به گزارش ایکنا، حسن قرونه، عضو هیئتعلمی بخش حکمرانی دانشگاه شیراز، در نشست علمی با عنوان «حکمرانی در دوره سکوتِ نبرد؛ تنفس تاکتیکی یا تمهیدِ نبرد؟ (آیندهپژوهی کنشگری ایران و آمریکا در رویارویی با یکدیگر)» که در چهارم خردادماه برگزار شد، به تبیین رویکردهای مختلف در حوزه آیندهپژوهی پرداخت.
وی با تأکید بر لزوم دستهبندی سبکهای تفکر در این مقوله، سه نگاه بنیادین را در تحلیل روابط ایران و آمریکا برشمرد: نخست، «نگاه تاریخی» با تمرکز بر پیشینه روابط؛ دوم، «نگاه حالمحور» و سوم «نگاه آیندهپژوهانه» که بهعنوان محور اصلی مباحث ایشان مورد توجه قرار گرفت.
وی در ادامه افزود: دو سبک تفکر دیگر نیز در این حوزه قابل تبیین است؛ نخست، پیوند «گذشته دور به حال» و دوم، پیوند «گذشته دور به آینده دور» که این رویکرد اخیر، همان «نگاه تمدنی» است. در واقع، زمانی که بتوانیم پیوندی میان گذشتههای دور و افقهای دور آینده برقرار کنیم، به یک نگاه تمدنی دست یافتهایم.
قرونه در توضیح نگاه نخست اشاره کرد: در این رویکرد، آینده جنگ با عدم قطعیت همراه است و باید احتمالات گوناگونی نظیر ترور، حمله به مراکز نظامی، محاصره دریایی غیرمؤثر و ورود زمینی ناموفق را مورد بررسی قرار داد.
استاد علوم سیاسی دانشگاه شیراز همچنین با گریزی به قراردادهایی چون برجام و الجزایر، اظهار کرد: براساس نگاه سوم، میتوان روند پیمانهای کنونی را نیز پیشبینی کرد؛ همانگونه که آمریکا در برجام پایبند نماند، در قراردادهای جدید نیز بر عهد خود استوار نخواهد بود.
ترجیح نگاه تمدنی در رابطه ایران و آمریکا
وی در ادامه افزود: بر پایه «نگاه تمدنی» میتوان تحلیل دقیقتری از رابطه ایران و آمریکا ارائه داد. تاریخ چند هزار ساله ایران گویای آن است که همواره جنگها از سوی غربیها تحمیل شده و ایرانیان عمدتاً در وضعیت «مقاومت نرم» یا «نبرد سخت» بودهاند. این تحلیل تاریخی نشان میدهد که حتی در بدترین سناریو یعنی تسخیر کشور، ایران بلافاصله وارد مرحله مقاومت نرم شده و بارها در طول تاریخ خود را بازسازی کرده است؛ بر همین اساس، افق تمدنی دور نیز نشاندهنده تداوم تقابل است و نمیتوان به مذاکرات کنونی امید بست.
قرونه تصریح کرد: در زمان صلح، پیوندی میان گذشته و آینده دور برقرار نمیشود، اما با وقوع جنگ، مکانیسمهای تمدنی فعال شده و مقاومت ملی شکل میگیرد. بنابراین، در چارچوب نظریه پنجم، باید کنشگری ایران و آمریکا را با تکیه بر «تراکم تمدنی» تحلیل کرد.
وی تأکید کرد: کنشگری ایران و آمریکا عمدتاً در سطوح مختلف آیندهپژوهی، از جمله آینده و گذشته نزدیک و همچنین پیوند گذشته و آینده دور، قابل تبیین و تحلیل است.
همچنین علی شیرازی، عضو هیئتعلمی بخش علوم سیاسی دانشگاه شیراز، با تأکید بر قداست امر جهاد در اسلام، به تبیین دو معنای عام و خاص آن پرداخت و گفت: در معنای عام، جهاد شامل هرگونه تلاش مجدانه و خالصانه برای جلب رضایت الهی، نظیر تحصیل، ازدواج، فرزندآوری و کسب رزق حلال است؛ اما در معنای خاص، جهاد به معنای نبرد، پیکار و مقاتله با دشمنان تعبیر میشود.
وی با اشاره به اینکه تعبیر «آتشبس با کفار» در ادبیات قرآنی جایگاهی ندارد و این اصطلاح از خارج وارد ادبیات سیاسی ما شده است، افزود: از منظر قرآن، جهاد تا رفع کامل فتنه ادامه دارد. در همین راستا، رهبر معظم انقلاب با دقتی ستودنی، تعبیر «صحنه سکوت نبرد» را به کار بردند. ایشان با تکیه بر عقلانیت رحمانی — و نه عقل ابزاری غربی — مفاهیمی را تبیین کردهاند که نشان میدهد وجود ایشان ذخیرهای الهی برای امروزِ ملت ایران است.
شیرازی در ادامه تصریح کرد: سکوت در نبرد به معنای توقف نیست، بلکه به معنای انتقال راهبرد جنگ از مسیر نظامی به مسیرهای دیگر، از جمله دیپلماسی است. همانطور که امام راحل(ره) آرمان «جنگ تا رفع فتنه از سراسر عالم» را ترسیم کردند، امروز نیز هدف همان است. ایشان و همچنین آیتالله سیدمجتبی خامنهای که در تداوم این مسیر پیشرو هستند، بر این باورند که اسلام سنگرهای کلیدی جهان را بهصورت تدریجی فتح خواهد کرد؛ همانگونه که در روایات آمده است امام زمان(عج) جهان را ذرهذره از عدل پر خواهند کرد، مسیر ما نیز زمینهسازی برای آن ظهور است.
استاد دانشگاه شیراز اظهار کرد: وضعیت کنونی تنها یک «تاکتیک» است، لذا نباید در سایه ولایت آیتالله سیدمجتبی خامنهای به شرایط موجود بدبین بود. در این دیدگاه، مذاکره نیز بخشی از میدان جنگ محسوب میشود و نفس آن بهخودیخود مذموم نیست، بلکه همهچیز به رویکرد ما در مواجهه با آن بستگی دارد.
مذاکره بخشی از جهاد است
وی با تأکید بر اینکه مذاکره میتواند بخشی از فرآیند مبارزه باشد، اظهار کرد: برخلاف تصور کسانی که ذهن خود را بر روی این واقعیت بستهاند، ما نباید صرفاً به فاز نظامی تکیه کنیم؛ چرا که منابع نظامی و فرماندهان ما هم محدودیتهای خود را دارند و باید از تمامی ظرفیتها استفاده کرد.
شیرازی با طرح این پرسش که «چرا تاکنون زیرساختهای ما مورد تهاجم قرار نگرفته و چرا به حجاج ما احترام میگذارند؟»، پاسخ داد: علت این امر آن است که دشمنان قدرت واقعی ما را دیدهاند. در مورد مسائلی نظیر خروج از NPT نیز باید سنجید که این اقدام چه عایدی مشخصی برای کشور دارد؛ به باور بنده، همین دانش هستهای کنونی برای ما بازدارندگی ایجاد کرده است.
وی در ادامه با یادآوری سخنانی که پیشتر درباره پایان دوره موشک و آغاز عصر گفتمان مطرح شده بود، افزود: در آن زمان «قائد شهید» (آیتالله خامنهای) فرمودند که این حرف یا از روی خیانت است یا حماقت. ایشان بدون توجه به این دست سخنان، کشور را از نظر نظامی تقویت کردند؛ تا جایی که امروز، حتی در زمان توقف نبرد سخت، تجهیزات و سلاحهای بسیار پیشرفتهای تدارک دیده شده است.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: دشمنان اگر به زیرساختهای ما حمله نکردند، به دلیل پی بردن به اقتدار ما بود؛ آنها میدانند که در صورت هرگونه حماقت، ما در مقابلهبهمثل و حتی پاسخی کوبندهتر تردید نخواهیم کرد. ما اکنون در اوج بازدارندگی هستیم و دشمن در صورت خطا، پشیمان خواهد شد.
وی اظهار کرد: باید آگاه باشیم که مسیر جهاد، هزینهبر است؛ ما در پی آسایشِ صرف نیستیم، بلکه به دنبال آرامش حقیقی هستیم. لذا در شرایط فعلی، از منظر اقتصادی نیز نوبت به قناعت، مدیریت مصرف و صرفهجویی در انرژیهای کشور رسیده است تا از این مرحله نیز با سربلندی عبور کنیم.
استاد دانشگاه شیراز با استناد به کلام حضرت امیر(ع) که فرمودند «در فتنهها همچون شتربچه باش که نه از تو سواری بگیرند و نه تو را بدوشند»، افزود: امروزه با حجم انبوه اخبار ضد و نقیض، تحلیل شرایط دشوار شده است و باید هوشیار بود. دشمن بهدنبال ایجاد اختلاف میان مردم و ارکان نظام و رواج قضاوتهای احساسی است؛ لذا این توصیه حضرت، دقیقاً برای عبور از فتنههای امروز جامعه ماست.
شیرازی با تأکید بر اینکه مطالبات از دولت باید در راستای حفظ وحدت باشد، اظهار کرد: اگر امروز درباره مسائل تخصصی مانند هستهای سخن میگوییم، باید بدانیم تصمیم نهایی با مراجع ذیصلاح است، اما حفظ وحدت وظیفهای است که تکتک ما بر عهده داریم. این زمزمهها که «شورای عالی امنیت ملی (شعام) دست ولیفقیه را بسته» یا «اعضای آن خائن هستند»، ریشه در اتاق فکرهای صهیونیستی و رسانههای منافقین دارد.
وی در پایان اظهار کرد: شورای عالی امنیت ملی بخشی از ساختار قانونی کشور است و اگر نقدی به ساختارها وارد است، راه حل آن در مجلس است، نه در خیابان. مطالبهگری برای مسائلی نظیر گرانیها لازم است، اما این مطالبهگری نباید به قیمت از هم گسیختن وحدت و انسجام کشور تمام شود.