارچوب نظری بهره میگیرد: نخست، نظریه سرمایهداری نظارتی «شوشانا زوبوف» است. زوبوف استدلال کرده که شرکتهای بزرگ تکنولوژی منطق اقتصادی تازهای ساختهاند که در آن تجربه انسانی بهمثابه مادهای خام برای تولید پیشبینی و دستکاری رفتار به کار میرود. اما آنچه شاه قاسمی بر آن تأکید میکند، مفهوم «قدرت معرفتی» است. زوبوف این وضعیت را «ضدانقلاب معرفتی» مینامد و پرسشهای بنیادینی مطرح میکند: چه کسی میداند؟ چه کسی تصمیم میگیرد که چه کسی بداند؟ چه کسی تصمیم میگیرد که چه کسی تصمیم بگیرد که چه کسی بداند؟ در دنیای هوش مصنوعی مولد، پاسخ این پرسشها تقریباً همیشه شمار اندکی از شرکتهای خصوصی است. چارچوب دوم از میشل فوکو گرفته شده است. از این منظر، قدرت نه فقط سرکوب میکند، بلکه تولید میکند؛ شکل میدهد که چه چیزی «دانش» محسوب شود، چه کسی مجاز به تولید آن است و از چه کانالهایی باید عبور کند. مدلهای زبانی بزرگ که بر روی حجم انبوهی از متون انسانی آموزش دیده و سپس توسط تیمهای شرکتی تنظیم شدهاند، دقیقاً چنین دستگاههایی هستند. خروجی آنها خلاصهای بیطرف از دانش بشری نیست؛ بلکه سلسلهمراتب فرهنگی، پیش فرضهای سیاسی و انتخابهای خاص مهندسان و مدیرانی را در خود دارد که خود در بافتهای اجتماعی معینی جای دارند.
پیامد عملی این وضعیت در رفتار کاربران، بهویژه دانشآموزان و دانشجویان، قابل مشاهده است. پژوهشهای متعددی که نویسنده به آنها ارجاع میدهد نشان میدهند که بسیاری از کاربران، هوش مصنوعی را نه صرفاً ابزاری کمکی، بلکه «دانندهای برتر» میپندارند. این اعتماد معمولاً از هرگونه تأمل انتقادی درباره محدودیتهای مدل یا سوگیریهای موجود در آن عبور میکند. پژوهشگران این پدیده را «سوگیری خودکارسازی» نامیدهاند؛ یعنی تمایل انسان به پذیرش خروجی سیستمهای خودکار بدون پرسشگری کافی.
هنگامی که میلیونها نفر این خروجیها را معتبر میشمارند، به گفته نویسنده دشوار است که پیامدهای سیاسی آن، دستکم گرفته شود.
متن کامل این پژوهش از طریق پیوند زیر در دسترس علاقهمندان و پژوهشگران است:
https://jcss.ut.ac.ir/article_106467.html