دفتر خاطرات سرزمین غدیر/ 6
تاج ملائکه بر سر امیرالمؤمنین علی(ع)

تاج ملائکه بر سر امیرالمومنین علی(ع)«دفتر خاطرات سرزمین غدیر» کتابی است به قلم محمدرضا انصاری که با روایتی متفاوت، خاطره های سه روز اعلام ولایت دوازده امام(ع) در غدیر خم و ۱۴وقایع ۱۴۰۰ ساله آن تا به امروز را برای ما روایت می‌کند. کتابی که خواندن آن موجب می‌شود لذت در غدیر بودن را از عمق جانمان احساس کنیم و اگر در آنجا نبوده‌ایم از شنیدن ماجراها و سرگذشت آن لذت ببریم.

سرزمین غدیر، سرزمین نبوت و ولایت که ثمره زحمات ۱۲۴ هزار پیامبر در آنجا اعلام، بلندترین و مهم‌ترین خطابه پیامبر خطاب به بشریت در آنجا بیان و بیعتی ۱۲۰ هزار نفری در آن رخ داده است، از آنچه دیده و شنیده برای ما روایت می‌کند؛ روایت‌هایی کوتاه و خواندنی که ایکنا تا روز عیدالله اکبر هر روز بخش‌هایی از آن را منتشر خواهد کرد.

تاج ولایت

به خود افتخار می‌کنم. من غدیرم؛ غدیری که یادگار تاج امامت بر سر اولین رمی آخرین پیامبران است. آری، من شاهد بودم که ولایت و ریاست امیرالمؤمنین و همچنین اعتماد کامل پیامبر به آن حضرت در همه امور بر فراز منبر سرزمین من اعلام شد.

با پایان سخنرانی، پیامبر با دست مبارک یکی از عمامه‌های خود را که سحاب نام داشت بر سر امیرالمؤمنین بست و دو سر آن را از پشت و جلو بر دوش آن حضرت قرار داد. سپس برای اشاره به ارزش معنوی عمامه فرمود: «عمامه ملائکه این گونه است» و فرمود: «عمامه تاج عرب است».

آنگاه فرمود: «خداوند در روز بدر و حنین مرا با ملائکه‌ای که چنین عمامه‌ای بر سر داشتند تأیید و کمک نمود». باید بدانید این یک رسم عرب است که هرگاه بزرگ قومی بخواهد اعتماد خود را نسبت به کسی و نیابت او را از خود نشان دهد در پیشگاه مردم با دست خود عمامه بر سر او می‌بندد و پیامبر نیز همین هدف را در نظر داشت.

تشکر الهی

اکنون پس یک ساعت و اندی سخنرانی در گرمای سوزان، سنگینی اعلام ولایت از دوش پیامبر برداشته شد و خداوند سپاسی بلند برای مبلغ اعظم ولایت فرستاد و از آن همه تلاش و فداکاری و تسلیم محض در برابر فرمانش تشکر کرد.

جبرئیل نازل شد و این آیه را به عنوان رضایت خداوند برای پیامبر آورد:«وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ؛ و بى‏ گمان تو را پاداشى بى‏ منت‏ خواهد بود»(سوره قلم آیه 3).

می‌توانستم سرور را در چهره رسول خدا ببینم که توانسته بود پس از 23 سال در چنین روزی پیام‌آوری خویش را کامل کند. هنوز شیرینی پیام اول بر جان پیامبر بود که جبرئیل از سوی خداوند این پیام را آورد تا حضرت به مردم ابلاغ نماید: «ای مردم خدا به من سلام رسانده می‌فرماید امروز دين شما را کامل کردم ... و بعد از این حکمی برای شما نازل نمی‌کنم. نماز و زکات و روزه و حج را بر شما نازل کردم و این ولایت پنجمی است و آن چهار حکم را بدون ولایت قبول نمی‌کنم». 

تاج ملائکه بر سر امیرالمومنین علی(ع)

ولایت یعنی چه؟

منتظرم پیامبر(ص) از منبر پایین بیاید تا بر قدم‌هایش بوسه زنم؛ اما صدای سؤال‌هایی که شنیده می‌شد، برای دقایقی حضرت را بر بلندای منبر نگه داشت.

بعضی برای روشنگری می‌پرسیدند و بعضی از روی غرض سؤال می‌کردند. سلمان پرسید: یا رسول الله، ولايت على(ع) مثل کدام ولایت است؟ پیامبر فرمود: ولایتی همچون ولایت من؛ هر کس که من نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر بوده‌ام علی نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر است.

یک نفر پرسید: منظور دقیق شما از « فَمَنْ کنت مولاه فعلىُّ مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه...؛ هرکه من مولاى اویم این (على) مولاى اوست. خدایا دوست ‏بدار آن‌که او را دوست‏ بدارد و دشمن دار هرکه او را دشمن دارد» چه بود؟ پیامبر فرمود: خداوند مولای من است و از خودم بر من صاحب اختیارتر است و در برابر خدا مرا برای خویش اختیاری نیست. سپس من مولاى مؤمنين هستم و از مؤمنین بر خودشان صاحب اختیارترم و در برابر من آنان را اختیاری نیست. اکنون هرکس که من مولای اویم یعنی نسبت به او از خودش صاحب اختیارترم و در برابر من او را اختیاری نیست، علی بن ابی طالب مولای اوست و در برابر او برایش اختیاری نیست.

اما ... بشنوید از گروهی که تحمل ولایت را نداشتند و اقداماتشان تا آن لحظه خنثی شده بود. ابوبکر و عمر سه آیه «اولى الأمْرِهِ» و «اِنَّما وَلِيكُمُ الله» و «ولیجه» را مطرح کردند و پرسیدند: یا رسول الله، با این سه آیه مخصوص علی است؟ حضرت فرمود: آری، درباره او و جانشینان من تا روز قیامت است ... علی برادرم و وزیرم و وارثم و وصیم و خلیفه‌ام در امتم و صاحب اختیار هر مؤمنی بعد از من است.

سپس پسرم حسن و سپس حسین و بعد از او 9 نفر از فرزندان پسرم حسین، یکی پس از دیگری که قرآن با آنان است و آنان با قرآن‌اند. از آن جدا نمی‌شوند و قرآن از آنها جدا نمی‌شود تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. آنگاه پیامبر(ص) در پیشگاه مردم رو به امیرالمؤمنين کرد و فرمود: «هـر کس تو را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر کس مرا اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است؛ و هر کس از تو سرپیچی کند از من سرپیچی کرده و هر کس از من سرپیچی کند از خدای تعالی سرپیچی کرده است».

ناامیدی دشمنان اسلام

کار عظیمی به ثمر رسیده بود. به راحتی می‌شد حدس زد که چه دشمنانی برای اسلام دندان تیز کرده بودند. از پادشاهان بزرگ دنیا و بزرگان ادیان دیگر و رئسای قبایل و حاکمان شهرها تا منافقینی که همه به انتظار رحلت پیامبر نشسته بودند.

آنان به خوبی دریافته بودند که به هیچ وجه یارای مقابله با آن حضرت را ندارند. لذا منتظر روزگاری بودند که او نباشد و با یک حمله دینش را منهدم کنند. آنها هرگز باور نمی‌کردند پیامبر(ص) با این شیوه بی‌نظیر جانشین خود را با اختیاراتی مثل خود به مردم معرفی کند. اکنون می‌شد احساس کرد که نقشه‌های همه گروه‌های ضد اسلام با اعلام امامت جانشینان پیامبر تا روز قیامت نقش بر آب شده است.

مأیوس شدن منافقین را می‌دیدم که دنیا بر سرشان خراب شده بود؛ چرا که آنها با خود می‌گفتند: اگر محمد از دنیا برود دین او را خراب می‌کنیم ولی با پایان خطابه غدیر و به انجام رسیدن تبلیغ ولایت گفتند: حیله‌های ما باطل شد و نقشه‌های ما برباد رفت.

از سوی خداوند هم آیه‌ای نازل شد که شکست منافقین در روز زیبای اعلام ولایت را نمایان کرد: « الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ؛ امروز کافران از تخریب دین شما ناامید شدند. دیگر از آنان نترسید و از من بترسید»( سوره مائده آیه 3).