
به گزارش ایکنا، موسی فقیه حقانی، پژوهشگر تاریخ معاصر و رئیس مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر در پیش از خطبههای این هفته، 15خردادماه نماز جمعه تهران که در حرم مطهر بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی، برگزار شد، با تسلیت ایام رحلت حضرت امام(ره) و گرامیداشت یاد و خاطره شهدای قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، گفت: خرداد ۱۳۴۲، ایران شاهد تحولات و اتفاقات بسیار مهمی بود که آثار و پیامدهای آن تا امروز بر کشور ما، منطقه و جهان باقی مانده است.
وی ادامه داد: ۱۵ خرداد اتفاقی نبود که صرفاً در سال ۱۳۴۲ رخ داده باشد و در همان مقطع نیز اثر و تأثیر آن پایان یافته باشد، بلکه این حرکت تداوم پیدا کرد، به انقلاب اسلامی و پیروزی آن در سال ۱۳۵۷ رسید و سپس تحولاتی را رقم زد که از سال ۱۳۵۷ تا امروز، کشور ما، منطقه و جهان شاهد آن بودهاند.
فقیهحقانی با اشاره به ویژگیهای نهضت ۱۵ خرداد گفت: نهضت ۱۵ خرداد دارای ویژگی ممتازی است که آن را از نهضتها و تحولاتی که پیش از آن در ایران رخ داده بود، متمایز میکند. این موضوع را مبنا قرار میدهم تا در یک بررسی تاریخی از ۲۲۰ سال گذشته، به این پرسش پاسخ دهیم که نتیجه قیام ۱۵ خرداد چه بود، به کجا منتهی شد و چه نتایجی در آینده به دنبال خواهد داشت.
وی افزود: ۱۵ خرداد یک رودخانه جاری و مبدأ نهضتی بزرگ، ابتدا در سطح ملی و سپس در سطح جهانی است که تا امروز کشور ما، منطقه و دنیا را تحت تأثیر خود قرار داده است. این نهضت برخلاف حرکتهای پیشین تاریخ معاصر ایران، دارای رهبری دینی بود؛ رهبری که با حضور شجاعانه خود در صحنه، اقیانوس مردم ایران را به حرکت درآورد و امواجی را پدید آورد که به نابودی استبداد داخلی و کوتاه شدن دست استکبار جهانی از ایران منجر شد.
رئیس مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر تصریح کرد: در نهضت مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز رهبران دینی حضور داشتند اما قاطعیت و آرمانهایی که رهبر کبیر انقلاب اسلامی دنبال میکردند، در آن نهضتها به این شکل مورد توجه نبود.
وی دومین ویژگی قیام ۱۵ خرداد را آرمانهای دینی آن دانست و گفت: این نهضت، حرکتی کاملاً دینی بود. البته دینی بودن آن هیچ منافاتی با آرمانها و مطالبات ملی مردم ایران نداشت، بلکه تأمینکننده آن آرمانها نیز بود. اساس این نهضت «قیام لله» و قیام برای خدا بود و چنین قیامی نتایجی را به همراه دارد که در آن استقلال ملی، عدالت و بسیاری از خواستههای مردم ایران تأمین میشود.
فقیهحقانی سومین ویژگی نهضت ۱۵ خرداد را مردمی بودن آن عنوان کرد و افزود: این نهضت بر پایه حضور مردم متدین و دیندار شکل گرفت. البته در ۱۵ خرداد بخش کوچکی از جامعه ایران که نگاه دینی نداشتند یا اعتقادی به جایگاه روحانیت نداشتند، در این حرکت حضور نداشتند اما عموم مردم ایران یکپارچه پشت سر مرجعیت شیعه ایستادند و نهضتی را رقم زدند که در آن سه رکن اساسی میدرخشید؛ رهبری دینی، آرمانهای دینی و مردم متدینی که از مرجعیت شیعه تبعیت میکردند.
وی تأکید کرد: همین مؤلفهها بعدها به انقلاب اسلامی و پیروزی آن منجر شد و در پیروزی انقلاب نیز همین ارکان و عناصر نقشآفرین بودند.
فقیهحقانی اظهار کرد: در انقلاب اسلامی نیز ما با رهبری مواجه هستیم که مؤمن و انقلابی و متعبد است؛ رهبری که در اندیشه، روحیه و عمل، انقلابی است. این تأکیدی است که از
رهبر شهید درباره امام خمینی (ره) به یادگار مانده است.
وی ادامه داد: حال باید ببینیم این ویژگی چه اتفاقی را برای ایران رقم زد و چه تفاوتی با دورههای پیشین تاریخ ما دارد. دورههای قبلی را به اختصار مرور میکنم و سپس دوباره به همین نکته بازمیگردم.
رئیس مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر گفت: در ۲۲۰ سال گذشته، دو پیچ تاریخی مهم را پشت سر گذاشتهایم و اکنون در سومین پیچ تاریخی قرار داریم. خواهش میکنم به این موضوع توجه کنید، زیرا هم به وضعیت امروز ما و هم به آینده ایران، منطقه و جهان مربوط میشود.
وی افزود: «پیچ تاریخی» تعبیری است که رهبر شهید به کار بردند. منظور از پیچ تاریخی، مقطعی از تحولات جهانی است که در آن نظم قدیمی فرو میریزد و نظم جدیدی شکل میگیرد. در ۲۲۰ سال گذشته دو بار چنین اتفاقی رخ داده و اکنون نیز در سومین پیچ تاریخی قرار داریم. به عبارت دیگر، جهان بار دیگر دستخوش تحولات گسترده شده است؛ نظم استکباری حاکم بر دنیا و نظام تکقطبی موجود به چالش کشیده شده و در نتیجه این چالش، درگیریها و تنشهایی را در نقاط مختلف جهان شاهد هستیم. ما نیز امروز در متن این تحولات قرار داریم.
فقیهحقانی ادامه داد: رهبر شهید چند سال پیش به این موضوع اشاره کردند و فرمودند که به نظر میرسد دنیا در آستانه تحولات بزرگی قرار دارد. ایشان تأکید کردند که ما در یک پیچ تاریخی واقع شدهایم و اگر هوشیار نباشیم، تصمیم درست نگیریم و به موقع اقدام نکنیم، معلوم نیست جایگاه ما در نظم جدید جهانی چه خواهد بود. این هشدار امام شهید ما بود.
وی تصریح کرد: باید تحولات امروز و همچنین رخدادهای گذشته را از همین منظر مورد بررسی قرار دهیم. برای توضیح این موضوع مثالی عرض میکنم؛ در حدود سال ۱۸۰۰ میلادی، جهان در آستانه یک تحول بزرگ قرار گرفت. نظمی که بر جهان حاکم بود، توسط انگلستان، فرانسه و روسیه تزاری به چالش کشیده شد و از بداقبالی ملت ایران، کشور ما یکی از کانونهای اصلی این تحولات جهانی شد.
وی افزود: ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود همواره در تحولات بینالمللی نقش داشته است. ایران کشوری منزوی و جداافتاده نیست که در گوشهای از جهان قرار گرفته باشد و کسی با آن کاری نداشته باشد. ما در چهارراه جهان واقع شدهایم و موقعیت ایران، همراه با ظرفیت عظیم تمدنی آن، همواره توجه قدرتها را به خود جلب کرده است. همانگونه که امروز نیز نگاههای بسیاری به ایران دوخته شده است.
فقیهحقانی اظهار کرد: قدرتهای جهانی برای شکل دادن به نظم جدید به این نتیجه رسیدهاند که باید از ایران عبور کنند؛ از ایران انقلابی و ایران اسلامی. نگرانی آنها از ایران هستهای نیست؛ خودشان نیز میدانند که جمهوری اسلامی ایران به دنبال سلاح هستهای نیست. نگرانی اصلی آنها از ایران مستقل، انقلابی و اسلامی است؛ ایرانی که میخواهد در نظم جدید جهانی نقشآفرین باشد و بالفعل نیز تأثیرگذار شده است. این تأثیرگذاری حاصل تحولاتی است که در ۴۷ سال گذشته در کشور ما رخ داده است.
وی در ادامه با اشاره به وضعیت ایران در نخستین پیچ تاریخی دو قرن اخیر گفت: در آن مقطع، رهبری کشور در اختیار پادشاهان قاجار بود؛ پادشاهانی مستبد، نالایق و مستأصل. این تعبیرات را کاملاً آگاهانه به کار میبرم؛ نالایق و مستأصل. البته قاجارها ضد دین نبودند و تمایلی نداشتند که ایران زیر سلطه استعمارگران و بهویژه انگلستان قرار گیرد، اما در عین حال گرفتار ناتوانی و استیصال بودند.
فقیهحقانی افزود: در بخش مردم نیز جامعه ایران تحت فشار استبداد قرار داشت. حکومتهای مستبد نفس مردم را گرفته بودند و اساساً جایگاهی برای مردم قائل نبودند. البته در برخی مقاطع، قاجارها به واسطه حضور مرجعیت شیعه و علمای دینی از ظرفیت مردم استفاده میکردند و اتفاقاً در همان موارد نیز موفقیتهایی به دست میآوردند.
وی گفت: برای نمونه، در جنگهایی که روسیه به ایران تحمیل کرد، این مردم بودند که بر اساس فتاوای مراجع شیعه به میدان آمدند و از کشور دفاع کردند اما مشکل این بود که قاجارها بسیار دیر متوجه اهمیت این ظرفیت عظیم مردمی شدند؛ ظرفیتی که میتوانست در سرنوشت کشور نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
رئیس مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر با تأکید بر اینکه در زمان قاجار قدرتهای خارجی به ما کمکی نکردند، گفت: ما با آنها سه پیمان بستیم اما نهتنها کمکی در کار نبود، بلکه به ما خیانت نیز کردند. نتیجه این خیانتها جدایی قفقاز از ایران بود. پس از آن نیز خودشان وارد عمل شدند و هرات، افغانستان و بخش مهمی از بلوچستان را از ایران جدا کردند.
وی ادامه داد: قاجارها در برخی مقاطع و بر اساس فتاوای مراجع از ظرفیت مردم استفاده میکردند، اما این روند استمرار نداشت. وضعیت مردم نیز مشخص بود اما در مورد آرمانها باید گفت که قاجارها ضد اسلام و ضد دین نبودند، ولی آرمان دینی هم نداشتند. منظور از آرمان دینی این است که دنبال آن نبودند که اسلام را در جامعه حاکم کنند. آنان در پی اداره حکومت خود بودند و شخصاً نیز مسلمان محسوب میشدند، اما انگیزهای برای کمک به مسلمانان جهان یا برقراری عدالت در کشور نداشتند. این مسائل جزو آرمانهای آنان نبود.
فقیهحقانی تصریح کرد: فقدان این سه ویژگی؛ رهبری دینی، آرمانهای دینی و حضور سازمانیافته مردم، سبب شد که در آن تلاطم بزرگ جهانی و در فرآیند پوستاندازی نظم جهانی، اساساً به حساب نیاییم. نتیجه آن شد که کشور ما تجزیه شد. در آن دوره وسعت ایران تقریباً سه برابر ایران امروز بود اما بخشهای مهمی از سرزمین ما از کشور جدا شد. همچنین بین چهار تا ۹ میلیون نفر از جمعیت ایران جان خود را از دست دادند. کشور به شدت عقب نگه داشته شد، اقتصاد ملی بر اثر سیاستهای استعماری دچار فروپاشی شد و مردم برای تأمین حداقل معیشت خود با مشکلات فراوان مواجه شدند.
وی افزود: در آن شرایط بسیاری از مردم برای یافتن کار به هندوستان، قفقاز و باکو مهاجرت میکردند. کسانی هم که در داخل کشور باقی مانده بودند یا زیر فشار استبداد زندگی میکردند یا قربانی تهاجمات خارجی بودند. در طول آن صد سال نخست، کشور ما چندین بار اشغال شد؛ روسها ایران را اشغال کردند، انگلیسیها کشور را اشغال کردند و عثمانی نیز بخشهایی از ایران را به اشغال خود درآورد.
فقیهحقانی ادامه داد: قرار بود در پایان جنگ جهانی اول، که پایان نظم پیشین جهانی و آغاز ورود به پیچ دوم تاریخی بود، اساساً کشوری به نام ایران وجود نداشته باشد. انگلیسیها در پایان این پیچ تاریخی تصمیم داشتند ایران را به مستعمره خود تبدیل کنند. در همین راستا قراردادی با دولت ایران منعقد کردند که به قرارداد ۱۹۱۹ مشهور شد و بر اساس آن، ایران عملاً به مستعمره انگلستان تبدیل میشد.
وی اظهار کرد: حتی بنا بود در پایان جنگ جهانی اول، ایران و بینالنهرین، یعنی عراق امروز، به خاک هندوستان که در آن زمان تحت سلطه انگلستان بود، ملحق شوند اما از اواخر جنگ جهانی اول، پیچ دوم تاریخی آغاز شد و تحرکات جدیدی نیز در منطقه شکل گرفت. صهیونیستها برای اشغال فلسطین وارد عمل شدند و فرانسویها و انگلیسیها نیز پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و امپراتوری تزاری، برای تقسیم منطقه برنامهریزی کردند.
رئیس مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر افزود: در آن مقطع قراردادی به نام «سایکس ـ پیکو» میان قدرتهای استعماری منعقد شد و بر اساس آن، سراسر منطقه میان آنها تقسیم شد. کشورهای جدیدی از دل ویرانههای امپراتوری عثمانی شکل گرفتند که بسیاری از آنها همان کشورهایی هستند که امروز در اطراف خود مشاهده میکنیم.
وی ادامه داد: ایران نیز قرار بود به طور کامل از میان برود و کشوری به این نام باقی نماند، اما قیام مردم ایران و آنچه از توانمندیهای ملی باقی مانده بود، به رهبری علمای شیعه وارد میدان شد. در سراسر ایران شاهد قیامهای گسترده مرجعیت و روحانیت شیعه علیه طرحهای استعماری در ایران و بینالنهرین بودیم. همین مقاومتها مانع تحقق اهداف شوم قدرتهای استعماری شد.
فقیهحقانی تأکید کرد: با وجود این، ایران در آغاز نظم جدید جهانی کشوری کاملاً متلاشی بود؛ کشوری که از نظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی انسانی با بحران و فروپاشی گسترده مواجه شده بود. در چنین شرایطی وارد پیچ دوم تاریخی شدیم.
وی با اشاره به شرایط ایران در این مقطع گفت: در پیچ دوم تاریخی، حاکم ایران چه کسی بود؟ یک رژیم کودتایی. انگلیسیها کودتا کردند و رضاخان را بر سر کار آوردند. مأموریت رضاخان روشن بود؛ تضمین غارت نفت ایران توسط انگلیسیها، نابودی بنیانهای مقاومت مردم ایران که عبارت بودند از روحانیت شیعه، تشیع و شعائر شیعی و همچنین از بین بردن نیروهای بومی و مردمی ایران اسلامی که عمدتاً در میان ایلات و عشایر حضور داشتند.
این پژوهشگر تاریخ معاصر ادامه داد: رضاخان نهتنها دیندار نبود، بلکه اساساً ضد دین بود و با هدف برچیدن بساط تشیع، مرجعیت شیعه، روحانیت و شعائر حسینی به قدرت رسید. در واقع یکی از مأموریتهای اصلی او از میان بردن این بنیانهای هویتی و اعتقادی در جامعه ایران بود.
وی افزود: در دوره رضاخان وضعیت مردم نیز بسیار دشوار بود. جامعهای که از همه جهات آسیب دیده بود، این بار گرفتار نوع دیگری از استبداد شد. اگر قاجارها را بتوان «استبداد فاسد و مستأصل» نامید، پهلوی را باید «استبداد فاسد و وابسته» دانست؛ یعنی علاوه بر فساد و استبداد، وابستگی نیز به آن افزوده شد. در دوره قاجار بیگانگان با ایران میجنگیدند، اما در دوره پهلوی عملاً بر ایران حاکم شدند و به همین دلیل وضعیت کشور به مراتب بدتر شد.
فقیهحقانی تصریح کرد: مردم نیز تحت فشارهای شدید قرار داشتند. در کتابی که با عنوان «ساواک» منتشر شده، آمده است که در طول دوره پهلوی حدود ۲۵ هزار مفقودالاثر سیاسی وجود داشته است؛ افرادی که به دلایل سیاسی بازداشت شدند، سر به نیست شدند و هیچ خبری از سرنوشت آنها در دست نبود. این آمار جدا از کشتارهای گستردهای است که در دوره پهلوی رخ داد؛ از جمله کشتار مسجد گوهرشاد، سرکوب ایلات و عشایر و خشونتهایی که در جریان سیاستهای مربوط به منع حجاب و مقابله با ارزشهای دینی به جامعه ایرانی تحمیل شد.
وی در ادامه درباره آرمانهای حاکم بر دوره پهلوی گفت: آرمانهای این دوره بر دو محور باستانگرایی و غربگرایی استوار بود. رضاخان شعار باستانگرایی میداد، اما در عین حال با صراحت اعلام میکرد که ایرانی باید «سیرتاً و صورتاً اروپایی» شود. این عبارت عین سخن رضاخان است. بنابراین در دوره پهلوی قرار بود نهتنها از تشیع و اسلام، بلکه از فرهنگ اصیل ایرانی نیز اثری باقی نماند.
رئیس مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر اظهار کرد: در این پیچ تاریخی نیز خسارتهای فراوانی به کشور وارد شد. بخشهای مهمی از سرزمین ایران از دست رفت. آرارات کوچک و مناطقی همچون قرهسو، همان مناطقی که امروز نیز محل برخی مناقشات هستند، در همین دوره از دست رفتند. حتی برخی از طرحهایی که امروز درباره ایجاد دالانها و کریدورهای منطقهای مطرح میشود و با همکاری برخی کشورهای منطقه دنبال میشود، ریشه در همان دوره دارد.
وی افزود: علاوه بر این، کشور در این دوره بار دیگر اشغال شد. تنها در مدت ۸۰ ساعت، ایران به اشغال متفقین درآمد. آمریکاییها حتی در برخی روزنامههای خود، جنگ شهریور ۱۳۲۰ را با عنوان «جنگ ۸۰ ساعته» مورد تمسخر قرار دادند. کشوری که ارتش دارد اما مردم ندارد، رهبری دینی ندارد و آرمان دینی ندارد، در مدت ۸۰ ساعت سقوط میکند. این نتیجه پیچ دوم تاریخی بود.
وی افزود: پس از آن و با روی کار آمدن پسر رضاخان و گسترش نفوذ آمریکا، شرایط کشور به تدریج وخیمتر شد. وضعیت به جایی رسید که در دهه ۴۰ حضرت امام خمینی(ره) احساس خطر کردند و اعلام کردند که استقلال ما را فروختهاند و شرف ما را فروختهاند. در همین دوره بود که کاپیتولاسیون احیا شد و ایرانی حتی از حداقل حقوق قضایی خود نیز محروم شد؛ به گونهای که اگر یک شهروند ایرانی توسط یک آمریکایی کشته میشد، امکان پیگیری و شکایت در مراجع قضایی ایران را نداشت.
وی تصریح کرد: در همان سالها جریان بهائیت نیز در حال نفوذ و حاکم شدن بر ساختارهای کشور بود. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۲ برنامهای دهساله در کشور اجرا شد که هدف آن فراهم کردن زمینههای تغییرات گسترده در ساختار فرهنگی و سیاسی ایران بود. در پایان این طرح قرار بود بهائیت در ایران رسمیت پیدا کند و یکی از نمودهای آن نیز ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی بود.
فقیهحقانی گفت: اعتراضات حضرت امام خمینی(ره) و در ادامه قیام ۱۵ خرداد در واکنش به همین روندها شکل گرفت. ملت ایران با نهضت امام خمینی(ره)، وابستگی را پشت سر گذاشت و با انقلاب اسلامی وارد مرحله جدیدی از تاریخ خود شد.
وی ادامه داد: در این دوره جدید، رهبر ما یک رهبر دینی، مؤمن، متعبد و انقلابی است. مردم ما نیز مردمی متدین و انقلابی هستند و آرمانهای ما آرمانهای انقلابی است. متأسفانه فرصت اندک است و تنها میخواهم به تأثیراتی اشاره کنم که قیام ۱۵ خرداد رقم زد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار پیدا کرد.
این پژوهشگر تاریخ معاصر اظهار کرد: حضرت امام(ره) با تکیه بر عقلانیت انقلابی، مسیر جدیدی را برای ایران ترسیم کردند. این همان تعبیری است که رهبر شهیدمان درباره نقشه راه امام برای ایران پس از انقلاب به کار بردند. ایران انقلابی، ایران مستقل و ایران مبتنی بر یک نظم سیاسی و مدنی اسلامی و انقلابی شکل گرفت. رهبر شهیدمان تأکید کردند که راز ماندگاری انقلاب اسلامی در دو کلمه نهفته است؛ «اسلامیت» و «جمهوریت».
این مورخ تاریخ معاصر اظهار کرد: مردمسالاری دینی و آرمانهای دینی، در کنار استقلالی که با انقلاب اسلامی به دست آوردیم، ما را به سمت پیشرفتهای بزرگ سوق داد. این پیشرفتهای عظیم بدون روحیه عزت و باور «ما میتوانیم» که امام راحل به مردم ایران هدیه کرد، امکانپذیر نبود.
وی افزود: امام خمینی(ره) این اقیانوس عظیم مردم متدین ایران را با این پیام به حرکت درآورد که شما عزیز هستید، عزت از آنِ خداوند و مؤمنان است و میتوانید بدون تکیه بر بیگانگان کشور خود را آباد کنید. از همین نقطه بود که مقوله پیشرفت مطرح شد و ما بر پایه استقلال و روحیه ملی که امام به مردم ایران بخشید، به سمت ساختن کشور در عرصههای مختلف حرکت کردیم.
فقیهحقانی ادامه داد: ایران در عرصه سیاسی به کشوری مستقل تبدیل شد. در گام نخست، نظم دوقطبی جهان را به چالش کشید؛ نظمی که بر پایه دو بلوک شرق و غرب شکل گرفته بود. در مرحله بعد نیز به تنهایی در برابر نظم تکقطبی جهان ایستاد؛ نظمی که مبتنی بر سلطه آمریکا بر جهان بود. جمهوری اسلامی ایران در طول ۴۷ سال مقاومت توانست نظامی مبتنی بر مردمسالاری دینی را شکل دهد؛ نظامی که در آن مردم در تعیین تمامی ارکان و اجزای آن نقش و مشارکت دارند.
وی تصریح کرد: جمهوری اسلامی در عرصه سیاسی توانست در برابر قدرتهای استکباری جهان ایستادگی کند و در حوزه علم و فناوری نیز مرزهای دانش را درنوردد و به جایگاهی برسد که امروز شاهد قدرتنمایی و حضور مؤثر ایران در برابر قدرتهای بزرگ هستیم.
رئیس مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر گفت: بنابراین در سایه رهبری دینی و شجاع، مردم مسلمان و آرمانهای دینی، امروز در نقطهای قرار گرفتهایم که در تحولات بینالمللی تأثیرگذار هستیم. استکبار جهانی و آمریکای جنایتکار تلاش میکنند سلطه خود را بر جهان حفظ کنند و نظام تکقطبی را تداوم ببخشند، اما بزرگترین عاملی که عملاً در برابر این سلطه ایستاده، ایران انقلابی و اسلامی است.
وی افزود: جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر آرمانهای دینی خود و با تمرکز بر مسئله اصلی جهان اسلام، یعنی فلسطین، از همان روزهای نخست انقلاب اسلامی مسیر روشنی را ترسیم کرد. حضرت امام(ره) از همان سال اول پیروزی انقلاب، مسئله فلسطین را در ایران و جهان اسلام احیا و زنده کرد و امروز نیز فلسطین به کانون اصلی تقابل استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران و جریان مقاومت تبدیل شده است.
فقیهحقانی اظهار کرد: یکی از مهمترین دستاوردهای همین مؤلفهها، یعنی رهبری دینی، مردم متدین و آرمانهای دینی، شکلگیری جبهه مقاومت است. امروز ایران اسلامی با قدرت و در همراهی با جبهه مقاومت، برخلاف دو پیچ تاریخی پیشین که با وضعیتی اسفبار از آنها خارج شدیم، در شکلدهی به تحولات جهان جدید و نظم در حال ظهور نقشآفرینی میکند.
وی ادامه داد: در پرتو مقاومتی که ملت ایران از خود نشان داده است، امروز مردم ما در زمره ملتهایی قرار دارند که جهان اسلام به آنها افتخار میکند. ما در حال مشارکت در شکل دادن به نظم جدیدی در منطقه هستیم؛ نظمی که میتواند بر نظم جهانی نیز تأثیرگذار باشد.
این پژوهشگر تاریخ معاصر تأکید کرد: در این پیچ تاریخی سوم، ملت ایران، انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت از عوامل تعیینکننده در شکلگیری نظم جدید جهانی خواهند بود.
وی با گرامیداشت یاد رهبر شهید، گفت: جای ایشان بهویژه در روزهای اخیر بسیار خالی بود. رهبر شهید ما طی ۳۶ سال، آرمانهای امام را هم برای مردم تبیین کردند و هم مو به مو به اجرا درآوردند و حاصل آن، شکلگیری ایرانی قدرتمند و سرافراز بود.
فقیهحقانی در پایان اظهار کرد: ملت ایران در حال عبور از پیچ سوم تاریخی است و انشاءالله با ایستادگی، مقاومت، حمایت الهی و عنایات اهل بیت(ع)، از این مرحله نیز با سلامت، اقتدار و موفقیت عبور خواهد کرد.