
به قلم؛ حامد علیاکبرزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
ماکیاولی را میتوان پدر یا یکی از پدران فلسفه سیاسی غرب مدرن دانست. سیاست در عصر جدید دنیای غرب با اندیشههای ماکیاولی و هابز و جان لاک و امثال اینان معنا پیدا کرده است.
سیاست پیش از دوران مدرن دغدغه ساختن و پرداختن جامعهای با فضیلت را داشت، جامعهای که علاوه بر فضیلت، عدالت نیز در ساحتهای مختلف آن باید تبلور مییافت. این جامعه همان مدینه فاضلهای است که فارابی در ترکیبی از گزارههای عقلی و دینی آن را تصویر کرد.
با ظهور دوران و عصر روشنگری سیاست کارکرد اصلی خود را در تحقق فضیلت از دست داد و «قدرت» مسئله اصلی ساحت سیاسی شد. مهمترین فضیلت اجتماعی دوران مدرن قدرت است و این محوریت قدرت جهانی را ساخت که بزرگترین فجایع انسانی و کشتارهای جمعی تاریخ در آن رقم خورد.
با انقلاب اسلامی یک بار دیگر پرچم سیاست مبتنی بر فضیلت در ایران برافراشته شد. در سیاست مبتنی بر فضیلت، مردم اهل مواسات با یکدیگر هستند، مواسات یعنی یاری و غمخواری با یکدیگر در مشکلات و مصائب و انصافا ملت ایران در مقاطع مختلف پس از انقلاب و به ویژه در حوادث و رخدادهای تلخ اهل مواسات با یکدیگر مواسات داشتهاند.
در همه این مقاطع تاریخی پس از انقلاب عدهای که تنها پول برایشان معنا داشته و از فضیلت بویی نبردهاند، تلاش کردهاند تا با ترفندها و حیلههای اقتصادی به این مواسات صدمه بزنند.
امروز دوباره همان عده در حال تلاش برای لطمه زدن به معیشت مردمی هستند که بیش از دو ماه است با تمام وجود خویش پای انقلاب و ایران ایستادهاند و جنگ رمضان را با حضور و مواسات خود مدیریت کردهاند.
این خباثتهای اقتصادی را باید با شدت پاسخ داد، مسئولان محترم باید به سرعت عاملان جنگ اقتصادی دشمن را شناسایی و با آنها برخورد کنند. برای احیای حکومت مبتنی بر فضیلت باید با تمام توان در برابر اصحاب ثروت و قدرت ایستاد، دشمنان امروز جبهه جدیدی از جنگ را گشودهاند و ما در این جبهه جدید به مجاهدت اقتصادی نیاز داریم.
میتوان از ظرفیت همین مردم در برخورد با خباثتهای های اقتصادی اصحاب ثروت استفاده کرد، دست نامرئی لیبرالیسم اقتصادی و مکر آشکار اقتصاد تکاثری را با همراهی ملت مبعوثشده ایران میتوان کنار زد. دولت، قوه قضائیه و مجلس باید آرایش اقتصادی جنگی خود را تقویت کنند، هنوز از برخی افراد و دستگاهها پیام بیتفاوتی و عدم درک شرایط صادر میشود.