امیر دانایی/12
قدر و ارزش آدمی به چیست

قدر و ارزش آدمی به چیست

به گزارش ایکنا، نویسنده کتاب «کران بی‌کران» با نگاهی نو، کلام امیرالمؤمنین(ع) را از حصار کلمات انتزاعی خارج کرده و به متن زندگی امروز می‌آورد. او روایت خود را با این اصل آغاز می‌کند که کلام امام سهل و ممتنع است؛ یعنی در عین سادگی برای عموم، حاوی سخت‌ترین استانداردهای اخلاقی است که بازخوانی آن برای جامعه امروز ضرورتی حیاتی دارد.

حضرت علی(ع) در حکمت 47 نهج البلاغه می‌فرمایند: «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَصِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ، وَشُجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ، وَعِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَيْرَتِهِ ارزش هر کس به اندازه همت اوست؛ صداقت او به اندازه جوانمردی اوست؛ شجاعتش به قدر عزت‌نفس اوست و پاکدامنی‌اش به میزان غیرت اوست.»

ارزش آدمی، وسعت همت اوست

در نخستین فراز  «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ»، نویسنده به نقد نگاه‌های سطحی به ارزش انسان می‌پردازد. واژه «الرجل» فارغ از جنسیت، به معنای جوهره انسانی است. نویسنده استدلال می‌کند که «همت» همان خط‌کشی است که قیمت ما را تعیین می‌کند. تفاوت آدم‌ها در دارایی‌هایشان نیست؛ بلکه در افق آرزوها و تلاش‌هایشان است. کسی که همتش تنها گذران روزمره و تامین نیازهای غریزی است، به همان اندازه می‌ارزد؛ اما آن که همتش نجات یک جامعه یا رسیدن به قله‌های کمال است، ارزشی بی‌کران می‌یابد. همت، همان موتور محرکی است که عیار وجودی فرد را در نظام هستی مشخص می‌کند.

صداقت، نشان جوانمردی

نویسنده در ادامه «وَصِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ»، پل میان راستی و مروت را ترسیم می‌کند. مروت، فراتر از یک قانون خشک، به معنای «آداب‌دانی و وقار اجتماعی» تعریف شده است. کتاب با ظرافتی خاص توضیح می‌دهد که انسان با‌مروت، آن‌قدر شأن و بزرگی برای خود قائل است که حیفش می‌آید ساحت روحش را به دروغ بیالاید. در واقع، دروغ‌گویی میوه «بی‌مروتی» و حقارت نفس است. نویسنده تأکید می‌کند که مصادیق مروت با توجه به زمان و مکان تغییر می‌کنند، اما اصل آن که «حفظ وقار و کرامت» است، همواره ریشه در صدق و صفا دارد.

شجاعت یعنی آزادگی

در فراز سوم «وَشُجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ»، شجاعت از میدان‌های جنگ فیزیکی به میدان‌های نبرد با نفس منتقل می‌شود. نویسنده با تکیه بر واژه «آنفه» (عزت‌نفس)، شجاعت را در «بی‌اعتنایی به قدرت‌های مادی» معنا می‌کند. انسان شجاع در این روایت، کسی است که به خاطر نیاز مادی یا طمع دنیا، در برابر صاحبان زور و ثروت کرنش نمی‌کند. این شجاعت اخلاقی، ریشه در آن دارد که انسان، خود را بزرگ‌تر و ارزشمندتر از آن می‌بیند که به غیر از حق، به کسی باج بدهد.

عفت، میوه درخت غیرت

تحلیل دیگر کتاب در بررسی پیوند میان «عفت» و «غیرت» رقم می‌خورد «وَعِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَيْرَتِهِ». نویسنده با استفاده از مفهوم فلسفی «حقیقت تشکیکی»، توضیح می‌دهد که عفت و پاکدامنی، میوه طبیعی درخت غیرت است. او غیرت را به معنای تنفر از مشارکت دیگری در امر محبوب تعریف کرده و آن را یک سازوکار صیانتی برای روح می‌بیند.

نویسنده با نگاهی نقادانه، میان غیرت عقلانی و تعصب‌های کور یا حزبی مرز می‌کشد و تأکید می‌کند که غیرت تنها زمانی فضیلت است که در جای درست و طبق دستور عقل و شرع باشد. او دایره غیرت را چنان گسترش می‌دهد که تمام مکارم اخلاقی را در بر می‌گیرد.

امام علی (ع) در حکمت ۴۷، عیار واقعی انسان را از چنبره معیارهای مادی و اعتباری رها کرده و آن را به چهار ستون درونی پیوند می‌زند: «همت»، «مروت»، «شجاعت» و «عفت». در این نگاه، قیمت هر انسان نه به داشته‌های او، بلکه به «افق نگاه» و «غیرت اخلاقی» اوست.

بیشتر بخوانید: نیکی را چگونه جبران کنیم