در عصر تحول دیجیتال، آموزش مجازی دیگر فقط یک ابزار کمکی نیست، بلکه به ستون فقرات نظامهای یادگیری تابآور تبدیل شده است. این شیوه نوین تعلیم و تربیت، با بهرهگیری از فناوریهای ارتباطی، مرزهای فیزیکی کلاسهای سنتی را درمینوردد و امکان یادگیری مستمر، سیار و شخصیسازیشده را برای هر فرد در هر مکان و زمانی فراهم میکند.این درسگفتار، آخرین بخش از این سلسله مطالب است. در این درسگفتار به بررسی وضعیت دانشآموزانی خواهیم پرداخت که دوستان یا اعضای خانوادههای خویش را در پی وقوع بحرانهایی نظیر جنگ، زلزله، سیل، توفان، رانش زمین و... از دست دادهاند. بدیهی است که برای این دسته از دانشآموزان، پیش از آنکه بحث جبران عقبماندگیهای کمی و کیفی آموزشی مطرح شود، باید اقداماتی در جهت جبران عاطفی، همراهی و همدلی پیشبینی شود. برای نمونه، آیا میتوان به «آلا»، کودکی که هفت نفر از اعضای خانوادهاش را در بمبارانهای جنگ تحمیلی سوم از دست داده است، گفت: «خب، آلا جان! بیا کلاس، حالا وقت درس و مدرسه است»؟ یا از بازماندگان موشکباران مدرسهای در بروجرد لرستان(ساعت یک ظهر روز ۲۰ دی ۱۳۶۵، به دست صدام) که اکنون ۴۵ تا ۵۰ ساله هستند، بخواهیم تجربیات خود را از تحصیل پس از آن حادثه هولناک، که به شهادت ۷۰ نفر از هممدرسهایشان انجامید، برای ما بازگو کنند؟
به طور قطع، آلا و آن مردان و زنان بزرگشدهای که از آن حادثه بمباران مدرسه در بروجرد به جای ماندهاند، پیش از آنکه از تجربه آموزشهای جبرانی خود بگویند، از غم و اندوه، جراحت و مرگ سخن خواهند گفت. از این رو، بیشتر کلیدهایی که در این درسگفتار ارائه میشوند، جنبه توانبخشی و بازپروری دارند تا جنبه صرفاً آموزشی و امید میرود که مورد استفاده مخاطبان قرار گیرند.
این درسگفتار را تقدیم میکنیم به روح پاک و معصوم ۱۶۸ دانشآموز دختر و پسر مدرسه «شجره طیبه» میناب و ۲۷ نفر از کارکنان آن مدرسه اعم از مدیر، معاونان، معلمان و کارمندان، که در روز نهم اسفند ماه ۱۴۰۴، بر اثر حمله موشکی و بمباران هواپیماهای آمریکای کودککش، مظلومانه به شهادت رسیدند.
فاطمه طاهریفر، مدیر مدرسه شجره طیبه میناب، که ایشان نیز به شهادت نایل آمد، اهل جیرفت بود و از طرف آموزش و پرورش آن شهرستان به میناب مأمور شده بود. وی با آنکه مأمور بود و به راحتی میتوانست به شهر خود بازگردد، همواره میگفت: «من در پی آن هستم که این مدرسه را به برندی در استان هرمزگان و کشور تبدیل کنم» و بهحق که با تلاشهای فراوان وی و همکارانش - که اکثراً به شهادت رسیدند - کارهای برجستهای در آن مدرسه انجام شده بود که زبانزد همگان شد، اما بمباران ترامپ کودککش، نام این مدرسه را جهانی کرد و برندی از اعتبار ساخت که تا ابد در تاریخ آموزش و پرورش جهان ماندگار خواهد ماند.
کلید ۱: بنابر مواد ۲۸ و ۲۹ کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد، هر کودک حق دارد از آموزش باکیفیت در محیطی ایمن، عاری از ترس و تبعیض بهرهمند شود. این حق در همه حال، حتی در شرایط بحرانی همچون جنگها، زلزلهها، پاندمیها و... باید لحاظ شود و تحقق این مهم بر عهده دولتهاست که با همکاری سازمانهای محلی، خانوادهها و تمامی کسانی که با کودکان و نوجوانان در ارتباط هستند، به آن عمل کنند.
کلید ۲: از سوی سازمانهای جهانی نظیر یونیسف و یونسکو، به والدین برای حفظ روند آموزشی فرزندان در دوران بحرانها، پنج توصیه به شرح زیر ارائه شده است:
ایجاد روتین یادگیری خانگی: در صورت تعطیلی مدارس، والدین میتوانند با طراحی برنامههای ساده روزانه، استمرار یادگیری را حفظ کنند.
حفظ ارتباط با معلمان: والدین باید در ارتباط مداوم با مدارس و معلمان باقی بمانند تا از تغییرات آموزشی و فرصتهای جایگزین مطلع شوند.
تقویت یادگیری مهارتهای غیررسمی: مهارتهایی مانند داستاننویسی، نقاشی، کاردستی و بازیهای فکری میتوانند بخشی از فرآیند یادگیری باشند.
مدیریت هیجانات و اضطراب: در این شرایط، گفتوگو با کودکان و نوجوانان درباره احساسات، اطمینانبخشی و آرامسازی ذهنی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
ایجاد امید به آینده: والدین باید چشمانداز مثبتی از آینده ارائه دهند و به کودک و نوجوان یادآوری کنند که آموزش همچنان مسیر اصلی رشد و موفقیت اوست.
کلید ۳: دانشآموزانی که در اثر جنگ یا حوادث دیگری مانند سیل، زلزله، توفان، رانش زمین و... آسیب دیده و خانه یا یکی از بستگان خود را از دست دادهاند، احتمالاً آمادگی ندارند که بلافاصله در کلاس مجازی یا حتی حضوری حاضر شوند. این دسته از دانشآموزان برای بازگشت به شرایط عادی، نیازمند زمان هستند. در چنین مواردی، معلمان و کادر مدارس باید به شیوههای گوناگون، امکان حضور در فضاهای واقعی را برای ایشان فراهم آورند. در این شرایط، این دانشآموزان تمایل دارند از فضای خانه یا محل زندگیشان، که هنوز ممکن است تنش در آن جریان داشته باشد، فاصله بگیرند. نقش معلمان در این موارد باید از آموزشگری صرف به سوی مشاوره و همدلی تغییر یابد.
کلید ۴: هنگامی که حوادث بحرانآفرین رخ میدهند، امکان آموزش مجازی نیز از میان میرود و بسیاری از معلمان، بسته به شرایط و آسیبهای احتمالی، به ارائه آموزشهای یکطرفه(مانند ارسال فیلمهای ویدئویی تدریس، جزوات آموزشی، کلیپها، کاربرگها و...) روی میآورند. در این نوع آموزشها، هیچ گونه تعامل دوسویهای وجود ندارد و انگیزه یادگیری به شدت کاهش مییابد. در چنین شرایطی، شاید یک تماس تلفنی ساده، یا در صورت مهیا بودن امکانات، یک دیدار حضوری با دانشآموز آسیبدیده و ایجاد فضایی عاطفی، مناسبتر و مفیدتر از اصرار بر تدریس به او باشد. باید جسارت و هنرمندی آن را داشته باشیم که گاه از طرح درس و سناریویی که برای تدریس مجازی یا حضوری پیشبینی کردهایم، صرفنظر کنیم.
کلید ۵: به دنبال روشهایی باشید که دانشآموز آسیبدیده بتواند انرژی منفی خود را با آنها تخلیه کند. اجازه دهید حرف بزند، گریه کند، او را در آغوش بگیرید و به او بفهمانید که با او همدرد هستید و میفهمید چه اتفاقی افتاده است. همانگونه که گفته شد، در این مواقع «همدل» و «مشاور» بودن، اولیتر از «معلم» و «مدرس» بودن است.
کلید ۶: هر چند در کلید پیشین بر اولویت داشتن نقش مشاورهای و همدلانه معلم تأکید کردیم، اما نباید اجازه دهیم این احساس تداوم یابد. به هر حال، این دانشآموز پس از سپری شدن دوران بحرانی، ادامه تحصیل خواهد داد. نباید گذاشت جو بد محیط خانواده بر زندگی او تأثیر بگذارد و مسائل آموزشی و درسی کماهمیت تلقی شوند. دانشآموزان آسیبدیده نیاز به پشتیبانی منسجم دارند. باید به این دانشآموزان القا شود که مسائل درسی حائز اهمیت هستند و با آینده آنها پیوند دارند.
کلید ۷: باید به هر نحو ممکن به دانشآموزان یادآوری کنید که در این شرایط بحرانی نیز حفظ استمرار مطالعه و کیفیت یادگیری، بیش از کمیت آن اهمیت دارد. به این دانشآموزان بگویید در چنین موقعیتهایی، کسی قوی نیست که بیشتر درس میخواند، بلکه موفق کسی است که با کنترل شرایط، خود را از مسیر یادگیری خارج نمیکند.
کلید ۸: به دانشآموزان آسیبدیده کمک کنید تا از توانمندیهای مغز خود بهتر و بیشتر بهره ببرند. میدانیم که در هنگام بحران، مغز زودتر خسته میشود. از این رو، کودکان و نوجوانان باید در هدفگذاری خود تجدیدنظر کرده و به جای اهداف بزرگ و درازمدت، به اهداف کوچک و کوتاهمدت روی آورند. برای مثال، با خود قرار بگذارند که امروز به جای یک فصل، پنج صفحه مطالعه کنند.
کلید ۹: به طور جدی بر روی آرامش(مدیتیشن) و روشهای اجرایی آن برای افزایش تمرکز دانشآموزان مناطق آسیبدیده کار کنید. ورود به این مقوله، ما را با دنیایی از روشها روبرو خواهد کرد. از این رو بهتر است هم معلمان و هم خانوادهها، البته اگر توان و حوصلهای برایشان باقی مانده باشد، این روشها را فرا گرفته و به کار بندند.
کلید ۱۰: هنگامی که بحران ایجاد میشود، حفظ ایمنی کودکان و نوجوانان در اولویت قرار میگیرد. به این منظور، اقدامات زیر توصیه میشود:
پیدا کردن مکان امن: کودکان و نوجوانان را به پناهگاهها یا مناطقی امن در محدوده در معرض بحران هدایت کنید. اگر در زمان جنگ یا زلزله هستید، از نزدیک شدن به پنجرهها و دیوارهای شکننده خودداری نمایید.
آموزش نکات ایمنی: به کودکان و نوجوانان بیاموزید که در صورت شنیدن صدای انفجار، روی زمین دراز بکشند و دستها را دور سر خود قرار دهند. همچنین اگر احتمال وقوع پسلرزه وجود دارد، در مکانهای امن پناه بگیرند.
آمادهسازی کیت اضطراری: کیفی شامل آب، مواد غذایی و خوراکیهای سبک(مانند بیسکویت و آجیلهای مغذی و مقوی)، داروهای لازم، چراغ قوه و اسناد مهم هویتی آماده کنید و به کودکان و نوجوانان بسپارید که در هر شرایطی آنها را همراه داشته باشند.
کلید ۱۱: برای مواجهه مؤثر با کودکان و نوجوانان در بحرانهایی همچون جنگ یا زلزله، این نکات را رعایت کنید:
آموزش و تمرین فرار و چگونگی خروج اضطراری از مسیرهای موجود.
هماهنگی با سایر خانوادهها یا سازمانهای امدادی به منظور حفاظت جمعی از کودکان و نوجوانان.
همراه داشتن مدارک هویتی کودکان و نوجوانان برای شناسایی آنها.
کلید ۱۲: مواجهه با کودکان و نوجوانان در بحرانها، ترکیبی از ایمنی، حمایت روانی و مدیریت استرس است. با آموزشهای مناسب، حفظ آرامش و همکاری با نهادهای مربوطه، میتوان به کودکان و نوجوانان کمک کرد تا با شرایط سخت کنار بیایند.
کلید ۱۳: آمادگی و آگاهی بزرگسالان و حفظ آرامش توسط ایشان، کلید ورود به حوزه محافظت از کودکان و نوجوانان در آستانه آسیب است. بیگمان بزرگسالانی که خود دچار تنیدگی هستند، نمیتوانند در رفع بحران از کوچکترها یاری رسانند.
کلید ۱۴: اگر در منطقهای سکونت دارید که در همسایگی شما خانوادهای دارای فرزند معلول(از هر نوع معلولیت که باشد) یا مرکز آموزش کودکان استثنایی مستقر است، در هنگام حوادث، آنها را در اولویت کمکرسانی قرار دهید.
کلید ۱۵: تماس فیزیکی با کودکان و نوجوانان، چه پس از آسیبی که در بحران دیدهاند و چه حتی تنها ترسیده باشند، مانند بغل کردن، نوازش، یا نشاندن آنها در کنار خود، سیستم عصبیشان را آرام میکند و ابزاری نیرومند برای کاهش اضطراب است.
کلید ۱۶: طبیعی است که با بروز حوادث، ترس نیز ایجاد شود. ماجرا را ساده و صادقانه برای کودکان و نوجوانان توضیح دهید، اما نه بیش از حد لزوم. آنها لازم نیست جزئیات ترسناک را بدانند یا از تلویزیون و شبکهها و کانالهای خبری فضای مجازی ببینند. تا جایی که میتوانید حواسشان را پرت کنید. بازیهای سادهای با آنها انجام دهید، قصه بگویید، کتاب داستان بخوانید، آهنگهای آرام پخش کنید و... این کارها کمک میکند ذهن کودکان و نوجوانان از تمرکز کامل بر صداهای ترسناک اندکی دور بماند.
کلید ۱۷: لازم نیست مکرراً درباره مرگ، تعداد کشتهشدگان، تخریب یا تصاویر خشن صحبت کنید. اگر پاسخ چیزی را نمیدانید، صادقانه بگویید «نمیدانم». وقتی از شما میپرسند «این بحران کی تمام میشود؟»، باز صادقانه بگویید: «نمیدانم دقیقاً کی تمام میشود، اما افراد بسیاری در حال تلاش هستند تا اوضاع بهتر شود.» کودکان و نوجوانان را بمباران اطلاعاتی نکنید و اطلاعات را تدریجی و به اندازه پرسشهای آنها ارائه دهید.
کلید ۱۸: ممکن است پس از فروکش کردن بحران، نشانههایی چون اضطراب، خوابهای ترسناک، بیدار شدن مکرر از خواب، گوشهگیری، سکوت غیرعادی، پرخاشگری، زودرنجی، وابستگی شدید به بزرگترها، ترس از تنهایی خوابیدن و... در کودکان و نوجوانان ادامه یابد. این نشانهها را جدی بگیرید و از حرفدرمانی بپرهیزید. گذشت زمان به خودی خود چیزی را اصلاح نخواهد کرد. حتماً به مشاور، روانشناس یا حتی روانپزشک مراجعه کنید.
کلید ۱۹: درست است که تأکید میکنیم در شرایط حاد بحرانی(مانند بمباران و وقوع زلزله و پسلرزههای مداوم) از تأکید و ورود زودهنگام به مباحث درسی خودداری کنید، اما به محض آنکه احساس کردید اوضاع اندکی به سوی بهبود رفته است، به تدریج زمزمههایی از یادگیری مفاهیم درسی را آغاز کنید. زیرا ممکن است اندکاندک آموزشهای مجازی و حتی یادگیری کلاسیک مدرسهای شروع شود و کودکان و نوجوانان برای قرار گرفتن در فرآیند یاددهی‑یادگیری دچار دشواری شوند.
کلید ۲۰: هنگامی که احساس کردید اوضاع اندکی بهبود یافته است، از همراهی با کودک و نوجوان دوری نکنید. با آنها بیرون بروید، مدتی در بوستانها باشید، بازیهای ساده انجام دهید، نوشیدنی و خوراک مورد علاقهاش را تهیه کنید و بکوشید به معنای واقعی کلمه حال خوب را به او بازگردانید تا لحظات خوشی را تجربه کند.
کلید ۲۱: این کلید و کلید بعدی، فارغ از درسگفتارها ارائه میشوند و به نوعی میتوان آنها را در شمار تمامی درسگفتارها به حساب آورد. درست است که ۲۲۰ کلید ارائهشده را به صورت تفکیکی و در درسگفتارهای گوناگون و برای گروههای مختلف(اولیا، کنکوریها، نوجوانان در آستانه بلوغ، کمالگرایان و...) ارائه دادیم، اما با اندکی دقت متوجه خواهید شد که این قاعده تفکیک میتواند در مواردی شکسته شود؛ یعنی از هر یک از ۲۲۰ نکته میتوان برای گروههای مختلف و در موقعیتهای گوناگون استفاده کرد، فقط به شرط آنکه اندکی دقت و قدرت تشخیص به کار برده شود. امتحان کنید، پشیمان نخواهید شد.
کلید ۲۲: آنچه در ۲۲۱ کلید پیشین آورده شد، نه پیشنهاد اول و نه آخرین و قطعی برای مقابله با شرایط بحرانی آموزش است. این نکات برگرفته از تجربیات 45 ساله، مشاهدات و دانش علمی نگارنده و نیز اندکی از منابع آموزشی است که فهرست آنها را ارائه کردهایم. به عبارت دیگر، اینها حرف اول و آخر نیستند و به طور قطع شما نیز تجربیاتی داشتهاید. بیگمان شما نیز در مقابله با بحرانهای آموزشی، فعالیت برخی از افراد دیگر را دیدهاید یا منابع مطالعاتی دیگری را مطالعه کردهاید. همه اینها به ما نشان میدهند که میتوان با فراغبال این کلیدها را گسترش داد و تعداد آنها را به بیش از ۲۲۲ نکته رساند. اما در هر حال، برای تعداد کلیدهای خود منطق و دلیلی داشته باشید.
عدد ۲۲۲، همچون اعداد ۴۰، ۷، ۱۴، ۵۰۱ و ۱۰۱، در فرهنگهای گوناگون دارای شگون و یمن خوبی است. معمولاً در بسیاری از کشورهای آسیایی، از جمله آسیای زرد، عدد ۲۲۲، عددی خوشیمن به شمار میرود. من نیز به همین دلیل این تعداد کلید را برگزیدم، زیرا سه کتاب پیشین خود را با عناوین «۲۲۲ نکته برای پدران و مادران در حوزه آموزش و آزمون»، «۲۲۲ نکته برای پدران و مادران دانشآموزان در شرف ورود به کلاس اول دبستان» و «۲۲۲ نکته برای دانشآموزان پایه هفتم و...» با استفاده از این عدد خوشیُمن منتشر کرده بودم. امیدوارم این ۲۲۲ نکته و کلید، گوارای وجودتان باشد و روزگارتان آنچنان عاری از بحران باد که نیاز به بهرهگیری از آنها را نداشته باشید.