به گزارش ایکنا از قم، جلالالدین حسانی، پژوهشگر حوزه حقوق و جرمشناسی در ششمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی روایت جنگ که با عنوان «برآیندهای جنگ رمضان بر پشتیبانی بنیاد یافته از هویت ایرانی در خلیج فارس» که امروز ۲۴ اردیبهشتماه به همت جهاددانشگاهی قم به صورت مجازی برگزار شد، گفت: در جنگ رمضان، نقض نمایان قواعد حقوق بینالملل آشکار بود. حمله به دبستان میناب و جاودان ساختن یکصد و هفتاد دانشآموز و فرهنگی که در آن لحظه در کلاس درس یا در حیاط مدرسه بودند، حمله به بسیاری از اماکن تاریخی در سراسر ایران، یا اماکنی که اگر حمله مستقیم به آنها نمیشد، اما دشمن میدانست که موج انفجار آنها را نابود میکند، نشانههای نقض قوانین بینالمللی بود.
وی افزود: اهمیت نقش غیرنظامیان در جنگ، دیگر ویژگی بنیادین جنگ رمضان است. همچنین ارزشهای پژوهشی و آموزشی این جنگ نیز سزاوار توجه است. علوم جنایی، به مفهوم مجموعه دانشهایی که هر کدام از آنها به واکاوی چهرهای از جرم یا شاخهای از جرم میپردازند.
این استاد دانشگاه با اشاره به گونههای علوم جنایی بیان کرد: علوم جنایی، گونههایی دارد؛ علوم جنایی حقوقی، شاخههایی که به واکاوی قوانین میپردازند، مانند حقوق کیفری؛ اینکه چه رفتارهایی جرم شناخته میشوند و اینکه حمله به یک غیرنظامی چگونه در شمار جرم قرار میگیرد، در این حوزه بررسی میشود. علوم جنایی تجربی نیز با شاخههایی شناخته میشود که، مانند بزهدیدهشناسی یا جرمشناسی، بروندادهای واقعی جرم را در کانون توجه قرار میدهند. فلسفه کیفری نیز به چرایی مجازات، یا چرایی بحث حاضر پیرامون این نماد از جنگ رمضان، میپردازد. سرانجام، سیاست جنایی، که فویرباخ آلمانی آن را به جهان عرضه کرد، به پاسخهای پیشگیرانه و نیز پاسخهای سرکوبنده در برابر جرم میپردازد.
وی هویت ایرانی را از دیگر محورهای بنیادین این بحث دانست و ادامه داد: هویت ایرانی از رهگذر جنگ رمضان جان تازهای گرفت. از رهبر شهید تا آن کودک چندروزه که جان خود را برای ایران از دست داد، همه و همه به هویت ایرانی معنا و مفهوم بخشیدند. هویت ایرانی، به زبان ساده، شاخهای از هویت یا مجموعهای از رویکردها و انگارههای شناختی است که پیرامون مفهوم ایران در درازنای زمان پدید آمده است. هویت ایرانی یعنی آمیختگی انگارههای میهنی و آیینی در پیوند با ایران.
حسانی اظهار کرد: هویت ایرانی، افزون بر این، سازهها یا ارکانی دارد. نخستین آنها فرهنگ ایرانی است که جلوههای آن همواره آشکار بوده است. سازه دوم، جغرافیای ایران است. اگر جمهوری اسلامی ایران توانسته است از جغرافیای خود بهخوبی پاسداری کند و تا آنجا پیش رود که ابرقدرت جهان نیز نتواند در برابر آن حتی تنگه هرمز را باز کند، این امر از آن روست که هویت ایرانی در این سرزمین حضور دارد و جمهوری اسلامی نیز بهدرستی از این هویت پاسداری میکند.
وی خلیج فارس را یکی از مهمترین نمودهای این هویت دانست و گفت: پهنه آبی جنوب ایران که از دلتای اروند تا تنگه هرمز امتداد دارد، خلیج فارس نامیده میشود. سه استان خوزستان، بوشهر و هرمزگان در این پهنه قرار دارند. خلیج فارس دارای سه ویژگی بنیادین است؛ نخستین ویژگی، موقعیت راهبردی آن است. رخداد جنگهای گوناگون در دهههای گذشته در این منطقه، از جنگ ایران و عراق تا جنگ کنونی، همگی نشاندهنده جایگاه راهبردی این پهنه آبی است. کشوری که بتواند در این بخش از آسیای غربی هژمونی خود را در چارچوب روابط بینالملل تثبیت و شکوفا سازد، در دیگر بخشهای جهان نیز از قدرت چانهزنی بالایی برخوردار خواهد شد.
حسانی ادامه داد: ویژگی دوم، اثرگذاری جهانی خلیج فارس است. برای نشان دادن این اثرگذاری، توجه به تنشها و درگیریهای کنونی در سطح سیاست جهانی کفایت میکند. تأثیری که خلیج فارس و تنگه هرمز، بهعنوان دروازه خلیج فارس، بر جریان انتقال انرژی در جهان بر جای میگذارند، کاملاً آشکار است. چنانکه مقام معظم رهبری نیز در پیام خود به مناسبت دهم اردیبهشتماه، روز ملی خلیج فارس، تصریح کردند، حاکمیت در تنگه هرمز در حال آشکار ساختن چهرههای نوینی از حاکمیت ایران است.
وی سومین ویژگی مهم خلیج فارس را پیوستگی آن با هویت ایرانی دانست و تصریح کرد: اهمیت این ویژگی به قدری است که میتوان خلیج فارس را در روزگار کنونی آوردگاه و آزمونی برای پاسداشت هویت ایرانی و ارزیابی میزان دلبستگی به میراث ایرانیان بزرگ در دههها و ماههای گذشته دانست.
این پژوهشگر حوزه حقوق و جرمشناسی با اشاره به اینکه چگونه میتوان با بهرهگیری از آموزههای علوم جنایی، آنچه را جنگ رمضان پدید آورده است، به سنجهای مثبت، اثرگذار و مطلوب در تقویت هویت ایرانی تبدیل کرد، بیان کرد: نخستین موضوع، اهمیت جامعهپذیرسازی است. جامعهپذیرسازی از رسالتهای نهاد خانواده به شمار میرود که ارزشهای اجتماعی را به کودک آموزش میدهد، اما این فرایند به خانواده محدود نمیشود، بلکه جامعه نیز در قبال اعضای خود چنین وظیفهای بر عهده دارد. از اینرو، ارزشهای بزرگی چون میهنپرستی باید از رهگذر جنگ تقویت شود.
وی افزود: موضوع دوم، آگاهسازی همگانی نسبت به هویت ایرانی است. پیروزی در جنگ تنها در میدان رزم تحقق نمییابد، بلکه زمانی میتوان از پیروزی سخن گفت که دستاوردهای نظامی نیز در ادامه پاسداری شود. هر اندازه که در کلاسهای درس، رسانهها، کتابهای درسی و دیگر عرصههای اجتماعی، از جمله گردهماییهای عمومی، چهرههای گوناگون هویت ایرانی تبیین شود، امکان صیانت از این هویت و تثبیت دستاوردهای جنگ بیشتر خواهد شد.
حسانی بیان کرد: رمضان نشان داد خطرپذیری هویت ایرانی همیشگی است. فردوسی، که نقشی بسیار بزرگ در پردازش هویت ایرانی و آراستن آن با مفاهیم آیینی، بهویژه عشق به خاندان اهلبیت، داشته است، همواره از تقابل ایرانی و ویرانی سخن میگوید. این همان مفهومی است که در آموزههای دینی نیز در قالب تقابل حق و باطل بازتاب یافته است. از این منظر، هویت ایرانی همواره در معرض تهدید قرار دارد. اینکه رژیم اشغالگر قدس با وقاحت از تجزیه ایران سخن میگوید، نشان میدهد که پیکار با جمهوری اسلامی تنها یک بهانه است؛ زیرا افزون بر این، هدف آنها تجزیه ایران و نابودی هویت ایرانی است.
وی تصریح کرد: از اینرو، جنگ رمضان روشن ساخت که میدان رزم میتواند حتی در جنوب خلیج فارس شکل گیرد و حتی در برابر کشورهایی باشد که برخلاف موازین حقوق بینالملل، زمین، دریا و فضای خود را در اختیار دشمن قرار دادهاند. جنگ رمضان و پاسخهایی که در سطوح گوناگون، از حضور مردمی در خیابانها تا کنش نیروهای نظامی در میدان و تحرکات دیپلماتیک در عرصه منطقهای و بینالمللی، ارائه شد، نشان داد که هر اندازه هویت ایرانی نیرومندتر و تقویت شود، میتوان انتظار داشت که غیرنظامیان و نظامیان، دوشادوش یکدیگر، در برابر توطئهها ایستادگی کنند.
این پژوهشگر حوزه حقوق و جرمشناسی با اشاره به کیفیسازی پاسخدهی اظهار کرد: هر نظام عدالت کیفری، در برابر جرم، دو نوع پاسخ اساسی ارائه میدهد؛ نخست پیشگیری از جرم و دوم سرکوب یا سزادهی جرم. پیشگیری از جرم از اهمیت فراوانی برخوردار است تا آنجا که در قانون پیشگیری از وقوع جرم ایران نیز برای برخی نهادها، رسالتهایی در این زمینه پیشبینی شده است. در این چارچوب، میتوان ادعا کرد که هویت ایرانی در خلیج فارس میتواند ابزاری مهم برای پیشگیری باشد.
وی نخستین گونه از پیشگیری را پیشگیری موقعیتمدار دانست و گفت: در این رویکرد، حاکمیت وظیفه دارد سرتاسر بخشها و اماکنی را که بهگونهای با هویت ایرانی پیوند دارند، بهخوبی پاسداری کند. دومین رویکرد، پیشگیری اجتماعی است. این نوع پیشگیری به معنای آگاهسازی جامعه از خطرات جرم و بهرهگیری از ظرفیتهای اجتماعی برای کاهش احتمال ارتکاب جرم است.
این پژوهشگر اضافه کرد: گنجاندن رویدادهای جنگ در کتابهای درسی اقدامی درست و ضروری است؛ زیرا نسلهای بعدی باید از این تحولات آگاه باشند و بدانند که برخی کودکان و نوجوانان، در شرایطی کاملاً عادی و بیارتباط با هرگونه رفتار مجرمانه، در متن این رخدادها قرار گرفتهاند. چنین آموزشهایی، در شکلدهی به فهم تاریخی و تقویت هویت جمعی نقش اساسی دارد.
حسانی ادامه داد: سومین چهره از کیفیسازی پاسخدهی، پیشگیری زودرس از جرم است که پیوندی نزدیک با جرمشناسی رشد دارد. این نوع پیشگیری ناظر به جرایمی است که کودکان و نوجوانان ممکن است در آینده مرتکب شوند؛ بدین معنا که اگر بر تربیت و آموزش آنان سرمایهگذاری شود، احتمال گرایششان به جرم در سالهای بعد کاهش خواهد یافت.
وی اظهار کرد: در کنار این سه رویکرد، سزادهی یا مجازات نیز میتواند حامل چهرههایی از هویت ایرانی باشد. بازپروری بزهکاران به این معناست فردی که محکوم میشود، غالباً بهسبب کاستیهایی در فرایند تربیت و زندگی اجتماعی به جرم روی آورده است؛ بنابراین، در فرایند اجرای مجازات باید آموزشهایی ارائه شود که او را از تکرار رفتار مجرمانه بازدارد و به پذیرش ارزشهای اجتماعی، از جمله میهندوستی، رهنمون شود.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: در نتیجه، نظام عدالت کیفری ایران با تکیه بر پیشگیری موقعیتمدار، پیشگیری اجتماعی، پیشگیری زودرس و نیز بازپروری بزهکاران، میتواند از دستاوردهای جنگ رمضان برای تحکیم و پاسداشت هویت ایرانی بهره گیرد.
وی در ادامه موضوع مهم بعدی را مدیریت ریشه جرم در شرایط بحران و جنگ دانست و بیان کرد: دادگاههای کیفری، با توجه به نوع جرایمی که در دوران مخاصمه رخ میدهد، غالباً رویکردی را دنبال میکنند که میتوان آن را شدتگرایی کیفر بر پایه قوانین تشدید در مقابله با دولت متخاصم دانست. در این رویکرد، فرض اصلی آن است که خطر و احتمال وقوع جرم در زمان جنگ افزایش مییابد و از اینرو، سیاستگذاری کیفری باید واکنشپذیر و آیندهنگر باشد.
این پژوهشگر حوزه حقوق و جرمشناسی گفت: درواقع، آنچه از «سیاستگذاری کیفری» مراد میشود، برنامهریزی سیاست جنایی برای آینده است؛ نظام عدالت کیفری باید بتواند در کنار بهرهگیری از دستاوردهای نیروهای مسلح قهرمان و حضور مردم در صحنههای اجتماعی، برای دفاع از دستاوردها و کاهش زمینههای جرم، سازوکارهای متناسب طراحی و اجرا کند.
حسانی نخستین محور سیاستگذاری پیشنهادی در این چارچوب را نیروبخشی نهادی به هویت ایرانی در خلیج فارس دانست و افزود: مقصود آن است که تمامی نهادها و سازمانهای رسمی و نیز نهادهای نوپدید، مأموریتهایی روشن در دفاع از هویت ایرانی تعریف کنند. تقویت نهادی بهمثابه یک پشتوانه اجتماعی برای پیشگیری و کاهش ریسک جرم عمل میکند. محور دوم که از حیث مبنای نظری نیز اهمیت بیشتری دارد، سنجهسازی و تبدیل «هویت» به معیارهای عملی و قابل سنجش است. صرفِ برافراشتن نمادها و افتخارآفرینیهای مقطعی ارزشمند است، اما این ارزشها زمانی به حداکثر کارآمدی میرسند که در پیوندی روشن با مفاهیمی مانند میهنپرستی سامان یابند و در رفتار اجتماعی و تصمیمگیری کیفری نیز بازتاب پیدا کنند.
وی اظهار کرد: جنگ رمضان نشان داد که یک ایرانی، تنها به شعارهای غیرحقوقی یا رفتارهای خشونتمحور محدود نمیشود، بلکه ارزشهای اجتماعی و اخلاقی را در میدان عمل نیز پاس میدارد. از منظر جرمشناختی، مسئله «قتل» و شیوههای ارتکاب آن نیز قابل تحلیل است. در نظامهای حقوقی، قتل به طور کلی دارای ضمانت اجراست، اما برخی گونهها از قتل، در عمل ممکن است بدون پاسخ کیفری مؤثر باقی بمانند. نمونههایی از این وضعیت در جهان گزارش شده است؛ این امر از یک سو نشاندهنده خلأ یا کاستی در پاسخگویی کیفری برخی نظامهای بینالمللی است و از سوی دیگر میتواند ضرورت رویکرد فعال در حفاظت از هویت ایرانی و مقابله با روایتهای تحریفشده را برجسته سازد.
این پژوهشگر حوزه حقوق و جرمشناسی در پایان تاکید کرد: اگر نظام عدالت کیفری ایران بتواند در راستای رسالتهای خود، اثرگذاری جنگ رمضان بر هویت ایرانی در خلیج فارس را بهدرستی دنبال کند، دستاوردهای متعددی نصیب جامعه خواهد شد. امروزه، افکار عمومی و جامعه جهانی، بیش از گذشته، مطالبهگر است و حکومتها نمیتوانند صرفاً با شعار پیش بروند، بلکه باید حقوق شهروندی و خواستههای مشروع را در عمل تحقق بخشند. از اینرو، تقویت کارکردهای سیاست جنایی اعم از پیشگیری از جرم و سزادهی مؤثر میتواند به تحقق «حکمرانی سزاوار» در برابر جرم منجر شود.
وی تصریح کرد: به بیان دقیقتر، در ادبیات کیفری، جرم هرگز به طور مطلق از جامعه حذف نمیشود، اما میتوان آن را مهار کرد. هر اندازه این مهار بهتر و نظاممندتر باشد، نظام عدالت کیفری در تحقق یک حکمرانی مطلوبتر و کارآمدتر موفقتر خواهد بود.