مهدی شکیبایی:
جنگ و تفاهم سناریوهای آمریکا برای مهار یا فروپاشی ایران هستند

مهدی شکیبایی، کارشناس مسائل غرب آسیا

مهدی شکیبایی، کارشناس مسائل غرب آسیا، در گفت‌وگو با ایکنا ضمن تحلیل تناقض‌گویی‌ها طرف آمریکای و اذعان بر نهایی‌شدن ۹۵ درصدی پیش‌نویس توافق و سپس نقض مفاد آن از سوی آمریکا، رفتار واشنگتن را از دوره اول ترامپ تاکنون، دارای یک «خط سیر مشخص» شامل مهار یا فروپاشی جمهوری اسلامی ایران دانست و ترور سپهبد سلیمانی را نمادی از تلاش برای جلوگیری از نفوذ منطقه‌ای ایران ارزیابی کرد.

این کارشناس مسائل غرب آسیا درباره بازی تکراری و تناقض‌گویی طرف آمریکایی، اظهار کرد: برای تحلیل رفتار آمریکا در نسبت با ایران، باید به دو نکته توجه کرد؛ نکته اول این است که آمریکایی‌ها به واسطه فلسفه وجودی انقلاب اسلامی، از ابتدای پیروزی انقلاب تا امروز، دشمنی خاصی با جمهوری اسلامی دارند و لذا از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز به دنبال مهار جمهوری اسلامی ایران یا اگر می‌توانستند، به دنبال ایجاد تغییرات اساسی بودند. خیلی به زمان‌های گذشته کاری نداریم اما اگر بخواهیم به دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ نگاه کنیم، می‌بینیم که نتیجه مورد نظر آمریکا در قبال ایران، چیزی جز مهار یا فروپاشی نیست.

این کارشناس مسائل غرب آسیا تأکید کرد: نگاه به رفتارهای ترامپ از دوره اول ریاست جمهوری‌اش تا الان، همین خط سیر را نشان می‌دهد. در دوره اول، ترامپ با وقاحت تمام، ترور حاج قاسم سلیمانی را بر عهده گرفت. این ترور به معنای جلوگیری از حضور جمهوری اسلامی ایران در منطقه بود، چون آنها حاج قاسم را نماد نفوذ منطقه‌ای ایران می‌دانستند.

شکیبایی تصریح کرد: آنها از همان نقطه شروع کردند اما شانس نیاوردند و درگیری‌های داخلی آمریکا باعث شد ترامپ در دوره بعدی (متوالی) نتواند رئیس‌جمهور شود اما در این دوره بازگشته است تا پازل‌ها و سناریوها طراحی‌شده علیه جمهوری اسلامی ایران را پیاده کند.

وی افزود: ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر صراحتاً گفت اگر رئیس‌جمهور شوم، اولاً اجازه نمی‌دهم برجام ادامه پیدا کند و ثانیاً ایران را مهار کنیم.

این کارشناس غرب آسیا تصریح کرد: در پی همین سخنرانی‌های تبلیغاتی و در چارچوب همان سناریوها، ببینید الان چه اتفاقاتی در منطقه افتاده است. آنها دقیقاً روبروی جمهوری اسلامی ایران ایستاده‌اند. پازل اتفاقاتی که در لبنان افتاد، در سوریه، در فلسطین، علیه یمنی‌ها و در عراق رقم زدند و در نهایت دو جنگ در طول یک سال گذشته علیه ایران نشان می‌دهد آمریکایی‌ها برای تحقق یک سناریوی از پیش طراحی شده وارد رویارویی با ایران شده‌اند.

شکیبایی با تأکید بر اینکه هدف اصلی آمریکا مهار یا فروپاشی نظام جمهوری اسلامی است، گفت: آنها به دنبال توافق با ایران نیستند  که مثلاً تنگه هرمز باز شود، بلکه هدف اصلی همان مهار و در نهایت فروپاشی است.

وی در ارزیابی «تفاهم» اخیر با بیان اینکه نباید به آن خوشبینانه نگاه کرد، گفت: این یک تفاهم‌نامه است نه توافق و نه قرارداد. آنها اساساً نمی‌خواهند مسئله‌ای را با جمهوری اسلامی حل کنند. این تفاهم، برای خرید زمان است تا بتوانند برنامه بعدی خود را پیاده کنند.

شکیبایی افزود: آنها سناریویی را که از دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ شروع کرده بودند با ترور حاج قاسم و محدود کردن نفوذ منطقه‌ای ایران، می‌خواهند پیاده کنند. آنها توان نظامی خود را به کار گرفتند اما متوجه شدند با توان نظامی صرف نمی‌توانند این اتفاق را رقم بزنند. بنابراین از آن سناریو عقب‌نشینی کرده و در پی اجرای سناریوی دیگری هستند. همه این اقدامات نیز در چارچوب سناریوی مهار و در نهایت فروپاشی جمهوری اسلامی ایران است.

این کارشناس مسائل غرب آسیا در پاسخ به این پرسش که اگر مسئولان ما بدبینانه نگاه می‌کنند، پس چرا با آنها تفاهم می‌کنیم، گفت: به همان علتی که آمریکایی‌ها با ما تفاهم می‌کنند؛ یعنی آنها هم دنبال خرید زمان هستند تا وضعیت خود را سامان دهند و حمله بعدی خود را خواه نظامی، سایبری، خرابکاری در درون کشور، محاصره جدید یا تحریم جدید، دنبال کنند. مسئولان کشور هم دقیقاً همان کار را می‌کنند که آمریکایی‌ها می‌کنند؛ یعنی می‌خواهند نشان بدهند ما مذاکره‌کننده هستیم و به دنیا ثابت کنند که جنگ‌طلب نیستیم.

شکیبایی علت این رویکرد را چنین توضیح داد: چون می‌دانند که این آمریکا بدعهد است و در طول همه این چهار، پنج دهه اخیر دائماً از هر جایی که توانسته به ایران ضربه زده است؛ حتی در زمان‌هایی که همه فکر می‌کردند ایران و آمریکا به یک توافقی دارند می‌رسند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با تأکید بر نقش رسانه‌ها در قبال یادداشت تفاهم گفت: رسانه‌ها اتفاقاً باید همیشه یک نقش هشداردهنده برای مردم و مسئولان داشته باشند که این تصور ایجاد نشود که با یک تفاهم احساس کنند وضعیت خیلی خوب شده و همه چیز به پایان رسیده است. در حالی که فردا دشمنان می‌خواهند جنگ را از سر بگیرند کما اینکه حتماً علیه ایران وارد جنگ مجدد خواهند شد. آن وقت در داخل، آن تعدادی که معمولاً مرعوب می‌شوند فکر می‌کنند که جمهوری اسلامی به دنبال جنگ است و می‌پرسند چرا ایران با آمریکا توافق نمی‌کند یا اگر توافق می‌کرد، آمریکا اینگونه رفتار نمی‌کرد، در حالی که آمریکا قصد توافق ندارد.

شکیبایی در ادامه به «نکته دوم» در رابطه با یادداشت تفاهم پرداخت و اظهار کرد: نکته دوم این است که هیچ رابطه‌ای با آمریکا از سوی هیچ کشوری برقرار نخواهد شد، مگر اینکه رضایت اسرائیل را همراه خود داشته باشد. این یک رکن اصلی در روابط آمریکا با سایر کشورهای دنیاست.

وی تصریح کرد: شاید در آفریقای جنوبی این عامل تعیین‌کننده نباشد اما در منطقه خاورمیانه بدون شک این گونه است، چون رژیم صهیونیستی در این منطقه تأسیس شده است و لذا هر کشوری در منطقه بخواهد با آمریکا روابطی برقرار کند، حتماً باید تأیید اسرائیل را داشته باشد.

این کارشناس با اشاره به دشمنی عمیق رژیم صهیونیستی با ایران گفت: به واسطه این دشمنی، اسرائیلی‌ها هرگز نخواهند گذاشت آمریکا با ایران به یک توافق برسد دهد. بنابراین در هر زمانی شما می‌بینید که مثلاً صحبت‌هایی می‌شود که قرار است اتفاقاتی در رابطه با ایران و آمریکا بعد از مثلاً چهار دهه بیفتد، اسرائیلی‌ها وارد تخریب آن می‌شوند. این موضوع در همه دوران ریاست‌جمهوری‌های گذشته ایران، در دوره برجام و بعد و قبل از آن نیز طور بوده است.

این کارشناس مسائل غرب آسیا اظهار کرد: دشمنان به دنبال این هستند که در داخل کشور انشقاق ایجاد کنند. به خصوص با توجه به بیش از ۸۴ شبی که مردم حضور در صحنه‌ها داشتند، آنها می‌خواهند دو قطبی‌سازی شود و عدم اعتماد کامل مردم به مسئولان کشور شکل بگیرد.

وی افزود: اتفاقاً نکته مهم در این جنگ 40 روزه، پدیده میدان است. در ایران مردم مسئله را رها نمی‌کنند و آمریکایی‌ها هم دنبال  طراحی برای برهم زدن این وحدت داخلی هستند زیرا این پدیده میدان بود که تمام برنامه‌های آمریکایی‌ها را به هم ریخت. آنها بنا داشتند یک جنگ ترکیبی راه بیندازند تا به اهداف خود برسند. قبل از این جنگ ۴۰ روزه، برنامه آنها این بود که از بالا فشار نظامی بیاورند، ترور کنند، تأسیسات هسته‌ای و موشکی ایران را بزنند و بر روی اغتشاشات دی ماه سال گذشته و نارضایتی مردم حساب باز کرده بودند که مردم هم بعد از شروع حملات، علیه نظام به خیابان می‌آیند.

شکیبایی تأکید کرد: پدیده حضور متوالی مردم در میدان، آن نقشه آمریکا را برای شورش در خیابان ناکام گذاشت و دشمن جای پایی روی زمین برای عملیات پیدا نکرد. تا الان هم مردم همچنان اصرار دارند در میدان باشند و این برای آمریکا خسارت‌ به بار آورده است. آنها فکر نمی‌کردند که ایران تنگه هرمز را ببندد و طولانی شدن بستن تنگه قیمت نفت را بالا خواهد برد و آمریکا تحت فشار بیشتری هم در داخل هم در سطح جهان قرار خواهد گرفت.

شکیبایی در تحلیل راهبرد آمریکا گفت: بنابراین آمریکا همه کار خواهد کرد که خیابان را خالی کند. وقتی دو، سه هفته به همین منوال بگذرد، اینگونه جلوه می‌دهند که در حال رسیدن به یک توافق هستند تا انگیزه حضور در خیابان کم‌کم پایین بیاید و فضا به این سمت برود که قضایا به خوبی در حال اتمام است. آنگاه  که میدان خالی شد، تازه بازی جدید آنها شروع می‌شود. پس یکی از مهمترین اهداف این مدل پیشنهادهای آمریکا، خالی کردن خیابان از مردم است.

وی اظهار کرد: مگر می‌شود کسی از آن سوی دنیا بیاید تکلیف ایران را روشن کند، بعد با ایران توافق کند و هیچ‌کدام از اهدافش محقق نشده باشد؟ این برای آمریکا که خود را یک ابرقدرت می‌داند و قبل از ایران سراغ ونزوئلا رفته بود، خیلی بد است که در مقابل ایران کاری از پیش نبرد.

وی افزود: تمام یافته‌ها، اسناد، دلایل و مدارک می‌گوید کشوری با آن همه ادعا و شعار در اطراف ما لشکرکشی کرده، با یک تفاهم همه چیز را به سادگی واگذار نمی‌کند. آمریکا نتوانسته برخلاف ادعایش توان هسته‌ای ایران را نابود کند؛ ایران همچنان توان موشکی خود را دارد و اگر نداشت، الان دوباره حمله می‌کردند. 

شکیبایی تصریح کرد: تنگه هرمز قبلاً باز بوده و لذا اینکه برای باز کردن تنگه، دارایی‌های بلوکه شده ایران را بدهند جز امتیاز دادن به ایران معنای دیگری نمی‌دهد؛ پس آمریکا هیچ چیزی به دست نیاورده و لذا تفاهمی هم نخواهد کرد. به همین دلیل تأکید دارم که این تفاهم برای هر دو طرف، برای خرید زمان است و هر دو طرف این را می‌دانند.

وی درباره موضوع آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران به عنوان پیش‌شرط اصلی ایران، گفت: به محض اینکه آمریکایی‌ها با اسرائیلی‌ها صحبت کردند، این بازی‌ها هم شروع شد و آمریکایی‌ها ادعای اولیه خود را در مورد آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده ایران نقض کرند و در ادامه هم از این تناقض‌گویی‌ها زیاد خواهیم داشت. 

وی دلیل این ادعا را چنین تشریح کرد: ترامپ، باراک اوباما و دولت او را مسخره می‌کرد «شما برداشتید و پول را به دولت ایران دادید تا به کارهای ضد امنیتی در منطقه ادامه بدهد». ترامپ گفته بود «من هیچ وقت اجازه نخواهم داد». حتی دادن پول در چارچوب این یادداشت تفاهم هم به نوعی نقض همان حرف خودش می‌شود. در آمریکا هم ترامپ نیز زیر سوال است که ترامپ، تو هم داری پول می‌دهی؟ تو که می‌گفتی اوباما مجانی به ایران امتیاز داد، خودت الان داری مجانی می‌دهی؟

شکیبایی در ادامه درباره اهداف تناقض‌گویی‌های ترامپ، اظهار کرد: اولین هدف همان خالی کردن میدان است. دوم این است که آمریکا به خوبی داخل ایران را واکاوی کرده است. اندیشکده‌های فکری آنها دائماً داخل ایران را رصد می‌کنند و تنوع فکری در داخل ایران را در قالب دستورات سیاسی، احزاب و تشکل‌ها به خوبی تحلیل می‌کنند.

وی افزود: بنابراین، رفتارهای ناقض ترامپ دو بخش دارد: یک بخشی مصرف داخلی که به ما ارتباطی پیدا نمی‌کند و بخشی هم مصرف داخلی در کشور ما پیدا می‌کند با هدف ایجاد شکاف بین مسئولان.

شکیبایی افزود: آمریکایی‌ها مدام مهلت تعیین می‌کنند؛ مثلاً می‌گویند سه روز دیگر زمان می‌د‌هیم، اگر ایران توافق نکند حمله می‌کنم. بعد این مهلت دائم تمدید می‌شود. هدف این اولتیماتوم‌های متوالی در واقع برای آن جریان داخلی در کشور است که از ابتدا دنبال جنگ نبوده و مذاکره را دنبال می‌کرده است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل تصریح کرد: آمریکا می‌خواهد به آن جریان فرصتی بدهد که وقتی بعداً حمله می‌کند و کشور را خراب می‌کند، آن جریان در تریبون سیاسی خود بگوید «ما که گفتیم مذاکره، شما چرا با آمریکا مذاکره نکردید؟».

وی افزود: آمریکایی‌ها با این مهلت‌گذاری‌ها برنامه می‌چینند. فرض کنید جنگ را انجام می‌دهند، ده روز می‌زنند و می‌روند. آن وقت جریانی که در داخل کشور دنبال مذاکره بود، تقویت می‌شود و شعار می‌دهند اگر آن مهلت داده شده را قبول می‌کردید، الان وارد جنگ نمی‌شدیم و کشور این همه خسارت نمی‌دید.

شکیبایی تأکید کرد: بنابراین همه اینها در چارچوب یک پازل است. آمریکایی‌ها می‌دانند شرایط به گونه‌ای نیست که با یک حمله نظامی کار ایران را تمام کنند. بنابراین آنها برای آینده برنامه دارند. دو جنگ اخیر نیز پازل‌های این سناریو هستند. ممکن است چهار جنگ دیگر هم در کنار شورش خیابانی، اغتشاش، ترور، حملات سایبری به نقاط حساس کشور داشته باشیم. همه اینها در یک پازل طراحی شده توسط آمریکا است برای اینکه در نهایت جمهوری اسلامی را تسلیم کنند.

این کارشناس مسائل غرب آسیا در پاسخ به این پرسش که با این اوصاف به سمت یک جنگ دیگر حرکت می‌کنیم، گفت: صحبت این نیست که پیش‌نویس ممکن است به نتیجه نرسد. این پیش‌نویس یا یادداشت تفاهم، از دید من یکی از پازل‌هایی است که آمریکا از قبل تعیین کرده است. حتی اگر به نتیجه برسد هم یک پازل در چارچوب سناریوی مهار یا فروپاشی جمهوری اسلامی ایران است.

شکیبایی در پایان تأکید کرد: اگر بپذیریم این سناریو از دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ شروع شده، دارد ادامه پیدا می‌کند و آمریکای ترامپ مأموریت دارد این اتفاق را رقم بزند و اگر بپذیریم که آنها دنبال مهار یا فروپاشی ما هستند، پس می‌توانیم بپذیریم که این تفاهم احتمالی نیز فقط یکی از پازل‌ها برای رسیدن به آن هدف نهایی است.