یک عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما مطرح کرد
جنگ تحمیلی سوم و تولد قطب نوین مقاومت

جهاندار امیری، دانشیار دانشکده ارتباطات و رسانههر جنگی، در کنار سختی‌ها و مصائبش، کارکردهایی مثبت و منفی، آشکار و پنهان دارد.  جنگ تحمیلی سوم نیز سه کارکرد مثبت عمده داشت: افول هژمونی آمریکا و غرب، رویارویی گفتمان مقاومت با گفتمان سلطه و شفاف شدن مدعیات نظام اسلامی. مدعیاتی که سال‌ها با تهمت و استهزاء و حتی تئوری‌های علمی برساختی، به حاشیه رانده می‌شدند.

جنگ رمضان از سوى سردمداران آمریکا و اسرائیل با ترور بالاترین رده نظام جمهورى اسلامى و هدف فروپاشى نظام، شورش داخلى، نابودى زیرساخت‌ها و حتى تجزیه ایران طراحی شده بود اما اکنون پس از بیش از ۷۰ شب، مردم با حضور حماسى خود در خیابان‌ها و میدان‌ها، حمایت قاطع خود از نظام، تصمیم‌گیران و نیروهاى مسلح را به نمایش گذاشته‌اند. آنان ثابت کردند که ایران برخلاف ونزوئلا، سوریه یا لیبى، حل معضلاتش را به دخالت بیگانگان گره نمى‌زند و با ایستادگى و تقویت گفتمان مقاومت، معادلات آمریکا و صهیونیسم را برهم زده است.

در این راستا ایکنا با جهاندار امیری، دانشیار دانشکده ارتباطات و رسانه دانشگاه صدا و سیما گفت‌وگو کرده است که در ادامه می‌خوانیم:

انتقال قدرت در زیر آتش جنگ

ایکنا ـ جنگ ۴۰ روزه رمضان، چه مولفه‌های متمایزی نسبت به سایر منازعات و تحولات منطقه‌ای دارد؟

جنگ رمضان، فصلی نو و بی‌سابقه در تاریخ نبردهای نامتقارن بود. در ۹ اسفند، ائتلافی تحت رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی با کلید زدن عملیات خشم حماسی، یورش‌های گسترده‌ای را علیه خاک ایران آغاز کردند اما شوک‌آورترین و سرنوشت‌سازترین رخداد این نبرد، ترور بزدلانه رهبر معظم انقلاب اسلامی و شهادت ایشان، همراه با جمعی از فرماندهان تراز اول و برخی از اعضای خانواده‌ رهبر شهید بود.

محاسبه راهبردی دشمن بر این استوار بود که با حذف فیزیکی رأس هرم قدرت، ساختار سیاسی ایران دچار گسست و فروپاشی خواهد شد اما برخلاف تمام پیش‌بینی‌های بدبینانه، مکانیسم هوشمند و از پیش‌طراحی‌شده جانشینی در مجلس خبرگان رهبری با سرعتی تحسین‌برانگیز فعال شد و حداکثر تا ۱۷ اسفند، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جدید انقلاب اسلامی معرفی شدند.

این انتقال قدرت در زیر آتش، نه‌تنها یک پیروزی مدیریتی، بلکه نقطه‌عطفی درخشان در تاریخ جنگ‌های مدرن و نشانه‌ای از بلوغ ساختاری نظام جمهوری اسلامی بود.

تجاوزی که تبدیل به همبستگی ملی تاریخی شد

ایکنا ـ  پیش از جنگ، ایران با اعتراضاتی در دی ۱۴۰۴ مواجه بود. جنگ چه تأثیری بر وحدت و همبستگی ملی و عبور از آن بحران‌ها و چالش‌های داخلی داشت؟

جنگ رمضان، دقیقاً همان کاتالیزوری بود که جامعه ایران را از پیچ حساس معارضه و تنش داخلی عبور داد و به نقطه‌اتکایی برای وحدت ملی تبدیل شد. داده‌های نظرسنجی‌های مرکز افکارسنجی صداوسیما در روزهای آغازین نبرد نشان می‌داد که اکثریت قریب‌به‌اتفاق مردم، هرگونه مذاکره در سایه تجاوز را مردود می‌دانند. بی‌اعتمادی تاریخی به آمریکاکه ریشه در سال‌ها تحریم ظالمانه، بدعهدی در برجام، ترور سردار دل‌ها شهید حاج قاسم سلیمانی و سایر فرماندهان در جنگ ۱۲ روزه و اکنون حمله مستقیم به تمامیت ارضی ایران داشت به موتور محرکه‌ای برای یک «همبستگی ملی تمام‌عیار» بدل گشت.

همبستگی و اتحادی که نمونه آن را می‌توان در راهپیمایی‌های خودجوش و حماسی شبانه مردم در تهران و سایر کلان‌شهرها مشاهده کرد؛ جایی که صدای فریاد «نه سازش، نه تسلیم، نبرد تا پیروزی»، «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» و امثالهم فضا را پر می‌کند. نکته حائز اهمیت آنکه واشنگتن بر اساس گزارش‌های اطلاعاتی دسامبر ۲۰۲۵، انتظار «شورش یا فروپاشی داخلی» را داشت اما با صحنه‌ای کاملاً متضاد و سرشار از ایستادگی مواجه شد. حتی آمار تلفات غیرنظامی، نزدیک به ۳۴۰۰ نفر  به‌جای آنکه اراده ملت را سست کند، همچون جرقه‌ای بر انبار باروت، خشم مقدس و عزم ملی را برای مقاومت شعله‌ورتر ساخت.

جنگ رمضان بزرگ‌ترین آزمون عملیاتی گفتمان مقاومت

ایکنا ـ یکی از ادعاهای اصلی گفتمان مقاومت، کارآمدی عملیاتی در برابر دشمن متجاوز است. جنگ رمضان چه دستاوردی در اثبات این مدعا داشت؟

بدون تردید، جنگ رمضان بزرگ‌ترین و سخت‌ترین آزمون عملیاتی برای گفتمان مقاومت بود و به‌خوبی اثبات کرد که این پارادایم، فارغ از هرگونه شعار، از ظرفیت بازدارندگی واقعی و ویرانگر برخوردار است. پس از ۴۰ روز نبرد نفس‌گیر و سخت، آمریکا و اسرائیل نه‌تنها در رسیدن به اهداف خود ناکام ماندند، بلکه ناچار به پذیرش آتش‌بس بر مبنای «طرح ۱۰ ماده‌ای ایران» شدند و حتی حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای نیز در پیام روز ملی خلیج فارس، این نبرد را «تحقیرآمیزترین شکست استراتژیک آمریکا» در قرن حاضر توصیف فرمودند.

اما در ساحت میدان نبرد، ایران با سازماندهی ۱۰۰ موج پدافندی _ تهاجمی موشکی و پهپادی، پایگاه‌های آمریکا را در هفت کشور منطقه چون عراق، قطر، بحرین، امارات، عربستان، اردن و کویت و همچنین مواضع رژیم صهیونیستی هدف قرار داد. شلیک بیش از ۵۳۰۰ فروند پهپاد و موشک کروز ضدسطح که اکثریت قاطع آن‌ها با دقت بالا به اهداف اصابت کرد، کارآمدی دکترین نظامی ایران را به رخ کشید.

در سوی مقابل، پنتاگون رسماً اعتراف کرد که بیش از ۲.۳ میلیارد دلار تجهیزات پیشرفته نظامی شامل ۷ فروند هواپیما، ۲۴ فروند پهپاد و یک فروند جنگنده نسل پنجم F-35 را از دست داده است. اعتراف مقامات نظامی آمریکا مبنی بر تخلیه ذخایر راهبردی مهمات و سامانه‌های رهگیری در پایگاه‌های منطقه طی ۲۰ روز نخست جنگ، گواهی روشن بر عمق ضربات واردشده و ناکارآمدی ماشین جنگی دشمن در برابر اراده پولادین ملت ایران بود.

محور مقاومت؛ از آزمون تا بلوغ راهبردی

 ایکنا ـ تأثیر این جنگ بر «محور مقاومت» در منطقه چگونه ارزیابی می‌شود؟

جنگ رمضان، همچون نسیمی حیات‌بخش، جانی تازه در کالبد محور مقاومت دمید و آن را از مرحله آزمون به بلوغ راهبردی رساند. پیش از این نبرد، واشنگتن و تل‌آویو با تبلیغات گسترده مدعی بودند که محور مقاومت پس از شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، سید حسن نصرالله و سایر فرماندهان تراز اول، به پیکره‌ای بی‌سر و پا تبدیل شده است؛ اما واقعیت میدان، روایتی کاملاً متفاوت را رقم زد.

در عمل، از همان ساعات نخستین طوفان، شاهد شکل‌گیری یک «جبهه متحد و هماهنگ» بودیم؛ حزب‌الله لبنان، با اجرای صدها عملیات دقیق موشکی و پهپادی علیه مواضع رژیم صهیونیستی، جبهه شمالی فلسطین اشغالی را گشود و عمق استراتژیک دشمن را هدف قرار داد. انصارالله یمن، با شلیک موشک‌های بالستیک دوربرد و پهپادهای انتحاری به سمت اراضی اشغالی و هم‌زمان بستن شریان حیاتی دریای سرخ بر روی کشتی‌های متعلق به متحدان آمریکا، جبهه چهارم نبرد را با مهارتی بی‌نظیر فعال کرد.

همچنین مقاومت اسلامی عراق، شامل کتائب حزب‌الله و گروه‌های هم‌سو، بلافاصله کلیه پایگاه‌های آمریکا در عراق، کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن را زیر باران موشکی و پهپادی گرفتند و بیش از هر رکن دیگری از محور، بار اصلی حمایت عملیاتی از ایران را بر دوش کشیدند.

این هماهنگی خیره‌کننده که در کمتر ساعت ممکن پس از آغاز جنگ محقق شد، زنجیره ارزش محور مقاومت را از سطح شعارهای سیاسی به عرصه کنش راهبردی و میدانی ارتقا داد و معادلات امنیتی منطقه را دگرگون ساخت.

خوداتکایی تسلیحاتی؛ معادله جدید بازدارندگی 

ایکنا ـ یکی از محورهای جالب توجه در اسناد، جهش در اقتصاد دفاعی و خوداتکایی تسلیحاتی است. این موضوع چه ابعادی داشت؟

جنگ اخیر، پرده از رازی بزرگ برداشت و به روشنی اثبات کرد که گفتمان مقاومت، نه صرفاً بر پایه شور و شهادت‌طلبی، بلکه بر ستون‌های استوار خوداتکایی راهبردی و اقتصاد مقاومتی در صنعت دفاع بنا شده است. جمهوری اسلامی ایران، علی‌رغم بمباران‌های مستمر و تلاش دشمن برای فلج کردن زیرساخت‌ها، موفق شد ضمن بازسازی سریع زرادخانه موشکی و پهپادی خود، نسل تازه‌ای از تسلیحات نامتقارن، هوشمند و کم‌هزینه را در برابر فناوری‌های گران‌قیمت و پیچیده آمریکایی به میدان بفرستد.

بر اساس داده‌های منتشرشده، معادله اقتصادی جنگ به نفع ایران تغییر یافت؛ هزینه هر فروند موشک بالستیک ایرانی حدود ۵۰ هزار دلار برآورد می‌شود و هزینه هر فروند موشک رهگیر پاتریوت یا تاد به چندین میلیون دلار می‌رسد.

ایران در این نبرد ۴۰ روزه، بیش از پنج هزار و 300 فروند پهپاد و موشک شلیک کرد؛ در حالی که پنتاگون با ابراز نگرانی اعتراف کرد که ظرف ۹۶ ساعت نخست درگیری، پنج هزار و 200 فروند مهمات پیشرفته به ارزش ۳.۵ میلیارد دلار را از دست داده است. این «عدم تقارن هزینه _ فایده»، پاشنه آشیل ماشین جنگی غرب بود.

تحلیلگران نظامی غرب نیز ناچار به اذعان شده‌اند که پارادایم نوین جنگ‌افروزی به سمت استفاده انبوه از سلاح‌های ارزان‌قیمت اما هوشمند، تغییر جهت داده است؛ تحولی که کشورهای جنوب جهانی را به بومی‌سازی فناوری‌های دفاعی با هزینه معقول و دستیابی به بازدارندگی پایدار ترغیب خواهد کرد.

هرمز؛ شریان حیاتی امنیت و اقتصاد

ایکنا ـ ایران چه میزان باید بر مسئله مدیریت و کنترل بر تنگه هرمز به عنوان خطوط قرمز تأکید کند؟

جنگ رمضان درس بزرگی را در جغرافیای سیاسی خلیج فارس ثبت کرد؛ اینکه امنیت ایران بدون تسلط بر شریان‌های انرژی منطقه ممکن نیست. مواضع قاطع مقامات ارشد ایران مبنی بر اینکه «مدیریت تنگه هرمز حق حاکمیتی انکارناپذیر ایران است و هیچ نیروی بیگانه‌ای حق مداخله در آن را ندارد»، پیامی روشن به جهان مخابره کرد.

ایران در میانه نبرد، رسماً اعلام کرد که تردد هرگونه شناور حامل نفت در این آبراه استراتژیک، منوط به کسب مجوز و دستور نظامی از سوی ایران است. نتیجه این اقدام راهبردی، جهش ناگهانی قیمت نفت در بازارهای جهانی و اختلال جدی در زنجیره تأمین انرژی کشورهای حوزه خلیج فارس بود. این رخداد نشان داد که اهرم‌های فشار اقتصادی دوطرفه عمل می‌کنند و ایران توانایی آن را دارد که در صورت تهدید، شریان حیاتی اقتصاد جهانی را هدف قرار دهد.

گفتمان مقاومت؛ لنگرگاه ثبات و امید

ایکنا ـ در پایان، جمع‌بندی شما از مهم‌ترین دستاوردهای این جنگ برای گفتمان مقاومت چیست؟

در یک کلام، جنگ رمضان ثابت کرد که گفتمان مقاومت در بزنگاه‌های تاریخی و لحظات بحرانی، نه‌تنها تضعیف نمی‌شود، بلکه همچون فولادی که در کوره آب‌دیده می‌شود، صیقل یافته و تقویت می‌گردد و به سرمایه اجتماعی و سیاسی نظام تبدیل می‌شود.

آمریکا و اسرائیل با یک محاسبه استراتژیک غلط و توهم فروپاشی ایران پس از حذف فیزیکی رهبری، نه‌تنها به هیچ‌یک از اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت خود نرسیدند، بلکه ناخواسته بزرگ‌ترین خدمت را به تحکیم و گسترش گفتمان مقاومت در مقیاسی بی‌سابقه ارائه کردند. امروز، گفتمان مقاومت به مثابه تنها پارادایم کارآمد، بقا‌بخش و آینده‌ساز در برابر هژمونی و امپریالیسم آمریکایی در خاورمیانه و جهان ظهور کرده است و افق‌های تازه‌ای را پیش روی ملت‌های آزاد عالم گشوده است.