احمد عسکری سروستانی، در نشست علمی تبیین فرمایشات رهبر معظم انقلاب، به بررسی سیر تحول فقه و کلام در تاریخ اسلام پرداخت. وی در این نشست با تشریح تقابل مکتب «اهل حدیث» با ائمه معصومین(ع)، نقش سیاستهای سرکوبگرانه متوکل عباسی و آرای فقهی احمد بن حنبل را در ایجاد تنگنا برای امامین عسکریین(ع) و شکلگیری فرقههای انحرافی در باب مهدویت تبیین کرد.

به گزارش ایکنا،
احمد عسکری سروستانی، مدرس دانشگاه جامع امام حسین(ع)، در نشست علمی با موضوع «تبیین فرمایش امام شهید مبنی بر تأثیرات تاریخی صبر نکردن یا تحلیل غلط با نگاهی به دوران ائمه معصومین(ع)»، به بررسی ریشههای تاریخی تفرقه در جهان اسلام پرداخت.
ایشان با طرح این پرسش که چرا در مبحث مهدویت با تعدد فرقهها مواجه هستیم و آیا این مسئله صرفاً به شیعه اختصاص دارد، خاطرنشان کرد: پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) تا زمان شهادت حضرت علی(ع)، مبنای عمل مسلمانان بر اساس رفتار خلفا و صحابه شکل گرفته بود. اما پس از شهادت حضرت امیر(ع)، جامعه اسلامی به دو گروه تقسیم شد.
وی با اشاره به سیر تحول مفاهیم مذهبی افزود: تا قرن دوم هجری، عناوینی تحت عنوان «شیعه» و «سنی» با تعاریف تاریخی امروزی وجود نداشت؛ بلکه پیش از آن، دستهبندیها صرفاً در قالب دو گرایش «علویمذهب» و «عثمانیمذهب» شناخته میشد. در نهایت، جرقههای اختلاف جدی میان مسلمانان بهتدریج از اواخر قرن اول هجری آغاز شد و مسیر تاریخ اسلام را تحت تأثیر قرار داد.
عسکری سروستانی در ادامه تبیین روند تاریخی اختلافات، اظهار کرد: با گذشت زمان، تفاوت در تعلیمات اسلامی منجر به بروز شکاف میان مسلمانان شد. به گفته وی، مباحث کلامی که محور اصلی قرن اول هجری بود، در اوایل قرن دوم به سمت مباحث اخلاقی سوق پیدا کرد و از اواسط این قرن، با بروز چالش در احکام اسلامی، دانش "فقه»ث شکل گرفت؛ موضوعی که ریشه چالشهای مهدویت نیز به زمان تأسیس همین علم بازمیگردد.
وی با دستهبندی جریانهای اهل سنت، به تبیین دیدگاه «اهل حدیث» پرداخت و افزود: این گروه نقش عقل را در استنباط احکام نمیپذیرند و تنها قرآن و سنت پیامبر(ص) را مبنا میدانند. از نظر آنان، حتی «سنن غیرثابت» پیامبر(ص) ـ یعنی اموری که ایشان تنها یکبار انجام دادهاند ـ الزامی است. برای نمونه، اقامه نماز غیابی بر پیکر نجاشی توسط پیامبر(ص) که تکرار نشد، از سوی اهل حدیث به عنوان یک حکم شرعیِ قابل اجرا تلقی میشود.
مدرس دانشگاه امام حسین(ع) با اشاره به اینکه حنبلیها و اشاعره پیرو این تفکر هستند، تصریح کرد: این جریان حتی نظرات صحابه را، هرچند با عقل در تضاد باشد، به عنوان حکم شرعی میپذیرند. وی بهعنوان مثال به توجیه روایات شاذ توسط افرادی چون احمد بن حنبل اشاره کرد و گفت: ملاک دیگر این گروه، «نظر اکثریت صحابه» است؛ آنها حتی واقعه سقیفه بنیساعده را با همین منطق توجیه میکنند و بر این باورند که چون اکثریت حاضران در سقیفه مسیری را برگزیدند، آن نظر ولو با وجود مخالفتها، لازمالاجراست. به همین دلیل، احمد بن حنبل مخالفت با اجماع صحابه را برنمیتابد و بر همین اساس حکم به تکفیر شیعه میدهد.
وی در پایان این بخش اظهار کرد: اهل حدیث در مراتب بعدی، نظرات تابعین و تابعینِ تابعین را ملاک قرار میدهند و معتقدند در صورت مواجهه با مسائل مستحدثه و جدید، باید از طریق «قیاس» با سخنان و سیره این گروهها، حکم شرعی را استخراج کرد.
قیاس و استحسان؛ توجیهی برای برخی احکام
عسکری سروستانی در ادامه تشریح نحوه شکلگیری فرقهها، به گروه دوم اهل سنت یعنی «اهل رأی» (علمای عراق) اشاره کرد و افزود: این گروه در تقابل با علمای حجاز، علاوه بر روش قیاس، مفهوم «استحسان» را نیز وارد فقه کردند. استحسان به معنای ترجیح مصلحت بر ظاهر حکم است؛ به عنوان مثال، آنها معتقد بودند اگرچه تماس با نامحرم جایز نیست، اما در موقعیتی که نجات جان یک زن در خطر باشد، این تماس از باب استحسان ایرادی ندارد.
مدرس دانشگاه امام حسین(ع) تصریح کرد: با بالا گرفتن این تفرقه و ابداعات فقهی، امام باقر(ع) و بهویژه امام صادق(ع) برای صیانت از دین، فقه اصیل شیعه را ترویج کردند. در همین راستا، زمانی که عمر بن عبدالعزیز با مشاهده تفاوت در نحوه وضو و نماز لشکریان، نزد امام باقر(ع) آمد، ایشان بر لزوم تدوین فقه تأکید ورزیدند و کتاب "آدابالصلوه" را نگاشتند تا معیار صحیح اعمال عبادی در اختیار مسلمانان قرار گیرد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات سیاسی بازه سالهای ۱۰۰ تا ۱۳۲ هجری قمری پرداخت و گفت: در دوران افول بنیامیه، بنیعباس با بهرهگیری از فعالیتهای تبلیغی و مخفیانه شیعیان خالص، توانستند قدرت را به دست بگیرند؛ اما به محض استقرار حکومت، شیعیان را کنار زده و آنها را مورد آزار و شکنجه قرار دادند.
این مدرس دانشگاه با مقایسه رویکرد خلفای غاصب و ائمه معصومین(ع) در مواجهه با ایرانیان، اظهار کرد: برخلاف برخورد تند خلفا با ایرانیان، حضرت علی(ع) و سایر ائمه با احترام به آداب و رسوم پسندیده ایرانی، از جمله عید نوروز، زمینه جذب آنان به تشیع را فراهم کردند. چنانکه وقتی به امام صادق(ع) بابت ارج نهادن به رسم مجوسیان انتقاد شد، ایشان با اشاره به پیوند عمیق سلمان با خاندان وحی، فرمودند که این سنتِ «سلمان» است که پیامبر(ص) او را از اهلبیت خود خواندهاند.
سوء استفاده عباسیان از شیعیان
عسکری سروستانی در ادامه تحلیل خود به دوره ۳۰ ساله فعالیتهای سیاسی عباسیان برای تصاحب قدرت اشاره کرد و گفت: در این مقطع، علی فرزند عبدالله بن عباس با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی و ترویج باورهای خاص، به زمینهسازی برای حکومت خود پرداخت. وی با اشاعه این تفکر که ظهور محقق نمیشود مگر پس از حکومت سه نفر با عناوین سفاح(خونریز کافران)، منصور (پیروز و فرمانده لشکر صاحبالزمان) و در نهایت مهدی موعود، توانست افکار عمومی به ویژه در خراسان را با خود همراه کند. این فریبکاری تا جایی پیش رفت که ابومسلم خراسانی از امام صادق(ع) درخواست کرد فرماندهی لشکر ایشان را بپذیرد، اما امام(ع) با آگاهی از انحراف این جریان، قیام آنان را مردود دانستند.
وی افزود: بنیعباس برای فریب شیعیان، القاب مذکور را بر خلفای خود نهادند و همزمان مبارزه سیستماتیک با شیعه را در دستور کار قرار دادند؛ نبردی که تا دوران غیبت ادامه یافت. در این میان، احمد بن حنبل که از مخالفان سرسخت شیعه بود، پس از طی دورهای زندان در زمان مأمون، در سال ۲۳۳ هجری قمری و در دوره متوکل عباسی به قدرت بازگشت. متوکل برخلاف خلفای پیشین، پیرو «اهل حدیث» بود و با انتصاب احمد بن حنبل بهعنوان فقیه و قاضی ارشد کشور، فصل جدیدی از فشار بر شیعیان را آغاز کرد.
مدرس دانشگاه امام حسین(ع) تصریح کرد: احمد بن حنبل با وجود آنکه خود روایاتی درباره ولادت مهدی موعود(عج) از نسل پیامبر(ص) نقل کرده بود، به متوکل پیشنهاد داد برای ریشهکن کردن شیعه، خاندان امام هادی(ع) را از مدینه به سامراء (منطقه عسکریه) منتقل کند تا تحت نظارت مستقیم باشند. در پی این پیشنهاد، ۴۰۰ نفر از بنیهشم به عراق تبعید شدند. در این دوران، امام عسکری(ع) که در سنین کودکی بودند، به همراه پدر بزرگوارشان در شرایط سخت نظامی و تحت شدیدترین مراقبتها قرار گرفتند؛ به گونهای که حتی برای تفتیش ولادت منجی موعود، قابلههایی را برای مراقبت از زنان بیت امام گماشته بودند.
وی در پایان اظهار کرد: پس از شهادت امام هادی(ع) و آغاز امامت امام عسکری(ع)، این محدودیتها به اوج خود رسید، چرا که طبق فقهِ مورد قبول حکومت، تولد فرزند ایشان به معنای پایان اقتدار ظالمان بود. در پاسخ به این فضای خفقان، امام هادی(ع) "سازمان وکالت" را به شکلی بیسابقه گسترش دادند و با ایجاد حدود ۶۰ عنوان شغلی پوششی و اطلاعاتی، موفق شدند شبکه ارتباطی شیعیان در سرزمینهای مختلف، از جمله قم را حفظ کرده و جامعه اسلامی را برای ورود به عصر غیبت آماده سازند.
ایجاد 14 فرقه مهدویت در یک روز
عسکری سروستانی در ادامه تحلیل خود به دوران معتمد عباسی اشاره کرد و گفت: با روی کار آمدن معتمد در سال ۲۵۶ هجری قمری که او نیز پیرو مکتب اهل حدیث بود، فشارها بر بیت امام عسکری(ع) به اوج رسید. پس از شهادت ایشان، جامعه اسلامی با بحران حیرت روبهرو شد و ۱۴ فرقه مختلف در باب مهدویت شکل گرفت. در این میان، حنابله با استناد به حضور قابلههای حکومتی در خانه امام و ادعای عدم مشاهده ولادت، معتقد شدند که مهدی هنوز به دنیا نیامده است و در آینده متولد خواهد شد.
مدرس دانشگاه امام حسین(ع) به تبیین انحرافات درونشیعی نیز پرداخت و افزود: فرقه «واقفیه ثانی» با برداشتی نادرست، خودِ امام عسکری(ع) را مهدی موعود پنداشتند؛ این در حالی بود که امام پیشتر، فرزند خود را به ۶۰ نفر از وکلای مورد اعتماد و شبکه اطلاعاتی خویش معرفی کرده بودند. همچنین ادعاهای دروغین افرادی چون "جعفر" منجر به انحراف مقطعی برخی از مردم قم و کاشان شد، اما پس از آزمودن دانش و توانایی او، کذب ادعایش آشکار گشت و به «جعفر کذاب» شهره شد.
وی با تأکید بر گستردگی اختلافات در بحث مهدویت، بیان کرد: امروزه نه تنها میان شیعه و سنی، بلکه در درون هر یک از این مذاهب نیز دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. ریشه بسیاری از این تفرقهها، از جمله پیدایش فرقههایی چون بابیه، بهائیه و شیخیه، به تحلیلهای غلط و تلاشهای افرادی مانند احمد بن حنبل بازمیگردد که هدفشان خشکاندن ریشه مهدویت برای جلوگیری از رشد تشیع بود. حتی در میان اهل سنت، حنفیها که به شیعیان زیدی نزدیکترند، معتقدند مهدی از تبار زیدیان خواهد بود و متأسفانه در لایههایی از جامعه شیعی نیز افرادی یافت میشوند که اصل مهدویت را مورد تردید قرار میدهند.
در پایان این نشست، با اشاره به بیانات اخیر مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) که در فضای مجازی بازتاب گستردهای داشته است، یادآوری شد: ایشان تأکید فرمودند که در دوران امام صادق(ع) بر اساس تقدیر الهی، گشایشی برای شیعیان در شرف وقوع بود، اما به دلیل عدم صبر برخی شیعیان و افشای اسرار، آن فرصت تاریخی از دست رفت؛ امری که نشاندهنده اهمیت تحلیل درست و رازداری در پیشبرد اهداف جبهه حق است.