حجت‌الاسلام صادق گلزاده تبیین کرد
بازنمایی گذشته باشکوه؛ محرک اصلی همبستگی ایرانیان در بحران‌ها

بازنمایی گذشته باشکوه؛ محرک اصلی همبستگی ایرانیان در بحران‌هاهمبستگی ملی در میان مردم ایران پدیده‌ای نیست که صرفاً در لحظات بحران و به صورت واکنشی پدید آید، بلکه ریشه در لایه‌های عمیق تاریخی، فرهنگی، دینی و اجتماعی این سرزمین دارد. آنچه در شرایط حساس و بحرانی از قبیل جنگ، تحریم‌های اقتصادی، ناآرامی‌های داخلی یا تهدیدات خارجی به صورت فوری و سیال خود را نشان می‌دهد، در حقیقت برآمدن و غلیان همان ظرفیت‌های درونی است که در طول قرن‌ها در هویت ایرانی - اسلامی تثبیت شده است. روح پهلوانی، وطن‌دوستی، خانواده‌گرایی، مهمان‌نوازی، ظلم‌ستیزی، استکبارستیزی و باورهای دینی همچون «حب الوطن من الایمان» و «یدالله مع الجماعت» همگی سازوکارهایی هستند که خاطره تاریخی مشترک را به همبستگی فوری و عمل جمعی بدل می‌کنند. 

در چنین موقعیت‌هایی اقشار گوناگون جامعه از روحانیت و بانوان گرفته تا کودکان، دانش‌آموزان، بازاریان، کشاورزان، مرزنشینان، دانشگاهیان و فعالان فضای مجازی بدون آنکه الزاماً رهبری واحد از پیش تعیین شده‌ای جز وجدان جمعی و عشق به ایران داشته باشند، خودجوش در صحنه حضور می‌یابند و با ایثار و همدلی، پیوندهای اجتماعی و سیاسی را تحکیم می‌بخشند. این همبستگی نه صرفاً واکنشی به تهدید بیرونی، بلکه برآمده از الگوهای درونی همیاری و وفاق ملی است؛ الگوهایی که در خوانش «گذشته باشکوه» و «ریشه‌های تاریخی» مشترک، بازتولید می‌شود و حاشیه‌نشینی چندانی در آن راه ندارد، مگر آنکه گروه‌هایی به طور آگاهانه خود را از این جریان همدل جدا سازند. 

در واقع، بحران‌ها برای جامعه ایران همچون کوره‌ای عمل می‌کنند که ناخالصی‌ها را می‌سوزاند و گوهر همبستگی را فزونی می‌بخشد. این نوشتار در پی آن است تا ابعاد، مکانیسم‌ها و نقش‌آفرینی گروه‌های مختلف در همبستگی بحران‌زده مردم ایران را با تکیه بر شواهد تاریخی و اجتماعی بررسی کند.

ایکنا در راستای بررسی چگونگی ایجاد همبستگی ملی در جامعه ایرانی به ویژه در شرایط بحرانی و حساس به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام صادق گلزاده، جامعه‌شناس دینی و پژوهشگر مطالعات اجتماعی پرداخته که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم. 

ایکنا ـ بازنمایی «گذشته باشکوه» در عرصه‌‌های آموزشی و رسانه‌ها چگونه به بازتولید حس تعلق ملی کمک می‌کند؟

ایرانیان افزون بر پیشینه دینی و ملی چندین ‌هزار ساله که خود شامل لایه‌های گوناگونی از باورها، آیین‌ها و دستاوردهای مادی و معنوی در طول اعصار متمادی می‌شود، هم تمدن ایرانی و هم تمدن ایرانی-اسلامی را دارا هستند. به عبارت روشن‌تر ایرانیان نه‌تنها میراث‌دار تمدنی کهن پیش از اسلام هستند، بلکه پس از ظهور اسلام نیز توانسته‌اند تمدنی درخشان و ترکیبی را پدید آورند که هم ریشه در هویت ملی و هم در آموزه‌های اسلامی دارد. آثاری همچون تاج‌محل که در شبه‌ قاره هند به یادگار مانده و جلوه‌ای از معماری و هنر اسلامی است، مساجد مختلف در جهان اسلام از جمله مساجد تاریخی در کشورهای گوناگون که هریک نشانه‌ای از گسترش فرهنگ اسلامی به شمار می‌روند و بناهای تاریخی اصفهان نظیر چهل‌ستون، مسجد امام و مسجد شیخ‌لطف‌الله نمودی از تمدن اسلامی محسوب می‌شوند، در حالی که تخت‌ جمشید در شیراز نمادی از تمدن ملی ایران است، چراکه این بنای باستانی متعلق به دوران هخامنشیان بوده و بدون تأثیرپذیری از اسلام صرفاً بر پایه فرهنگ و هنر ملی ایران شکل گرفته است. 

این نیم‌نگاه به گذشته و سابقه تاریخی که در واقع نوعی مرور احترام‌آمیز و عبرت‌آموز به دستاوردها و شکوه دوران پیشین است، ایرانیان را به انسجام می‌رساند و این جمله طلایی را به خاطر می‌آورد که ایران خانه ماست. به درستی که اعضای یک خانه فارغ از اختلاف ‌نظرها و دیدگاه‌های متفاوت حتی اگر در بسیاری از زمینه‌های سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی با یکدیگر اختلاف سلیقه داشته باشند، در تعلق به خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، مشترک‌ هستند و آن خانه بزرگ، ایران است. تعبیر «وطن مادر است» که در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران ریشه دیرینه دارد، به درستی بیانگر آن است که همه ایرانیان به مادر خود دلبستگی ماندگار و پایداری دارند زیرا پیوند عاطفی با مادر از نخستین و ژرف‌ترین پیوندهای انسانی شمرده می‌شود و این وطن نیز همچون مادری مهربان، آغوشی امن برای فرزندان خویش است.

بنابراین، گذشته تاریخی ایران چه در ابعاد اسلامی و چه در ابعاد ملی یعنی چه آن بخش از تاریخ که با باورهای دینی گره خورده و چه آن بخش که ریشه در عظمت کهن ایران پیش از اسلام دارد، در همبستگی و مقاومت ملی تأثیری بسیار تعیین‌کننده دارد. برای اثبات این مدعا می‌توان به اشعار، سروده‌ها و شعارهایی که در رویدادهای اخیر همچون جنگ رمضان مطرح شد، اشاره کرد که همگی مؤید این حقیقت است که مردم افزون بر یاد کردن از پهلوانان و قهرمانان ملی از جمله شخصیت‌های اسطوره‌ای و تاریخی همچون رستم، کوروش و یا قهرمانان دوران دفاع مقدس خود را ادامه‌دهنده راه آنان معرفی می‌کردند. تعابیری همچون «ایرانی‌ترین ایرانی» یا «بزرگترین قهرمان تاریخی ایران» در اشاره به امام شهید و ملت بزرگ ایران که با همین تعابیر از رهبران و قهرمانان ملی تجلیل می‌شود، همگی حاکی از آن است که گذشته ملی، دینی و تلفیقی ایران ـ اسلامی یعنی آمیزه‌ای از هر دو مؤلفه ملی و دینی توانایی ایجاد وفاق، انسجام، وحدت و همبستگی جامع را دارد.

بر این مدعا افزون بر تجربه تاریخی که خود گواه روشنی بر کارآمدی بازنمایی گذشته باشکوه در ایجاد همدلی است، اراده الهی نیز حاکم است. آیات ابتدایی سوره اسرا که امت مبعوث را گوشزد می‌کند و بر نقش امت‌ها در هدایت سرنوشت خود تأکید دارد، روایات آخرالزمان و مهدویت که نویددهنده پیروزی نهایی حق و مستضعفان بر باطل و مستکبران است و نیز فهم متعالی و حکیمانه امام شهید انقلاب که در پاسخ به درخواست اطرافیان برای رفتن به پناهگاه فرمودند: «مگر ملت من همه در پناهگاه هستند که من نیز در پناهگاه باشم» و این جمله نشان‌دهنده اعتماد عمیق ایشان به حضور آگاهانه و حمایتگرانه ملت بود، همگی مؤید این معناست که گذشته باشکوه و همبستگی ملی زیر چتر حمایت الهی قرار دارد. 

در شرایط کنونی که جوامع بشری و به ویژه ایران اسلامی با انواع چالش‌ها و تهدیدهای خارجی روبه‌روست، تحقق پیروزی نهایی نیازمند همبستگی ملت و وحدت فراگیر تحت قیادت و رهبری حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای است. رهبری فرزانه و دوراندیش که در تمامی برهه‌های حساس، سکان هدایت کشور را بر عهده داشته و خواهد داشت. در شرایط جنگی که همواره آحاد جامعه را در معرض آزمون‌های سخت قرار می‌دهد، همه می‌دانیم که فرماندهی کل قوا و ولی امر محور اطاعت است. امروز و در میان جنگ با استکبار جهانی میادین متعددی در این زمینه وجود دارد که همان میدان رزم، جایی که نیروهای مسلح با دشمن بعثی و استکباری درگیر مستقیم هستند و میدان خیابان، محل حضور و ایستادگی مردم عادی در راهپیمایی‌ها و پشتیبانی از نظام است. میدان دیپلماسی که در آن مذاکره‌کنندگان و سیاستمداران از منافع کشور دفاع می‌کنند نیز پشتیبان دو میدان نخست است. 

همچنین، میدان فضای مجازی که امروزه به عرصه‌ای مهم برای جنگ نرم و انتقال پیام‌های انقلابی تبدیل شده است، میدان معیشت و اقتصاد که نیازمند صرفه‌جویی مردم، برنامه‌ریزی دولت و کنترل قیمت‌ها و تدارک کالاهای اساسی است و حتی میدان خلیج‌فارس و تنگه هرمز که به عنوان شاهراه انرژی و منطقه‌ای راهبردی، بخشی از میدان رزم و مبارزه با دشمن محسوب می‌شود نیز از جمله میادینی هستند که این روزها فعال بوده و در کنار یکدیگر دشمن مستکبر ایران اسلامی را به زانو درآورده است. همه این میادین از رزم و خیابان گرفته تا دیپلماسی، فضای مجازی، اقتصاد، خلیج فارس و سایر عرصه‌ها با انسجام و وحدت زیر نظر رهبری واحد و مقتدر به اذن خداوند متعال به پیروزی نهایی دست خواهند یافت.

ایکنا ـ چه مکانیسم‌هایی باعث می‌شود خاطره تاریخی مشترک در لحظات بحران به همبستگی فوری تبدیل شود؟

اگر به ضرب‌المثل‌های ایرانی بنگرید، این امثال و حکم در واقع عصاره حکمت و تجربه جمعی یک ملت در طول قرن‌هاست و هر یک از آن‌ها می‌تواند راهگشای بسیاری از معضلات اجتماعی و سیاسی باشد. همچنین، چنانچه به دیوان‌های اشعار ماندگار بزرگان شعر و ادب همچون فردوسی، این حماسه‌سرای بزرگ که شاهنامه او گنجینه‌ای از افتخارات ملی و قهرمانی‌های اساطیری ایران است، حافظ، این غزلسرای عمیق و عارف‌مسلک که اشعار او پر از رمز و رازهای عشق، وفا و میهن‌دوستی است، سعدی، این استاد سخن که هم در گلستان و هم در بوستان، نکته‌های نغز اخلاقی و اجتماعی را به زیباترین وجه بیان کرده است و مولانا، این عارف بلندپایه که مثنوی معنوی او شرحی است از سیر و سلوک روحانی و اتصال به حقیقت و دیگران از جمله نظامی، عطار، خیام و سایر شاعران بزرگ این سرزمین، نگاه کنید، رد پای این چگونگی و فرایند و کیفیت به هم پیوستن را نشان می‌دهد. 

در حقیقت، یک روح پهلوانی که همانا روحیه جوانمردی، غیرت، از خودگذشتگی و حمایت از ضعیف و مظلوم است در میان ایرانیان وجود دارد. این روح پهلوانی به مثابه یک چسب دوقلوی مقاومت در برابر دشمن عمل می‌کند، بدین معنا که ایرانی جماعت یعنی مجموعه مردم ایران دارای روح پهلوانی است و همچنین، روح قهرمانی دارد یعنی به قهرمانان ملی خود افتخار می‌کند و در لحظات بحران سعی می‌کند همانند آن قهرمانان رفتار کند.

دومین مکانیسم مهم روح وطن‌دوستی است. قاعده مشهور حُبُ الْوَطَنِ مِنَ الْإِیمَانِ که در روایات اسلامی نیز بر آن تأکید شده، در واقع بیانگر این حقیقت است که دوست داشتن وطن جزئی از ایمان محسوب می‌شود. بنابراین، این ویژگی یعنی وطن‌دوستی نیز به مانند آن روحیه پهلوانی می‌تواند گره‌گشای اساسی در ایجاد همبستگی فوری در بحران‌ها باشد.

سومین مکانیسم، احترام به بزرگان است. در طول تاریخ ایران بزرگداشت و احترام به جایگاه بزرگان یک وزن اساسی در همبستگی ملی بوده است؛ به گونه‌ای که در همبستگی ملی مفهوم بزرگتر که همه بزرگی بزرگان به او ختم می‌شود، یعنی نهایت احترام و بزرگداشت در نهایت به مقام والای ایشان منتهی می‌شود، جایگاه والایی است که همان جایگاه قیادت، رهبری، فرماندهی کل قوا و ولی امر . این جایگاه نیز سابقه و ظرفیت‌هایی در تاریخ و فرهنگ ما دارد که پذیرش آن را برای مردم آسان و طبیعی ساخته است.

ویژگی دیگری که موجب ایجاد این همبستگی مستحکم می‌شود، عبارت است از خانواده‌دوستی، خانه‌دوستی، همسایه‌دوستی، مهمان‌دوستی. همانطور که در فرهنگ ایرانی ضرب‌المثل معروف «مهمان حبیب خداست» رواج دارد و مفاهیم ملی و فراوان دیگری از این قبیل در فرهنگ ایرانی وجود دارد. این مفاهیم همگی ما را برمی‌گردانند به سمت اینکه بتوانیم ایران متحد و ایران منسجم را داشته باشیم. علاوه بر این‌ها، روحیه عبودیت و بندگی که ریشه در باورهای دینی و توحیدی دارد، روحیه شهادت‌طلبی که با ایثار و جانفشانی در راه آرمان‌های ملی و دینی گره خورده است و روحیه وحدت‌طلبی که از آن وحدت و یگانگی خدا سرچشمه می‌گیرد؛ چراکه خداوند یکتا است و وحدت او الگویی برای وحدت و یکپارچگی جامعه انسانی قلمداد می‌شود، همگی به منزله چسب‌های دوقلوی متمرکزی عمل می‌کنند که می‌توانند برای حفظ پیوند اجتماعی و سیاسی ایران در حمایت از وطن در لحظات بحرانی نقشی بی‌بدیل و کارآمد ایفا کنند.

ایکنا ـ آیا این همبستگی سیال عمدتاً واکنشی به تهدید بیرونی است یا ریشه در الگوهای درونی همیاری دارد؟

وقتی تهاجمی از بیرون اتفاق می‌افتد، این ظرفیت موجود در باطن و اندرون ایرانیان که پیشتر در موارد گذشته نیز به آن اشاره شد، شامل حس وطن‌دوستی، حس دفاع از وطن، حس مبارزه با دشمن، حس ظلم‌ستیزی، حس استکبارستیزی و بسیاری از ویژگی‌هایی که در این جنس تعریف می‌گنجد و قابلیت فهرست کردن دارد، این ظرفیت درونی غلیان پیدا می‌کند. به عبارت دقیق‌تر، این ویژگی‌های درونی به کمک آن اندرون بیدار شده و در برابر ظالم و مستکبر و جنایتکار برمی‌خیزد. در مثال‌هایی که به خانواده، به دفاع از مظلوم و به مواردی از این قبیل اشاره شد، مشاهده می‌کنید که وقتی کودکان میناب به شهادت می‌رسند، این حس یعنی حس غیرت و همبستگی به اوج خود می‌رسد. دلیل آن است که از یک سو کودکان در اوج مظلومیت هستند و از سوی دیگر در اوج اقتدار دفاع از کودکان قرار داریم. ایرانیان از لحاظ حس و حال خانوادگی دلبستگی عجیبی به پدر و بزرگتر دارند. معمولاً در فرهنگ ایرانی گفته می‌شود که وقتی فردی می‌خواهد با دیگری آشتی کند، می‌گویند: «پدرکشتگی که نداریم»، اما در این قضیه یعنی جنایات دشمنان علیه ایران ما با آن‌ها پدرکشتگی داریم؛ چراکه دشمنان ما پدر امت و رهبر ملت را به شهادت رساندند.

این دشمنان فقط در میدان رزم با ما نجنگیدند، بلکه آمدند کودکان و زنان جامعه را قتل عام کردند، پدر امت را از امت گرفتند، خانه‌ها را ویران کردند و به زیرساخت‌های این مملکت تعرض نمودند؛ یعنی چیزهایی که به دور از صحنه عادی و متعارف جنگ است. این اقدامات اوج‌گیری و موج‌گیری غیرت ملی و دینی را به دنبال دارد. شاید به همین جهت، عنوان «موج» را برای موشک‌باران‌ها برگزیدند تا بگویند «صد موج» و بیشتر، به این معنا که این امواج خروشان مقاومت به قدری برجسته و ممتاز بود که گاهی حتی در یک موج نیز نمی‌خواستند عدد موج بعدی را با موج پیشین قاطی کنند، بلکه مرحله به مرحله بدان می‌افزودند یعنی برای مثال موج صدم مرحاه هشتم و ... . درست همانگونه که دریا از اندرون خود امواج را ایجاد می‌کند، ملت دریا دل ایران نیز چنین ویژگی‌ای دارد. رزمندگان این ملت دریا دل نیز این روحیه موج‌آفرینی را دارا بودند.

به همین جهت، پاسخ به پرسش مذکور این است که همبستگی سیال ایرانیان هم واکنشی به تهدید بیرونی است و هم ریشه در الگوهای درونی همیاری دارد؛ چراکه این ظرفیت درون‌زاد در مواجهه با تهدید خارجی بروز و غلیان می‌یابد. ان‌شاءالله با این موج‌آفرینی‌ها و با این یکدستی و تحت رهبری امام حاضر، خامنه‌ای جوان ما (که دست خدا عیان شد و حقیقتاً خامنه‌ای جوان شد)، دشمن پیر فرتوت زمین‌گیر یعنی آمریکا که همانند شیر پیری که از جای خود نمی‌تواند بلند شود و هی غرش می‌کند، نابود خواهد شد. شاهد اصلی این قضیه را اکنون از ترامپ و از نتانیاهوی جنایتکار مشاهده می‌کنیم. آن‌ها غلطی کرده‌اند و در آن گیر کرده‌اند و حتی شعور آن را ندارند دست تسلیم بلند کنند و بگویند که ایران بزرگ قدرت چهارم جهان است و ما در برابر شما تسلیم هستیم». دنیا باید بداند که قدرت ایران اسلامی در حال تثبیت شدن است و به زودی این قدرت جهانی در میان تمامی کشورهای دنیا ثبت و ضبط جهانی خواهد شد. البته در این مرحله جایگاه دیپلماسی بسیار مهم است تا بتواند برای تثبیت پیروزی‌های حقوقی و قانونی و جهانی کردن پیروزی‌ها و در واقع ادامه راه که بهره‌برداری از پیروزی‌ها باشد، اقدام کند.

ایکنا ـ کدام گروه‌های اجتماعی بیشترین اشتراک را در خوانش «ریشه‌های تاریخی» دارند و کدام‌ها حاشیه‌نشین می‌شوند؟

باید دانست که «یدالله مع الجماعت» یعنی دست خدا با جمعیت است. این مفهوم بدان معناست که همگان اعم از کوچک و بزرگ در سطح جامعه به ویژه در شرایط حساس کنونی نقش‌آفرین هستند. بنابراین، باید همه را با هم دید و به مصداق «یدالله مع الجماعت» زمینه را برای حرکت به سوی اهداف والای الهی و انسانی فراهم کنیم. بنا به نظر بسیاری از دانشمندان و جامعه‌شناسان روحانیت در میان ملت ایران از جایگاه معنوی و اجتماعی بسیار بالایی برخوردار است و می‌تواند در خدمت مردم برای آماده‌سازی و آماده شدن برای رزم باشد. دلیل این مدعا روشن است، زیرا در هر حادثه‌ای که برای ایران پیش می‌آید، روحانیت پیش‌قدم است؛ چه در زلزله، چه در جنگ هشت ساله، چه در جنگ 12 روزه، چه در جنگ موسوم به رمضان که در واقع همان دفاع مقدس سوم است. روحانیت در همه این صحنه‌ها به آنچه می‌گفتند، زودتر از دیگران عمل می‌کردند. نسبت تعداد شهدا و جانبازان و میزان حضور روحانیون در رزم نسبت به جمعیت آنان، گویای این حقیقت است. 

بنابراین، روحانیت به صورت خودکار یک قشر تأثیرگذار در جامعه به شمار می‌رود. گزاره دیگری که مطرح شد، مربوط به بانوان است. برخی تحلیلگران خارجی گفته‌اند که زنان ایرانی در این صحنه‌های دفاع از نظر عددی بیش از مردان وارد میدان شده و میدان‌داری کرده‌اند. زن، محور عاطفه است. در خانه ایرانی یا مادر بزرگ است، یا مادر، یا خواهر، یا همسر و یا دختر وجود دارند که هر کدام از این عناوین دنیای عاطفه و احساس را شکل می‌دهند. اگر زنان در خیابان اکثریت باشند، چنین نقش‌آفرینی دارند. در درون خانه نیز ضمن آماده کردن اعضای خانواده، سایر اعضا را با خود همراه می‌کنند. 

گروه سوم، کودکان و نوجوانان هستند. آنان چنان عمل کرده‌اند که بزرگترها با مشاهده شور و حماسه این کودکان بر این باور می‌رسند که باید همراه آنان باشند و همگنان «یا علی مدد» گویند. گروه دیگری که باید بدان اشاره کرد،بازار است. در ماجرای دی‌ماه عده‌ای از مردم وبازاریان اعتراض طبیعی خود را داشتند، اما دشمن برای سوء استفاده وارد میدان شد. البته بازار با شناخت دقیق دشمنان آستین بالا زده و خود را از آنان جدا کرد. بازار تاکنون در موضوع معیشت تا حد زیادی با مردم همراهی کرده است. اینجا از بازاریانی که دل در گرو ایران، ایمان و اسلام دارند درخواست می‌کنم که درست است شما در بازار متلاطم متضرر می‌شوید، اما طبقات ضعیف و متوسط جامعه متضررتر می‌شوند و ضرر بیشتری می‌کنند. گرانی و تورم به همه زیان می‌زند، اما برخی اقشار بیشتر متضرر می‌شوند. در این موقعیت است که بازاریان می‌توانند بسیار تأثیرگذار باشند؛ یعنی یار و یاور مردم و دولت در ثبات بازار، تأمین نیازمندی‌ها و رعایت قیمت عادلانه و امثال آن باشند. بنابراین از این حیث، بازاریان به صورت خودکار یک میدان‌دار ویژه محسوب می‌شوند.

دانشگاهیان، حوزویان و به ویژه گروه موسوم به «فرهیختگان» که طبیعتاً نخبگان هستند، به صورت طبیعی می‌توانند تولید فکر و اندیشه برای توسعه این انسجام را بیشتر کنند و توقع از ایشان نیز ایفای همین نقش است. فعالان فضای مجازی وفادار به وطن نیز از طبقات و اقشار مختلف هستند. در اینجا یادآوری این نکته جالب است که دیپلمات‌ها، سفیران ایران در کشورها و رایزن‌های ایران در نقاظ مختلف جهان نیز افزون بر کار دیپلماتیک، در عرصه فضای مجازی با بهره‌گیری از هوش مصنوعی، هنر طنز، تصویر و بسیاری ابزارهای دیگر، نقشی بسیار متفاوت و منسجم ایفا کردند.

دانش‌آموزان در این زمینه، جداً از دانشجویان و جوانان و حتی کودکان نیستند. تأکید بر واژه دانش‌آموز از آن روست که دانش‌آموزان و آموزش و پرورش ایران اسلامی که یکجا اندوهگین شهیدان دانش‌آموز میناب (معلم، کودک و دانش‌آموز) شدند، احساس کردند که این مسئله به هویت خود آنان تعلق دارد. بدین ترتیب فهرست‌های بلندی از دانش آموزان هستند که از اولین روزهای آغاز جنگ تحمیلی وارد میدان شده و صحنه را پرشور کرده‌اند. همچنین، کشاورزان و روستاییان نیز در این زمینه نقش بزرگی داشتند، یعنی علاوه بر آنکه همچون شهرنشینان در اجتماعات نقش‌آفرین بودند، یا در روستای خود اجتماع تشکیل می‌دادند یا خود را به نزدیک‌ترین اجتماع (احتمالاً روستای همجوار، شهر همجوار، بخش همجوار) می‌رساندند. آنان می‌دانند که باید همتی بیشتر در جهت تأمین غذای ملت به کار گیرند. به عنوان نمونه در مورد کالای استراتژیک گندم، امسال گفته می‌شود که همت کشاورزی کشور بر خودکفایی گندم است. اعداد و ارقام ۱۱ تا ۱۴ میلیون تن که مطرح شده، نشان می‌دهد کشاورزان گروهی بسیار تأثیرگذار و نقش‌آفرین هستند. 

در اینجا ضمن تشکر از همه ظرفیت‌های بازار، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و کسبه به ویژه در حوزه مواد غذایی، باید از آنان که سعی کردند ثبات بازار، وفور کالا و امثال این ملاحظات را همت گمارند، قدردانی شود. مرزنشینان ما نیز هم یار امنیت بودند و هم یار اقتصاد. از یک سو اگر به دلیل بحران جنگ ورود کالا کاهش می‌یافت، از سوی دیگر به سرعت جای آن پر می‌شد. مردم به خوبی می‌دانند که حجم زیادی از کالاها معمولاً از مسیرهایی چون امارات و حوزه خلیج فارس به ایران می‌آمد. هنگامی که امارات بدهمسایگی پیشه کرد و به دشمن پیوست و سرزمین خود را در اختیار دشمن قرار داد، ایران در بنادر دیگر و با استفاده از ظرفیت سایر کشورها جایگزین‌های مناسبی ایجاد کرد. اصولا ایران بزرگ و پهناور با همسایگان خود که بخشی همسایه آبی و خاکی، بخشی همسایه آبی، و بخشی همسایه خشکی و خاکی هستند، با بهره‌گیری از این ظرفیت توانست تا این مسئله را به خوبی مدیریت کند.

ملاحظه اقوام را نیز در اینجا به عنوان یک عامل تأثیرگذار باید جدی گرفت. در نوار مرزی که دشمن به دنبال سوء استفاده بود، استان‌های مرزی و اقوام مرزی ما همت کردند و باید مراقبت و مواظبت کنند تا وحدتشان گسسته نشود و این وحدت و همبستگی را به نیکوترین وجه حفظ کنند.