
سرویس اندیشه ایکنا در ایامی که در آستانه عید سعید غدیر قرار داریم به بازخوانی حکمتهای نهجالبلاغه با رجوع به کتاب «کران بیکران» نوشته سیدهزینب شیرازی، پرداخته است. نویسنده در این کتاب کوشیده است با شرحی کاربردی و مختصر از کلام امیرالمؤمنین(ع)، نه تنها ذهن، بلکه جان مخاطب را با نسیم معارف علوی آشنا کند. این شماره به این حکمت اشاره دارد که با مردم چگونه رفتار کنیم؟
امیرالمؤمنین(ع) در حکمت دهم نهجالبلاغه در خصوص روابط اجتماعی با مردم میفرمایند: «با مردم چنان معاشرت کنید که اگر در آن حال مردید، بر شما بگریند و اگر ماندید، با شوق و شیفتگی به سوی شما آیند.» این فرمایش کوتاه، نقشه راهی برای یک زندگی اجتماعی مطلوب و محبوبمحور است.
نویسنده در تببین این حکمت اشاره میکند که رابطه با دیگران در سه لایه تبیین میشود؛ لایه نخست، مرحله ادای حقوق است که زیربنای تعاملات انسانی را شکل میدهد. در این سطح، فرقی میان رابطه زوجین، حق والدین بر فرزندان و یا حتی وظایف دولت نسبت به ملت نیست. کوتاهی در پرداخت حقوق واجب دیگران، چه در حوزه فردی مانند پرهیز از غیبت و دشنام و چه در حوزه اجتماعی و سیاسی مانند تأمین آزادی و توزیع عادلانه ثروتهای عمومی، سقوط اخلاقی را به دنبال دارد.
نظام اخلاقی اسلام در مرحله دوم، از مرز «حقمداری محض» عبور کرده و به وادی «تفضل و لطف» گام میگذارد. «تفضل» یعنی عبور از حد اعتدال و پرداخت بیش از آن چیزی که وظیفه است. در محیط خانواده، آنجا که بانوی خانه فراتر از وظیفه قانونی به آراستگی و تدبیر منزل میپردازد، یا در محیط کار، آنگاه که کارفرما بیش از مزد توافقشده به کارگر میبخشد، بذر محبتی کاشته میشود که روابط انسانی را از سردی محاسبات مادی نجات میدهد. اینجاست که گشادهرویی یک عالم در پاسخ به شاگرد، یا قرض دادن به کسی که در تنگنای مرگ و زندگی است، نه یک انتخاب، بلکه رسالتی اخلاقی جلوه میکند.
اوج این معاشرت در نگاه علوی، در فرهنگ گذشت و عفو هنگام قدرت نمود پیدا میکند. در زندگی اجتماعی گاه دیگران حقوق ما را نادیده میگیرند، پاسخ «مقابله به مثل» شاید از نظر عقلی منطقی باشد، اما از نگاه اهل بیت(ع)، راه عفو و بخشش، نشانگر بزرگی روح است. هرچه ظرفیت قلب انسان وسیعتر باشد، بهره بیشتری از رحمت الهی خواهد داشت؛ لذا انسان زمانی قادر به جذب لطف دیگران است که روابط اجتماعیاش را نه بر مبنای «اعطای حق»، بلکه بر پایه «کوتاه آمدن از حقوق خود» پایهریزی کند.
در پایان، این پرسش بنیادین مطرح میشود که چرا باید چنین زیست؟ پاسخ در این حقیقت نهفته است که دین اسلام براساس مهرورزی و محبت الهی بنا شده است. محبوبیت برای انسان مؤمن، تنها یک هدف دنیوی نیست، بلکه موضوعیتی اصیل دارد؛ محبوبیتی که مانند یک جاده (طریقت)، راه را برای رسیدن به قرب الهی هموار میکند.
چارچوب زندگی علوی، زیستن در میان مردم است، به گونهای که حضور و فقدان انسان، گواهی بر کمال کرامت او باشد.